دانلود پایان نامه حقوق با موضوع خودکشی

جمله وصیت اهمیت خاص دارد در این عقود برخلاف عقود معوض، یکی از دو طرف قرارداد بدون قصد جلب منافع مادی تعهدی به نفع طرف مقابل می کند، در وصیت که به طور معمول در حال ناتوانی یا کهولت، انشاء‌می شود قانون گذار باید توجه بیشتری به درستی و سلامت رضای او کند.
قبول در وصیت زمانی اعتبار دارد که موصی زنده نیست و باید اراده ی او اجرا شود. به طور معمول موصی به از زمان مرگ به موصی له انتقال یابد و به وارثان نرسد ولی این مطلب را قانون گذار پس از قبول موصی له نافذ می داند. احتمال دارد قبول، مدت ها پس از مرگ اعلام شود پس این پرسش مطرح می شود که مفاد تراضی چیست؟ آیا در گذشته موثر واقع می شود و کاشف از انتقالی است یا در آینده اثر می کند و تابع قواعد عمومی است؟
وصیت تملیکی بدون قبول موصی له واقع نمی شود مطابق ماده ۸۲۷ قانون مدنی و او می تواند آنچه را پیشنهاد شده است قبول یا رد کند اجرای این اختیار در مرحله ی نص به شخص موصی له ارتباط دارد. ولی اگر اهلیت نداشته باشد قبول وصیت با ولی یا قیم او است همچنین، هرگاه موصی له به دلیل ورشکستگی ممنوع از مداخله در امور مالی خود باشد. مدیر تصفیه قائم مقام قانونی ورشکسته بوده و حق دارد به جای او از اختیار مزبور استفاده کند. سپس، در اعتبار قبول موصی له بعد از فوت موصی تردید نمی توان کرد هرچند که با قواعد عمومی تراضی در سایر قراردادها مخالف به نظر آید..
۲-۱- موانع نفوذ اراده
در وصیت موصی در انشاء وصیت تملیکی باید قصد تملیک مالی را داشته باشد و نمی تواند وارثان خود را از ارث محروم سازد. (ماده ۸۳۷ قانون مدنی).
به موجب ماده ۱۹۹ قانون مدنی (رضای حاصل در نتیجه ی اشتباه یا اکراه موجب نفوذ معامله نیست) و قواعد مربوط به تاثیر اکراه و اشتباه را در کلیات قراردادها می خوانیم.
۲-۱-۱-اشتباه:
مواردی که اشتباه، موجب بطلان وصیت است:
مواردی که اشتباه موجب بطلان (یا عدم نفوذ) معامله است، در مواد ۲۰۰، ۲۰۱ قانون مدنی به اجمال بیان شده است اشتباهی در تراضی موثر است که مربوط به نوع عقد خود موضوع معامله یا شخصیت طرف معامله باشد.
۱٫ اشتباه در مورد نوع عقد و موضوع معامله در وصیت بسیار کم است و اغلب درباره شخصیت طرف معامله و بشیتر از همه در جهت و علت پیش آمده است.
۲٫ اشتباه دیگر، اشتباهی ست که در بیان اراده موصی است موصی می خواهد مالی معین را به شخصی تملیک کند و در وصیتنامه نام موصی له یا موضوع وصیت را اشتباه قید می کنند.
۳٫ اشتباه در شخص موصی له موجب بطلان وصیت است زیرا وصیت و همچنین در سایر عقود رایگان، شخصیت طرف، علت عمده عقد است. (ماده ۲۰۱ قانون مدنی)
۴٫ اشتباه در علت: راجع به تاثیر اشتباه در علت قراردادها قانون مدنی حکم صریحی ندارد ولی از ماده ۲۰۱ که اشتباه در شخص طرف را در صورتی مخل به صحت معامله می داند که شخصیت او علت عمده عقد باشد اشتباه در محرک و علت قطعی هر معامله موجب بطلان آنست. بنابراین اگر موصی نسبت به علتی که او را به انشاء‌وصیت برانگیخته، تصور غلطی داشته باشد به گونه ای که اگر حقیقت را می دانست به وصیت تصمیم نمی گرفت وصیت باطل است، خواه اشتباه قانونی باشد یا موضوعی.
۲-۱-۲- اکراه:
موصی در انشاء وصیت و موصی له در قبول آن باید مختار و آزاد باشد. ماده ۲۰۳ قانون مدنی مقرر می دارد که: (اکراه، موجب عدم نفوذ معامله است)
اکراه، اعم از اینکه جسمانی یا معنوی باشد، موجب بطلان وصیت نیست زیرا کسی که در معرض تهدید یا شکنجه است در قبول آن یا انشاء‌عقد اختیار دارد پس نمی توان ادعا کرد که اکراه موجب فقدان قصد و رضا است به همین دلیل ماده ۲۰۹ می گوید: (امضا معامله بعد از رفع اکراه موجب نفور معامله است).
اگر تهدید و آزار، چنان شدید باشد که به کلی اراده مکره را برای تصمیم گرفتن از بین ببرد، وصیت باطل است ولی در سایر موارد، مکره حق دارد پس از رفع اکراه وصیت را تنفیذ کند
طبق نظر مراجع عالیقدر نیز کسی که وصیت می کند باید عاقل باشد و بر وصیت اکراه نشده باشد.
۲-۲- اهلیت طرفین
اهلیت عبارت است از توانایی شخص برای دارا شدن حق یا اعمال و اجرای آن از این تعریف چنین استنباط می شود که اهلیت بر دو قسم است: اهلیت تمتع یا توانایی دارا شدن حق و اهلیت استیفاء‌یا تصرف، یعنی قدرت اعمال و اجرای حقوق .
نمایندگان قانونی موصی نمی توانند به نمایندگانی از طرف او انشاء وصیت کنند اعم از این که این نماینده ی قانونی ولی، وصی یا قیم باشد. این حکم در قوانین ما، تصریح نشده است ولی صرف نظر از آن که تملیک رایگان اموال محجور از اعمال اداری لازم برای حفظ دارایی او نیست تا انجام دادن آن در صلاحیت ولی یا قیم باشد. طبع این گونه تصرفات ایجاب می کند که حجر مصوی به طور کلی عدم اهلیت تمتع باشد. به همین ترتیب اگر کسی، دیگری را به طور مطلق وکیل خود کند، وکین نمی تواند به نمایندگی از طرف موکل خود وصیت کند. (ماده ۵۶۱ قانون مدنی).
شاید با توجه به چهره ی شخصی وصیت است که قانون گذار برخلاف قاعده کلی وصیت فضولی را باطل دانسته است.
۲-۳-عدم اهلیت تملیک (موصی)- عام
موصی باید کبیر باشد:
مطابق ماده ۸۳۵ قانون مدنی (موصی باید نسبت به مورد وصیت جایزالتصرف باشد) واضح است که شخصی می تواند جایزالتصرف محسوب شود که علاوه بر اهلیت تمتع، به استقلال نیز بتواند در اموال خود تصرف کند، یعنی کبیر و عاقل و رشید باشد.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در فقه اسلام با آن که مطابق قواعد کلی متعاملین باید به سن بلوغ برسند در مورد موصی سختگیری کمتری شده است. بیشتر فقیهان با استناد به روایات وصیت کودک ده ساله را مجاز شمرده اند. از جمله روایت صدوق از ابی بصیر از حضرت صادق (ع): (اذا بلغ الغلام عشر سنین و اوصی بثلث ماله فی حق جازت وصیته) همچنین به روایت زراره از حضرت صادق(ع): «اذا اتی الغلام عشر سنین فانه یجوز له فی ماله ما اعتق و تصدق و ما اوصی علی وجه معروف و حق فهو جایز» ولی بعضی دیگر مانند شهید ثانی و ابن ادریس به استناد عمومات و آیات قرآن مانند (و ابتلوا الیتامی حتی اذ ابلغوا الناح فان رشدا فاذ فعوا الیهم اموالهم…) و مراعات احتیاط، بلوغ را شرط صحت وصیت دانسته اند و قانون مدنی از این عقیده پیروی کرده است.

