دانلود پایان نامه ارشد درمورد سلسله‌مراتب، چند شاخصه

و اندازه‌گیری تصمیم است. معیارهای ارزیابی باید دارای خصوصیات زیر باشند:
۱-به‌اندازه کافی معرف طبیعت چندمعیار یک مسئله تصمیم‌گیری باشد.
۲-جامع و قابل‌اندازه‌گیری باشد.
۳-یک مجموعه معیار باید کامل، عملیاتی و حتی‌الامکان در حالت کمینه باشند.
۴- بتوان آن را به‌صورت یک نقشه در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی نشان داد.
۵- قابلیت تبدیل به واحدهای قابل‌مقایسه و متناسب باهم را داشته باشند.
معیار دو نوع می‌تواند باشد:
الف- فاکتور، یک فاکتور معیاری است که شایستگی یک گزینه ویژه برای فعالیت تحت بررسی را کاهش یا افزایش می‌دهد. برای مثال در احداث ایستگاه آتش‌نشانی، شبکه ترافیک می‌تواند یک فاکتور باشد.
ب- محدودیت‌ها، محدودیت به محدود کردن گزینه‌های تحت بررسی گفته می‌شود (پرهیزکار، ۱۳۸۶).
۲-۵-۳٫ تولید نقشه‌های معیار
با تعیین مجموعه‌ای از معیارها برای ارزیابی گزینه‌های تصمیم‌گیری هر معیار با استفاده از توابع موجود در سامانه اطلاعات جغرافیایی به‌صورت یک نقشه معیار درمی‌آید و سپس در پایگاه داده آن ذخیره می‌گردد.
یک نقشه معیار بیانگر توزیع مکانی از صفتی است که بر پایه آن صفت درجه دست‌یابی به اهداف ملازم با آن اندازه‌گیری می‌شود. بر همین اساس نقشه‌های معیار در دو نوع، با عنوان نقشه‌های عامل (معیار ارزیابی) و نقشه‌های مربوط به محدودیت مطرح می‌شوند.
در ارزیابی چندمعیار مکانی برای دست‌یابی به یک هدف معین باید سنجه‌ها یا شاخص‌هایی را تعریف و معین کرد که بر مبنای آن‌ها بتوان به هدف معین دست‌یافت. این سنجه‌ها یا شاخص را معیار ارزیابی می‌نامند.
۲-۵-۴٫ استاندارد‌سازی نقشه‌های معیار
نقشه‌های معیار را می‌توان در انطباق با مقیاس‌های اندازه‌گیری تحت عنوان نقشه‌های معیار کیفی و کمّی طبقه‌بندی کرد. ازآنجایی‌که هر نقشه معیار یا هر صفت دارای محدوده و مقیاس‌های اندازه‌گیری متفاوتی است، برای تحلیل و ارزیابی چندمعیاری مکانی باید مقیاس اندازه‌گیری آن‌ها را همخوان و متناسب باهم کرد. برای همسان‌سازی مقیاس‌های اندازه‌گیری و تبدیل آن‌ها به واحدهای قابل‌مقایسه از فرایند استاندارد‌سازی معیارها استفاده می‌شود.
سه رویکرد اصلی برای استانداردسازی نقشه‌های معیار وجود دارد:
۱) روش‌های قطعی مانند روش خطی
۲) روش احتمالی
۳) روش فازی
۲-۵-۵٫ گزینه‌ها
گزینه‌ها یا انتخاب‌ها در کانون تصمیم‌گیری قرار دارند زیرا در غیر این صورت بیش از یک‌راه برای اقدام وجود نداشته و هیچ گزینشی به عمل نمی‌آید. گزینه‌های تصمیم‌گیری شامل مسیرهای پیشنهادی از اقداماتی است که تصمیم گیر باید از میان آن‌ها یکی را انتخاب کند.
هر گزینه تصمیم‌گیری مکانی در حداقل حالت خود شامل دو مولفه پایه است:
۱) اقدام (چه) کاری باید انجام داد؟
۲) مکان (کجا باید انجام شود؟)
هر گزینه بر اساس متغیر (صفات) سنجیده می‌شود. یک متغیر یک کمّیت قابل‌اندازه‌گیری است که در هر مقطع دارای یک ارزش معین است. اگر یک متغیر توسط تصمیم گیر قابل‌کنترل باشد آن را متغیر تصمیم می‌گویند. متغیرهای تصمیم بر اساس وضعیت مسئله در قالب‌های تعیینی، تصادفی (احتمال) و زبانی مطرح می‌شوند.
متغیر تعیینی: متغیرهای که ارزش آن‌ها به شانس وابسته نیست و گزینه‌ای که با این متغیر سنجیده می‌شود نتیجه قطعی و مشخص دارد.
متغیر تصادفی: اگر متغیرهای توصیف‌کننده یک گزینه دارای توزیع احتمالاتی شناخته‌شده‌ای باشند، این متغیرها را تصادفی می‌گویند که دارای آمیزه‌ای از تغییرپذیری و عدم قطعیت هستند.
متغیرهای زبانی (فازی): متغیرهایی که ارزش آن‌ها در قالب کلمات و جملات مطرح در زبان عادی بیان می‌شود (مانند فاصله زیاد و خیلی زیاد، فاصله کوتاه و خیلی کوتاه)
۲-۵-۶٫ محدودیت‌ها
محدودیت‌ها، قیودی‌اند که به‌طور طبیعی یا از سوی جوامع انسانی تحمیل‌شده و اجازه نمی‌دهند برخی از اقدامات خاص صورت پذیرد (محمدی، ۱۳۸۶). گزینه‌هایی را که در آن ملاحظات مربوط به تمام محدودیت‌ها در نظر گرفته‌شده است گزینه‌های ممکن می‌گویند. به همین ترتیب به گزینه‌هایی که در انطباق با محدودیت‌ها قرار ندارند، گزینه‌های ناممکن (غیرقابل‌قبول) گفته می‌شوند.
۲-۶٫ روش‌های‌ وزن دهی:
در حالت‌ کلی‌ وزن دهی فاکتورها می‌تواند با استفاده‌ از دانش‌ کارشناسی‌ Driven Knowledge))، داده‌ ـ مبنا (Data Driven) یا ترکیبی‌ از آن‌ها صورت‌ گیرد. در روش‌ دانش‌ کارشناسی‌، از تجربه‌ و دانش‌ کارشناسان‌ متخصص‌ در زمینه‌ کاربرد موردنظر جهت‌ وزن دهی به‌ فاکتورها استفاده‌ می‌شود. برخی‌ از روش‌های‌ وزن دهی که‌ به‌طورکلی‌ در تصمیم‌گیری‌های‌ چندمعیار‌ و با استفاده‌ از دانش‌ کارشناسی‌ صورت‌ می‌گیرد، عبارت‌اند از:
روش Ranking (رتبه‌بندی) که درآن وزن‌ دادن به‌ معیارها براساس‌ نظر تصمیم‌‌گیرنده‌ می‌باشد، روش ‌ Rating که ‌تصمیم‌‌گیرنده‌ وزن‌ معیارها را بر اساس‌ یک‌ مقیاس‌ از پیش ‌تعیین‌ شده‌، تخمین‌ می‌زند و روش‌ مقایسه ‌زوجی pair Wise(Comparison) که بخشی‌ از روش‌۹AHP است‌. در روش‌ وزن دهی مقایسه ‌زوجی‌، معیارها دوبه‌دو با یکدیگر مقایسه‌ شده‌ و اهمیت‌ آن‌ها نسبت‌ به‌ یکدیگر تعیین‌ می‌گردد. سپس‌ یک‌ ماتریس‌ ایجاد می‌شود که‌ ورودی‌ آن‌ همان ‌وزن‌های‌ تعیین‌ شده‌ و خروجی‌ آن‌ وزن‌های‌ نسبی‌ مربوط‌ به‌ معیارهاست‌. این‌ روش ‌وزن‌دهی‌ دارای‌ سه‌ گام‌ اساسی‌ است‌ که‌ عبارت‌اند از: ایجاد ماتریس‌ مقایسه‌ زوجی‌، محاسبه‌ وزن‌ معیارها و برآورد نسبت‌ سازگاری‌.
۲-۶-۱٫ فرآیند تحلیل سلسله‌مراتبی ( (AHP
فرآیند تحلیل سلسله‌مراتبی یکی از روش‌های تصمیم‌گیری چند شاخصه است که به‌منظور وزن دهی و اولویت‌بندی شاخص‌ها و تصمیم‌گیری و انتخاب یک گزینه از میان گزینه‌های متعدد تصمیم، با توجه به شاخص‌هایی که تصمیم‌گیرنده تعیین می‌کند، به کار می‌رود (مهرگان، ۱۳۸۶). روش AHP روشی است که می‌تواند معیارهای کیفی یک مسئله تصمیم را به‌صورت کمّی درآورد (اولسن، ۱۳۸۷). فرآیند تحلیل سلسله‌مراتبی یا به‌طور اختصار AHP، روشی است برای تبدیل ارزیابی‌های ذهنی اهمیت‌های نسبی به مجموعه‌ای از وزن‌ها (ساعتی، ۱۹۷۷). این روش، یکی از جامع‌ترین سیستم‌های طراحی‌شده برای تصمیم‌گیری با معیارهای چندگانه است، زیرا این تکنیک امکان فرموله کردن مسئله را به‌صورت سلسله‌مراتبی فراهم می‌کند و همچنین امکان در نظر گرفتن معیارهای مختلف کمّی و کیفی را در مسئله دارد. این فرایند گزینه‌های مختلف را در تصمیم‌گیری دخالت داده و امکان تحلیل حساسیت روی معیارها و زیرمعیارها را دارد. علاوه بر این برمبنای مقایسه زوجی بنانهاده شده که قضاوت و محاسبه را تسهیل می‌نماید، همچنین مقدار سازگاری و ناسازگاری تصمیم را نشان می‌دهد که از مزایای ممتاز این تکنیک در تصمیم‌گیری چندمعیار‌ است (ساعتی، ۱۹۷۷).
از دلایل موفق بودن روش AHP و کاربرد گسترده آن در عمل می‌توان به‌سادگی نسبی، درک آسان و منطقی بودن این روش اشاره نمود. مزیت جانبی روش AHP در کاربرد این روش برای تصمیم‌گیری‌های گروهی است که در آن گروهی از تصمیم‌‌گیرندگان وجود دارند (اولسن، ۱۳۸۷). بهتر است از AHP زمانی استفاده شود که تعداد گزینه‌های تصمیم‌گیری هفت یا کمتر از آن باشد (اولسن، ۱۳۸۷).
فرآیند تجزیه‌وتحلیل سلسله‌مراتبی یک سنتز ریاضی و یک شیوه جبری تصمیم‌گیری با مقیاس نسبی است. این روش با استفاده از یک شبکه سیستمی و به‌کارگیری ضوابط و معیارهای چندگانه برای رتبه‌بندی یا تعیین اهمیت گزینه‌های مختلف یک فرآیند تصمیم‌گیری پیچیده مورداستفاده قرار می‌گیرد (قدسی پور و برین، ۱۹۹۷). همچنین فرآیند تجزیه‌وتحلیل سلسله‌مراتبی روشی است منعطف، قوی و ساده که برای تصمیم‌گیری در شرایطی که معیارهای متضاد، انتخاب بین گزینه‌ها را با مشکل مواجه می‌سازد، مورداستفاده قرار می‌گیرد و تاکنون کاربردهای متعددی در علوم مختلف داشته است (برتولینی۱۰ و همکاران، ۲۰۰۶).
توانایی در تجزیه یک مسئله تصمیم‌گیری به یک ساختار رده‌ای نیز زیربنای اساسی در استفاده از روش AHP است و لازمه داشتن یک ساختار رده‌ای این است که ارجحیت‌های ممکن از یک سطح موجود بستگی به عناصر پایین‌تر نداشته و از آن‌ها مستقل باشد در غیر این صورت سیستم تصمیم‌گیری موجود غیر رده‌ای و با بازخور تلقی می‌شود که در این صورت کاربرد AHP کلاسیک موردشک واقع خواهد شد (اصغرپور، ۱۳۸۷).
۲-۷٫ مدل‌های‌ موجود تلفیق‌ نقشه‌ها:
مدل‌های موجود تلفیق نقشه به شرح زیر می‌باشد:
۲-۷-۱٫ مدل‌ منطق‌ بولین ‌(Boolean Logic Model):
در این‌ مدل‌ به‌ ازای هر فاکتور، یک‌ نقشه‌ ورودی ایجاد می‌گردد. مقدار یک‌ نشان‌دهنده‌ی‌ مناسب‌ بودن‌ و مقدار صفر نشان‌دهنده‌ی‌ نامناسب‌ بودن‌ موقعیت‌ مکانی‌ آن‌ پیکسل‌ می‌باشد. سپس‌ نقشه‌های‌ ورودی‌ با استفاده‌ از عملگرهای‌ بولین‌ AND یا OR با یکدیگر تلفیق ‌می‌شوند و یک‌ نقشه‌ خروجی‌ باینری‌ به‌ وجود می‌آورند. اگر تلفیق‌ نقشه‌ها با استفاده‌ از عملگر AND انجام‌گرفته‌ باشد، پیکسل‌های‌ حاوی‌ ارزش‌ یک در نقشه‌ خروجی‌، مکان‌هایی‌ را نشان‌ می‌دهد که‌ کلیه‌ معیارهای‌ مربوط‌ به‌ کاربرد موردنظر را تأمین‌ می‌نمایند و درصورتی‌که‌ نقشه‌های‌ ورودی‌ با استفاده‌ از عملگر OR ترکیب‌ شوند، پیکسل‌های‌ حاوی ‌ارزش‌ یک در نقشه‌ خروجی‌، مکان‌هایی‌ را مشخص‌ می‌کند که‌ یک‌ یا چندمعیار در آن‌ها صدق‌ می‌کند.
۲-۷-۲٫ مدل‌ همپوشانی‌ شاخص‌ (Index Overlay Model):
انجام‌ مدل‌ همپوشانی شاخص‌ به‌ دو روش‌ امکان‌پذیر است‌. در هر دو روش‌ ابتدا به‌تمامی ‌فاکتورهای‌ مؤثر، بر اساس‌ اهمیت‌ نسبی‌ و با توجه‌ به‌ نظرات‌ کارشناسی‌، وزنی‌ اختصاص ‌داده‌ می‌شود. این‌ وزن‌ها به‌صورت‌ اعداد صحیح‌ مثبت‌ یا اعداد حقیقی‌ در یک‌ بازه‌ مشخص‌، تعیین‌ می‌شوند. در روش‌ اول‌ نقشه‌های‌ ورودی‌ فاکتورها، همانند روش‌ بولین‌ به‌صورت ‌باینری‌ هستند. در این‌ روش‌ هر نقشه‌ فاکتور یک‌ عامل‌ وزنی‌ منفرد دارد و برای‌ ترکیب‌ با نقشه‌های‌ دیگر، فقط‌ در عامل‌ وزنی‌ خودش‌ ضرب‌ می‌شود. اهمیت‌ کلاس‌های‌ مختلف ‌موجود در یک‌ نقشه‌ فاکتور، در روش‌ اول‌ یکسان‌ در نظر گرفته‌ می‌شود. روش‌ دوم‌ انعطاف‌پذیری‌ بیشتری‌ نسبت‌ به‌ روش‌ اول‌ دارد. در این‌ روش‌ علاوه‌ بر اینکه ‌به‌ هر یک‌ از نقشه‌های‌ ورودی‌ وزنی‌ اختصاص‌ می‌یابد، به‌ هر یک‌ از کلاس‌ها و واحدهای ‌مکانی‌ موجود در هر نقشه‌ فاکتور نیز، بر اساس‌ اهمیت‌ نسبی‌ و نظرات‌ کارشناسی‌ وزنی‌ منتسب‌ می‌شود. به عبارتی‌ کلاس‌های‌ مختلف‌ موجود بر یک‌ نقشه‌ واحد، دارای‌ وزن‌های ‌متفاوت‌ هستند.
۲-۷-۳٫ مدل‌ منطق‌ فازی ( Fuzzy Logic Model):
منطق فازی، یک جهان‌بینی جدید است که با نیازهای دنیای پیچیده امروز بسیار سازگارتر از منطق بولین است. درواقع منطق فازی یک منطق پیوسته است که از استدلال تقریبی بشر الگوبرداری کرده است و از پتانسیل بالایی در ارزیابی و سنجش پدیده‌های پیچیده برخوردار است (عادلی،۱۳۸۶). منطق‌ فازی‌، درواقع‌ توسعه‌یافته‌ منطق‌ بولین‌ است‌. در منطق‌ فازی‌، میزان‌ عضویت‌ یک‌ عنصر در یک‌ مجموعه‌، با مقداری‌ در بازه‌ یک‌ (عضویت‌ کامل‌) تا صفر (عدم عضویت‌ کامل‌) تعریف‌ می‌شود. یک مسئله قطعی را می‌توان به فازی تبدیل کرد که به این فرایند فازی‌سازی گفته می‌شود. فازی سازی از افت با هدرروی اطلاعات جلوگیری می‌کند. در منطق فازی از درجات عضویت که بیانگر چگونگی نقش‌پذیری متغیر در انجام فرایند موردنظر است، استفاده می‌شود. درجات عضویت می‌توانند خطی و یا غیرخطی و یا بسته به نظر کاربران دارای اشکال دیگری باشند. درمجموع شکل تابع بستگی به نوع X و مجموعه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *