ارزیابی عملکرد گمرکات استان آذربایجان شرقی بر اساس مدل کارت امتیازی متوازن- قسمت ۷

محیط زیست- جامعه
ایمنی و بهداشت- استخدام
ارزش قابل ارائه به مشتری
استراتژی بهرهوری
استراتژی رشد
منبع: ارزیابی برنامه ملی فناوری نانو ایران با کارت امتیازی متوازن و تبیین جایگاه سرمایه اجتماعی به عنوان حلقه مفقوده نظام ملی نوآوری، قاضی نوری و توسلیزاده، (۱۳۸۷)
۲-۲-۳ نقشه استراتژی و کارت امتیازی متوازن در سازمانهای دولتی و غیر انتفاعی
حوزه اندازهگیری عملکرد بخش دولتی مهم است زیرا اثر بالقوهای در عملکرد سازمانی دارد. عملکرد سازمانی خوب در اثربخشی(برحسب حجم و کیفیت) و کارایی(در تامین خدمات و کالاهای عمومی) سازمانهای بخش دولتی تاثیر دارد.(پوتونی و همکاران[۱۶]، ۲۰۰۷) تمایل به اندازهگیری عملکرد در سازمانهای دولتی و غیرانتفاعی به دلیل افزایش تقاضا برای پاسخگویی یک بخش به هیات دولت، رسانهها و عموم مردم و نیز رشد تعهد مدیران و سازمانهای یک بخش نسبت به تمرکز روی نتایج عملکرد میباشد. همچنین کلیه ذینفعان در دولت نیاز به استفاده موثر از معیارهای عملکرد در بهبود مدیریت و تصمیمگیری، عملکرد و پاسخگویی دارند. (پویستر[۱۷]،۲۰۰۳) کیفیت و اثر بخشی مدیریت نظام اجرایی، عامل حیاتی و مهم در تحقق برنامههای توسعه و کامیابی و رفاه ملتهاست. بالا بودن هزینه سازمانهای دولتی برای ارائه خدمات و تامین این هزینهها از منابع عمومی که روزبهروز محدودتر میشود دولتها را به این فکر انداخته است که تحقق اهداف سازمانهای دولتی را مورد توجه قرار دهند. (جعفری اسکندری و همکاران،۱۳۸۹) از طرفی چون هدف سازمانهای دولتی و خدماتی کسب جایگاه مناسب با جلب رضایت مشتریان میباشد، لذا این موضوع قابل بررسی است که با کارت امتیازی متوازن میتوان عوامل کلیدی عملکرد سازمانهای خدماتی شامل کیفیت خدمات، ارزش خدمات، هزینه سازمان، تعرفه مناسب، زمان خدمات، رسیدگی شکایات، اطلاعرسانی به موقع، حمایت مشتریان و رضایت پرسنل را دقیقتر ارزیابی کرد.(فقهی فرهمند، ۱۳۸۸) اما برنامههای دولت و سازمانهای وابسته به آن، تفاوتهای چشمگیری با استراتژیهای بخش خصوصی دارند. به عنوان مثال در اغلب این برنامهها، نمیتوان وجه مالی را در بالای سلسه مراتب نقشه استراتژی قرار داد، زیرا سودآوری هدف اولیه سازمانهای دولتی نیست؛ بنابراین کارت امتیازی متوازن در آنها دچار مشکل میشود.(نیون[۱۸]، ۲۰۰۳) در حقیقت دستگاههای دولتی و غیرانتفاعی میبایست یک هدف فراگیر را در بالای مدل ارزیابی متوازن خود قرار دهند که نماینده هدف بلند مدت آنها باشد. سپس اهداف درون روش را می توان در جهت تحقق چنین هدف سطح بالایی تطبیق داد. برای یک شرکت بخش خصوصی، سنجههای مالی نشان دهنده حسابدهی در مقابل صاحبان سهام است، در حالیکه در یک دستگاه غیرانتفاعی یا دولتی، سنجههای مالی شاخصهای مربوط و مناسباند تا نشان دهند که آیا دستگاه مورد نظر ماموریت خود را انجام می دهد یا نه. ماموریت دستگاه میبایست در بالاترین سطح ارزیابی متوازن آن نشان داده شود و مورد ارزیابی قرار گیرد. قرار دادن یک هدف فراگیر در مدل ارزیابی متوازن یک دستگاه دولتی یا غیرانتفاعی، ماموریت بلند مدت سازمان را به روشنی منتقل میسازد. (کاپلان و نورتون ،۱۳۸۶) نمودار۲-۴ نحوه سازگار کردن چارچوب روش ارزیابی متوازن را برای سازمانهای غیرانتفاعی و دولتی نشان میدهد.
نمودار۲-۴: سازگار کردن چارچوب روش ارزیابی متوازن برای سازمانهای غیرانتفاعی و دولتی
برای تحقق چشم انداز مورد نظر، کارکنان چگونه باید فرا گیرند، ارتباط برقرار کنند و با یکدیگر کار کنند؟
اگر موفق شدیم، از دیدگاه تامین کنندگان مالی خود چگونه به نظر برسیم؟
برای تحقق چشم اندازمان باید از نظر مشتریانمان چگونه به نظر برسیم؟
برای کسب رضایت مشتریان و تامین کنندگان مالی و برای انجام ماموریت خود در چه فرایندهایی باید برتری داشته باشیم؟
ماموریت
منبع: سازمان استراتژی محور، کاپلان، نورتون، ترجمه بختیاری، (۱۳۸۶)
۲-۳ پیشینه تجربی
۲-۳-۱ پیشینه تجربی خارجی
در خصوص ارزیابی عملکرد سازمانهای مختلف با استفاده از روش کارت امتیازی متوازن تحقیقات متعددی در کشورهای مختلف انجام شده که نشان داده کارت امتیازی متوازن، روش مناسبی جهت تعیین شاخصهای ارزیابی عملکرد میباشد، در این بخش به اختصار به چند مورد اشاره می شود.
هوک و جیمز[۱۹](۲۰۰۰) پژوهشی را تحت عنوان” ارتباط معیارهای کارت امتیازی متوازن با اندازه و فاکتورهای بازار و تاثیر آن بر عملکرد سازمان” در شرکتهای تولیدی استرالیا انجام دادند و بهکارگیری معیارهای مرسوم ارزیابی متوازن را در این شرکتها مورد بررسی قرار دادند. هدف این پژوهش بررسی رابطه بکارگیری ارزیابی متوازن با اندازه سازمان، چرخه عمر محصول، اقتدار بازار و عملکرد سازمانی بود. نتایج پژوهش آنان حاکی از ارتباط مثبت بین کاربرد معیارهای مرسوم ارزیابی متوازن و عملکرد بهتر بود. گرچه بر اساس پژوهش آنان، معیارهای عملکرد غیر مالی نقش بیشتری در بهبود شرکتها داشت.
زیگنفوس[۲۰](۲۰۰۰) استفاده از مدل کارت امتیازی متوازن را جهت انتخاب شاخصهای عملکرد در حوزههای بازررسی ممیزی داخلی در مقال

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

ه ای تحت عنوان” تدوین کارت امتیازی متوازن بخش حسابرسی داخلی” نشان داده است.
مالنا و سلتو[۲۱] (۲۰۰۱) در تحقیقی با عنوان” استراتژی کنترل و ارتباط: مطالعه تجربی اثربخشی کارت امتیازی متوازن” اثربخشی ارزیابی متوازن در انتقال اهداف راهبرد را ارزیابی کردند، بر اساس پژوهش آنان، به کارگیری کارت امتیازی متوازن به بهبود عملکرد سازمانها منجر شده است.
اسپکبیچر[۲۲] و همکاران(۲۰۰۳) تحقیقات سیستماتیکی را بر اساس مدارک موجود بر پایه مفهوم کارت امتیازی متوازن در کشورهای آلمانی زبان با عنوان” تحلیل توصیفی کارت امتیازی متوازن در کشورهای آلمانی زبان” تهیه و ارائه کردهاند.
روس[۲۳] و همکاران (۲۰۰۲) در پژوهشی با عنوان” مدل ترکیبی ارزیابی عملکرد: شواهدی از کاربرد آن در مراکز هواپیمایی” ابزارهای تحلیلی عملکرد و چارچوبهای مورد استفاده برای پشتیبانی مدیریت تغییر در قسمت تعمیرات و نگهداری هواپیما را به وسیله روش BSC-DEA شرح دادهاند.
ایتنر و همکاران[۲۴] (۲۰۰۳) در پژوهش خود با عنوان” کاربردهای ارزیابی عملکرد استراتژیک در شرکتهای خدمات مالی” نتایجی متفاوت با پژوهشهای قبلی را گزارش کردند و مدعی شدند میان به کارگیری ارزیابی متوازن و عملکرد مالی، رابطه منفی وجود دارد. این مطالعه در مورد صنعت خدمات مالی انجام گرفته بود. همچنین در پژوهش آنان، بیش از ۷۵ درصد شرکتها اعلام کرده بودند که به رو شهای ارزیابی غیر مالی اعتماد ندارند.
دیویس و آلبرایت[۲۵](۲۰۰۴) پژوهشی با موضوع تاثیر پیادهسازی ارزیابی متوازن بر عملکرد شرکتها تحت عنوان”بررسی تاثیر بهکارگیری کارت امتیازی متوازن در عملکرد مالی” در یک بانک آمریکایی انجام دادند. آنان ارزیابی متوازن را در چهار شعبه از بانک پیاده کردند و پس از دو سال نتایج شاخصهای این چهار شعبه را با چهار شعبهای که هنوز برای ارزیابی عملکرد، رو شهای سنتی را به کار میبردند، مقایسه کردند. آنان دریافتند که بین پیادهسازی و بهکارگیری ارزیابی متوازن و بهبود عملکرد این شعبهها رابطه معناداری وجود دارد.
سونر[۲۶] و همکاران (۲۰۰۴) نیز مقالهای را تحت عنوان” ارزیابی و انتخاب پروژههای تحقیق و توسعه با استفاده از مدل ترکیبی”BSC-DEA ارزیابی و انتخاب پروژههای تحقیق و توسعه با استفاده از روش تجمیعی BSC-DEA را در سی و پنجمین کنفرانس بین المللی کامپیوتر و مهندسی صنایع ارایه نمودند. در این مقاله، ابتدا میزان عملکرد پروژههای یک شرکت بزرگ اتومبیل در بخش تحقیق و توسعه با استفاده از کارت امتیازی متوازن محاسبه و سپس میزان کارایی پروژهها با استفاده از روش تحلیل پوششی دادهها محاسبه میگردند و نهایتاً پروژههایی با حداکثر راندمان، با استفاده از روش BSC-DEA انتخاب میشوند.
در تحقیق دیگری که به منظور تحقق رسالت سازمان با بکارگیری رویکردی تلفیقی با تعیین استراتژیها و تدوین نقشه استراتژی بر اساس الگوی کارت امتیازی متوازن انجام شده است، تلفیق مدل برایسون در شناسایی مسائل استراتژیک و الگوی نقشه استراتژی اقدامات برای تحقق چشمانداز سازمان انتخاب و طرح ریزی گردید (گریفین، مورهد،۱۳۷۴).
همچنین در تحقیقی، که در سال ۲۰۰۹ توسط هوانگ[۲۷] با عنوان”دورنمای کارت امتیازی متوازن، طراحی سیستمی با کاربرد مبتنی بر دانش برای برنامهریزی استراتژیک” انجام شده است یک سیستم هوشمند مبتنی بر دانش جهت برنامه ریزی استراتژیک ارائه شده تا استراتژیهای ثابت را بر مبنای چشمانداز BSC پایهگذاری و یا انتخاب نماید. کارت امتیازی متوازن مبتنی بر دانش هوشمند جهت توسعه یک سیستم برنامه ریزی استراتژیک برای پیاده سازی سیستم های تجاری جهت رفع نیازهایشان طراحی شده است.
کرسنس و همکاران[۲۸] (۲۰۰۰) در پژوهشی تحت عنوان “ارزیابی عملکرد در واحدهای تحقیق و توسعه صنعتی” برای اندازهگیری و ارزیابی عملکرد تحقیق و توسعه از کارت امتیازی متوازن استفاده کرده اما برای انجام این کار ابعاد کارت را هیچگونه تغییر ندادهاند. این موضوع به وسیله افراد دیگری نیز مورد تایید قرار گرفته است. به عنوان مثال اسامه[۲۹] (۲۰۰۶) نیز در پایان نامه خود تحت عنوان “استراتژی چند وجهی و معماری عملکرد در تحقیق و توسعه با استفاده از کارت امتیازی متوازن” از همین مدل استفاده کرده است.
میکالسن[۳۰](۲۰۰۳) در تجربه خود در به کارگیری کارت امتیازی متوازن برای استراتژی تکنولوژی، از همان کارت کاپلان و نورتون استفاده کرده و تجربه خود را در مقاله ای تحت عنوان” کارت امتیازی متوازن، ابزاری برای مدیریت استراتژی” منتشر کرده که در آن به اجرا و ارزیابی استراتژی تکنولوژی شرکت سی گال[۳۱] پرداخته است.
درسال۲۰۰۴، موسسه IOMA گزارشی را در مورد سازمانهای استفاده کننده از کارت امتیازی متوازن برای ارزیابی عملکرد منتشر کرد که بر آن اساس تقریبا ۷۰ درصد این شرکتها قادر به پیادهسازی این سیستم در سازمان خود
نبودهاند و دچار شکست گردیدهاند.(لیونگ و همکاران[۳۲]، ۲۰۰۶) نیر[۳۳] در گزارشی در سال ۲۰۰۴ پنج فاکتور اساسی برای پیادهسازی یک سیستم موفق کارت امتیازی متوازن را به شرح زیر معرفی نموده است: ( شارما[۳۴] و همکاران، ۲۰۰۷)
شناخت کامل و جامع از سازمان
آشنایی با روند پیادهسازی کارت امتیازی متوازن
نحوه پیادهسازی نقشه مسیر سازمان
در نظر گرفتن کارت امتیازی متوازن به عنوان یک پروژه سازمانی
اتصال وجوه کارت امتیازی به صورت اصولی و منطقی
کریلمن و ماخیجان(۲۰۰۸) در پژوهشی تحت عنوان” نحوه دستیابی به موفقیت در استراتژی واحد سازمان از طریق کارت امتیازی متوازن” به منافعی که استفاده از کارت امتیازی متوازن در یک واحد کسب وکار تجاری در هند داشته است، اشاره می کنند و معتقدند که این واحد کسب و کار توانستهاست از راه پیاده‌سازی کارت امتیازی متوازن، منافع پایدار خود را تضمین کند. همچنین در مقاله دیگری که در سال ۲۰۰۵ تحت عنوان” کسب و کار اصلی در آسیا: موفقیت از طریق کارت امتیازی متوازن” از چند شرکت بزرگ در نقاط مختلف جهان که با استفاده از کارت امتیازی متوازن به موفقیتهای چشمگیری دست یافتهاند اشاره میکنند، از جمله این شرکتها شرکت نروژی نفت و گاز “استیتوهیدرو”[۳۵] میباشد که از اواسط دهه ۱۹۹۰ ، کامیابی خود را با استفاده از کارت امتیازی متوازن آغاز کرد و در حال حاضر در زمره شرکتهای بزرگ دنیا از نظر سرمایه بازار است. همچنین “ای- لندگروپ”[۳۶] از زمانی که اجرای کارت امتیازی متوازن را آغاز کرد یکی از موفق‌ترین سازمانهای کره‌ جنوبی شد. این شرکت در زمینه مُد فعالیت میکند و در کره، بزرگترین شرکت است. کلید موفقیت شرکت، پیاده‌سازی موفق استراتژی‌های نام تجاری با استفاده از کارت امتیازی متوازن بوده است.

تحقیق – تحلیلی بر تغییرات کاربری اراضی در شهرداریهای کلانشهر تبریز- قسمت ۴۵

با این وجود شاید تبریز تنها شهری باشد که بیش از همه تجربه سختیها و تیرهروزیها را کشیده باشد؛ هجوم و یورش لشکریان انواع حکومتها در دورانهای مختلف از یک طرف و بلایای طبیعی همچون زلزلههای مکرر، سیلابهای مخرب، بیماریهای مسری، قحطیهای وسیع و … از طرف دیگر همواره از ساکنان تبریز به عنوان ساکنانی مصیبتدیده ساختهاست. اما با این وجود، تداوم فرهنگ اصیل آن در تمامی این اعصار نشاندهنده توان بالای فرهنگی و مقاومت کمنظیر افراد است. این وضعیت، خود را در ساخت معماری کوچهها، گذرها، معابر به شکل تنگ و باریک و قرارگرفتن تبریز در درون قلعهها و برج و باروها نمایش میدهد. شخصیت سختکوش تبریزیها نیز از نتایج چنین اوضاعی است.
تبریز به دلیل موقعیت ویژه جغرافیایی خود محل تاخت و تاز حکومتهای آشور و اورارتو بودهاست، چنانکه همواره سایه لشکرکشیهای خونین و اسارتهای ننگین بر حافظه تاریخی ساکنین سنگینی میکردهاست. مهمترین زلزلههایی که در شهر تبریز رخ داده است در برخی موارد شهر را با خاک یکسان کرده و در موارد دیگر آسیبهای کالبدی و انسانی عظیمی بر شهر تحمیل کردهاند (ده زلزله عمده ما بین سالهای ۸۵۸-۱۷۸۶م رخ دادهاست[۱۳]). آنچه در این میان برای یک انسانشناس میتواند بسیار مهم باشد این است که برغم این دو تخریب بزرگ اجتماعی و طبیعی، تبریزیها در طول این تاریخ کهن توانستهاند عناصر و ساختار فرهنگ سنتی خویش را زنده کرده و به نسلهای بعدی بسپارند. این پایداری فرهنگی میتواند در اثر دو عامل اصلی رخ دهد: ۱) اجداد آذربایجانیها با مشقت تمام و با چنگ و دندان این میراث فرهنگی را حفظ کردهاند؛ ۲) فرهنگ از چنان ریشههای عمیق هویتی برخوردار بوده که توانسته مدت زمان مدیدی را زنده باشد. این مصائب خصوصاً اجتماعی و تاریخی گسترده را یکی از محققان برجسته آذربایجان با عنوان «قبیلهنین قان یادداشی» به معنای نوشتههای خونین قبیله یاد کردهاست (سیداوف، ۱۳۸۴: ۱۶).
۳-۵) فرهنگهای زیست شهری تبریز (در حال حاضر)
در حال حاضر سبک زندگی شهری در تبریز را بایستی بر اساس طبقات مختلف اجتماعی- اقتصادی آن بررسی کرد:
طبقات بالا؛ مناطقی از تبریز همچون محله ولی عصر، شاهگؤلی، سهند، آبرسان، منظریه، دامپزشکی و شهرکهای اقماری مانند باغمیشه و رشدیه در بر گیرنده گروههای اجتماعی با سطح بالا یا متوسط رو به بالا از لحاظ اقتصادی هستند؛ چنین مناطقی عمدتاً در اراضی شرق تبریز واقع شده و عموماً محلاتی تازه ساخت با عمر بسیار کمی در قیاس با دیگر محلات شهر میباشند. این شهروندان عناصر کالبدی و فکری- رفتاری زیست مدرن شهری را در اختیار داشته و از اینرو ریختشناسی محل زیست آنها همچون مساکن، معابر، خیابانها، مراکز تجاری، مراکز تفریحی، وسائل نقلیه از یک طرف و مشخصههای فردی همانند طرز پوشش، سبک گذران اوقات فراغت، مصرف کالاهای فرهنگی، شیوههای رفتاری- گفتاری در آنچه که میتوان از آن به عنوان سبک زندگی مدرن یاد کرد میگنجد. این گروه اجتماعی به دنبال کسب و تجربه نوع زیست فرهنگ شهرهای مدرن دنیا هستند و لذا گسستی عمیق را با فضاها و نیز افراد و گروههای مناطق دیگر شهر به نمایش میگذارند.
ساکنان این گونه از محلات در نزد نسلهای جدید به عنوان گروههای مرجع هنجارفرست تعریف میشوند؛ حضور در چنین محلاتی از سوی جوانان به مثابه تجربه لحظاتی هر چند گذرای فرهنگ مدرن شهری است. به همین سبب است که مراکز تفریحی، فراغتی و تجاری این محلات به عنوان مراکز تولید و مصرف کالاها و رفتارهای فرهنگی مدرن به کل شهر تبریز در نظر گرفته میشود. چنین مکانها و فضاهایی را میتوان در برخی از محورهای حرکتی و گذاری (عمدتاً خیابانها و پاساژها) مرکزی شهر همچون محورهای اطراف دانشگاه تبریز، محور شهناز- میدان ساعت- آبرسان و … نیز مشاهده کرد. خیابانها و مراکز خریدی که جریان بازنمایی و انتقال محصولات مدرن را بر عهده دارند و بخش قابل توجهی از نسل جوانان را به خود جذب میکنند.
طبقات میانی؛ این گروههای اجتماعی که میتوان گفت اکثریت شهروندان شهر را تشکیل میدهند، در پیرامون و لایههای میانی شهر به مرکزیت بازار سنتی پراکنده شدهاند. طبقات اقتصادی متوسط و تا حدودی نیز متوسط به پایین شهر را ساکنان قدیمی و اصیل تبریز تشکیل میدهند؛ ساکنانی که میتوان آنها را تبریزی نامید در محلاتی چون قرهآغاج، شامغازان، گامیشاوان، ورجی، خیاوان، امیرقیز، راستاکوچه، اهراب، سنجران، ششگلان، چرنداب، چارمنار، مارالان، چوسدوزلار، یکه توکانلار، دوهچی، سیلاب، کوچهباغ، قیرمیزی باغ، قرهباغلیلار، قوریچای، لکلر، لیلاوا، منبع، مقصودیه، شتربان، نوبر، مهادمهین، گجیل و … استقرار دارند؛ بسیاری از این محلات از جمله بافتهای قدیمی تبریز بوده و تاریخ کهنی را در بر میگیرند. این محلات و ساکنان آن نقش حافظ و انتقالدهنده فرهنگ سنتی آذربایجانی را بر عهده دارند؛ شهروندانی که نسبت به فرهنگ اجدادی گذشته خویش علاقه داشته و هویت خود را در بازآفرینی سنتهای دیرین آذربایجانی میدانند.
ریختشناسی کالبدی این محلات نشان میدهد که هنوز هم بافتها و معماریهای قدیمی و بومی وجود دارند؛ حسی از آرامش سکونتی در اثر زیست سنتی با حضور در این محلات احساس میشود. بنابراین شیوه زیست شهری این گروه بزرگ فرهنگ شهری سنتی است. این بدین معنا نیست که این اهالی به شیوههای نامتناسبی با زندگی شهری برخورد میکنند؛ بلکه برعکس. در این محلات سعی بر حفظ و تداوم فرهنگ معنوی و ماد

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

ی سنتی در درون روند رو به رشد فرهنگ مدرن شهری با الگوهای بیرونی است. شاید بتوان یکی از بهترین الگوهای بومی شهرنشینی را در این نوع از محلات یافت. زیرا این محلات سابقه دیرینهای در تجربه زندگی شهری در نسبت با دیگر مناطق شهر دارند و لذا از دوران کهن با شیوههای زیست شهری آشنایی دارند. هماکنون که مدلهای شهرهای مدرن در حال تسری به کلانشهرهای ایران هستند، این محلات اصیل میتوانند منشأ بسیار خوبی برای داشتن شهرهایی با هویت بومی باشند. این محلات اگر از پیکره شهر تبریز جدا شوند و یا در فرایند مدرنیزاسیونِ کالبدی هویت پیشین خود را از دست دهند، فرهنگ معنوی و به دنبال آن فرهنگ مادی آذربایجانی از بین خواهد رفت.
از اینرو این محلات به مثابه روحی بر کالبد شهر تبریز هستند که بدون آنها سخن گفتن از فرهنگ تبریز بیمعناست. بازسازی و بازاحیای این محلات که هویت اصلی شهر را تشکیل میدهند میتواند به بازتولید و استمرار فرهنگ اصیل شهری تبریز یاری رساند. اما بایستی اشاره کرد که خدمات و امکانات شهری از سوی سازمانها عمدتاً از این محلات دریغ شده و در مناطق طبقات بالا تمرکز یافتهاند و این امر به رشد بیشتر مناطق بیهویت بومی شهر و کمرونق شدن مناطق با اصالت منجر میشود. نوعاً بخشی از تعلق ساکنان به این محلات بومی به سبب اهمیت بخشیدن نهادهای دولتی ایجاد میشود، در غیر اینصورت بایستی در آینده شاهد تغییر کالبدی به سوی الگوهای جدید غیر بومی خواهیم بود که در نتیجه شهری بیهویت ساخته خواهد شد.
طبقات پائین و حاشیهنشین؛ مهاجرتهای گسترده از روستاها و شهرهای استان به تبریز، باعث شکلبخشیدن به بزرگترین جمعیت حاشیهنشین در کل ایران در شهر تبریز شدهاست. جمعیتی بالغ بر ۴۰۰۰۰۰ نفر که امروزه حدود یکچهارم جمعیت شهر را تشکیل میدهند از تهدیدها و آسیبهای اجتماعی و فرهنگی شهر تبریز محسوب میشوند. این محلات عمدتاً در بیرونیترین لایههای سکونتی شهر واقع شدهاند که بخش اعظم آنها در شمال (مناطق مشرف به عینالی داغی) و اندکی در جنوب شهر متمرکز شدهاند و شامل محلاتی چون قربانی، سیلاب، ملازینال، احمدآباد، خلیل‌آباد، داداش‌آباد، عباسی، منبع، یوسف‌آباد، مارالان، آخماقیه و … میشوند. مناطق حاشیهنشین شهر از حداقلترین امکانات شهری نیز محروم بوده و از دیدگاه نهادهای شهری و دولتی کاملاً فراموششده هستند.
مسائل اقتصادی مبدأ که اصلیترین دلیل مهاجرت این افراد است، در مقصد نیز خود را بروز داده و به شکلبخشیدن نامتناسب و غیر اصولی بافتهای مسکونی و کاری منجر شدهاست. لذا شیوهها و معیارهای زیست شهری رعایت نشده و زندگی نامطلوب و غیر انسانی را برای اهالی رقم زدهاست. ناتوانی مادی ساکنان از یک سو و بیتوجهی مدیران شهری از سوی دیگر باعث شکل نگرفتن مناسب فرهنگ شهری در این مناطق شهر شده و کالبدها و رفتارهای آسیبزایی را تولید کردهاست. فرهنگ شهری تبریز بدون ترمیمبخشی به این مناطق نمیتواند شیوه زیست سالمی را تجربه کند[۱۴].
۳-۲-۱)نقشه شهر تبریز
۳-۶) روش تحقیق
این تحقیق بر اساس ا هداف، از نوع تحقیقات کاربردی وازنظرماهیت انجام کار ازنوع توصیفی وپیمایشی محسوب می شود که از قابلیت‌های خاص متناسب با این موضوع برخوردار است.تحقیقات کاربردی تحقیقاتی هستند که نظریه ها، اصول و فنونی که در تحقیقات پایه تدوین میشوند را برای حل مسایل اجرایی و واقعی به کار میگیرد. این تحقیقات بیشتر بر موثرترین اقدام تاکید دارد و علتها را کمتر مورد توجه قرار می دهند. این تاکید به واسطه آن است که تحقیقیات کاربردی به سمت کاربرد علمی دانش هدایت می شود.
تحقیق توصیفی، آنچه را که هست توصیف و تفسیر می کند و به شرایط یا روابط موجود، عقاید متداول، فرآیندهای جاری، آثار مشهود یا روندهای در حال گسترش توجه دارد. توجه آن در درجه اول به زمان حال است، هر چند غالباً رویدادها و آثار گذشته را نیز که به شرایط موجود مربوط می شوند مورد بررسی قرار می دهد.
۳-۷) جامعه و نمونه آماری
جامعه آماری این تحقیق را شهرداری منطقه سه کلان شهر تبریز تشکیل میدهد. با توجه به توصیفی بودن تحقیق حاضر و محدود بودن جامعه آماری از نمونه گیری استفاده نشده است لذا کلیه جامعه آماری این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است.
۳-۸) ابزار وروش گردآوری دادهها:
در این تحقیق به منظور جمعآوری مبانی نظری از فیش برداری استفاده شده است. جمعآوری دادهها نیز براساس استفاده از اسناد و مدارک موجودمی باشد.
گردآوری داده ها جهت پاسخ به سئوالات تحقیق ازروش کتابخانه ای بهره برداری شده است.
۳-۹) روش تجزیه و تحلیل دادهها
تجزیه و تحلیل به عنوان فرایندی از روش عملی، یکی از پایههای اساسی هر روش تحقیق است. به طور کلی، تجزیه و تحلیل عبارت است از روشی که، از طریق آن کل فرآیند پژوهشی، از انتخاب مسئله تا دسترسی به یک نتیجه هدایت شود (تقی زاده و تاری، ۱۳۸۶، ۵۷).
در این تحقیق به منظور پاسخ به سوالات تحقیق از آزمونهای آماری توصیفی بهره گرفته شده است.
۳-۱۰) تغییرات کاربری ها در شهر تبریز
مطالعات صورت گرفته در زمینه مساحت کاربری های تغییر یافته در سطح شهر تبریز در طی پنج سال اخیر نشان می دهد که بیشترین میزان از این تغییرات را تغییر کاربری فضای سبز به مسکونی تشکیل می دهد . تغییر کاربری آموزشی به مسکونی نیز از جمله مصوباتی است که حدود ۱۸% درصد از این تغییرات را به خود اختصاص داده است.
با ا
ندکی تأمل در خصوص نمودار تغییرات صورت گرفته در شهر تبریز(جدول۲-۲) در می یابیم که در کل بیشترین تغییرات مربوط به تغییر کاربری فضای سبز به سایر کاربری ها است، به طوریکه ۶۶/۵۶ درصد از کل مساحت تغییر یافته در طی پنج سال را شامل می شود. در مقابل، از تغییرات فضایی که در طی مدت زمان مورد مطالعه از سایر کاربری ها به فضای سبز اختصاص داده شده است، حدود ۴۹/۹ درصد کل تغییرات می باشد. تغییر کاربری آموزشی به مسکونی نیز با۷۴/۱۹ درصد از کل تغییرات، رتبه دوم از تغییرات مصوب را به خود اختصاص داده است. مصوبات مربوط به سایر کاربری ها در جدول شماره(۳-۸) مشخص شده است.
جدول (۳-۸): تغییرات کاربری های اراضی شهری تبریز دردوره ۵ ساله(۱۳۸۷-۱۳۸۳)

فایل دانشگاهی – تحلیلی بر تغییرات کاربری اراضی در شهرداریهای کلانشهر تبریز- قسمت ۴۴

انواع بادهایی که در فصول مختلف در تبریز مشاهده می شوند عبارتند از :
الف) در فصل بهار قسمت اعظم بادها از دو جهت شرق و غرب بطور یکسانی می ورزند.
ب ) در فصل تابستان جهت ورش اکثر بادها از طرف شرق بوده و جهت وزش قسمت کمی از بادها از طرف غرب می باشد.
ج) در فصل پائیز از مقدار بادهای شرقی کاسته می شود و بطور خفیف برمقدار بادهای غربی افزوده می گردد در این فصل تساوی بین بادهای شرقی و بادهایغربی هنوز برقرار نبوده و توفق نسبی با بادهای شرقی است.
د) در فصل زمستان مقدار بادهای غربی افزایش می یابد به طوریکه در مجموع بادهای غربی هنوز برقرار نبوده و بادهای غربی بربادهای شرقی توفق پیدا می کند.
بررسی متوسط آمارهای ۳۰ ساله سرعت باد در تبریز نشان می دهد که بیشترین میزان سرعت باد در ماه ژوئیه و اوت بوده است همچنین از نظر چگونگی و جهت وزش بادهای تبریز به ۸ دسته تقسیم می شوند :
۱) بادهای محلی: از جمله باد سفید یا آغ یل است که معمولاً در اسفند ماه می وزد
۲) باد شرقی: که نسبتاً مداوم و قوی بوده و تقریبا در تمام مدت سال بر جلگه تبریز می وزد.
۳) باد غربی: این بار از نظر داوم دومین باد بوده و هنگام وزش آن در فصول معتدل است.
۴) با جنوب غربی: این باد در هنگام بهار بیش از سایر بادها می وزد و حداقل وزش آن در ماه مرداد است.
۵) باد شمال شرقی: این باد ر فصول معتدل سال بیشتر می وزد و حداکثر مدت آن در ماه اسفند می باشد.
۶) باد جنوب شرقی: شدت این باد در ماههای سرد و غالباً دی ماه است در تیر ماه حداقل وزش آن به صفر می رسد.
۷) باد شمال: این باد در زمستان می وزد و طولانی ترین دوران وزش آن در دی ماه است.
۸) باد جنوب: بادی است بسیار ضعیف و کم دوام و حداکثر شدت وزش آن در آذر ماه است. (پایان نامه ارزیابی عناصر آب و هوایی ـ محمد یزدانی ـ صحفه ۱۵۷)
گلبــاد سالانه ایستگـــاه تبریز
ماخذ : اداره کل هواشناسی استان آذربایجان شرقی
۳-۴) فرهنگ شهری تبریز
زیست شهری تبریز را در سه حوزه مهم اقتصاد، فرهنگ و جامعه میتوان ترسیم کرد؛
۳-۴-۱) حوزه اقتصاد: از اصلیترین عناصر حیات شهری تبریز بایستی به بازار سنتی تبریز که بزرگترین بازار مسقف و مجموعه سرپوشیده جهان است اشاره کرد. بازار تبریز که در بافت مرکزی شهر قرار گرفته، با وسعت یک کیلومتر با قدمت بیش از هزار سال از عوامل شکلدهنده و تأثیرگذار بر فرهنگ شهری تبریز است. بازار دارای ۲۰ راسته و راستهبازار، ۳۵ سرا و کاروانسرا، ۲۵ تیمچه، ۱۱ دالان، ۱۲ مدرسه، ۳۰ مسجد، ۵ باب حمام، ۵۵۰۰ مغازه، حجره و فروشگاه و ۴۰ صنف از اقسام مشاغل را در بر میگیرد (خاماچی، ۱۳۸۶: ۱۹۶). بازار تبریز همواره یکی از نشانههای وسعت، اهمیت و بزرگی شهر تبریز بودهاست.
با این اوصاف به یک تعبیر بازار تبریز خون جاری در کالبد شهر است چنانکه اگر خللی در کارکرد آن صورت گیرد خود را به سرعت در زندگی اجتماعی نشان میدهد. بازار با جای دادن انواع اصناف و مشاغل و نیز گروههای اجتماعی مختلف در واقع بازنمودکننده فرهنگ شهر است. روابط و شبکههای ارتباطی بینفردی از یک طرف و باورها و افکار از طرف دیگر نمودی است از رفتارها و افکار ساکنین شهر. بازاریان تبریز فعالیتهای گسترده خیریهای دارند و این امر یکی از علل شهرت تبریز به شهر بیگداست. علاوه بر این بازاریان نقش بسیار مهم فرهنگی نیز بر عهده دارند و آن حمایت از فعالیتهای فرهنگی- هنری است. بازار با بنیه اقتصادی قوی به تشویق و تأکید بر حفظ فرهنگ سنتی آذربایجانی میپردازد و این پدیده باعث میشود تا بازار تبریز صرفاً از منطق اقتصادی خارج شده و به سوی مشارکت فعال در نظامهای فرهنگی و هویتی حرکت کند.
اگر وسعت بسیار زیاد بازار را تصور کنیم که جمعیت قابل ملاحظهای از شهر را در مشاغل گوناگون تجاری و تولیدی در خود جای دادهاست، آنگاه میتوان فهمید که شهروندان بسیاری در قالب بازار به حفظ، استمرار و پشتیبانی از فرهنگ زیست سنتی میپردازند. فراتر از همه اینها خود فضای بازار نمود و بازنمودی از فرهنگ آذربایجانی است: هنر (معماری)، مناسک (مناسبتهای فرهنگی)، اجتماعات (قهوهخانهها، زورخانهها، مدارس)، اقتصاد سنتی و … . ورود به راستهها، دالانها، تیمچهها، سراها و دیگر فضاها و اماکن بازار بیننده را به درک تغییر نسبتاً زیاد فضای بازار از بیرون وامیدارد؛ در واقع بازار نمونهای از بافت محلات و فضاهای اصیل شهری تبریز است، به همین سبب از مکانهایی است که در آن میتوان هویت تبریزی را ملاحظه کرد.
بازار شهر تبریز به عنوان یکی از مهمترین عناصر شهری باعث گردیده تا همواره بعنوان هسته اصلی و مرکزی شهر قرار گرفته و بافت شهر نسبت به این هسته مرکزی به صورت شعاعی شکل بگیرد (اسمعیلی سنگری، ۱۳۸۶: ۳۸). همچنانکه بازار مرکزیت کالبدی در شهر دارد و محلات دیگر (خصوصاً محلات قدیمی) در لایههای متحدالمرکزی بر حول آن شکل گرفتهاند، مرکزیت تحولات اجتماعی و تاریخی مهم شهر نیز عموماً در بازار رخ داده و به کل شهر جریان مییابد. بازار به مثابه تصمیمگیرنده در برابر رویدادهای مهم جامعه تبریز، محلی برای گردهمآیی نخبگان مردمی است. نوع رویارویی با انواع اتفاقات به میزان زیادی در بازار تعیین شده و به دلیل پیوندهای درونی و بیرونی بازاریان به سرعت در سطح شهر منتشر میشود و عموم شهروندان آگاه میشوند. قدرت عظیمی که بازار به عنوان سازماندهنده نیروهای اجتماعی داراست آن را در مرکز تحولات فرهنگ شهری قرار میدهد.
۳-۴-۲

تغییرات
کاربری ها
مساحت
۱۳۸۳
مساحت
۱۳۸۴
مساحت
۱۳۸۵
مساحت
۱۳۸۶
دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

) حوزه فرهنگ: وارثان و انتقالدهندگان فرهنگ سنتی شهر، عمدتاً ساکنانی هستند که در محلات قدیمی شهر زندگی میکنند و میتوان در وجوه مادی و معنوی شیوه زیست آنان نمودهای این فرهنگ را یافت. هنرمندان، دانشمندان، و چهرههای برجسته اجتماعی و فرهنگی شهر، عمدتاً ریشه در این محلات داشتهاند. همچنین از اشاعهدهندگان فرهنگ تبریز میتوان به مکانهایی اشاره کرد که در گذشته نقش اساسی در بازآفرینی و بازتولید آن داشتهاند همچون ارک تبریز (معروف به ارک علیشاه)[۱۲]. ارک، علاوه بر کارکرد نظامی پیشین خویش که در مراحل بعدی تکامل شهر از دست دادهاست، کارکرد فرهنگ معنویای را انجام میدادهاست.
سالن تئاتر ارک به عنوان مکانی برای تجمع اجتماع شهری برای بازآفرینی نظامهای فکری در قالب انواع هنرهای نمایشی همچون موسیقی، شعر و تئاتر بودهاست. در دهههای گذشته، «تئاتر در قالب نهادهای هنری منظم و سازمانیافته، توانسته بود جریان فرهنگی نیرومندی در متن اجتماعی آن ایجاد کند» (رنجبر فخری، ۱۳۸۳: ۱۱). اجرای گروههای موسیقی آشیقی و موغامی که بخش اعظم ادبیات شفاهی فرهنگ معنوی آذربایجانی را تشکیل میدهند، به بازخوانی مهمترین ابعاد و مسائل زیستی میپردازد؛ آشیقها به مثابه ذخایر فرهنگی به بازگویی عناصری از داشتههای فرهنگی میپرداختند که اصول سازماندهنده حیات و هستیشناسی ویژه آذربایجان را در بر میگرفت. هنر آشیقی (که در قهوهخانهها نیز اجرا میشد) فرهنگ اجدادی را در مخاطبان زنده کرده و آنها را از منابع غنی فرهنگی خویش آشنا میساختند
سالهای اخیر گسستی را در فرهنگ سنتی شهری تبریز به وجود آوردهاست. پیدایش و رشد روزافزون شهرکهای اقماری و ورود عناصر بسیاری از زیست مدرن از یک طرف و بیتوجهی نهادهای رسمی به بازتولیدکنندگی فرهنگ سنتی روندی را نشان میدهد که در آن بخشی از شهروندان به طور مداوم از ریشههای فرهنگی پیشین خویش جدا شده و به سبک زندگی غیر بومیای در قالب فرهنگ مدرن شهری نزدیک میشوند.
۳-۴-۳) حوزه جامعه: رونق مبادلات تجاری و فرهنگی تبریز و مرکزیت اقتصادی این شهر در طول سده‌ها از یک طرف، و ظرفیتهای فرهنگی و اجتماعی بومیان از طرف دیگر به‌ پیشرفت و گسترش نهادهای مدنی و اجتماعی تبریز منجر شده‌است. به‌ویژه در دوران قاجار، تبریز به‌سبب همجواری با روسیه و عثمانی و نزدیکی این شهر به ‌راه‌های ارتباطی غرب، نقطه آغازین بسیاری از پیشرفت‌ها در سطح کشور بوده‌است. در این دوران بسیاری از جنبش‌های فکری، تحولات اجتماعی، اقتصادی و فنی و بسیاری از نهاد‌های مدنی پیش از تهران و دیگر نقاط ایران، در این شهر شکل می‌گرفت. از اینرو تبریز همواره به عنوان شهر اولینها در فرهنگ شهری یاد میشود. شهر تبریز، پیشرو در بنیانگذاری عناصر زیست و فرهنگ شهری در ایران است که از این میان میتوان به موراد زیر اشاره کرد (سردارینیا، ۱۳۸۶):
صنعت چاپ توسط عباسمیرزا (۱۸۱۱م)؛
ترجمه کتب خارجی (۱۱۹۸ش) از زبانهای انگلیسی و فرانسه؛
نگارش نخستین رمان ایران توسط میرزا فتحعلی آخوزندزاده (۱۲۵۳ش) با عنوان «ستارگان فریبخورده، حکایت یوسفشاه سراج» به زبان ترکی آذری؛
آغاز ادبیات کودکان در حوزه نثر (میرزا عبدالرحیم طالبوف)، نظم (ایرج میرزا)، داستان (صمد بهرنگی) و انتشارات (جبار باغچهبان)؛
ابتکار روزنامههای ملی با روزنامه «اختر» توسط سه تن از تبریزیها (۱۸۷۵م)؛
تأسیس نخستین کتابخانه عمومی توسط حاج میرزا حسنخان خازن لشکر (۱۳۱۲ق) در جنب مکتبخانه ارک؛
تأسیس نخستین سینما به نام سینما سوِلّی (۱۲۷۹ش)؛
نخستین نمایشنامه با عنوان «حکایت ملاابراهیم خلیل کیمیاگر» توسط آخوندزاده به زبان ترکی آذری (۱۸۵۰م) و تشکیل رسمی گروه تئاتر به نام «خیریه» (۱۲۹۱ش) با عضویت چلبی، شفیعزاده، مؤیدزاده، وکیلی، وهابزاده و عظیمزاده.
پیشگامی در پزشکی نوین (میرزا حاجی بابا افشار به عنوان نخستین طبیب و محصل اعزامی)؛ تألیف، ترجمه و چاپ کتب پزشکی؛ نخستین دانشکدههای پزشکی، داروسازی، دندانپزشکی ایران و انستیتو پاستور.
تشکیل نخستین شورای مردمی با عنوان «انجمن ایالتی آذربایجان» (۱۲۸۵ش) و نیز شکلگیری انجمنهای محلات مختلف تبریز به مثابه شوراهای محلی پشتیبان انجمن ایالتی.
بنیاد نهادن نخستین انجمن زنان توسط صاحب سلطان خانم و مادرش رقیه سلطان خانم (۱۲۸۵ش)
تأسیس «بلدیه» تبریز به عنوان نخستین شهرداری ایران توسط انجمن شهر (قاسمخان والی به عنوان اولین شهردار) (۱۳۲۵ق)؛
بنیانگذاری آموزش و پرورش نوین ایران توسط میرزا حسن رشدیه با ایجاد مدرسههای محله ششگلان، بازار، چرنداب، لیلآباد (۱۳۰۵ق) و …
اینهمه نشان از شکلگیری اولین نطفههای حیات نوین شهری دارد که مردم و شخصیتهای برجسته تبریز بانیان آنها بودهاند. فرهنگ و اجتماع شهری تبریز با ایجاد نهادهای ضروری برای زیست شهری در ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و … تعریفکننده شکلی نو از فرهنگ با عنوان «فرهنگ شهری جدید» بودند.