همچنین در اکثر نظر مراع عالیقدر اشاره شده است به این موضوع که کسی که وصیت می کند باید عاقل و بالغ باشد ولی بچه ی ده ساله ای که خوب و بد را تمیز می دهد اگر برای کار خوبی مثل ساختن مسجد و آب انبار و نیز پل وصیت کند صحیح می باشد.
موصی باید رشید باشد:
غیر رشید کسی ست که تصرفات او در اموال و حقوق مالی خود عقلانی نباشد (ماده ۱۲۰۸ قانون مدنی) با توجه به قوانین کنونی باید رشد بالغ را احراز کرد و رسیدن به ۱۸ سالگی می تواند اماره ی قضایی بر کمال شعور قرار گیرد، چنان چه در عمل نیز چنین است.
غیر رشید می تواند با اجازه ی ولی یا قیم خود در اموالش تصرف کند اعم از اینکه ولی یا قیم اجازه داده باشد یا بعد از انجام عمل آن را تنفیذ کند. (ماده ۱۲۱۴ قانون مدنی) بنابراین قاعده، باید حجر سفیه در وصیت، عدم اهلیت تصرف باشد و غیر رشید بتواند با اجازه ی ولی یا قیم خود انشاء‌وصیت کند. ولی با توجه به آن چه در مورد اهلیت موصی گفته شد. به نظر می رسد که عدم اهلیت در این مورد تفاوتی با صغیر و مجنون نداشته باشد.
موصی باید عاقل باشد:
مجنون نیز در هر درجه ای از جنون باشد از انشاء‌وصیت ممنوع است (ماده ۱۲۱۱ قانون مدنی)
نماینده ی قانونی مجنون نیز نمی تواند اموال موصی علیه را به رایگان تملیک کند ولی، در صورتی که جنون ادواری باشد و وصیت در حال افاقه انشاء‌شود صحیح است و زوال عقل هرچند بلافاصله بعد از عقد عارض شده باشد تاثیری در وصیت گذشته ندارد.
از نظر مراجع عالیقدر نیز اهلیت موصی مورد توجه میباشد. وصیت افراد بالغ و عاقل صحیح است وصیت کننده باید از روی اختیار وصیت کند و کسی او را مجبور نکرده باشد و در غیر این صورت صحیح نیست، وصیت شخص سفیه صحیح نیست مگر این که عقلایی باشد و مربوط به امور مالی نباشد و وصیت کسی که ورشکست شده اگر وصیت او مزاحمت با حقوق طلب کارهایش نباشد صحیح است.

۲-۴-عدم اهلیت تملیک (موصی) خاص:
۲-۴-۱-عدم اقدام خودکشی موصی قبل از وصیت
ماده ۸۳۶ قانون مدنی، نوعی عدم اهلیت خاص، برای موصی پیش بینی کرده است در این ماده می خوانیم «هرگاه کسی به قصد خودکشی خود را مجروح یا مسموم کند یا اعمال دیگر از این قبیل که موجب هلاکت است، مرتکب گردد و پس از آن وصیت نماید، آن وصیت در صورت هلاکت باطل است.»
در توجیه بطلان وصیت در این مورد استدلال شده است که: در این مورد موصی را باید به منزله کسی دانست که از او زوال عقل شده است. پس، وصیت چنین شخصی به علت سفاهت باطل است. بعضی نیز افوزده اند که موصی بعد از اقدام به خودکشی حیات مستقر ندارد و در حکم میت است و بطلان وصایای او استثنایی بر قواعد کلی نیست. برخی از حقوق دانان مخالف این گفته هستند که وصیت این گونه افراد باطل باشد. از آنچه گفته شد نتیجه آنکه ماده ۸۳۶ قانون مدنی با هیچ یک از قواعد حقوقی منطبق نیست پس باید به طور محدود تفسیر شود و فقط در مورد نص، اجرا گردد.
۲-۴-۲- شرایط بطلان وصیت قبل از اقدام به خودکشی
۱٫ موصی باید خود را مجروح یا مسموم کند تا اعمال دیگری از این نوع که موجب هلاکت شود انجام دهد. بنابراین هرگاه موصی اعمال مرتکب شود که نوعا موجب هلاکت نمی شود. مانند آن که سر خود را از عصبانیت به دیوار بزند و فوت نماید، وصیتی که پس از آن می کند باطل نمی باشد.
۲٫ موصی عمل مزبور را به قصد خودکشی مرتکب شده باشد.
۳٫ وصیت پس از ارتکاب عمل واقع شود چنان که کسی، سمی را به قصد خودکشی بخورد و سپس وصیت بنماید و در نتیجه ی نوشیدن سم فوت کند، وصیتش باطل است، اما در صورتی که قبل از ارتکاب عمل، وصیت بنمایدع وصیت صحیح است. اگرچه در حین وصیت، قصد خودکشی داشته است زیرا در ماده قانونی قید شده است که پس از ارتکاب عمل خودکشی، وصیت نماید.
۴٫ عمل موصی منتهی به فوت او شود؛ در صورتی که عمل ارتکابی، منتهی به فوت موصی شود، وقتی که پس از آن نموده، باطل خواهد بود والا هرگاه منتهی به فوت او نگردد و بهبودی یابد به موجب صریح ماده ی بالا، وصیت او نافذ خواهد بود. برخی معتقدند که بطلان وصیت در چنین مواردی منحصرا در وصیت های مالی مطرح است خواه تملیکی و خواه عهدی، و در وصایای غیر مالی مانند دستور تجهیز و تایید وصی، مطرح نیست، چون در نص مزبور کلمه ثلث مال آمده است.
در میان حقوق دانان عده ای معتقدند که حکم ماده ۸۳۶ شامل وصایای غیرمالی نمی شو و ملاحظات تاریخی مبانی ماده ۸۳۶، این قید را توجیه می ند هرچند که اطلاق ماده مخالف آن است و برخی با توجه با اطلاق ماده ۸۳۶، معتقدند که روئایت ها بر انحصار این حکم در وصیت های مالی ندارد و این ماده از این جهت مطلق است .

طبق نظر مراجع عالیقدر نیز کسی که به قصد خودکشی، زخمی به خود بزند یا کار دیگری انجام دهد اگر وصیتی کند و سپس در اثر آن کار بمیرد، وصیتش صحیح نیست.
کسی که اسباب قتل خود را فراهم کرده است مثلا عمدا سمی خورده است اگر بعد از آن راجب اموالش وصیت کند صحیح نیست. ولی اگر قبل از خودکشی وصیت کرده است صحیح است چنان چه راجب به غیر اموالش چه قبل از آن عمل و چه بعد از آن اگر وصیت کند صحیح است.
۲-۵-عدم اهلیت تملک (موصی له):
فرض عدم اهلیت تملک، در عقد رایگان (مانند وصیت) غیر منطقی به نظر می رسد زیرا آنچه واقع می شود به سود تملک کننده است ولی به دلیل تعهدهای سنگینی که ممکن است بر محجوران تحمیل شود و نیز برای خنثی کردن نیرنگ کسانی که می کوشند عقود

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *