تحلیل نظریه مشورتی دیوان بین المللی دادگستری در قضیه استقلال کوزوو- قسمت 17

  • -“Erg a Omnes”. ↑
  • 199- عزیزی، ستار، حمایت از اقلیت ها در حقوق بین الملل، پیشین، ص: 362. ↑
  • 200- بهمنی قاجار، محمد علی، پیشین، ص: 75. ↑
  • -Goodwin Morag, Op. cit, p.3. ↑
  • 202- اخوان خرازیان، مهناز، پیشین، ص: 96. ↑
  • -Firstein, Daniel, Op. cit, pp.425-427. ↑
  • -I bid. ↑
  • -Declarations on the Granting of Independence to colonial territories and people; Available at: http://www.un.org/depts/dhl/resguide/r15.htm. ↑
  • -Declarations on principles of international Low concerning Friendly Relations And Cooperation among State in Accordance With Charter of the United Nations, Supra note156. ↑
  • 207- سیفی، سید جمال، پیشین، ص: 35. ↑
  • -Cassese, Antonio, Op. cit , pp.65-66. ↑
  • -Shaw, Malcolm, Op. cit, p.253. ↑
  • -Vander vyver, Johan, “Self-Determination of the peoples of Quebec under International Law”, Journal of Transnational Law and policy, Vol.10, 2000, pp.11-13. ↑
  • -Goodwin, morag, Op. Cit, p.3. ↑
  • 212- اخوان خرازیان، مهناز، پیشین، صص: 111- 106. ↑
  • 213- عباس سرمدی، مهدی، پیشین، ص: 70. ↑
  • 214- عزیزی، ستار،. حمایت از اقلیت ها در حقوق بین الملل، پیشین، ص: 376. ↑
  • 215- همان، ص: 374. ↑
  • 216- همان. ↑
  • -Shaw, Malcolm, Op. cit, p.255. ↑
  • 218- بهمنی قاجار، محمد علی، پیشین، ص: 75. ↑
  • 219- عزیزی، حمایت از اقلیت ها در حقوق بین الملل،پیشین، صص: 374 – 375. ↑
  • 220- همان. ↑
  • 221- همان. ↑
  • 222- عزیزی، ستار، «استقلال کوزوو:بررسی مشورعیت جدایی یکجانبه در حقوق بین الملل»، پیشین، ص: 12. ↑
  • 223- عزیزی، ستار، حمایت از اقلیت ها در حقوق بین الملل. پیشین، ص: 368-366. ↑
  • 224- اخوان خرازیان، مهناز، پیشین، ص: 122. ↑
  • 225- همان، ص: 123. ↑
  • 226- همان، صص: 128- 127. ↑
  • 227- عزیزی،ستار، «حق اقلیت ها در حقوق بین الملل» پیشین، ص: 366. ↑
  • 228- اخوان خرازیان، مهناز، پیشین، ص: 115. ↑
  • 229- ضیائی،یاسر،«جدایی طلبی در حقوق بین الملل، تقابل حق تعیین سرنوشت مردم و اصل احترام به تمامیت ارضی کشورها» پیشین، ص: 251. ↑
  • 230- عزیزی، ستار،«حق اقلیت ها در حقوق بین الملل»، پیشین، ص: 403. ↑
  • 231- ضیائی، سیدیاسر،«جدایی طلبی در حقوق بین الملل، تقابل حق تعیین سرنوشت مردم و اصل احترام به تمامیت ارضی کشورها»، پیشین،
    ص: 253. ↑
  • 232- همان، ص: 254. ↑
  • 233- عزیزی، ستار،«استقلال کوزوو: بررسی مشورعیت جدایی یکجانبه در حقوق بین الملل»، پیشین، صص: 28-26. ↑
  • -Goodwin, Morag, Op. cit, p.3. ↑
  • 235- عزیزی، ستار، «استقلال کوزوو: بررسی مشورعیت جدایی یکجانبه در حقوق بین الملل»، پیشین، ص: 13. ↑
  • 236- سیفی، سید جمال، پیشین، ص: 253. ↑
  • 237- امیدی،علی، پیشین، ص: 16. ↑
  • 238 – همان. ↑
  • -Shaw, Malcolm, Op. cit, p.254. ↑
  • -Declaration of principles of international law concerning friendly relations and cooperation among states in Acocordance with the charter of the United nations , 1970, Supra note156. <
    a href=”https://novinyaban.ir/wp-admin/post-new.php#footnote-ref-239″>↑
  • 241- سیفی، سید جمال، پیشین، صص:253-254.
  • -Alien Domination / Subjugation . ↑
  • -Cassese , Antonio, Op. cit, pp.98-99. ↑
  • -Ibid, pp.93-98. ↑
  • -Ibid, p.100. ↑
  • -Christakis, Theodore, Op. cit, p.77. ↑
  • 247- امیدی، علی،پیشین، ص: 10. ↑
  • 248- امیدی، علی،«خود مختاری و مدیریت مناقشات سیاسی جوامع دارای اقلیت قومی»، رساله دکتری روابط بین الملل، دانشگاه تهران، دانشکده حقوق، 1380، ص: 117. ↑
  • 249- همان، ص: 122-120. ↑
  • 250- امیدی، علی،«گسترش مفهومی حق تعیین سرنوشت از استقلال ملل تحت سلطه تا حق دموکراسی برای همه»، پیشین، ص: 14. ↑
  • -Christakis, Theodor, Op. cit, p.77. ↑
  • – Bothe, Michael, “Kosovo – So what? The Holding of the International court of Justiee is not the Last word on Kosovo ̒ s Independence”, German law Journal, vol.11, 2010, p.837. ↑
  • -Cassese, Antonio, Op. cit , pp.350-351. ↑
  • 254- عزیزی، ستار، «حمایت از اقلیت ها در حقوق بین الملل»، پیشین، صص: 402-401 . ↑
  • -Christakis, Theodor, Op. cit, p.77. ↑
  • -WS Netherlands, p. 3,5, available at: http://www.icj-cij.org/docket/files/141/15652.pdf; (Visited on 06/July/2011). ↑
  • -WS Slovenia, p.3, available at: http://www.icj-cij.org/docket/files/141/15654.pdf; (Visited on 06/July/2011). ↑
  • -WS Spain, Supra note 174, p.25. ↑
  • -WS Netherlands, Supra note 256, p. 3,5; WS Russia, Supra note 173, p.85. ↑
  • -WS Spain, Supra note 174, p.24. ↑
  • -WS China Supra note 175, p.3-4. ↑
  • -WC Bolivia , p.7, available at: http://www.icj-cij.org/docket/files/141/15700.pdf; (Visited on 06/July/2011). ↑
  • -WC China, pp.3-4 available at: http://www.icj-cij.org/docket/files/141/15654.pdf; (Visited on 06/July/2011) ; WS Egypt, Supra note 174, p.72. ↑
  • -WC Spain , Supra note 166, p.6. ↑
  • -WS Egypt, Supra note 174, p.62. ↑
  • -WS Egypt, Supra note 174, p.63; WS Iran, Supra note 89, p.2.2; WS Spain Supra note 174,, p.23. ↑
  • -WS Iran, Supra note 89, p.2.2. ↑
  • -WS Spain, Supra note 174, p. 6-7. ↑
  • -WC Bolivia, Supra note 262, p.7. ↑
  • -WS Iran, Supra note 89, p.4.1 , 5.1. ↑
  • -WC United kingdom, Supra note 170, p.42; WS Russia, Supra note 173, P.84. ↑
برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

اثرات بالقوه کاربری اراضی بر یکپارچگی اکولوژیکی و زون¬بندی مناطق حفاظت شده (مطالعه موردی پناهگاه حیات وحش قمیشلو)- قسمت ۹

ویژگی

 

 

اندازه

 

 

 

طول آزادراه درون منطقه قمیشلو

 

 

۲۶ کیلومتر

 

 

 

عرض آزادراه

 

 

۳۵ متر

 

 

 

عرض آسفالت در هر باند آزادراه

 

 

۶/۱۱ متر

 

 

 

عرض جزیره وسط آزادراه

 

 

۶/۷ متر

 

 

۳-۲ روش کار
روش کار در این تحقیق استفاده از ارزیابیهای چندمنظوره با توجه به هدف مطالعه طبق فلوچارت شکل ۳-۲ شامل مراحل زیر میباشد. در فرایند ارزیابی چند معیاره (MCE) بعد از شناسایی هدف، معیارهای ارزیابی شناسایی شدند. سپس به هرکدام از این معیارها با توجه به نقشی که در رسیدن به هدف دارند وزن داده شد. در مرحله بعد برای مقایسه معیارها، استاندارسازی انجام شد. سپس لایه ها باهم ترکیب شدند.

تخصیص واحدها به زونهای مدیریتی(MOLA)
تلفیق لایه ها
تعیین معیارهای مؤثر برای هرزون
استاندارد سازی معیارها
وزندهی معیارها باروش AHP
زونبندی
شکل ۳-۲ مراحل انجام زونبندی در روش MCE
۳-۲-۱ تهیه مدل مفهومی
با بهره گرفتن از بررسی منابع، نظرات کارشناسی، تهیه پرسشنامه و شناخت منطقه برای هرکدام از اهداف مدیریتی پناهگاه حیات وحش قمیشلو یعنی زونهای امن، حفاظتی، تفرج گسترده، تفرج متمرکز، ، بازسازی، استفاده ویژه و زون فرهنگی یک مدل مفهومی[۳۸] حداکثر در ۴ سطر شامل هدف[۳۹]، معیارهای اصلی[۴۰]، زیرمعیارها[۴۱] و ویژگیها[۴۲] تهیه شد. شکل ۳-۳ نشان دهنده این مدل مفهومی است.

معیار…
معیار۳
معیار۲
معیار۱
هدف
شکل ۳-۳ مدل مفهومی ارزیابی چندمعیاره
سپس با توجه به مدل مفهومی مذکور، مدل مفهومی اهداف مورد مطالعه مطابق شکلهای ۳-۴ تا ۳-۷ تهیه شد. با توجه به اینکه در روش ارزیابی چندمعیاره تفاوت معیارها برای هر زون در مرحله استانداردسازی و تعیین وزن فاکتورها از طریق نظرات کارشناسی و مرور منابع مشخص میشود، بنابراین، در این مطالعه معیارهای مورد استفاده در مدلهای مفهومی زون امن با زون حفاطت و زون تفرج گسترده با زون تفرج متمرکز بهصورت مشابه در نظر گرفته شده است. لازم به ذکر است که فاکتور جهت به دلیل اهمیت این فاکتور در کاربری زون تفرج متمرکز فقط برای این زون استفاده شده است.

فاصله ازجاده
منابع طبیعی
تعیین زون امن و حفاظت
اقتصادی اجتماعی
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
مسکونیوصنایع
فاصلهازکشاورزی
منابع اکولوژیکی
منابع فیزیکی
فون
منابع ناپایدار
منابع پایدار
زیستگاه
آب
فرسایش
شیب
شکل ۳-۴ مدل مفهومی زونهای امن و حفاظت

تعیین زون گسترده و متمرکز
اقتصادیاجتماعی
عکس مرتبط با اقتصاد
منابع طبیعی
آثارفرهنگی
فاصله از جاده
مسکونیوصنایع
فاصلهازکشاورزی

 

برای

بررسی‌رابطهفضای‌مجازی‌ وعامگرایی‌کاربران‌اینترنت درسـازمـان‌اسـنـادوکـتـابـخـانه‌ملـی‌ایـران- قسمت ۱۲

گل‌محمدی به پیروی از برخی جامعه‌شناسان و فرهنگ‌پژوهان برجسته، خاص‌گرایی‌های فرهنگی ـ اجتماعی را در سه دسته بررسی کرده است:
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

 

    1. خاص‌گرایی قومی. شامل دو نوع خاص‌گرایی عمده، شامل: خیزش‌ها، تنش‌ها و ستیزهای قومی؛ و جنبش‌های ملی‌گرایانه… پژوهشگران اجتماعی سده بیستم توجه خود را عمدتاً به مسائل مرتبط با طبقه اقتصادی معطوف کرده بودند. آنها همواره به این موضوع می‌اندیشیدند که چگونه می‌توان مسائل ناشی از نابرابری‌های طبقاتی را با تعدیل نابرابری‌های یا تلاش برای ازمیان بردن طبقه حل کرد. بنابراین علایق و هویت‌های نژادی و قومی را اغلب نوعی واپس‌گرایی و نابهنجاری تاریخی قلمداد می‌کردند که در برابر کمونیسم تسلیم و نابود خواهد شد یا در چارچوب نهادهای لیبرال دموکراتیک ادغام و حل می‌شود. در چارچوب این رهیافت، قومیت بازمانده مراحل اولیه تحول جامعه انسانی به شمار می‌آمد که دیر یا زود از بین خواهد رفت… اندیشمندان مارکسیست و غیرمارکسیست به رغم اختلاف نظرهای مختلف، بر سر این موضوع توافق داشتند که قومیت نشانگر شرایط و وضع جامعه سنتی است که مردم در اجتماع‌های کوچک جدا از یکدیگر زندگی می‌کنند و ارتباطات و حمل و نقل محدود است. بنابراین اندیشمندان بسیاری انتظار داشتند که در نتیجه صنعتی شدن، شهرنشینی و گسترش آموزش و سواد، آگاهی قومی کاهش می‌یابد و عام‌گرایی جانشین خاص‌گرایی می‌شود. بنابراین، از دیدگاه هر دو دسته، ادغام اقلیت‌های قومی در اجتماع‌های بزرگ‌تر امری اجتناب‌پذیر بود. ولی تحولات و رویدادهای دهه‌ های پایانی سده بیستم که با زوال کمونیسم و افول لیبرالیسم همراه بود، نادرست بودن چنان پیش‌بینی‌هایی را آشکار کرد. جامعه جهانی در شرایطی واپسین سال‌های هزاره دوم را پشت سر گذاشت، وارد هزاره سوم شد که با جنبش‌ها و ستیزهای قومی فزاینده دست به گریبان بود… قومیت عبارت است از آگاهی از تفاوت، برجستگی ذهنی آن تفاوت و همچنین بسیج شدن بر پایه تفاوت. قومیت هنگامی شکل می‌گیرد که یک شخص این جمله را پُر کند: «من یک …. هستم، چرا که در …. با گروه خود شریک هستم.» بنابراین قومیت پدیده‌ای ذهنی است، حتی اگر بر عناصر «عینی» یا فرهنگی و تاریخی مشترک استوار باشد. سه رهیافت اصلی درباره بررسی قومیت و ستیز قومی: ۱) رهیافت دیرینه‌گرا قومیت را یک ویژگی پیچیده افراد و اجتماع‌ها می‌داند. از این دیدگاه، تقسیم‌ها و تنش‌های قومی«طبیعی» هستند، چه این طبیعی بودن ارثی باشد یا محصول چند سده. دیرینه‌گرایان گرچه ستیز و خشونت قومی را پدیده‌ای همیشگی نمی‌دانند، اما معتقدند که چنین ستیز و خشونتی از تفاوت‌های قومی ناشی می‌شوند و بنابراین نیازی به تبیین آن نیست. مثلاً آنتونی اسمیت، یکی از نظریه‌پردازان برجسته ناسیونالیسم و قومیت، مدعی است که ستیز قومی به نحو گریزناپذیری از قومیت ناشی می‌شود (اسمیت به نقل از گل‌محمدی ۱۳۸۹: ۱۵۹). ۲) رهیافت ابزارگرا قومیت را چون ابزاری می‌داند که افراد یا گروه‌ها یا نخبگان برای رسیدن به اهداف خود از آن بهره‌برداری می‌کنند. بر این اساس قومیت پیوند تنگاتنگی با سیاست دارد و در فرایند تلاش برای دستیابی به اهداف (سیاسی) مورد استفاده قرار می‌گیرد. این بهره‌برداری چه در قالب دفاعی (مقاومت در برابر جاه‌طلبی‌های دیگران) باشد و چه در قالب تهاجمی (دست‌یابی به اهداف خود)، قومیت اساساً یک برچسب یا دسته‌ای از نشان‌های نمادین است که برای رسیدن به امتیازهای سیاسی به کار گرفته می‌شود (لیک به نقل از گل‌محمدی ۱۳۸۹: ۱۶۰). ۳) رهیافت ساخت‌گرایان کم و بیش عناصری از دو رهیافت دیگر را دربر می‌گیرد. در چارچوب این رهیافت بر ریشه‌ها و ماهیت اجتماعی قومیت تأکید می‌شود. به بیان دیگر، ساخت‌گرایان برآنند که قومیت نه چیز ثابتی است و نه کاملاً باز و سیال، بلکه از بسترهای متراکم اندرکنش‌های اجتماعی ساخته می‌شود. از دیدگاه آنان قومیت یک ویژگی فردی نیست، بلکه پدیده‌ای اجتماعی است و هویت شخص معمولاً در اختیار و کنترل او قرار ندارد. پس با دگرگون شدن اندرکنش‌های اجتماعی، برداشت از قومیت هم دگرگون می‌شود (لیک به نقل از گل‌محمدی ۱۳۸۹: ۱۶۰). بر پایه رهیافت ساخت‌گرا، از آنجا که قومیت به صورت اجتماعی ساخته می‌شود، مرزها و هویت‌های قومی همواره از طریق اندرکنش‌های اجتماعی درون و بیرون ‌اجتماع‌های قومی تعریف، تحدید و تولید می‌شوند. در واقع، ریشه، محتوا و شکل هویت قومی بازتاب گزینش‌های خلاق افراد و گروه‌هایی است که خود و دیگران را در چارچوب شیوه‌های قومی تعریف می‌کنند. این فرایند نوعی حد و مرزسازی قومی است که انسان‌ها را از یکدیگر جدا یا با هم متحد می‌کند. اجزا و عناصر لازم برای ساخت هویت و مرز قومی توسط فرهنگ تعیین می‌شود. به بیان دیگر، ساخت و مرز قومی مانند تعیین شکل گاری دستی خرید (ظرفیت، تعداد چرخ‌ها و از این قبیل) است و فرهنگ قومی ترکیبی از چیزهایی است که داخل گاری می‌ریزیم (هنر، موسیقی، لباس، دین، نُرم‌ها، باورها و نمادها). مرزهای قومی گزینه‌های هویتی، ترکیب اعضا، میزان عضویت و شکل سازمان قومی را تعیین می‌کنند و به این پرسش پاسخ می‌دهند که ما کیستیم؟ فرهنگ هم محتوا و معنای قومیت را تأمین می‌کند و به این پرسش پاسخ می‌دهد که ما چه هستیم؟ (ناگل به نقل از گل‌محمدی ۱۳۸۹: ۱۶۱)
    2. عکس مرتبط با اقتصاد

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

تقریباً نیمی از ستیزهای قومی از سال ۱۹۸۹ به این سو که پایان جنگ سرد و آغاز به اصطلاح «نظم جهانی جدید» بود آغاز شده است. از این رو، بسیاری از اندیشمندان و پژوهشگران عقیده دارند که انسان‌ها اکنون با یک بی‌نظمی جهانی جدید مبتنی بر ستیزهای قومی فزاینده رویارو هستند. در این بی‌نظمی جهانی جدید، بسیاری از مردم از واگیردار بودن ستیز قومی نگرانند و دغدغه آن را دارند که ستیز قومی در یک محل شاید مناطق دیگر را هم دربر گیرد… بستر سیاسی مسائل قومی نیز متنوع است و هویت، تنش و ستیز قومی در چارچوب نظام‌های سیاسی مختلف شکل می‌گیرد. (گل‌محمدی ۱۳۸۹: ۱۶۳)

 

 

  1. خاص‌گرایی ملی‌گرایی. گروه قومی و ملت دو نوع جمعیت هستند. برخی گروه‌های قومی ملت هستند و برخی نیستند. ناسیونالیسم شکلی از فرهنگ (یک ایدئولوژی، یک زبان، اساطیر، نمادگرایی و آگاهی) است که چهار هدف دارد: تبدیل یک گروه قومی منفعل به یک اجتماع قومی سیاسی فعال؛ سازماندهی فرهنگ جماعت و ایجاد یک فرهنگ عالی استاندارد و رسمی؛ تبدیل جماعت به یک ملت دارای همگونی فرهنگی؛ به دست آوردن یک سرزمین یا حتی یک دولت برای ملت. ناسیونالیسم بیش از دویست سال قدمت دارد و بی‌تردید می‌توان آن را یکی از قدرتمندترین نیروهای دنیای مدرن به شمار آورد. در نیمه دوم سده هیجدهم این نیروی سیاسی در اروپای غربی از جمله فرانسه و امریکای شمالی شکل گرفت، اندکی بعد به امریکای لاتین گسترش یافت و پس از جنگ جهانی دوم سرتاسر جهان را فرا گرفت. شکل پیدایش ناسیونالیسم هم گوناگون بود: دینی، محافظه‌کارانه، لیبرال، فاشیستی، کمونیستی، فرهنگی، سیاسی، جدایی‌خواهانه و از این قبیل. (گل‌محمدی ۱۳۸۹: ۱۷۴و ۱۷۵)

 

تا دهه شصت، رهیافت‌های مارکسیستی، لیبرالی و نظریه نوسازی، ناسیونالیسم را پدیده‌ای می‌دانستند که در فرایند تحول و تکامل و نوسازی جامعه به‌تدریج تحلیل می‌فت و ناپدید می‌شد. اما از دهه شصت به این‌سو، اعتبار آن زیر سؤال رفت و مرحله جدیدی در مطالعه ناسیونالیسم آغاز شد… این تغییر و تحول نتیجه شکل‌گیری موجی جدید از خاص‌گرایی فرهنگی در قالب جنبش‌های ناسیونالیستی بود که در دهه‌ های پایانی سده بیستم شدیدتر و گسترده‌تر شده و در سده بیست و یکم هم تداوم یافته است… دربرخی آثار نیز از موج سوم یا نوع سوم ناسیونالیسم بحث می‌شود که پس از پایان جنگ سرد شکل گرفته و روزبه‌روز گسترده‌تر و شدیدتر می‌شود. موج سوم ناسیونالیسم در عین حال که همسانی‌هایی با مراحل پیشین ناسیونالیسم دارد، اما از آنها متمایز است. در حالی که در ناسیونالیسم‌های پیشین بر جنبه سیاسی ملیت تأکید می‌شد، در آنها رگه‌های انترناسیونالیستی به چشم می‌خورد و گرایش‌های لیبرالی و ضداستعماری وجود داشت، ناسیونالیسم کنونی دارای جنبه‌های ضد لیبرالی، شوونیستی و انحصارگرایانه است. به بیان دیگر، موج سوم ناسیونالیسم بر هویت‌سازی و تفاوت و انفکاک‌آفرینی استوار است. (گل‌محمدی ۱۳۸۹: ۱۷۵ و ۱۷۶)

 

 

  1. خاص‌گرایی دینی (بنیادگرایی دینی). بنیادگرایی دینی بیشتر از ستیزهای قومی و جنبش‌های ناسیونالیستی خاص‌گرایانه است… امروزه دین در قالب بنیادگرایانه خود به مهم‌ترین منبع هویت‌سازی در جهان تبدیل شده است. جعل و کاربرد واژه «بنیادگرا»[۱۰۴] به دهه‌ های نخست سده بیستم باز می‌گردد که پروتستان‌های امریکا به صورت جدی با تجدد رویارو شدند. در این رویارویی واکنش و موضع شماری از پروتستان‌ها این بود که آنچه در کتاب مقدس آمده، جملگی درست است و نیازی به بازخوانی، تعدیل یا حتی مسکوت گذاشتن آنها وجود ندارد. در تاریخ امریکا این دسته از پروتستان‌های محافظه‌کار و سرسخت، بنیادگرا نامیده شدند. (گل‌محمدی ۱۳۸۹: ۱۷۷)

 

به طور کلی می‌توان گفت که بنیادگرایی نوعی واکنش اجتماعی دینی به تهدید خیالی تحمیل‌شده توسط فرایند جهانی شدن است. بنیادگرایان بر این باورند که دگرگونی‌های اجتماعی باعث تهدید شیوه زندگی، ارزش‌ها و عقاید آنها می‌شود و باید سرسختانه با آنها مبارزه کرد… بنیادگرایان وضع موجود را نامطلوب می‌دانند و تصویری ناپسند از آن عرضه می‌کنند. آنها به‌ویژه ساختار فرهنگی حاکم بر جهان را به باد انتقاد می‌گیرند و فرهنگ جهانی را آماج حملات خود قرار می‌دهند. ویژگی‌بخش این فرهنگ جهانی اصول و ارزش‌های تجدد است و به همین دلیل تجددستیزی به رسالت اصلی بنیادگرایان تبدیل می‌شود. بر این اساس و از آنجا که تجدد پدیده‌ای جهانی است، بنیادگرایی نیز جهانی می‌شود.
رسالت خطیر بنیادگرایان در مبارزه با فرهنگ جهانی و تجدد مستلزم سرسختی و سازش‌ناپذیری است. بسیاری از بنیادگرایان هرگونه سازش و مصالحه را تسلیم در برابر دشمن می‌دانند. دشمنان آنها معمولاً چونان دشمنان خداوند یا شاید دشمنان حقیقت و اخلاق وانمود می‌شود که مدارا با آنها به هیچ‌وجه جایز نیست. به همین دلیل بنیادگرایان ارزش و اعتبار چندانی برای حقوق بشر، گفت‌وگو، پلورالیسم، آزادی بیان، تساهل و دیگر عناصر ویژگی‌بخش دموکراسی مدرن قائل نیستند. مثلاً بنیادگرایان صهیونیست و گروه طالبان آشکارا چنین اصولی را رد می‌کنند..
بنیادگرایان در عین حال که وضع موجود را نامطلوب می‌دانند و آن را رد می‌کنند، الگویی هم از جامعه آرمانی خود عرضه می‌دارند. این الگو معمولاً دربرگیرنده بازسازی یک گذشته خیالی طلایی مبتنی بر ارزش‌های بنیادی سنتی و دینی است. ولی آنها در عرضه روایتی مقدس از گذشته غالباً گزینشی عمل می‌کنند: انرژی آنها به گزینش ویژگی‌هایی صرف خواهد شد که هویت آنها را به بهترین وجه تقویت کند، جنبش آنها را منسجم کند، از مرزهای آنها دفاع کند و اغیار را دور نگه دارد. (گل‌محمدی ۱۳۸۹: ۱۷۸ و ۱۷۹)
در بنیادگرایی اسلامی، ضرورت بازسازی و بازنویسی تاریخ اسلام مورد تأکید قرار گرفته است. این بازسازی از آن‌رو برای بنیادگرایان اهمیت دارد که به واسطه آن، هم می‌توان تصویری از گذشته طلایی امت اسلام به دست داد و هم علل و عوامل افول اسلام را شناسایی کرد. الگویی که بنیادگرایان چونان جامعه آرمانی خود می‌سازند، از همین تاریخ بازسازی‌شده اسلام به‌ویژه در سال‌های حکومت پیامبر اسلام اخذ می‌شود. عرضه تصویری نسبتاً منفی و نامطلوب از جهان معاصر (از جمله جهان اسلام) دیگر ویژگی مشترک بنیادگرایان اسلامی را تشکیل می‌دهد. در تصاویر نسبتاً همسانی که بنیادگرایان از وضع موجود عرضه می‌کنند، سرتاسر جهان غیر اسلام را پلیدی، بی‌بندوباری، بی‌اخلاقی و تساهل افراطی فرا گرفته است. از دیدگاه آنها این دارالکفر زیر سیطره فرهنگی جهانی است که سنت‌ها را تضعیف می‌کند، ارزش‌هایی کاملاً غیردینی و غیراخلاقی را رواج می‌دهد و به فساد، خشونت، خودخواهی، لذت‌جویی و فردگرایی دامن می‌زند. در باور بنیادگرایان، این فرهنگ جهانی کفرآمیز نه‌تنها سرزمین‌های غیراسلامی، بلکه دنیای اسلام را هم آلوده کرده است… در واقع، نه غیرمسلمانان یا مسلمانان، بلکه کل بشریت در گمراهی و جهل قرار دارد… راه رستگاری را فقط باید در فرهنگ و تاریخ اسلام جست‌وجو کرد. نخستین گام در این راه، مبارزه و جهاد علیه جهل و مفاسد اجتماعی و فرهنگی منحط بیگانه در سرزمین‌های اسلامی است تا همه‌چیز اسلامی شود وسیاست برای همیشه در خدمت دین قرار گیرد. در این جنگ مقدس، مسلمانان باید هرگونه تعلق ملی و قومی را که از عوامل اصلی نفاق است کنار گذاشته، به تابعیت امت اسلام درآیند. آمادگی برای شهادت و فدا شدن نیز شرط مهم دیگر انجام این رسالت الهی است. پس از آنکه جهان اسلام از هرگونه پلیدی، فساد، بی‌اخلاقی و فرهنگ بیگانه پاک شد و جامعه‌ای واقعاً اسلامی پدید آمد، نوبت به بلاد غیراسلامی می‌رسد. این بار دنیای اسلام برای نجات بقیه انسان‌ها به پا می‌خیزد و مردان خدا برای ستیز با کفار به میدان می‌آیند. هنگامی که این جهاد با موفقیت به پایان برسد، تضاد بین دارالاسلام و دارالکفر از میان برمی‌خیزد و جامعه جهانی راستین شکل می‌گیرد که با الگوبرداری از نخستین جامعه و حکومت اسلامی زمان پیامبر اسلام بازسازی و اداره خواهد شد. در این جامعه جهانی اسلامی همه انسان‌ها با اسلام هویت خواهند یافت. برای دست‌یابی به هویت اسلامی مورد نظر نوعی ساختارشکنی دوگانه ضروری است. اولاً کنش‌گران اجتماعی، چه به عنوان فرد یا عضو گروه قومی یا شهروند یک دولت ـ ملت باید از خود به عنوان سوژه ساختارشکنی کند و زنان هم تسلیم و تابع مردان باشند. از این دیدگاه تنها در چارچوب امت است که فرد می‌تواند کاملاً خودش باشد و در کنار برادران ایمانی خود که حمایت، وحدت و معنا و آرمانی مشترک فراهم می‌کنند قرار گیرد. ثانیاً دولت ـ ملت هم باید هویت خود را نفی و در دولت اسلامی مستحیل شود. (گل‌محمدی ۱۳۸۹: ۱۸۶ تا ۱۸۸)
۲٫۳٫۱۱٫ ستیز بر سر فرهنگ
آلن تورن، جامعه‌شناس برجسته فرانسوی، مهم‌ترین وجه تمایز جامعه صنعتی از جامعه مابعد صنعتی را ماهیتِ ستیز در این دو نوع جامعه می‌داند. از دیدگاه او جامعه صنعتی با ستیز بر سر توزیع سروکار دارد، ولی جامعه مابعد صنعتی با ستیزهای فرهنگی ویژگی می‌یابد. در نظریه برخورد تمدن‌ها و نظریه‌های مشابه از نقش محوری فرهنگ سخن به میان آمده است. همچنین پست‌مدرنیست‌ها، مهم‌ترین وجه زندگی اجتماعی در عصر پست‌مدرن را وجه فرهنگی آن می‌دانند. این اهمیت‌یابی و برجسته‌تر شدن فرهنگ که مورد تأیید و تأکید بسیاری از نظریه‌پردازان قرار می‌گیرد، در کل سه جنبه را در بر می‌گیرد:

 

 

    1. جنبه نخست، همگون و یکدست شدن فرهنگی جهان است که با فرایند جهانی شدن پیوند دارد. به بیان دیگر، در جهان معاصر فرهنگ از آن رو اهمیت می‌یابد که فرایند جهانی شدن یک فرهنگ معین را جهانی می‌کند و فرهنگ‌های دیگر را به مقاومت و رویارویی وا می‌دارد. عناصر و اجزای اصلی این فرهنگ جهانی‌شونده را فرهنگ غربی و به‌ویژه نوع امریکایی آن تشکیل می‌دهد.

 

    1. جنبه دوم اهمیت فرهنگ در جهان کنونی به تراکم یا اضافه تولید فرهنگی مربوط می‌شود. فرایند جهانی شدن در عین حال که دربرگیرنده نیروهای همگون‌ساز فرهنگی است، جهان را به بازاری برای عرضه محصولات فرهنگی گوناگون تبدیل می‌کند. در این بازار گسترده، هرچند برخی فرهنگ‌ها حضوری چشمگیر دارند، اما مانعی جدی بر سر راه حضور فرهنگ‌های دیگر وجود ندارد. انسان امروزی در هر کجای این جهان پهناور هم باشد، کم و بیش می‌تواند محصولات فرهنگی متنوعی را مصرف کند. به قول هنرز، انسان سرانجام به جهانی پا گذاشته که یک موزاییک فرهنگی دارای تکه‌پارچه‌های جداگانه را دربر می‌گیرد. داده‌های گردآوری‌شده در بحث مربوط به عام‌گرایی فرهنگی حکایت از آن دارند که در برخی موارد افراد و گروه‌ها دنیای فرهنگی خود را با ترکیب و آمیزش عناصری از فرهنگ‌های مختلف می‌سازند و فرهنگ‌ها همزیستی مسالمت‌آمیز و تبادل سازنده‌ای را تجربه می‌کنند.

 

  1. در بسیاری از موارد، انسان‌ها از آمیزش فرهنگی می‌هراسند و فرهنگ‌ها هم می‌کوشند به هر هزینه ممکن مرزهای خود را به روی فرهنگ‌های دیگر ببندند و هرگونه آثار و نشانه‌های فرهنگ بیگانه را بزدایند. بنابراین انواع گوناگونی از تنش‌ها، ستیزها و رویارویی‌های فرهنگی (خاص‌گرایی‌های فرهنگی) پدید می‌آیند که سومین جنبه اهمیت و برجستگی فرهنگی را تشکیل می‌دهند. (گل‌محمدی ۱۳۸۹: ۲۰۷ و ۲۰۸)

 

منطق نابرابری‌زا و تبعیض‌آفرین نظام سرمایه‌داری از بین نرفته و همچنان فعال و نیرومند است. تحولات و رویدادهای تاریخی چند دهه اخیر نشان می‌دهند که هر اندازه نظام سرمایه‌داری به آرزوی دیرین خود در تبدیل شدن به نظامی جهانی نزدیک‌تر شده، نابرابری‌ها و تبعیض‌های اقتصادی ـ اجتماعی نیز به صورت‌های مختلف بازتولید شده و تداوم یافته است… به نظر برخی پژوهشگران بر خلاف تصور و باور رایج، نابرابری‌ها و تبعیض‌هایی که امروزه در جوامع مختلف جهان وجود دارد، نسبت به دهه ‌ها و سده‌های گذشته بیشتر و شدیدتر شده است… در جهانی که زندگی می‌کنیم، شکاف میان نیازهای ایجادشده و نیازهای تأمین‌شده به صورتی چشمگیر عریض‌تر می‌شود و نابرابری‌ها و تبعیض‌های اجتماعی پرشمارتر و متنوع‌تر… در جهان معاصر که با ارتباطات و حمل و نقل بسیار سریع در گستره جهانی ویژگی می‌یابد، آگاهی مردم از نابرابری‌ها و تبعیض‌های موجود بسیار بیشتر است. (گل‌محمدی ۱۳۸۹: ۲۰۹ تا ۲۱۱)
دورین ماسی با توسل به مفهوم «هندسه قدرت»[۱۰۵] این پدیده مهم را بررسی می‌کند. او برجسته‌ترین ویژگی جهان معاصر را فشردگی زمان ـ فضا می‌داند که محصول پیشرفت‌های شگفت‌انگیز در فن‌آوری‌های ارتباطات و حمل و نقل است. این فشردگی گرچه انسان‌ها را به بکدیگر نزدیک می‌کند، ولی نابرابری و تبعیض را نه‌تنها نابود یا تعدیل نمی‌کند، بلکه آنها را پیچیده‌تر و فزون‌تر می‌کند. به بیان دیگر، فشردگی فضا و زمان متضمن نوعی تمایز و انفکاک اجتماعی است که از روابط متمایز و متفاوت افراد و گروه‌ها با نیروها و عوامل فشردگی زمان ـ فضا سرچشمه می‌گیرد (ماسی به نقل از گل‌محمدی ۱۳۸۹: ۲۱۱). به بیان روشن‌تر، در عرصه‌های مختلف دنیای ارتباطات، جایگاه و موقعیت افراد و گروه‌ها متفاوت است. معمولاً شمار اندکی از مردم تولید و کنترل‌کننده حرکات، امواج و ارتباطات هستند و شمار بیشتری هم صرفاً مصرف‌کننده و نظاره‌گر. ماسی از این دیدگاه سه سطح یا رده را شناسایی می‌کند. به نظر او در رده نخست، سازندگان جت، فرستندگان فکس و ای‌میل، برگزارکنندگان کنفرانس‌های بین‌المللی، پخش‌کنندگان فیلم، گردانندگان شبکه‌های خبری گسترده، سازمان‌دهندگان سرمایه‌گذاری‌های کلان بین‌المللی و از این قبیل قرار دارند. رده دوم متعلق به افراد و گروه‌هایی است که فرایند فشردگی فضا ـ زمان را کنترل و هدایت نمی‌کنند، بلکه صرفاً از آن بهره‌برداری می‌کنند. در رده سوم هم توده‌های محروم و فقیری قرار دارند که نظاره‌گر این فرایند بوده یا تحت‌تأثیر منفی آن هستند. البته این ساختار سلسله‌مراتبی به حوزه معینی محدود نمی‌شود و در همه حوزه‌ها وجود دارد، چرا که مردم از راه‌ها و به شیوه‌های مختلف و متفاوتی در چارچوب فرایند فشردگی زمان ـ فضا قرار می‌گیرند. (ماسی به نقل از گل‌محمدی ۱۳۸۹: ۲۱۱ و ۲۱۲)
نظریه‌پردازانی مانند دانیل بل که پیشرفت فن‌آوری ارتباطی در دهه‌ های اخیر را زمینه‌ساز تحول شگرف اجتماعی و شکل‌گیری جامعه اطلاعات‌محور می‌دانند، در بررسی ویژگی‌ها و پیامدهای این نوع سازمان اجتماعی جدید از افزایش نابرابری‌ سخن می‌گویند. از آنجا که در چنین جامعه‌ای اطلاعات در ردیف مؤثرترین و کارآمدترین ابزارها و امکانات زندگی قرار می‌گیرد، نابرابری در میزان دسترسی به اطلاعات، نابرابری اجتماعی ـ اقتصادی شدید و گسترده‌ای پدید می‌آورد. البته ناگفته پیداست که توزیع اطلاعات در سطوح مختلف محلی، ملی، منطقه‌ای و جهانی بسیار نابرابر است. (گل‌محمدی ۱۳۸۹: ۲۱۲)
سمیر امین در بحث از ناسیونالیسم و جهانی‌سازی، تبیین مشابهی را از موج متأخر خاص‌گرایی فرهنگی و به‌ویژه خاص‌گرایی‌های ملی و قومی عرضه می‌کند. او سه نوع ملی‌گرایی را شناسایی می‌کند که هرکدام از آنها با مرحله تاریخی معینی انطباق دارند. ناسیونالیسم نوع اول ــ که می‌توان از آن با عنوان ناسیونالیسم ملت‌ساز نام برد ــ چونان بنیان ایدئولوژیک ملل تاریخی مدرن به شمار می‌آید. نوع دوم، ناسیونالیسم ضدامپریالیستی است که در جنبش‌های رهایی‌بخش ملی در کشورهای جهان سوم نمود پیدا کرده است. ناسیونالیسم نوع سوم را هم می‌توان «عنصر مقاومت، اعتراض یا عصیان در برابر روند کنونی جهانی‌سازی» دانست. (سمیر امین، ۱۳۷۹: ۲۶)
هابرماس عقیده دارد که فشار ناشی از عملکرد اقتصاد بازار و عقلانیت بوروکراتیک، زمینه‌ساز شکل‌گیری جنبش‌هایی اجتماعی است. این جنبش‌های اجتماعی معمولاً ارتجاعی، دفاعی و خاص‌گرا هستند و در بیرون از قلمرو جهان‌زیست قرار دارند. برخلاف فمینیسم که هابرماس آن را تنها جنبش مدرن می‌داند، جنبش‌های اجتماعی مورد نظر هیچ‌گونه ادعای اخلاقی و حقوقی عام مطرح نمی‌کنند و به فرهنگ‌های خاص متوسل می‌شوند. (گل‌محمدی ۱۳۸۹: ۲۱۵ و ۲۱۶)
نظریه‌هایی هم هستند که محور بحث آنها نه‌فقط نظام سرمایه‌داری، به‌مثابه یکی از عناصر اصلی تجدد، بلکه خود تجدد است. در این‌گونه نظریه‌ها که عمدتاً توسط پست‌مدرنیست‌ها و منتقدان تجدد عرضه می‌شود، کاستی‌ها و تناقض‌های موجود در ذات و ماهیت تجدد زمینه‌ساز انواع گوناگون جنبش‌های اجتماعی، از جمله خاص‌گرایی‌های فرهنگی قلمداد می‌شوند… این بحران از ناتوانی تجدد در واقعیت بخشیدن به وعده‌ها و آرمان‌های بسیار ارزشمندی مانند آزادی و برابری ناشی می‌شود. به بیان دیگر، تجدد به جای آنکه نیرویی رهایی‌بخش باشد، عقلانیت ابزاری و ابزارگرایی انتزاعی را در جامعه انسانی حاکم و آن را به قفسی زرین تبدیل کرده است. در چنین جامعه شبکه‌مانندِ تابع جریان‌های جهانی قدرت، ثروت و اطلاعات، شخصیت، انسانیت، آزادی، استقلال و دموکراسی محلی از اعراب ندارد و خاص‌گرایی‌های فرهنگی در واقع تلاش‌هایی برای احیا و پرورش‌ این‌گونه ارزش‌هاست. (کاستلز به نقل از گل‌محمدی ۱۳۸۹: ۲۱۶)
دیگر ویژگی بحران‌آفرین تجدد که در تبیین خاص‌گرایی‌های فرهنگی مورد تأکید قرار گرفته، قوم‌مدار بودن تجدد است. از این دیدگاه، گرچه تجدد همواره خود را چونان دربرگیرنده اصول و ارزش‌های عام و جهانشمول نشان می‌دهد، در واقع بر فرهنگی خاص و معین استوار است. این فرهنگ خاص همان فرهنگ غربی است که ادعای عام و جهانشمول بودن دارد. در دهه‌ های اخیر که جایگاه هژمونیک و مسلط تجدد غربی مورد تردید قرار گرفته، فرهنگ‌های غیرغربی نیز به چالشی جدی با سلطه فراگیر فرهنگ غربی برخاسته‌اند. خاص‌گرایی‌های فرهنگی گوناگون و فزاینده نمودهایی از این چالش و مبارزه برای دستیابی به جایگاهی بهتر و مناسب‌تر هستند. (گل‌محمدی ۱۳۸۹: ۲۱۷)
۲٫۳٫۱۲٫ جمع‌بندی و نتیجه‌گیری
ساحت عمومی. گفتیم که مطبوعات و کافه‌ها در اواسط قرن هجدهم، فضایی برای پیدایش و رشد «ساحت عمومی» فراهم کردند که محلّ تولد شکل جدیدی از گفتمان سیاسی شد. روشنفکران دوره روشنگری ساحت عمومی را فضایی دیدند که تفکر عقل‌گرا و بی‌طرفی که باید حکومت و زندگی بشر را هدایت کند، ممکن بود در آن ریشه بدواند و نهادینه شود. این تبادل نظر آزاد و فارغ از دغدغه شرکت در قدرت، کم‌کم مشخصه اساسی جامعه باز شد. مطبوعات با نیروی بی‌سابقه‌شان در توزیع اطلاعات، بحث‌های عمومی را به اطلاع مخاطبان روزافزونی از شهروندان معمولی می‌رساندند. در قرن بعد، قرن نوزدهم، با گسترش روزنامه‌ها ساحت عمومی بیش از پیش دموکراتیک شد، تا جایی که این دموکراتیک شدن منجر به بروز نتیجه شگفتی بر خلق سیر طبیعی خود شد که به قول هابرماس «تصور اجتماعی را درباره نظر عامه در اواسط قرن (نوزدهم) تغییر داد؛ همان حین که عامه با گسترش مطبوعات توسعه می‌یافت، حکمرانی عقاید عامه، حکمرانی بسیاران و میان‌مایگان به نظر رسید.»
همسطح‌سازی. کی‌یرکگور ساحت عمومی را که در بستر مطبوعات گسترش می‌یافت از آن جهت یک پدیده جدید و خطرناک فرهنگی می‌دید که در آن مطبوعات و نیهیلیسمی که از مطبوعات به وجود می‌آید، به چیزی می‌ انجامد که با ایده روشنگری عقل بی‌طرف عمیقاً تناقض دارد. او هشدار می‌دهد که راهی و امیدی برای نجات ساحت عمومی نیست، چون ساحت عمومی خود از همان آغاز، منشأ هم‌سطح‌سازی و یکسان کردن همه‌چیز بوده است. این هم‌سطح‌سازی به روش‌های گوناگون انجام شد. توزیع گسترده جدید اطلاعات که فاصله‌ها و مرزها را پشت سر می‌گذاشت، همه نوع اطلاعات را بی‌واسطه در دسترس همه گذاشت و از این طریق، ناظرانی بی‌طرف و مجرد از مکان به وجود آورد. قدرت جدید مطبوعات در نشر اطلاعات برای همه آحاد ملت باعث شد که خوانندگان روزنامه از گرفتاری‌های شخصی و محلی خود فراتر روند و از چیزهایی باخبر شوند که به طور مستقیم و دست اول به آنها مربوط نمی‌شود. مطبوعات همه را تشویق کرد که در مورد هر چیز برای خود نظری بسازند. هابرماس این را پیروزی روند دموکراتیک کردن می‌دید، اما کی‌یرکگور این خطر را پیش‌بینی می‌کرد که ساحت عمومی، عالم بی‌طرفی خواهد شد که در آن همه می‌توانند بی‌نیاز به هیچ تجربه دست اولی یا بدون داشتن و حتی خواستن مسئولیتی، درباره تمام مسائل عمومی نظر و توضیحی بدهند. قدرت همسطح‌سازی مطبوعات با گسترش رسانه‌ها بیشتر و بیشتر شده است و با توجه به نظر کی‌یرکگور، استفاده‌ کنندگان از رسانه‌ها بسته به میزان استفاده از آنها دچار عوارض همسطح‌سازی ارزش‌ها و ابراز نظرهای غیرمتعهدانه می‌شوند. مطبوعات گمنام و نبود شور و شوق و تعهد در زمانه عقل‌گرای ما، دست به دست هم می‌دهند تا عامه را پدید آورند. عامه خود عامل هم‌سطح‌سازی نیهیلیستی است، چون وقتی همه‌چیز برایت یکسان باشد، هیچ تعهدی برای عمل نخواهی داشت.
ریزوم. ریزوم (rhizome) ساقه زیرزمینی بعضی از گیاهان را می‌گویند که عامل تکثیر آنهاست. ریزوم هرساله در جهت افقی رشد می‌کند و بخش‌های تازه‌ای در آن به وجود می‌آید. به همین جهت ریزوم حتی اگر با آلات کشاورزی بریده شود، برخلاف ریشه نمی‌میرد بلکه چند گیاه از آن می‌روید. مفهوم ریزوم در مقابل ریشه توسط ژیل دلوز مطرح شده و با مفهوم شبکه همساز است. مشخصه ارتباط ریزوم‌وار، فقدان مرکزیت، سلسله‌مراتب و فرماندهی مطلق است، زیرا در چنین ارتباطی هر نقطه‌ای می‌تواند با هر یک از نقاط دیگر اتصال یابد، در حالی که درخت در مکانی ثابت ریشه می‌کند. از میان رفتن سلسله‌مراتب و فقدان مرکزیت و افقی شدن مفاهیم و ارزش‌ها در پیوند با همسطح‌سازی‌ای است که کی‌یرکگور از آن سخن گفته است.
نظام‌های درختوار. ژیل دولوز نخستین کسی بود که مفهوم ریزوم را مطرح کرد و آن را در تقابل با نظام‌های درخت‍وار (درخت ـ ریشه) قرار داد. دولوز به متفکرانی گرایش داشت که با نظام‌های درخت‌وارِ دستگاه دولت مخالفند. مراد از نظام فلسفی درخت‌وار، فلسفه رسمی است که «کارگزاران خرد» همواره به آن تکیه کرده‌اند. این تفکر بر همانندی دوگانه‌ای مبتنی است: ۱٫ سوژه یا ذهن شناسا و مفاهیمی که خلق می‌کند؛ ۲٫ وضعیت همان شناسا که مفاهیم و صفات این‌ همانندی را به چیزهایی نسبت می‌دهد که منشعب از خود اوست. تفکر بازنما و حصولی از طریق همانندی عمل می‌کند. کار آن ایجاد ارتباط میان قلمروهایی است که نظمی متقارن دارند. این‌‌همانی، شباهت، حقیقت، عدالت و نفی، پایه‌های عقلایی نظم و دستگاه دولت هستند. در واقع دلوز میان ساختار ذهنی ما و ساختارهای بیرونی از جمله دولت مشابهت‌هایی را تشخیص می‌دهد که از آن به «همدستی فلسفه و دستگاه دولت» یاد می‌کند. به نظر او این همدستی برای نخستین‌بار در قرن نوزدهم میلادی با تأسیس دانشگاه برلن محقق گشت. این دانشگاه از آن پس الگوی آموزش عالی در اروپا و ایالات متحد شد. ویلهلم فون هومبولت، بنیادگذار معنوی آن، با عنایت به نظرات فیشته و شلایرماخر، هدف آن را تدوین کرد. این هدف عبارت بود از تعلیم معنوی و اخلاقی ملت با الهام از یک اصل اولی (حقیقت) و نحوه عملی که بر مبنای آن همه چیز تابع آرمان عدالت گردد و آنگاه این اصل و آرمان در مفهومی واحد یعنی دولت تجسم یابد. بدین ترتیب روح هر فرد، دولت صغیری می‌شود که به نحوی تنگاتنگ و منظم با روح فراگیر دولت در پیوند است.
به زعم دلوز، تفکر غرب قرن‌ها در استیلای الگوی درخت‌وار بوده است. همه رشته‌های مطالعاتی، اعم از گیاه‌شناسی، زیست‌شناسی، کالبدشناسی، معرفت‌شناسی، الهیات و هستی‌شناسی از این الگو تأثیر پذیرفته‌اند. فلاسفه همواره در جست‌وجوی بنیاد و ریشه بوده‌اند. آنها نظام‌هایی رده‌بندی‌شده ایجاد کردند «که شامل مراکز تولید معانی و مفهوم‌سازی و دستگاه‌های خودکار مرکزی، همچون حافظه‌های سازمان‌یافته بوده است.» زیرا این تفکر، در کنه خود، همواره طالب یک فرماندهی عالی، یک راهبر، سردسته‌ای با قدرت مستبدانه بوده است.
در پژوهش حاضر این مفهوم بسط داده شده و گستره تاریخی آن از سویی به گذشته‌های دورتر و از سوی دیگر به زمانه‌ای معاصرتر از دلوز تداوم یافته است. در این گستره تاریخی بر همانندی ساختارهای ذهنی سه‌گانه قیاسی، استقرایی و شبکه‌ای که هم‌ارز ساختارها یا نظام‌های ریشه‌ای ـ درختی و ریزوم‌وار در اندیشه دولوز هستند تأکید شده است.
شبکه. شبکه مجموعه‌ای از نقاط اتصال یا گره‌های به‌هم‌پیوسته است. نقطه اتصال یا گره نقطه‌ای است که در آن یک منحنی خود را قطع می‌کند. اینکه نقطه اتصال چه چیزی است مشخصاً به نوع شبکه‌های مورد نظر بستگی دارد. شبکه جریان مالی جهانی از نقاط اتصال بازارهای بورس و مراکز خدمات جانبی پیشرفته آن تشکیل شده است. در شبکه سیاسی حاکم بر اتحادیه اروپا شوراهای ملی وزیران و کارگزاران بلندپایه اروپایی نقاط اتصال محسوب می‌شوند. نقاط اتصال مزارع کوکا و خشخاش، آزمایشگا‌ه‌های پنهانی، باندهای فرود مخفی، گروه‌های خیابانی، و نهادهای ملی تطهیر پول‌های کثیف در شبکه‌های قاچاق مواد مخدر هستند که در اقتصادها، جوامع و دولت‌ها در سرتاسر جهان نفوذ کرده‌اند. سیستم‌های تلویزیونی، استودیوهای تولید سرگرمی، مراکز گرافیک کامپیوتری، گروه‌های خبری، و دستگاه‌های متحرک تولید، ارسال و دریافت علائم نقاط اتصال شبکه جهانی رسانه‌های جدید هستند که کانون بیان فرهنگی و افکار عمومی در عصر اطلاعات است. توپولوژی‌ای که شبکه‌ها تعریف می‌کنند این نکته را مشخص می‌سازد که اگر دو نقطه اتصال به یک شبکه تعلق داشته باشند در آن صورت اتصال فاصله (یا شدت و فراوانی تعامل) بین آن دو نقطه (یا جایگاه اجتماعی) کوتاه‌تر (یا فراوان‌تر، یا شدیدتر) از زمانی است که این دو نقطه به یک شبکه تعلق نداشته باشند. از سوی دیگر، در درون یک شبکه خاص فاصله‌ای میان جریان‌ها وجود ندارد یا فاصله بین نقاط اتصال یکسان است. بنابراین، فاصله (فیزیکی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی) یک نقطه یا جایگاه از صفر (برای هر یک از گره‌های یک شبکه) تا بی‌نهایت (برای هر نقطه خارج از شبکه) متغیر است. حضور در شبکه یا حذف از آن، و معماری روابط بین شبکه‌ها که توسط تکنولوژی‌های اطلاعات که با سرعت نور عمل می‌کنند انجام می‌گیرد، پیکربندی فرایندها و کارکردهای مسلط جوامع ما را تعیین می‌کنند. شبکه‌ها ساختارهایی باز هستند که می‌توانند بدون هیچ محدودیتی گسترش یابند و نقاط شاخص جدیدی را در درون خود پذیرا شوند تا زمانی که این نقاط توانایی ارتباط در شبکه را داشته باشند یعنی مادام که از کدهای ارتباطی مشترک (برای مثال ارزش‌ها یا اهداف کارکردی) استفاده می‌کنند. یک ساختار اجتماعی مبتنی بر شبکه، سیستم بسیار باز و پویایی است که بدون اینکه توازن آن با تهدیدی روبه‌رو شود توانایی نوآوری دارد. همگرایی تکامل اجتماعی و تکنولوژی‌های اطلاعات، در سرتاسر ساختار اجتماعی شالوده مادی جدید برای اجرای فعالیت‌ها ایجاد کرده‌اند. این شالوده مادی، که در درون شبکه‌ها جای دارد، فرایندهای اجتماعی مسلط را مشخص می‌کند و بدین ترتیب، ساختار اجتماعی را شکل می‌دهد.
مجازی‌سازی. مجازی‌سازی حرکتی فراگیر است که علاوه بر اطلاعات و ارتباطات، جسم، چرخش اقتصادی، حساسیت‌های جمعی و کاربرد هوش را نیز در بر می‌گیرد. هرچند دیجیتال کردن پیام‌ها و گسترش سپهر اطلاعات (سایبر اسپیس) در جهشِ در حال انجام، تأثیری حیاتی دارند، موج مجازی‌سازی از حیطه اطلاعات بسی فراتر می‌رود. اینترنت به عنوان سپهر اطلاعاتی جهانی گسترده‌ترین ظرف مجازی‌سازی است. مجازی‌سازی، برخلاف نظام‌های درختی، کاملاً ریزوم‌وار (در معنای مورد نظر دولوز) است. مشخصه ارتباط ریزوم‌وار، فقدان مرکزیت، سلسله‌مراتب و فرماندهی مطلق است، زیرا در چنین ارتباطی هر نقطه‌ای می‌تواند با هر یک از نقاط دیگر اتصال یابد، در حالی که درخت در مکانی ثابت ریشه می‌کند. در ابرمتنِ «شبکه گسترده جهانی» نیز هر نقطه‌ای می‌تواند مستقیماً با همه نقاط دیگر پیوند یابد. سپهر اطلاعات شبکه گسترده‌ای با شاخه‌ها و انشعاب‌های متعدد است که همه‌جای آن در حکم مرکز آن است، اما محیط ندارد. لوی تأکید می‌کند که: «همه متن‌هایی که در اینترنت قابل دسترس عموم است، از این پس به طور مجازی جزیی از ابرمتن گسترده‌ای خواهد بود که بی‌وقفه در حال رشد است.» ما اکنون شاهد مجازی‌سازیِ ملموس‌ترین و انضمامی‌ترین چیزها، مثل جسم (ابرجسم)، متن (ابرمتن)، هوش، هنر و اقتصاد هستیم.
انسان جهش‌یافته و مهاجر سیار. شایگان انسان عصر شبکه‌ای را که می‌تواند آزادانه در عرصه‌های بینابینِ فرهنگ‌ها و معارف گوناگون حرکت ‌کند، به دو دسته تقسیم می‌کند: انسان جهش‌یافته و مهاجر سیار. در واقع رودررویی با وضعیت پست‌مدرن یا جامعه شبکه‌ای، دو واکنش عمده در پی دارد: واکنش انفعالی که به هرهری‌مذهبی یا خاص‌گراییِ افراطی می‌ انجامد و شایگان از آن به جهش‌یافتگی تعبیر می‌کند و واکنش فاعلانه و عالمانه که نوع جدیدی از روشنفکر را بازتولید می‌کند و شایگان او را مهاجر سیار می‌نامد. جهش‌یافته تصوراتی بدیهی در ذهن خود دارد که از آنها بُت ساخته و سرسپرده‌شان است، اما مهاجر سیار به تجزیه و چندپارگی خود آگاه است، ساخته‌های ذهنی قرص و محکم را به‌کل نفی می‌کند، وصله‌های ناجور سر هم نمی‌کند و حالات روحی خود را در حیطه‌های گوناگون تجربه می‌کند و می‌داند که انسانی چهل‌تکه است. انسان جهش‌یافته انواع گوناگون دارد. ممکن است فرومایه و سترون باشد، فردی که دلمشغولی اصلی‌اش زنده ماندن به هر بهایی است؛ ممکن است یک انقلابی پرشور و خشمگین باشد که نمونه‌های آشتی‌ناپذیرش را در جنبش‌های سیاسی تندرو می‌بینیم، و ممکن است ایدئولوژی‌پردازی باشد که ایمان دارد رسالتی مقدس بر عهده اوست. به بیان دیگر، انسان جهش‌یافته اگر از عوام باشد، یک فرصت‌طلبِ باری‌به‌هرجهت خواهد بود، اگر مبارزی فعال باشد، یک انقلابی تندرو و اگر روشنفکر باشد، ایدئولوژی‌پردازی خودمحوربین و بریده از واقعیت است. اما در هیچ‌یک از این موارد از تضادهای بی‌شمارش آگاه نیست. جلال آل احمد نیز در دهه چهل به بازشناسی نوعی از انسان جهش‌یافته ایرانی با عنوان غرب‌زده دست زد. آل احمد در کتاب غرب‌زدگی تصویری گیرا از انسان منفعلی که او را هرهری‌مذهب می‌نامد ارائه می‌دهد. اما مهاجر سیار همچون روشنفکر، معتقد به شکاف و ناهمانندی میان اسطوره و عقل است. می‌داند که اسطوره و عقل به قلمروهای متفاوت متعلق‌اند. بر خلاف انسان جهش‌یافته که به شکلی مقاومت‌ناپذیر در اسارت اسکیزوفرنی ناآگاهانه‌ای است که سازوکار آن را نیز نمی‌شناسد، مهاجر سیار کاملاً آگاه است. نگاه او مضاعف است و این نگاه او را نسبت به سنتی که به آن تعلق دارد و جهش‌های فرهنگی‌ای که حامل آنهاست، در فاصله نگاه می‌دارد. این فاصله مضاعف از او انسانی چندپاره می‌سازد، اما البته قادر است پیوندهای متعدد این پاره‌ها را در اختیار و تسلط خویش گیرد. او نگاه خود را دوپاره می‌کند و بدین‌ترتیب هم خود را با چشم «دیگری» می‌نگرد و هم «دیگری» را آن‌گونه که هست یا آن‌گونه که می‌خواهد باشد می‌نگرد، بی‌آنکه تصویر او را از ورای منشور وهم و خیال خویش مخدوش ببیند. می‌داند که در سیلان مداوم پدیده‌ها، هیچ چیز قطعی و ثابت نیست. در عین آنکه به درک اسرار هستی علاقه‌مند است، شک خود را حفظ می‌کند. اگر به امری معتقد شود، می‌داند که اعتقادش تنها در محدوده‌های خاصی اعتبار و معنا دارد و در فراسوی آن محدوده‌ها، همچون قصری مقوایی فرو خواهد ریخت. حضور او در در هیچ سرزمینی آنچنان محکم نیست که زجر تعلق (و گزند دلبستگی) را حس کند. البته این امر سبب نمی‌شود که موجودی خنثی و فاقد حساسیت شود، بلکه از او انسانی چندساحتی می‌سازد. عرصه بینابین به او این امکان می‌دهد که از حکومت مطلقه آراء و مفاهیم و از جباریت قواعد رفتار در امان ماند.
جهانی شدن. چند واژه‌ در توصیف پدیده‌ای واحد جعل شده‌اند که تفاوت‌های جالب توجهی با هم دارند. جهانی شدن متضمن این معناست که بسیاری از نیروهای جهانی‌ساز و همگونی‌آفرین، غیرشخصی و فراتر از کنترل و قصد هر فرد یا گروهی از افراد هستند. در حالی که واژه جهانی کردن گرچه به فرایندهای وابستگی و همگونی جهانی معطوف است، اما بر این دلالت دارد که قصد، برنامه و آگاهی معینی پشت این فرایندها نهفته است. یونیورسالیسم به ارزش‌هایی معطوف است که انسان را در هر زمان و مکانی، فارغ از تعلق‌های فرهنگی، چونان سوژه‌ها یا فاعلانی خودمختار در نظر می‌گیرند. گلوبالیسم هم ــ که مادی‌تر و بسیار متأخرتر از یونیورسالیسم است ــ ارزش‌هایی را دربر می‌گیرد و افراد پای‌بند به آن ارزش‌ها ــ که به همه مردم جهان علاقه‌مندند ــ کلّ زمین را محیط مادی و افراد روی آن را شهروندان، مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان جهانی می‌دانند و خواهان اقدام جمعی برای حلّ مشکلات جهانی هستند. گلوبالیسم یکی از نیروهایی است که به گسترش فرایند جهانی شدن کمک می‌کند و نسبت و رابطه گلوبالیسم با جهانی شدن مانند نسبت و رابطه یونیورسالیسم با ایجاد سازمان ملل است.
عام‌گرایی و خاص‌گرایی فرهنگی. به نظر می‌رسد نظریه‌پردازان فرهنگی و اجتماعی، قدرتی بی‌چون و چرا و بدون بازگشت در فرایند جهانی‌ شدن برای عام‌گرایی فرهنگی می‌بینند. اگر بخواهیم به زبان دانشمندان علوم تجربی سخن بگوییم، بر اساس اصل آنتروپی فرایندها به سوی یکنواختی و همگونی تمایل دارند. با وجود این در فهم و تحلیل خاص‌گرایی‌های جدید و احیای خاص‌گرایی‌های پیشین تشتت آرا وجود دارد: آیا این خاص‌گرایی‌ها موقتی و آخرین تلاش‌های فرهنگ‌های خاص‌گرا برای حفظ موجودیت خود در جهان همگون‌شونده کنونی هستند؟ آیا از اساس فرض همگونی فرهنگی جهان اشتباه است و وسایل ارتباطی نه‌تنها به حفظ و احیای فرهنگ‌های خاص که به خلق فرهنگ‌های خاص جدید کمک می‌کنند؟ آیا این دنیای جدید تداوم وضعیت پیشین جهان است و در واقع در دنیا هیچ اتفاق بزرگی نیفتاده و تفاوتی بنیادین با وضعیت گذشته جهان به وجود نیامده است؟ آیا مقصود از جهانی شدن، امکانات ارتباطی برابری است که در مقابل فرهنگ‌های خاص برای جهانی شدن قرار گرفته است؟ و…
به رغم فرض‌های متنوعی که در برابر جامعه‌شناسان قرار دارد، در حوزه فلسفه پاسخ‌ها یک‌دست‌تر به نظر می‌رسند. در این حوزه، عصر جهانی شدن با دوره پست‌مدرن انطباق یافته و به جای بررسی تحولات خرد و کلان اجتماعی، به اتفاقی بنیادین در ذهن انسان اندیشمند (فاعل شناسا یا سوژه) پرداخته شده است. این رویداد بنیادین را ما در این پژوهش بر اساس آراء سورن کی‌یرکگور، ژیل دولوز، هیوبرت دریفوس و داریوش شایگان و نیم‌نگاهی به مانوئل کاستلز، تغییر ساختار ذهن از عمودی به افقی، یا از قیاسی ـ استقرایی به شبکه‌ای در نظر گرفته‌ایم. همچنین نقش رسانه‌ها و فضای مجازی را در ترویج نگاه افقی یا شبکه‌ای در میان مخاطبان جهانی رسانه‌ها بررسی کرده‌ایم. در این پژوهش ساختارهای ذهنی عمودی (یا ریشه‌ای ـ درختی) به هویت‌های خاص‌گرا و ساختار ذهنی افقی (یا شبکه‌ای) به هویت‌های عام‌گرا مرتبط شده‌اند.
در بخش بعد، برای آنکه الگویی برای سنجش کمّی خاص‌گرایی و عام‌گرایی تدارک کنیم، مدلی ترسیم می‌شود که بر اساس آن به دسته‌بندی ویژگی‌های سه نوع ساختار ذهنی که منطبق بر انسان سنتی، مدرن و پست‌مدرن است، می‌پردازیم و با مقایسه آنها دست به تعریف گویه‌های مناسب برای سنجش کمّی نگرش‌های کاربران اینترنت ــ به عنوان محور فضای مجازی ــ می‌زنیم.

 

 

  •  
    1. مدلی‌برای‌تحلیل خاصگرایی‌وعامگرایی‌فرهنگی

 

۲٫۴٫۱٫ مروری بر ادبیات تحقیق
عام‌گرایی و خاص‌گرایی فرهنگی، ذیل بحث جهانی شدن مطرح شده است. پایان‌نامه دکتری گل‌محمدی که به صورت کتاب و توسط نشر نی با عنوان جهانی شدن، فرهنگ و هویت به چاپ رسیده، با نگاهی جامعه‌شناسانه، جهانی شدن را واجد دو خصوصیت شُبهه‌نمای حل شدن در هویت جهانی و بازگشت به هویت‌های قومی، ملی و مذهبی دانسته است. از آنجا که تعریف عمیق و دقیقی از سازوکارهای معرفتیِ عامگرایی و خاصگرایی در دست نبود، آثاری از هربرت دریفوس (و به واسطه او سورن کی‌یرکگارد)، داریوش شایگان (و به واسطه او ژیل دلوز)، مانوئل کاستلز، پایان‌نامه دکتری گل‌محمدی و نیز پایان نامه دکتری دوران در خصوص هویت اجتماعی در فضای سایبرنتیک و چند اثر داخلی مورد بررسی قرار گرفت و در مجموع مدلی از تحلیل هویت انسانی، مبتنی بر تبارشناسی هویت، به دست آمد که می‌تواند در تبیین همسازی و تعارضات هویتی عصر ما به کار آید و از سوی دیگر مبنای طراحی پرسشنامه‌ای قرار بگیرد که بر اساس آن تا حدودی گرایش‌های خاص‌گرا و عام‌گرای افراد طبقه‌بندی و اندازه‌گیری شود.
هربرت دریفوس در کتاب درباره اینترنت[۱۰۶] نگاهی پدیدارشناسانه به اینترنت و رسانه‌ها دارد. نقطه عزیمت او، نظرات سورن کی‌یرکگور، فیلسوف اگزیستانسیالیست دانمارکی درباره تأثیر اساسی مطبوعات بر هویت مخاطبان است که می‌تواند به سایر رسانه‌ها و از جمله اینترنت و فضای مجازی تعمیم یابد. به نظر او، اینترنت با هم‌سطح‌کردن پدیده‌هایی که پیش از این در نظمی پایگانی (درختی ـ ریشه‌ای) چیده شده بودند، آشوبی پدید می‌آورد که در زمان و مکان محدود خوشایند است اما نگاه ما را به عالم پیرامون دچار اختلال می‌کند.

بررسی مبنای فقهی و حقوقی حریم خطوط برق ایران- قسمت ۶

نتیجه این نزاع در باب حریم، نسبت به جبران خسارات وارد شده بر اثر عدم رعایت حریم ظاهر می‌شود؛ چه این که اگر در لاضرر معتقد به نظر مرحوم نراقی، نائینی و شیخ باشیم که مفاد لاضرر را نفی حکم می‌دانند، باید جبران زیان‌های وارد شده را در قالب موضوعات دیگری مثل اتلاف و تسبیب بجوییم. و اما اگر طرفدار نظریه میرفتاح و پیروانش باشیم که لاضرر نفی ضرر غیر متدارک می‌کند، در این صورت، اثبات ضمان مسئولیت تجاوزکننده به حریم دیگران، نیازمند قاعده و دلیل دیگر نخواهد بود.
در هر صورت، قاعده لاضرر بر نفی تصرف دیگران در حریم دلالت دارد؛ زیرا نفی تصرف همان نفی ضرر است. پس نزاع یاد شده در مفاد قاعده لاضرر، در مسئله حریم که تصرف آسیب رسانِ دیگران را نفی می‌کند، تأثیر ندارد و بلکه ثمره نزاع، در جبران و ضمان تجاوزکننده، آشکار می‌گردد که از بحث فعلی ما خارج است.[۶۰]
آنچه تاکنون از گفتار فقیهان سلف آوردیم، همه تمسک به قاعده لاضرر در بحث حریم چشمه بود. در پی آن، به تناسب کلام شهید صدر که نهر و مانند آن را نیز مشمول قاعده قرار داد، این سؤال مطرح می‌شود:به چه دلیل چنین توسعه‌ای در قلمرو قاعده انجام شده است؟ و آیا قلمرو قاعده را می‌توان به کل بحث حریم گستراند؟
بخشی از جواب به قلمرو قاعده لاضرر برمی گردد و بخش دیگر نیز به موضوع چشمه. فقیهان برای قاعده، قلمرو گسترده‌ای قائل‌اند و در صورت تعارض این قاعده با قواعد دیگر فقهی، مانند:قاعده تسلیط، قاعده لاضرر را حاکم می‌دانند. بنابراین، قاعده لاضرر در همه جای فقه جاری است، چه رسد به بحث حریم انهم حریم برق.
در موضوع چشمه نیز که فقیهان بدان پرداخته‌اند، ویژگی‌ای متمایز از دیگر مصادیق حریم وجود ندارد که موجب شود این قاعده تنها درباره چشمه جاری باشد. لذا می‌توان قاعده لاضرر را از آن سرایت داد و در همه جای بحث حریم از آن بهره برد.
از بیان علامه حلی در تذکره نیز می‌توان استنباط کرد که:قاعده اختصاص به چشمه ندارد. وی می‌فرماید: «…فإن حریم المعمور کنفس المعمور لایملک بالاحیاء کما لایملک المعمور استحقّ باستحقاقه المواضع التی هی من مرافقه کالطریق فإنه لایجوز لأحد أخذ طریق یسلک فیه المالک إلی عمارته لما فیه من التضرر المنفی بالاجماع وکذا الشرب وماشابه ذلک»[۶۱]
حریم ملک آباد مثل خود آن است که به سبب احیا قابل تملک نیست. مالک ملک، نسبت به حدود و مرافق آن، همچون راه، دارای حق می‌گردد. بنابراین، کسی مجاز نیست در راهی که مالک از آن به خانه‌اش آمد و شد می‌کند، تصرف کند؛ زیرا در این صورت ضرری متوجه مالک می‌گردد که به اجماع فقها آن ضرر منتفی است.
مشابه این مطلب را شهید ثانی در مسالک می‌آورد[۶۲] علامه شعرانی نیز در ذیل حدیث محمد بن الحسین در وسایل می‌گوید:
«هذا هو الاصل فی الحریم»؛[۶۳]
این (ضرر) مبنای حریم است.
حضرت امام خمینی در بحث حریم قنات، نظریه ابن جنید را پذیرفته‌اند ایشان در پاسخ سؤالی که می‌گوید:قناتی است که مورد استفاده کشاورزی بوده و دو رشته دارد؛ یعنی دو کوره می‌شود و بعضی از مردم، بین این دو رشته چاه زده‌اند که فاصله بین چاه و اصل رشته ها، یکی ۱۷۲متر و دیگری ۲۳۰متر است و دو مالک قنات، از زدن چاه ناراضی هستند و موجب اختلاف گردیده، می‌فرماید:
«اگر ضرر به قنات می‌زند، باید رضایت صاحبان قنات باشد. » [۶۴]
و یا در پاسخ مانند سؤال فوق که از فاصله قنات احداثی با قنات سابق پرسیده، می‌فرماید:
«مقدار خاصی در آن نیست، لکن باید چاه دوم مضر به چاه اول نباشد. »[۶۵]
هرچند نظر ایشان در تحریر الوسیله، به رأی مشهور نزدیک است. [۶۶]
بنابراین، علامه حلی، شهید ثانی و علامه شعرانی حریم راه و مانند آن را به قاعده لاضرر مستند کرده‌اند و این توسعه نشانه آن است که بحث از قاعده لاضرر در حریم چشمه خصوصیتی ندارد. پس اختصاص به آن هم ندارد و در کل بحث حریم به کار بسته می‌شود. این امر، زمینه نظریه نوی را در باب حریم فراهم می‌کند و به این وسیله، این نهاد دیرپای را با زندگی امروزی سازگارتر می کند.
بسیاری از فقیهان معاصر، با الهام از نظریه ابن جنید، علامه حلی و شهید ثانی شالوده نظریه نوی را در باب حریم بنیان گذاشته‌اند؛ این نظریه، مبنای اصلی حریم در تمام مصادیق و موضوعات آن را ضرر می‌داند و اندازه‌های معین شده در روایات را همگی جنبه تمثیلی برمی‌شمرد. مقدارهای یاد شده، در زمان صدور روایت از مالک و صاحب حق حریم دفع ضرر کرده است. آن گاه با تغییر زمان و مکان و پیشرفت علم و ابزار و صنعت، شاید اندازه‌های تعیین شده برای دفع ضرر بسنده نباشد و نیز ممکن است به کمتر از آن فاصله دفع ضرر شود.
بنابراین، بهتر است فقیهان موضوع شناسی حریم را به کارشناسان واگذارند و خود تنها احکام وضعی و تکلیفی حریم را بر مبنای نفی ضرر صادر کنند.
۱-۶-مبنای حریم از دیدگاه اهل سنت
فقیهان اهل سنت، بیشتر به همان اندازه‌هایی که در روایات ذکر شده تعهد ورزیده‌اند و ضرر را مبنایی برای حریم برنشمرده‌اند. [۶۷]
اگر کسی چاهی در خارج حریم حفر کند و آب چاه اول به آن چاه جذب شود، مثل آن است که کسی مغازه‌ای در کنار مغازه دیگر باز کند و تجارت او را کساد کند؛ چنین مغازه‌ای بسته نمی‌شود.
شارح المجله در پیوست ماده مذکور گفته است:در این صورت، بر حفرکننده دوم هیچ ضمانی نیست و نیز چاه او پر نمی‌گردد، زیرا او به حقوق اولی تجاوز نکرده است؛ از آن روی که آب زیرزمینی در ملک کسی نیست. به نظر وی، تنها در یک صورت، می‌توان حفرکننده دوم را بازداشت:آن گاه که ضرر رسیده بسیار باشد، به گونه‌ای که ملک و چاه را کاملاً بی استفاده سازد. چنین ضرری باید جبران شود. [۶۸]
بنابراین، قاعده لاضرر در فقه اهل سنت در بحث حریم جایگاهی ندارد. آنان نه فقط حکم به نفی ضرر در حریم نمی‌کنند، چنان که گذشت، از ایراد ضرر نیز دفاع می‌کنند و آن را قیاس به گشودن دکانی در جنب دکان دیگر می‌نمایند. و تنها در موارد اندکی آن هم در موردی که ضرر بسیار باشد، حکم به جبران زیان می‌کنند. لذا مدعی در دادگاه، هم باید ایراد ضرر را اثبات کند و هم فاحش بودن آن را. بنابراین، تمایز گاه قول فقیهان شیعه و سنی در این است که: شیعه، اثبات ضرر وجود رابطه ضرر و مسبب ضرر را در حکم به جبران آن کافی می‌داند و برای دفع ضرر، بسیاری ضرر را شرط نمی‌داند. این نظریه، با قواعد احترام به حقوق و مال دیگران، سازگارتر می کند. بر این اساس، در فقه اهل بیتعلیه‌السلام همان گونه که ضرر بسیار نهی شده، از ضرر اندک نیز نهی شده است. به این دلیل مرحوم کاشف الغطا بر این ماده المجله انتقاد می‌کند و می‌گوید:
این فرض ماده تا جایی صحیح است که عرف احداث چاه دوم را سبب نقصان آب چاه اول نداند والا اگر سببیت عرفی احراز گردد، حکم ماده بر نفی ضمان صاحب چاه دوم مواجه با مشکل است. هم چنین خواهد بود قضیه دکان که در متن ماده آمده است. [۶۹]
با این حال، از کلمات برخی از فقهای اهل سنت فهمیده می‌شود که آنان نیز به ضرر توجه داشته‌اند؛ ابن حزم در (المحلّی) می‌گوید:
ومن ساق ساقیه أو حفر بئراً أو عیناً فله ما سقی کما قدمنا ولا یحفر أحد بحیث یضر بتلک العین أو تلک البئر أو بتلک الساقیه أو ذلک النهر أو بحیث یجلب شیئاً من ماءها عنها فقط لا حریم لذلک اصلاً غیر ما ذکرنا. )[۷۰]
کسی نهری را باز کند، یا چاهی را بکَند، یا چشمه‌ای را احداث کند، آن چنان که پیش تر گفتیم، آنچه در آنها جاری می‌شود، از آنِ او خواهد بود و کس نمی‌تواند نهر، چاه یا چشمه‌ای را احداث کند که به آن چاه، چشمه یا نهر ضرر رساند، یا فقط مقداری از آب آن را جذب کند، حریم دیگری غیر از آنچه گفتیم برای آنها تصور نمی‌شود.
از منابع کهن که درباره حریم چاه و کاریز وبرق سخن به بیان آورده و برخی آراء فقها را ذکر کرده است صاحب آثار *« انباط المیاه الخفیه» که در آن علاوه بر جنبه های مهندسی قنات نظرات امام ابوحنیفه، قاضی ابویوسف و محمد شیبانی و هشام و ابوجعفر طحاوی نقل شده است. ابوبکر کرجی درباب حریم چاه و کاریز بر اساس موازین دینی می نویسد : «محمد بن الحسن گفته است ابوحنیفه گفت :هرکس به اذن امام در محلی که مسلمانی را بر آن حقی نباشد چاهی حفر کند ( موات باشد) مالک آن است و حریم این چاه چهل ذراع است و اگر کسی کاریزی ایجاد کند، حریم آن پانصد ذراع است و هر کس بدون اجازه امام چاهی حفر کند، مالک آن نمیشودوچنین‌چاهی‌حریم‌ندارد. » [۷۱]ابویوسف گفته است « من عقیده دارم که مالک آن است اگر چاه برای آبشخور گوسفندان حفر شده باشد حریم آن چهل ذراع و اگر برای آبکشی و آبشخور چارپایان و احشام باشد حریم آن شصت ذراع است و اگر کاریز باشد، حریم آن پانصد ذراع است و اندازه حریم بنابرآنکه امام برای احداث آن اجازه داده باشد یا نه تفاوتی پیدا نمی کند. اگر شخص بخواهد در حریم چاه مالک اول چاهی حفر کند یا بنایی بسازد یا زراعتی کند، یا آنکه چیز دیگری بوجود بیاورد، صاحب چاه می تواند مانع کار او شود و اگر بر اثر اعمال شخص دوم‌به‌صاحب‌چاه‌زیانی‌وارد‌شود، ضامن‌میباشد. [۷۲]
همچنین وی گفته است : « اگر مردی به اذن امام در خارج از حریم آن چاهی حفر کند و آب چاه اول فروکش کند بر شخص دوم جرمی تعلق نمی گیرد و اگر مردی بدون دستور امام کاریزی احداث کند و آب آنرا به زمینهای احیاء شده جاری سازد، حقوق صاحب کاریز به اندازه حریم قنات و به نسبت زمینهای‌احیاءشده‌میباشد. نامبرده مضافاً اظهار نظر کرده که: « جایز نیست که دو نفر برای حفر چاهی به این صورت توافق کنند که هزینه حفر را مشترکاً بپردازند و شرط کنند، که چاه از آن یکی و حریم از آن دیگری باشد، اگر مردی مالک نهری باشد که آن نهر از میان زمین دیگری عبور می کند و صاحب نهر بخواهد برای اصلاح نهر خود داخل زمین شود، مالک زمین حق دارد که مانع شود مگر آنکه صاحب نهر برای انجام مقصود خود فقط از وسط نهر عبور کند و همچنین است که در میان زمین او چشمه یا کاریز یا چاهی باشد مگر آنکه در این زمین راه عمومی وجود داشته باشد، که در این صورت صاحب زمین حق ندارد مانع صاحب آب شود.
حسن بصری *از رسول اکرم (ص) نقل کرده است که فرمود : «هرکس چاهی حفر کنداطراف آن را تا شعاع چهل ذراع برای آبشخور گوسفند مالک می شود. » نیز فردی از رسول خدا نقل کرده که فرمود : «حریم چشمه پانصد ذراع و حریم چاه آبشخور چهار پایان چهل ذراع و حریم چاه آبکشی۶۰میباشد.
هر کس زمین موات را آباد کند مالک آن است، خواه امام اجازه داده باشد و یا نداده باشد و حریم چاه مذکور برای سیراب کردن چهارپایان از هر طرف چهل ذراع است و حفر کننده مالک این زمین است مگر آنکه ریسمان چاه از چهل ذراع بیشتر باشد که در این صورت حریم چاه به اندازه طول طناب است و حریم چاه آبکش از هر طرف شصت ذراع است مگر آنکه طول ریسمان چاه از شصت ذراع بیشتر باشد که در این صورت حریم چاه به‌اندازه‌طول‌ریسمان‌می‌باشد. هشام از فقهای دیگر فقه حنفیه چنین گفته است : « اگر کسی در حریم یا زمین و خود در نزدیکی چشمه ای چاه یا کاریز حفر کند و آنرا چندان پایین ببرد که آب چشمه فروکش کند و از محل تازه حفر شده بیرون آید، صاحب چشمه حق ندارد مانع او شود زیرا وی در ملک خود چاه یا کاریزکرده‌است. و درباره حفر کاریز در زمین موات گفته است : « اگر کسی در زمین موات کاریزی حفر کند، دیگری نمی تواند در آن کاریزی دیگر احداث نماید، بشرط آنکه فاصله این دو کاریز بیشتر از پانصد ذراع باشد گفتند این کاریز باعث زیان اولی می شود وی پاسخ گفت در این صورت شخص دوم به این کار مجاز نیست مگر انکه عمل وی زیان نباشد و گفته است : صاحب کاریز حق دارد مانع آن کس شود که بخواهد در حریم کاریزش بنایی ایجاد کند. [۷۳]
۱-۷-نظرفقهای مشهور شیعه درخصوص حریم
محقق حلی که یکی از فقهای بزرگ شیعه است در کتاب خود « شرایع الاسلام » که جزء کتب معتبره این فقه است پیرامون مسایل مربوط به حریم در ابعاد مختلف با ذکر جزئیات انواع آبهای مباح و مالکانه به وجود حریم در منابع آبی اظهار نظر کرده، و حریم هایی برای انواع منابع ذکر نموده است وی حریم مُعطن، یعنی چاهی که شتر را با آن آب می دهند چهل ذراع و حریم بئر ناضح یعنی چاهی که از آن آب برای زراعت می کشند شصت ذراع ذکر نموده است همچنین حریم عین یعنی چشمه و قنات را هزار ذراع در زمین سست و رخوه و پانصد ذراع در زمین سخت و صلب گفته است. و خودش ادامه می دهد که اندازه آن این است که ضرر نرساند فرد دوم به مالک چاه اول و قول و فتوی خود را قول اول قرارداده‌است. [۷۴]
همچنین شیخ کلینی یکی دیگر از فقهای شیعه از طریق محمد بن حسن روایت کرده است که گفته است : « فایده اعتبار این حریم منع غیر است از احداث قنات دیگر در مقدار حریم از سایر انتفاعات بعد از وضع آنچه آن قنات احتیاج دارد. عرفاً به خلاف حریم چاه که ممنوع است غیر از سایر انتفاعات، حتی زراعت نمودن و درخت نشانیدن در غیر آن
نظر حضرت اما م خمینی (ره) در خصوص حریم
امام خمینی که یکی از فقهای معاصر و صاحب نظریات فقهی نافذ و قوی در فقه شیعه می باشد در کتاب فقهی خود بنام« تحریر الوسیله » پیرامون حریم بطور کلی و حریم منابع آبی بطور مفصل بحثی را در ذیل مباحث مربوط به اراضی موات بیان نموده است که به جهت اهمیت به بیان پرداخته.
«مقدار حریم در زیادی و کمی به اختلاف صاحب حریم است و آن به خاطراین است که مصالح و حریم منابع که به آن نیاز دارند، متفاوت می باشد، پس حریمی که خانه به آن نیازمند است بر حسب عادت غیر از حریمی است که چاه و نهر به آن احتیاج دارد و هکذا در بقیه چیزها چنین است بلکه اختلاف بین بلاد نیز وجود دارد. پس اگر شخصی بخواهد که حوالی چیزی را که دارای حریم است احیاء کند برایش جایز نیست که بدون اذن صاحب و رضایت اوبه مقدارحریم‌احیاءکند. * همچنین می فرماید : « حریم چاه مقداری است که برای کشیدن آب و استفاده از آن در جایی که برای آب کشی می ایستد ((در صورتی که استفاده از چاه با دست باشد )) [۷۵]و جای دولاب وتردد چارپاست. حریم چشمه مقداری است که جهت استفاده یا اصلاح و حفظ آن بر قیاس غیر آن نیاز به می باشد. امام خمینی پیرامون حریم قنات اشاره می نماید : «برای هر کدام از چاه، چشمه که از آن آب می جوشد و بیرون می آید و به آن چشمه، چاه و مادر چاه گفته می شود و نیز غیر آن در صورتی که منشأ آب باشد حریمی است به معنای دیگر و آن مقداری است که کسی بدون اذن صاحب آنها حق ندارد در کمتر از آن مقدار، چاه یا قنات دیگری احداث نماید بلکه احوط با (احتیاط شرعی) ملاحظه حریم است بین دو قنات بطور مطلق. اگر چه جواز آن در غیر آنچه که ذکر شد اشبه باشد و مقدار حریم در چاه چهل ذراع است در صورتی که حفرآن بخاطر آب خوردن گله واحشام باشد و شصت ذراع است درصورتیکه‌حفرآن‌بخاطر‌‌زراعت. نیازبه‌آن‌میباشد. [۷۶]
«مقدار حریم در چشمه و قنات در زمین سخت پانصدذراع و در زمین سست هزار ذراع می باشد. پس اگر انسانی، چشمه یا قناتی را در زمین سخت درآورد و دیگری بخواهد قنات دیگری احداث نماید باید پانصد ذراع از او دور باشد و اگر در زمین سست باشد هزار ذراع از دو دور می شود و اگر ضرری به صاحب قنات اول برسد باید دوری را به قدری زیاد کند که ضرر برطرف شود یاصاحب‌جاه‌اول‌رضایت‌دهد.
اعتبار دوری مذکور در قنات فقط در احداث قنات دیگری است و صاحب قنات از احیای بالای قنات و زمینهای مجاور که جهت زراعت و غیر آن، که برای قنات ضرری نداشته باشد حق جلوگیری کردن ندارد. اما در چاه های دیگر که محل جریان آب می باشد رعایت این فاصله بین آنها لازم نیست. پس اگر نفر دوم قناتی را در زمین سخت احداث کند، و سر چشمه آن پانصد ذراع از سرچشمه قنات اول دور باشد، سپس در چاه هایی که برای آب بردن می باشد و به قدری نزدیک شوند که مثلاً در فاصله ده ذراعی باشند، صاحب قنات اول حق‌منع‌اوراندارد.
همچنین اگر شخص قناتی را در فلاتی احیاء نماید و زمین صافی را به مقداری که آب آن قنات برای او کافی باشد احیاء کند و در آن زراعت نماید اراضی موات مجاور قنات حریم آن نمی باشد و فقط همان مقدار تصرفی او برای وی‌مجازمیباشد.
نیز حریم قنات که به پانصد یا هزار ذراع تقدیر می شود بدون اشکال ملک صاحب نبوده، متعلق به حق او نیست که از بقیه تصرفات غیر بدون اذنش منع کند نمی باشد بلکه فقط حق جلوگیری از احداث قنات دیگری را دارد کمااینکه‌قبلااحیاءشده‌است. [۷۷]
۱-۸-اشتراکات فقهای شیعه وسنی
۱- هر دو فرقه در اصل حریم داشتن برای منابع آبی اتفاق نظر دارند
۲- هر دو برای چاه ها و قنوات در وقتی که برای آشامیدن و زراعت باشد حریمی قائل هستند
۳- هرگاه قنات درزمین بامقاومت بخصوصی باشدحریم متناسب باوضعیت زمین متفاوت است واختلاف بخصوصی دراین باره بجزمقدارحریم بین‌مذاهب‌اسلامی‌بطورجدی‌وجودندارد.
قانونگذار برای تنظیم روابط اجتماعی وتعیین حدود و حقوق اشخاص اعم ازحقیقی وحقوقی خواه خصوصی ویا دولتی وبرای جلوگیری ازتجاوز افراد به حقوق یکدیگر ورعایت مصالح ومنافع عامه (منافع ومضار عمومی)، مسایل فنی وبهداشت عمومی بمعنای گسترده آن وپیشگیری از اضرار ناشی از تصرفات غیر قانونی وعدوانی افراد، قواعدی وضع می نماید
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
زیرا انسان تنها ودور از اجتماع زندگی نمیکند، اجتماع انسانها بر اساس زندگی مشترک است ودر هر جامعه قوانینی خاص خود دارد. در بحث حقوق حریم، مقنن با مطالعه همه جانبه موضوعات آن ؛پیرامون وگرداگرد منازل جاده ها وشوارع، کوچه ها وقنوات و…حریمی تعیین نموده ومعنای حریم یعنی قبول یک منطقه ممنوعه که این مقدار جزء ملک محسوب شده درحکم ملک‌مالک‌می‌باشد. [۷۸]
حریم در قوانین موجود کارکرد ویژه‌ای دارد. قوانین بسیاری زیر موضوع حریم، اعم از قانون مدنی، آیین نامه‌ها و تصویب نامه‌ها وجود دارد که هر یک از آنها به مقتضای موضوع خود، حریم را متناسب با آن به کار برده است. چون قانون گذار در قوانین مختلف از رویه یکسانی پیروی نکرده، ماهیت حقوقی حریم در قوانین مبهم می کند. برای نمونه:قانون مدنی به رغم لحاظ عدم ایراد ضرر، بر قول مشهور و اندازه‌های تعیین شده نیز تأکید می‌کند. این قانون نیز امروز نیازمند اصلاح و بازنگری است، اما به دلیل جایگاه ویژه قانون مدنی می‌شاید که قانون گذار در موارد و مصادیق دیگر حریم نیز از این مبنی فاصله نگیرد. در حالی که در قوانین دیگر، چنین مهمی را رعایت نکرده و قانون گذار به راه‌های مختلفی رفته است؛ گاهی نظریه مشهور را پذیرفته و گاهی هم به حکم ضرورت پا را از آن فراتر نهاده که با مفهوم سنتی حریم سازگاری ندارد. اینک بررسی حریم در قانون مدنی که تا حدّی به نظریه مشهور وفادار مانده و نیز جایگاه رفیعی نسبت به قوانین دیگر دارد:
۱-۹-ارکان و عناصر حریم
منظور از عناصر حریم، عناصر حق حریم است، چرا که حریم به اطراف یک ملک گفته می‌شود، در حالی که حق حریم، حق صاحب ملک بر اطراف آن است.
بیان عناصر حریم، افزون بر فایده تبیین ماهیت پدیده‌های نوپدید حریم، جایگاه حریم را که حقی تبعی است از حق ارتفاق متمایز می‌کند.
برخی از حقوق دانان حق حریم را نوعی حق ارتفاق دانسته اند[۷۹] و نسبت میان آن دو را نسبت عموم و خصوص من وجه برشمرده‌اند؛ هر حق حریمی، حق ارتفاق است، ولی هر حق ارتفاقی، حق حریم نیست. در مقابل عده دیگری، با اشاره به عناصر تشکیل دهنده حریم، رابطه میان آن دو را متباین می‌دانند و نظر دسته اول را صواب نمی‌شناسند. [۸۰]
فقیهان، عناصر حریم را جداگانه برنشمرده‌اند، ولی از میان کلماتشان می‌توان عناصر زیر را برای ایجاد حق حریم برشمرد:
۱-۹-۱- وجود یک ملک
وجود یک ملک لازمه ایجاد حق حریم است. منظور از ملک در این جا، معنای مصدری به معنای تملک و تملیک نیست بلکه معنای اسم مصدری است که جمع آن (املاک) می‌شود و آن را به (عقار) تعبیر می‌کنند. بنابراین، حق حریم در غیر اعیان و عقار به وجود نمی‌آید. این شرط را می‌توان از روش فقیهان در طرح این بحث استنباط نمود؛ زیرا آنان عموماً بحث حریم را در کتاب احیاء موات می‌آورند که به احیای اراضی می‌پردازد. چنان که آن جا مطرح می‌شود:یک شرط تملک اراضی به واسطه احیاء، درحریم ملک دیگران نبودن است.
ماده۱۳۶ نیز حریم را مقداری از اراضی اطراف ملک، قنات، نهر و… برمی شمرد. تعبیر به (ملک)، (قنات) و (نهر) این عنصر حریم را برمی‌تابد.
۱-۹-۲-وجود اراضی موات در مجاورت آن ملک
مشهور فقها، موات بودن اراضی مجاور ملک را برای ایجاد حق حریم یاد کرده‌اند و افزوده‌اند که در املاک متجاور حریم وجود ندارد. محقق حلی پس از بیان مصادیق و مقدار حریم می‌گوید:
«کل ذلک إنما یثبت له حریم، اذا ابتکر فی الموات، أما ما یعمل فی الاملاک المعموره، فلا»[۸۱]
بر تمام آن موارد در صورتی حریم شکل می‌گیرد که در زمین موات باشد، و اما آنچه در املاک دایر صورت گیرد، حریم نمی‌سازد.
غالب حقوق دانان نیز شرط موات بودن ملک مجاور را به تبع فقها پذیرفته اند[۸۲] و به رغم این که در قانون مدنی تصریحی به این مورد نشده، کوشیده‌اند تا از مقایسه ماده۹۳ قانون مدنی که حق ارتفاق را برای شخص در ملک غیر می‌داند با ماده ۱۳۶ که به تعریف حق حریم می‌پردازد، شرط موات بودن اراضی اطراف ملک را برای ایجاد حریم، شرط بدانند. [۸۳]
وجه تمایز حق حریم با حقّ ارتفاق هم در این شرط نهفته است؛ زیرا حق ارتفاق در املاک متجاور ایجاد می‌گردد و حق حریم، در اراضی موات، و این دو با هم تنافی دارد. بنابراین، ماهیت آن دو حق را هم مغایر می‌سازد.
اگر موات بودن را، مانند مشهور فقها، شرط بدانیم، طبعاً حق حریم جزیی از حق ارتفاق نخواهد بود و نیز استعمال حریم در معانی جدید، استعمالی مجازی به شمار خواهد رفت. در نتیجه، حق با کسانی است که نسبت میان آن دو را تباین دانسته‌اند.
از سوی دیگر، می‌توان موات بودن ملک مجاور حریم را نوعی حق ارتفاق برشمرد نقد و بررسی و تحلیل این دو نظر را به زودی پی خواهیم گرفت.
پس از شمارش موارد حریم، طرح دو پرسش سزاوار می کند:
سؤال اول. آیا واقعاً مصادیق مستحدثه حریم را می‌توان حریم شمرد و تعریف حریم را شامل آنها نیز دانست؟ و آیا این دسته از حریم‌ها که زاده نیازهای زندگی و تحولات اجتماعی است، وجهه شرعی دارد یا نه؟ به تعبیر دیگر، صدق حریم بر این مصادیق، حقیقی است یا مجازی؟ و آیا پایگاه حقوقی و مشروعیت این موارد را می‌توان در نهاد حقوقی حریم جست، یا با نهادهای دیگر حقوقی تفسیر و توجیه می‌پذیرد؟
سؤال دوم. در مصادیق سنتی حریم اندازه‌هایی معیّن شده که در روایات و کتب فقهی آمده است، آیا اندازه‌های مذکور موضوعیت دارد و ثابت است یا موضوعیت ندارد و جنبه تمثیلی دارد؟ با توجه به تغییرات زندگی از زمان صدور روایات حریم و فقهای سلف، تاکنون که عصر ماشین و صنعت نام گرفته، حقوق و مرافق، مصادیق سنتی حریم را دگرگون کرده است. برای نمونه، اندازه‌ای که برای حریم راه در نظر گرفته شده، جواب گوی نیازهای زمان ما نیست و هم چنین بسیاری از مرافقی که سابق برای منازل وجود داشت، امروزه با توسعه زندگی شهری تغییر یافته، اکنون سؤال این است که:با توجه به تعیین اندازه‌های مصادیق حریم در فقه، آیا می‌توان اندازه‌های مذکور را توسعه داد؟
در پاسخ به دو پرسش بالا، اتفاق نظر وجود ندارد. در جواب سؤال دوم، فقها دو دسته شده‌اند:اکثر گفته‌اند که اندازه‌های تعیین شده در روایات موضوعیت دارد و تغییرناپذیرند؛ چون لسان روایات مذکور تعیین اندازه‌های قطعی برای حریم است و ما نیز به روایات تعبّد داریم. از آن جا که دلالت روایات نصّ است، توجیهات و تفسیرهای ذکر شده برای تغییر مقادیر اجتهاد، در مقابل نص قرار می‌گیرد و فاقد اعتبار خواهد بود. بزرگانی از فقهای معاصر که نظر مشهور را پذیرفته‌اند راه تغییر اندازه‌ها و دخل و تصرف در آنها را استفاده از عناوین ثانوی مانند: ضرورت و عسر و حرج می‌دانند.
در مقابل این نظر، عده‌ای از فقهای معاصر و نیز قدما گفته‌اند که اندازه‌های مذکور جنبه تمثیلی دارد و تنها در آن زمان برای رفع نیاز و دفع ضرر کافی بوده است و با تغییر زمان و مکان شاید اندازه‌های مذکور نیز کم یا بسیار شود. آنان این تغییر اندازه‌ها را هیچ گونه ناسازگار با شریعت و احکام نمی‌دانند آراء و نظریات این دسته از فقیهان را به زودی بررسی خواهیم کرد.
اختلاف نظر میان این دو دسته از فقیهان، به تفاوت مبانی آنان در حریم باز می‌گردد؛ زیرا یک دسته روایات را مبنای حریم دانسته‌اند و دسته دیگر دفع ضرر را. از طرفداران این نظر می‌توان فقیهانی چون ابن جنید اسکافی و شهید ثانی در مسالک و محقق سبزواری و… نام برد. بنابراین، ناگزیریم که مبانی حریم و دلایل دو طرف را مورد بررسی قرار دهیم.
فقیهان معاصر، در پاسخ به سؤال اول که آیا مصادیق مستحدثه حریم از نظر فقهی پذیرفتنی است و احکام حریم بر آن بار می‌شود یا خیر، اختلاف نظر دارند و دلیل عمده اختلاف نظر آنان نیز به اختلاف مبانی برمی گردد. فقیهانی که ملاک ضرر را پذیرفته‌اند، موارد مستحدثه حریم را با آن ملاک می‌سنجند، ولی بنابر مبنای فقیهانی که روایات را مبنی قرار داده‌اند، مصادیق مستحدثه به آسانی پذیرفتنی نیست.
بنابراین، طرح مبانی حریم، برای تحلیل بسیاری از مسائل حریم کاربرد دارد. [۸۴]

فصل دوم:
مبانی قانونی حریم برق
در این فصل ابتدا به بررسی مفهوم حریم در قانون پرداخته شده و سپس به بررسی ماهیت حقوقی حریم خطوط انتقال و توزیع نیروی برق می پردازیم.

 

ارزیابی پذیرش کیفیت خدمات الکترونیکی، رضایت و تمایلات مشتری در مطالعه میدانی بانک ملت استان کرمانشاه- قسمت ۹

کیفیت خدمات ارائه شده
رضایت مشتری
تمایلات رفتاری
مهارت های pc
محتویات وب سایت
ریسک درک شده

 

 

    1. متغیر وابسته

 

    1. (سینکلر، ویکس و سیمون ،[۵۳]۲۰۰۶)

 

  1. نوآوری مدل:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیر ها مدل متناوب IS مدل سازی پیوسته IS مدل سازی سازی مداوم IS مدل پیشنهادی
سینکلر، ریکس و سیمون
استفاده از یک سیستم
اطلاعاتی جدید
اضافه کردن تأثیر
تعدیل کننده استفاده از یک سیستم اطلاعاتی جدید
ارزیابی مشتری از تفاوت
بین توقع و اجرا و بر تمایل
به ادامه استفاده از سیستم
کیفیت اطلاعات، کیفیت سیستم
و کیفیت خدمات تمایلات رفتاری
استفاده کننده و کیفیت
دریافتی وب سایت

 

 

    1. مدل متناوب IS

 

    1. برای پیش بینی تمایل استفاده در ادامه استفاده از یک سیستم اطلاعاتی جدید نشان داده شد.
برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

    1. مدل سازی پیوسته :IS

 

    1. با اضافه کردن تأثیر تعدیل کننده که روش IS نامیده شد گسترش داد که به عنوان «نتایج فراگرفته شده از عملکردهایی که واکنش خودکار برای موقعیت های خاص می شوند و ممکن است عملکردی در رسیدن به اهداف خاص یا حالت‌های نهایی شود» تعریف می شود.

 

    1. مدل سازی سازی مداوم IS:

 

    1. شباهت های بسیاری با مدل SERVUAL دارد و هر دو مدل براساس نظریه رفتار مصرف کننده و مفهوم آن هستند. برای مثال، هر دو روش ارزیابی مشتری از تفاوت بین توقع و اجرا مرتبط هستند و هر دو بر تمایل به ادامه استفاده از سیستم تأکید دارند.

 

    1. علاوه بر بیان بسیاری از ساختارهای نظریه های بالا، مدل ما هم شامل ساختارهای مدل موفق IS دان وام سی لین (۲۰۰۳) است که برای تهیه توضیحات روابط درونی میان شش جنبه موفقیت، توسعه یافت. طبق یافته های ۳۰۰ پژوهش که توسط محققان دیگر انجام شده، محققان مدل خود را به روز کردند به طوری که متغیر کیفیت امروزه فقط سه جنبه: کیفیت اطلاعات، کیفیت سیستم و کیفیت خدمات است. آنها بیان می کنند که سه جنبه موفق، روابط علی با رضایتمندی استفاده استفاده کننده و تمایل به استفاده دارد که می تواند تقریباً باعث زیاد شدن سود شبکه می شود.

 

    1. مدل ما همچنین ایجاد خطر در تمایلات رفتاری استفاده کننده و کیفیت دریافتی وب سایت را توضیح می دهد. ترس استفاده کنندگان از یرقت هویت و کلاهبرداری در ایترنت به خوبی ثبت شده است. سینکلر، ریکس و سیمون (۲۰۰۶) پژوهشی برای آزمایش توقعات استفاده کنندگان اینترنت یا میزان تفاوت های فردی بین شرکت های آن لاین و سنتی (قدیمی) ارائه کردند. پاسخ دهندگان، احساس خطر را بیشتر از امنیت گزارش کردند زمانی که اطلاعات به شرکتی داده شد که شاغل را فقط به صورت معامله رو در رو در یک اداره یا مغازه انجام می داد، آنها همچنین فهمیدند که ۶۵% پاسخ دهندگان معتقدند که با بهره گرفتن از اینترنت می توان به مشکلات خصوصی افراد پی برد.

 

    1. ۲-۱۲٫بانک ملت

 

    1. بانک ملت به موجب مصوبه‌ی مورخ ۲۹ آذر ۱۳۵۸ مجمع عمومی بانک‌ها از ادغام بانک‌‌های تهران، داریوش، بین‌المللی ایران، عمران، بیمه‌ ایران، ایران و عرب، پارس، اعتبارات تعاونی و توزیع، تجارت خارجی و فرهنگیان در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۵۹ تشکیل و با شماره ۳۸۰۷۷ در اداره‌ی ثبت شرکت‌ها به ثبت رسید و عملیات اجرایی بانک از همان تاریخ آغازشد.

 

    1. بانک ملت در حال حاضر با سرمایه ۳۳۱۰۰ میلیارد ریال یکی از بزرگ ترین بانک‌های کشور است که درچارچوب دولت جمهوری اسلامی ایران فعالیت می‌کند.

 

    1. مهم‌ترین راهبردهای بانک ملت توسعه‌ی فناوری اطلاعات و ارتباطات، مدیریت روابط مشتریان، بهبود کیفیت خدمات، توسعه منابع انسانی و بهبود شاخص‌های عملکرد است. برای دستیابی به این راهبردها، اهدافی همچون رشد و بهره‌وری بانک، سوددهی و ارائه خدمات مناسب به مشتریان، شناخت نیازها و دسته‌بندی مشتریان و فرایندهای مربوط به سود، آموزش‌های استراتژی محور، فن‌آوری نوین بانکی و همسوسازی اهداف فردی، بخشی و سازمانی ترسیم شده‌است(بانک ملت ،۱۳۹۲).
    2. نتیجه تصویری درباره فناوری اطلاعات

 

    1. بانک ملت به موجب مصوبه‌ی مورخ ۲۹ آذر ۱۳۵۸ مجمع عمومی بانک‌ها از ادغام بانک‌‌های تهران، داریوش، بین‌المللی ایران، عمران، بیمه‌ ایران، ایران و عرب، پارس، اعتبارات تعاونی و توزیع، تجارت خارجی و فرهنگیان در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۵۹ تشکیل و با شماره ۳۸۰۷۷ در اداره‌ی ثبت شرکت‌ها به ثبت رسید و عملیات اجرایی بانک از همان تاریخ آغازشد.

 

 

 

    1. با ادغام بانک ها، سرمایه‌ی اولیه‌ی بانک ملت به ۵/۳۳ میلیارد ریال رسید.

 

    1. به استناد مجمع عمومی فوق‌العاده بانک‌ها (مورخ ۱۷ فروردین۸۷) و تصویب نامه هیأت محترم وزیران (شماره ۶۸۹۸۵/ت ۳۷۹۲۵  مورخ ۲ مرداد ۸۶) شخصیت حقوقی بانک ملت به سهامی عام تبدیل گردید.
    2. تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)

 

    1. بانک ملت در حال حاضر با سرمایه ۳۳۱۰۰ میلیارد ریال یکی از بزرگ ترین بانک‌های کشور است که درچارچوب دولت جمهوری اسلامی ایران فعالیت می‌کند.

 

    1. مهم‌ترین راهبردهای بانک ملت توسعه‌ی فناوری اطلاعات و ارتباطات، مدیریت روابط مشتریان، بهبود کیفیت خدمات، توسعه منابع انسانی و بهبود شاخص‌های عملکرد است. برای دستیابی به این راهبردها، اهدافی همچون رشد و بهره‌وری بانک، سوددهی و ارائه خدمات مناسب به مشتریان، شناخت نیازها و دسته‌بندی مشتریان و فرایندهای مربوط به سود، آموزش‌های استراتژی محور، فن‌آوری نوین بانکی و همسوسازی اهداف فردی، بخشی و سازمانی ترسیم شده‌است.

 

    1. باشگاه مشتریان بانک ملت

 

    1.    باشگاه مشتریان بانک ملت، یک محیط پویا و صمیمی است که تلاشش داریم از طریق آن، شما را به عنوان دوستان خود در کنارمان داشته و ضمن خلق مزیت هایی علاوه بر خدمات متعارف بانکی، جدیدترین طرحها را به شما معرفی کنیم.

 

  1. بانک ملت در کنار کوشش همیشگی، با عزمی راسخ در تلاش است تا با به کارگیری دانش و تخصص تمامی بخش های مختلف بانک و با تکیه بر جدید ترین تکنولوژی ها و متد های کاری به بالاترین سطح عملکرد و کیفیت خدمات دست یابد.

 

باشگاه مشتریان بانک ملت، با اهداف ذیل فعالیت می کند:
۱-ایجاد و خلق یک تجربه عالی و متمایز برای مشتریان
۲-توسعه و خلق محصولات و خدمات جدید از طریق شناسایی خواسته ها و نیازهای مشتریان
۳-ایجاد ارتباطی دوسویه و تعاملی مستقیم با مشتریان
۴-رائه پاسخی شایسته در مقابل اعتماد مشتریان گرامی به بانک ملت
۵-فرهنگ سازی و توسعه استفاده از خدمات الکترونیکی بانک ملت
در باشگاه مشتریان ملت، می توانید با بهره گرفتن از خدمات غیرحضوری و الکترونیکی بانک ملت، امتیازاتی را کسب کرده و با دستیابی به حدنصاب های تعریف شده، جوایزی را، بدون قرعه کشی، به عنوان پاداش دریافت کنید. شانس و اقبال را فراموش کنید. در باشگاه مشتریان ملت، همه برنده اند.
اگر شما فردی توانگر، خلاق و مشتاق به فضاهای مجازی هستید…..

ارائه مدلی برای تعیین ارزش مسافران در بستر الکترونیکی در صنعت حمل¬ونقل هوایی- قسمت ۲۸

خوشه­بندی مشتریان یکی از معروف­ترین روش­ها برای تعیین مشتریان باارزش است[۱۲]. در بسیاری از مطالعات انجام‌شده در زمینه بازاریابی، از روش­های خوشه­بندی برای تعیین مشتریان هدف استفاده می­ شود. ازاین‌رو در بخش آخر این فصل به بررسی مفهوم خوشه­بندی و الگوریتم­های مختلف مورد استفاده در آن پرداخته شده است. خلاصه­ای از این بررسی در جدول۲- ۱۵ آمده است.
جدول۲- ۱۵ تکنیک های خوشه بندی

 

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

رفتن به نوارابزار

بیرون رفتن

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

خوشه­بندی تکنیک شرح منابع
K-means یکی از الگوریتم­های خوشه­بندی مسطح است که به دلیل قدرت بالا و سادگی، به‌طور گسترده در خوشه­بندی داده ­ها مورد استفاده قرار می­گیرد. هدف اصلی این الگوریتم آنست که مجموع عدم تشابه بین تمام اشیاء یک خوشه از مراکز خوشه ­های متناظرشان کمترین باشد. [۴۳]
[۱۱۹]
[۱۲۰]
الگوریتم­های تکاملی ژنتیک الگوریتم ژنتیک با کدگذاری راه­ حل­های یک مسئله، بهتـرین جـواب را بـرای مسئله پیـدا مـی­کنند. این الگوریتم بر مبنای تولیدمثل و ترکیب ژن­های والدین عمل می­ کند. از این الگوریتم در خوشه­بندی و یافتن بهینه­ترین مراکز خوشه استفاده می­ شود. [۱۲۱]
[۱۲]
[۱۲۲]
[۱۲۳]
[۱۲۴]
رقابت استعماری این الگـوریتم با تولـید کشـورهـای اولیه و بـهره­گیری از عملگرهای نظیر جذب، انقلاب و… وضعیت کشورها را تغییر می­دهد. در ICA، کشورها بر اساس قدرتشان به دو دسته استعمارگر و مستعمره تقسیم می­شوند. کشورهای استعمارگر دائماً در تلاش برای جذب کشورهای مستعمره بوده تا از این طریق قدرت خود را افزایش دهند. هدف الگوریتم رقابت استعماری بهبود این کشورها و یافتن بهینه­ترین جواب است. [۱۲۶]
[۱۲۸]
[۱۲۹]
کلونی مورچگان الگوریتم کلونی مورچه الهام گرفته شده از مطالعات و مشاهدات بر روی کلونی مورچه­هاست. هدف این الگوریتم، یافتن پاسخ­های نزدیک به پاسخ اصلی می­باشد که در این راه از تولید فرمون­های مصنوعی و شبیه­سازی رفتار گـروهی مورچـه­ها و ارتبـاطـات غیرمستقیم آن‌ ها استفاده می­ کنند. [۱۳۰]
[۱۳۱]
کلونی زنبورعسل این الگوریتم بر اساس شبیه­سازی زندگی زنبورعسل طراحی شده است. این الگوریتم نوعی از جستجوی محلی انجام می‌دهد که با جستجوی تصادفی ترکیب شده و می‌تواند برای بهینه­سازی ترکیبی یا بهینه‌سازی تابعی به کار رود. [۱۳۸]
[۱۳۹]
ازدحام ذرات منبع الهام این الگوریتم، رفتار اجتماعی حیوانات، همانند حرکت دسته جمعی پرندگان و ماهی‌ها است. الگوریتم PSO از تعداد مشخصی از ذرات تشکیل می­ شود که در شروع فرایند، به‌طور تصادفی، مقدار اولیه می­گیرند. این ذرات، بصورت تکرار شونده­ای در فضای چند‌ ‌بعدی مسئله حرکت کرده تا با محاسبه مقدار بهینگی به‌عنوان یک ملاک سنجش، به بهینه­ترین جواب دست یابند. [۱۳۲]
[۱۳۴]
[۱۳۵]
[۱۳۷]
ترکیبی در تعدادی از مطالعات الگوریتم­های تکاملی مختلف باهم ترکیب شده و هدف این مطالعات، ترکیب این الگوریتـم­ها برای بهبود پاسخ­های تولید شده در زمان اجرا و افزایش دقت بوده است. ACO
PSO
K-means
[۱۱۸]

بررسی رابطه بین اجتناب مالیاتی باگزارشگری مالی متهورانه در شرکت‎های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادر تهران- قسمت ۲۳

۰٫۶۶۰

 

 

حالت اول: نرخ موثر مالیاتی نقدی
همان طور که در جدول (۳-۴) مشاهده می شود، آماره F برابر با۱۱،۴۲۴ و P-value برابر با ۰٫۰۰۰ است که نشان می دهد در سطح اطمینان ۹۹% مدل رگرسیون خطی از نظر آماری معنی دار است.
آماره t برای متغیر توضیحی AggReport(با بتای ۳،۲۳۰) برابر با ۲،۲۳۸است و سطح معنی‌داری متغیر مذکور نیز برابر با۰٫۰۰۸ است که در سطح اطمینان ۹۹% از نظر آماری معنی‌دار است. در خصوص بررسی اولین فرضیه، رابطه بین اجتناب مالیاتی از طریق نرخ موثر مالیاتی نقدی با گزارشگری مالی متهورانه مثبت است زیرا بتای متغیر توضیحیAggReportبرابر۳٫۲۳۰ و آماره t نیز برابر با۲،۲۳۸ است که در سطح اطمینان ۹۹% معنی‌دار است.
همان طور که در جدول (۳-۴) مشاهده می شود ضریب همبستگی و ضریب تعیین تعدیل شده مدل (۱) به ترتیب برابر با،۰،۳۰۰و۰،۰۸۲ است.
همچنین بر اساس آماره « دوربین – واتسون » مدل (۱) که در جدول (۳-۴) نشان داده شده است مقدار این آماره برابر است با ۱٫۹۷۴ که بین۵،۱و ۲٫۵ است. از این رو می‌توان اظهار داشت که در مدل (۱) خودهمبستگی بین مشاهدات وجود ندارد.
حالت دوم: نرخ موثر مالیاتی نقدی بلندمدت
همان طور که در جدول (۳-۴) مشاهده می شود، آماره F برابر با۱۳٫۱۸۷ و P-value برابر با ۰٫۰۰۰ است که نشان می دهد در سطح اطمینان ۹۹% مدل رگرسیون خطی از نظر آماری معنی دار است.
آماره t برای متغیر توضیحی AggReport(با بتای ۲٫۰۱۱) برابر با۲،۱۹۳ است و سطح معنی‌داری متغیر مذکور نیز برابر با۰٫ ۰۰۰ است که در سطح اطمینان ۹۹% از نظر آماری معنی‌دار است. در خصوص بررسی دومین فرضیه، رابطه بین اجتناب مالیاتی از طریق نرخ موثر مالیاتی نقدی بلندمدت با گزارشگری مالی متهورانه مثبت است زیرا بتای متغیر توضیحی AggReportبرابر۲٫۰۱۱ و آماره t نیز برابر با ۲٫۱۹۳ است که در سطح اطمینان ۹۹% معنی‌دار است.
همان طور که در جدول (۳-۴) مشاهده می شود ضریب همبستگی و ضریب تعیین تعدیل شده مدل (۲) به ترتیب برابر با ۰٫۳۲۰و ۰٫۹۵ است.
همچنین بر اساس آماره « دوربین – واتسون » مدل (۲) که در جدول (۳-۴) نشان داده شده است مقدار این آماره برابر است با ۱٫۹۹۰ که بین ۱٫۵ و ۲٫۵ است. از این رو می‌توان اظهار داشت که در مدل (۲) خود همبستگی بین مشاهدات وجود ندارد.
حالت سوم: اختلاف دائمی مالیات
همان طور که در جدول (۳-۴) مشاهده می شود، آماره F برابر با۸۹٫۱۴۰ و P-value برابر با ۰٫ ۰۰۰ است که نشان می دهد در سطح اطمینان ۹۹% مدل رگرسیون خطی از نظر آماری معنی دار است.
آماره t برای متغیر توضیحی AggReport(با بتای ۱٫۳۱۲) برابر با۲٫۶۰۳ است و سطح معنی‌داری متغیر مذکور نیز برابر با۰٫۰۰۹ است که در سطح اطمینان ۹۹% از نظر آماری معنی‌دار است. در خصوص بررسی سومین فرضیه، رابطه بین اجتناب مالیاتی از طریق اختلاف دائمی مالیات با گزارشگری مالی متهورانه مثبت است زیرا بتای متغیر توضیحی AggReportبرابر۱٫۳۱۲ و آماره t نیز برابر با ۲٫۶۰۳ است که در سطح اطمینان ۹۹% معنی‌دار است.
همان طور که در جدول (۳-۴) مشاهده می شود ضریب همبستگی و ضریب تعیین تعدیل شده مدل (۳) به ترتیب برابر با ۰٫۶۶۰و ۰،۴۳۱ است.
همچنین بر اساس آماره « دوربین – واتسون » مدل (۳) که در جدول (۳-۴) نشان داده شده است مقدار این آماره برابر است با ۱٫۹۳۸ که بین ۱٫۵ و ۲٫۵ است. از این رو می‌توان اظهار داشت که در مدل (۳) خودهمبستگی بین مشاهدات وجود ندارد.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

۴– ۵ –۲–خلاصه نتایج آزمون فرضیه های تحقیق

 

فرضیه های تحقیق باآزمون تحلیل رگرسیون بررسی شده است. چکیده نتایج باتوجه به فرضیه های صفرتحقیق درجدول شماره (۴-۴) به نمایش درآمده است.
جدول (۴-۴): خلاصه نتایج آزمون فرضیه ها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فرضیه تحقیق نتیجه یافته تحقیق
اجتناب مالیاتی از طریق نرخ موثر مالیاتی نقدی با گزارشگری مالی متهورانه رابطه مستقیم دارد. قبول اجتناب مالیاتی از طریق نرخ موثر مالیاتی نقدی با گزارشگری مالی متهورانه رابطه مستقیم دارد.
اجتناب مالیاتی از طریق نرخ موثر مالیاتی نقدی بلند مدت با گزارشگری مالی متهورانه رابطه مستقیم دارد. قبول اجتناب مالیاتی از طریق نرخ موثر مالیاتی نقدی بلند مدت با گزارشگری مالی متهورانه رابطه مستقیم دارد.
اجتناب مالیاتی از طریق اختلاف دائمی مالیات با گزارشگری مالی متهورانه رابطه مستقیم دارد. قبول اجتناب مالیاتی از طریق اختلاف دائمی مالیات با گزارشگری مالی متهورانه رابطه مستقیم دارد.

 

۴–۶– خلاصه فصل چهارم

 

در این فصل فرضیه‌های تحقیق با بهره گرفتن از مدلهای تحقیق مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج این تجزیه و تحلیل بیانگر قبول فرضیه ارتباط مثبت بین اجتناب مالیاتی با گزارشگری مالی متهورانه می باشد. وجود رابطه مثبت بین اجتناب مالیاتی با گزارشگری مالی متهورانه موجب قبول کل فرضیات بود.
در طول تجزیه و تحلیل داده‌ها به بررسی مفروضات اساسی مدل رگرسیون، آزمون معنی‌داری مدل، متغیرهای مستقل، ضریب همبستگی، ضریب تعیین و آزمون خودهمبستگی بین مشاهدات نیز پرداخته شد که از نظر آماری نتایج مطلوبی را به همراه داشت.

 

 

راز و رمزهای پنهان و پوشیده قیام های مذکور برا اساس کتاب مقاتل الطالبیین- قسمت ۲

مقاتل و آثاری که از قرن دوم تا هفتم نگاشته شده از نظر قدمت، اعتبار و اتقان گزارش، از ارزش و اعتبار برخوردار هستند، این امر از آن روست که مورخان اولیه تاریخ عاشورا، همانند ابومخنف، هشام کلبی و … واقعه عاشورا را در قالب روایت و با ذکر اسناد گزارش کرده اند.
۲-۴: جایگاه مقاتل الطالبین و بیان ویژگی های این کتاب در مقایسه با سایر کتب:
۲-۴-۱: زندگی ابوالفرج اصفهانی:
ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، از نوادگان مروان بن حکم یا هشام بن عبدالملک، راوی و شاعر مشهور است.( آذرتاش آذرنوش،۶/۱۲۶؛ ابن ندیم،۱۸۹) وی در ۲۸۴ هـ در اصفهان تولد یافت. او از خاندانی اهل ادب و موسیقی بود (آذرتاش آذرنوش،۶/۱۲۷) او اندکی پس از سال ۳۰۰ هـ به بغداد رفته و به تحصیل پرداخته (همو،۶/۱۲۸ ،مشایخ فریدنی، ۱/۴۳۱) وی بسیاری از مشاهیر و دانشمندان زمان خود را ملاقات کرد و از آن ها روایت شنیده است که برخی عبارتند از: طبری، محمد بن خلف بن مرزبان، جعفر بن قدامه، یحیی بن منجم و از همه مهم تر عمویش حسن و سرانجام شاعر هرزه گوی جَحظه. شخصیت استادانی چون جَحظه و نطویه در ابوالفرج بیش تر گذاشته است. (آذرتاش آذرنوش،۶/۱۲۹)
۲-۴-۲: مذهب او:
اصفهانی زیدی مذهب بود و همین امر شگفتی بسیاری از نویسندگان را برانگیخته است؛ زیرا چگونه ممکن است مردی از نوادگان مروان بن حکم به آیین تشیع بگراید؟ این تشیع البته خشم نویسنده سنی مذهبی چون ابن جوزی را برانگیخته است. او آیین زیدی را احتمالاً از خاندان مادریش آل ثوابه – که به ظن قوی زیدی مذهب بوده اند – به ارث برده بود (همو،۶/۱۳۲) علامه حلی و بعضی علمای امامیه او را شیعه زیدی مذهب دانسته‌اند نه امامی (مشایخ فریدنی، ۱/۴۲۱).
۲-۴-۳: تألیفات و سرانجام وی:
خطیب بغدادی او را شاعر و راوی مطلع از انساب و سیره می‌داند (تاریخ بغداد،۱۱/۳۹۸). در روایت اخبار بیشتر دست داشته است از ۲۸ کتابش دو کتاب معروفش مقاتل الطالبین و الاغانی است که کتاب دوم در رابطه با ادب و موسیقی است وی در سال‌های آخر عمر دچار فلج و اختلال حواس بود و سرانجام در بغداد در سال سیصد و شصت و اندی کنار دجله بدرود زندگی گفت (مشایخ فریدنی، ۱/۴۳۱؛ ابن ندیم،۱۸۹)
۲-۴-۴: مقاتل الطالبین:
در بین کتابهایی که مخصوصاً با عنوان مقاتل مشهور شده است مقاتل الطالبین تألیف ابوالفرج اصفهانی در خور ذکر است. (مصاحف ۲/۲۸۲۱)
اصفهانی این کتاب را دوران جوانی نوشته است نگارش کتاب های تقریباً تک موضوعی تاریخی- مذهبی در سده‌های نخستین رواج داشته است. وجود چنین تألیفاتی در میان آثار مورخین بزرگی چون واقدی و مدائنی می‌تواند دلیلی بر اهمیت موضوع تلقی شود. از آن جا که غالب قیام‌ها و مبارزه‌ها در عصر اموی و عباسی از سوی علویان صورت می‌گرفت، ناچار هم مبانی اعتقادی ایشان سازمان می‌یافت و هم نقل و جمع اخبار مربوط به «خروج» و سپس شهادت آنان از سوی پیروانشان وجه مقبول‌تری پیدا می‌کرد. از نیمه دوم سده سوم به بعد تحرکات ضد عباسی علویان به آن حد رسیده بود که بتواند مواد لازم را برای تالیف در مقاتل الطالبین فراهم آورد. شاید یکی از کهن‌ترین آثار در این باب، مقتل الحسین ابو مخفف باشد. در همان روزگاران، مولفان بزرگ دیگری نیز دست به چنین تالیفاتی زده بوده‌اند. ابوالفرج چنانکه خود گوید در جمادی الاول سال ۳۱۳ نگارش کتاب مقاتل الطالبین را به پایان رسانده است. وی در آغاز اشاره می‌کند که هدف وی از تالیف آن فراهم آوردن شرحی کوتاه از چگونگی زندگی و مرگ ۲۱۶ نفر از فرزندان ابوطالب از زمان پیامبر (ص) تا زمان نگارش کتاب بوده است. البته وی تنها اخبار طالبیانی را گرد آورده که مرگشان دلایل سیاسی داشته یا به روایت جنبش‌هایی پرداخته که انگیزه آن‌ ها خصایص ارجمندی چون تقوی و عدل بوده است، نه هوی و هوس.(اصفهانی،۱/۱۲)
بنابراین نخست از شهادت جعفر بن ابی طالب در زمان پیامبر (ص) سخن گفته، سپس اخبار هریک از علویان را زیر نام خلیفه‌ای که در آن زمان حکم می‌راند، آورده است. نکته‌ای که ابوالفرج در چند جای کتاب بدان اشاره کرد، تأکید بر رعایت اختصار است، چنان که گاه همه اسانید مربوط به اخبار را ذکر نمی‌کند.
از دیدگاه تحقیقات تاریخی، منابع اصفهانی در این کتاب از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این منابع غالباً به صورت سلسله اسناد در سراسر کتاب پراکنده‌اند. بیش‌تر مؤلفانی که وی به آنان استناد کرده، کتابهای ارزشمندی مرتبط با موضوع همین کتاب داشته‌اند، ولی اکنون نشانی از هیچ یک دردست نیست. در این‌جا کوشش شده است که مهم‌ترین این منابع بررسی و به ترتیبی که اصفهانی بر حسب موضوع، مورد استناد و استفاده قرار داده، معرفی می شود: نخست باید از کتاب “المغازی” ابن اسحاق یاد کرد که ابوالفرج از طریق استادش محمد بن جریر طبری از آن بهره برده است. وی گاه از ابو مخنف نیز از طریق احمد بن عیسی از حسین بن نصر بن مزاحم نقل روایت می‌کند، گاه نیز واسطه روایت او از ابو مخنف، احمد بن حارث خزاز بوده که خود مدائنی نقل قول کرده است. مهم‌ترین منبعی که به طور گسترده مورد استفاده وی قرار گرفته کتابی است در اخبار خروج محمد بن عبدالله، معروف به نفش زکیه و برادرش ابراهیم، تألیف ابن شبه که به نام کتاب محمد و ابراهیم ابنی عبدالله بن حسین مشهور است. ابوالفرج بیش‌تر روایان مربوط به این قیام‌ها را از این کتاب اخذ کرده اما به نظر می‌رسد که وی بنابر گرایش‌های مذهبی خود، برخی از این اخبار را که مورد پسندش بوده، برگزیده و برخی دیگر را فرو گذاشته است. (علی بهرامیان، ۶/۱۳۶)
هم چنین در اخبار مربوط به محمد نفس زکیه، از قول عباد بن یعقوب رواجنی که خود همراه محمد بن قاسم بن علی خروج کرده بود روایاتی نقل شده است. روایات دیگری نیز از عباد در مقاتل موجود است. از دیگر مآخذ ابوالفرج در نقل اخبار مربوط به قیام علویان در زمان منصور عباسی می توان به زبیر بن بکار، ابن ابی خیثمه و واقدی و نیز محمد بن علی بن حمزه علوی اشاره کرد که ابوالفرج اصفهانی در جای جای مقاتل به وی استناد کرده و در نقل اخبار کوتاه پایانی کتاب، چنانکه صریحاً گفته، بر مقاتل الطالبیین او تکیه داشته است. مآخذ دیگری که اصفهانی روایات بسیاری از آن نقل کرده کتاب ابن عمار است. در مقاتل آل ابی طالب و گاه از طریق او، به روایات علی بن محمد بن سلیمان نوفلی یا احمد بن حارث خراز، یا ابن شبه نیز استناد می جوید. (همو،۶/۱۳۷)
یکی از مهم‌ترین بخش‌های کتاب مقاتل، گزارش مربوط به جنبش ابوالسرایا است که ابوالفرج اصفهانی به احتمال بسیار، آن را از کتابی نقل کرده است که در این موضوع به نصر بن مزاحم منقری که خود شاهد این قیام بوده است نسبت داده‌اند.(نجاشی،۴۲۸)
در صدر گزارش اصفهانی بر روایتی که ابن عمار از علی بن محمد بن سلیمان نوفلی نقل کرده، طعن زده و بر آن به دلایل اعتقادی خرده گرفته است. گرچه دیگر مورخانی که این جنبش را گزارش کرده اند، نامی از منابع خود به میان نیاورده اند، اما به سبب اختلافات مهمی که میان گزارش ابوالفرج به نقل از نصر بن مزاحم ودیگر مآخذ مانند بلاذری و طبری و ابن اثیر در این خصوص هست، می توان گفت که مقصود از روایت نوفلی، همین گزارش مشترک است.
از مهم ترین نکات در مقاتل، اسانید ارزشمندی است که غالباً به کسانی منتهی می شود که از نزدیک شاهد وقایع بوده اند، هم چنین صفحات کتاب را انبوهی اسانید مربوط به زیدیان و طالبیان پر کرده، برای مثال روایات اصفهانی از ابن عقده در سراسر کتاب پراکنده است و روایات از این طریق به محمد بن منصور و سپس احمد بن عیسی بن زید می رسد.(علی بهرامیان،۶/۱۳۷)
در مورد افراد روش کار اصفهانی چنین است که نخست نام کامل و نسب فرد را در می‌آورد و گاه نام مادران وی را تا جد اعلی نقل می‌کند، در پایان روایات، معمولاً اشعاری را که در رثا یا مدح آن فرد سروده شده است، ذکر می‌کند.(اصفهانی،۳۰۹-۳۰۴، ۴۵۹-۴۵۸)
از جالب توجه‌ترین بخش‌های کتاب مقاتل اطلاعاتی است که درباره چگونگی فعالیت کسانی که به زید بن علی یا محمد بن نفس زکیه یا دیگر علویان پیوستند. کتاب مقاتل بعدها بیش‌تر به سبب جامعیت و نیز وقتی که در نقل اخبار آن صورت گرفته، مورد استناد و استفاده مؤلفان بسیار واقع شد. از مؤلفان غیر شیعی می‌توان به ابوالقاسم برزهی، در کتاب المحامد و نیز ابن ابی الحدید اشاره کرد. مؤلفان زیدی که به جمع و نقل اخبار مربوط به ائمه و بزرگان خود همت گماشتند، همواره از کتاب مقاتل به عنوان اصلی‌ترین مأخذ نام برده‌اند. ابوطالب هارونی، اگرچه در کتاب الافاده ظاهراً تصریحی به مقاتل نکرده، ولی غالب کتاب خود را از آن گرفته است. اما در کتاب دیگرش امالی به ابوالفرج استناد جسته است.(هارونی،۳۸۳-۱۰۶)
هم چنین حمید الدین محلی در حدائق الوردیه در اخباری به اصفهانی استناد کرده است. نقل قول شیخ مفید نیز از اصفهانی حائز اهمیت است، زیرا از عبارت او چنین برمی‌آید که به اصل کتاب مقاتل به خط اصفهانی دسترسی داشته است. مقاتل هم چنین یکی از مأخذ ابن صوفی و ابن عنبه بوده است. (محلی،۱۷۳، ۲۰۴-۲۰۵؛ شیخ مفید،۲۷۶)
۲-۵: شروع تداوم اندیشه شیعه
۲-۶: شیعه در لغت:
دهخدا در لغت نامه خود به طور کامل به معنای “شیعه” پرداخته است که به معنای یاران و پیروان و نیز به معنای گروهی از مردم است که برای کاری یا اندیشه‌ای گرد آمده‌اند هرچند اصل معنای شیعه همان گروه یا فرقه است. (دهخدا،۲/۱۴۷۰۹؛ صابری، ۲/۱۶)
۲-۷: شیعه در اصطلاح :
لفظ “شیعه” به کسانی گفته می‌شود که به امامت و خلافت بلافاصل علی (ع) معتقدند و بر این عقیده‌اند که امامت او از طریق نصّ جلیّ یا خفیّ ثابت شده است و امامت حق او و فرزندان اوست. (دهخدا،۲/۱۴۷۰۹؛ گلپایگانی، ۳۶) فرق میان شیعه به معنی هواخواهان حضرت علی(ع) و شیعه به معنای کسانی که ایشان را به امامت منصوص می دانند از این جا معلوم می شود که مثلا در جنگ صفین، کسانی که در رکاب حضرت امیر(ع) با معاویه می جنگیدند همه شیعه ایشان( به معنی پیرو و هواخواه او) بودند، اما در میان ایشان عده زیادی او را خلیفه چهارم می دانستند،(دهخدا،۲/۱۴۷۰۹) و در صحت خلافت ابوبکر و عمر و عثمان شکی نداشتند.(مصاحب،۲/۱۵۳۲) ابن خلدون نیز در معنای شیعه چنین نوشته است که شیعه در لغت به معنای یاران و پیروان است و در عرف فقیهان و متکلمان خلف و سلف بر پیروان و اتباع علی و پسران او اطلاق می‌شود. (ابن خلدون، ۳۷۶)
۲-۸:پیدایش شیعه:
به همان اندازه که شیعه فرقه ای گسترده و پیچیده ای است بحث درباره پیدایش و آغازین نقطه شکل‌گیری آن به عنوان یک فرقه مشخص گسترده و البته پیچیده به نظر می‌رسد.
در بازگشت به تعبیر شیعه باید گفت که در زبان عربی سده نخست هجری، شیعه در کاربرد مطلق به معنی گروهی از مردم( سوره مریم،۶۹) و در صورت اضافه به معنی یاران و پیروان بوده است.(سوره قصص،۱۵)
آن چه منشأ پدید آمدن اصطلاح شیعه گردیده، کاربرد ترکیبی در شیعه علی (ع) در جریان های تاریخی-مذهبی سده نخست هجری بوده است؛اما ظاهراً شکل مختصر شده این اصطلاح در همان سده نیز متداول بوده است. (مثلاً نک: احمد بن حنبل،۱/۱۴۸،۲۷۸) بدون وارد شدن در تفصیل مباحث کلامی، اجمالاً این نکته از دانسته های تاریخی است که گروهی از مسلمانان از صدر اسلام، در باب امامت مسلمین پس از پیامبر(ص)، حقی ویژه برای امام علی (ع) قائل بوده اند و همین گروه با عنوان “شیعه” علی(ع) شناخته می شدند؛ چنان که در گزارش های مربوط به جنگ صفین عنوان شیعه برای گروهی از خواص اصحاب امام علی (ع) به کار رفته (نک: نصر بن مزاحم،۸۶،۳۵۹)، و در گزارش جریان صلح امام حسن(ع) در ۴۱ هجری، یکی از شروط صلح، آزار نرساندن معاویه به احدی از شیعیان علی(ع) بوده است.(مثلاً نک: اصفهانی،۶۷)
هر چند در این اختلافی نیست که واژه شیعه در متون دینی در دوره حیات پیامبر خدا به کار رفته است اما در این باره که گروهی مشخص به نام شیعه از چه هنگام شکل گرفته و سرچشمه اندیشه و انگیزه گرد هم آمدن آنان چه بود نظریه‌هایی متفاوت ابراز شده است. (صابری، ۲/۱۸)
تلاش برخی از نویسندگان متعصب غیر شیعی برآن است که شیعه را نیز مانند سایر فرقه‌ها، فرقه‌ای نوظهور یا جنبشی سیاسی که در اثر تحولات تاریخی سیاسی و اجتماعی به وجود آمده معرفی کنند و به این وسیله آن را از پیکره اسلام جدا سازند.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
۲-۹: دیدگاه های گوناگون درباره تکون و پیدایش شیعه:
۱- عده‌ای پیدایش شیعه را پس از سقیفه بنی ساعده دانسته‌اند: گروهی بر انتخاب ابوبکر اعتراض کردند و به پیروی از علی (ع) در خانه حضرت فاطمه (س) گرد هم آمدند و بدین صورت هسته اولیه شیعه را تشکیل دادند. این نظریه را افرادی مثل طبری در تاریخ خود آورده اند. (تاریخ طبری، ۳/۲۰۵؛ حضری، ۱/۳۵)
۲- برخی دیگر گفته‌اند شیعه بعد از خلافت حضرت علی (ع) پدید آمد. این عده تشیع به معنای عام را پس از کشته شدن عثمان ظهور و مردم را به دو دسته علوی و عثمانی تقسیم کرد با شیعه به معنای خاص آن یکی دانسته‌اند و گفته‌اند بیش تر مسلمانان، آن حضرت را در جنگ های او بر ضد مخالفانش یاری کردند و آن حضرت نیز آنان را شیعه خود نامید در حالی که همه آنان عقیده واحدی نداشتند. (مختار لیثی،۲۹)
۳ – بعضی پیدایش شیعه را بعد از جنگ جمل دانسته اند و گفته اند کسانی که حضرت علی (ع) را در جنگ جمل یاری دادند، شیعه علی نامیده شدند. از محمد بن اسحاق نقل شده ، وقتی طلحه و زبیر با علی (ع) به مخالفت برخاستند، عده ای که او را همراهی کردند، شیعه نامیده شدند.
۴ – کسانی نیز پیدایش شیعه را بعد از جنگ صفین و به دنبال پیدایش خوارج دانسته اند. این عده تشیع را پدیده ای نوظهور در زمان علی (ع) می دانند که در بازتاب افکار خوارج به وجود آمد. خوارج افکاری مانند عدم لزوم تعیین امام از طرف خدا و هم چنین عدم اختصاص امامت به گروهی خاصی از مسلمانان را مطرح کردند، که در بازتاب چنین افکاری شیعه پدید آمد و به دفاع از امامت منصوص علی (ع) پرداخت.
۵ – ظهور تشیع بعد از شهادت حسین بن علی (ع) در کربلا سخن عده دیگری است که عقیده دارند شهادت آن حضرت در کربلا شیعیان متفرق را متحد کرد و از آنان جنبش وسیعی به وجود آورد و از اهل سنت جدا ساخت. این گروه، پدید آمدن شیعه را با ظهور دوره ای نوظهور برای نهضت تشیع و تأثیر بسیار شگرف شهادت امام حسین (ع) بر شیعیان اشتباه کرفته اند. (مختار لیثی، ۲۹ ؛ خضری،۱/۳۶).
۶ – پاره ای از نویسندگان نیز شیعه را از بدعتهای عبدالله بن سبأ یهودی دانسته اند. البته بسیاری از محققان، داستان عبدالله بن سبأ را موهوم و جزء قصه های خرافی دانسته اند که توسط داستان سرایان مردمی ساخته شده و به هیچ وجه وجود خارجی نداشته اند (خضری؛ مختار لیثی،۲۹).
۷ – برخی هم ظهور شیعه را به نوعی با ایرانیان مرتبط دانسته اند و می گویند رنگ و بویی ایرانی دارد.
۸ – دسته ای نیز تشیع را پی آمد سیاست پادشاهان صفوی دانسته اند. (خضری، ۱/۳۷)
۹ – برخی نیز بر این عقیده اند که اساس مذهب تشیع، در قرآن و سنت قطعی است و تفکر شیعی در زمان پیامبر وجود داشته است. اینان تشیع را ایمان به وجود نص به امامت علی (ع) تفسیر می کنند و معتقدند که طریقه شیعه از زمان پیامبر بوده و جماعتی با این روش تعّین و تمیّز یافتند. آنان انتخاب سقیفه را تقبیح کردند و گفتند پیامبر جانشین خود را پیش تر تعیین فرموده بود. (همان، ۱/۳۸ ؛ مختار لیثی،۲۹؛ محمد جعفری، ۷۶)
ما این اختلاف آشکار را در تاریخ دیگر فرقه ها نمی بینیم؛ زیرا عقاید فرقه ها در پیوندی استوار با رخدادهای تاریخی به ظهور پیوسته است. برای نمونه عقیده خوارج با حادثه تحکیم پیوند خورده است. اما نسبت به تشیع می توان گفت چند حادثه تاریخی وجود دارد که در مذهب شیعی اثر خود را بر جای نهاد است. در نتیجه پژوهندگان درباره مقدار اهمیت هر یک از آن‌ ها و این که کدام را در پیدایش این مذهب نقطه آغاز به حساب آوردند گرفتار اختلاف شده‌اند. وفات پیامبر اکرم (ص) و کناره گیری علی(ع) از اجتماع سقیفه، فتنه عثمان، مسأله حکمیت و شهادت علی ابن ابی طالب(ع) و ماجرای کربلا و شهادت امام حسین(ع) را می‌توان از جمله این رخدادها به شمار آورد. شیعیان در آغاز پیدایش خود یک گروه سیاسی بودند که به سزاوارتر بودن علی بن ابی طالب(ع) به خلافت دعوت می‌کردند. این گروه یک حزب نظامی با یک انجمن منسجم نبود، بلکه کسان بسیاری را در برمی‌گرفت که در شهرهای مختلف اسلامی پراکنده بود و عشق و محبتشان به پیامبر (ص) آنان را به حمایت از علی بن ابی طالب(ع) وا می‌داشت. در میان این گروه شماری از بزرگان صحابه و به ویژه شماری از انصار وجود داشتند. پس از آن که علی بن ابی طالب(ع) خلیفه چهارم شد، یارانش او را امام و وصی آوردند. چنان که مالک اشتر برای مردم سخنرانی کرد و گفت: «ای مردم، این است وصی اوصیا و وارث علم انبیاء …».
در گزارشی از ابن ندیم می‌بینیم که علی بن ابی طالب یارانش را «شیعه من» می‌خواند. ولی مشاهده می‌کنیم که در این ایام واژه «شیعه» مفهومی فراتر از واژه‌های «انصار» (یاران)، «مودین» (حمایت کنندگان)، یا «اصحاب» (همراهان) نداشته است. زیرا علی یارانش را به نام‌های دیگری، از جمله «اصفیا» (دوستان یکدل و پاکباز)، «اولیا» (یاران و مددکاران) و «اصحاب» (همراهان) هم خوانده است. به ویژه آن‌که می‌دانیم معاویه بن ابی سفیان نیز واژه شیعه را در مورد یارانش به کار گرفته است. (مختار لیثی، ۳۰)
۲-۱۰: معرفی شیعیان علوی:
کلمه علوی از نظر لغت منسوب به لفظ علی است. و در اصطلاح اطلاقات متعددی برای آن ذکر گردیده است. (دهخدا،۱۰/۱۶۰۶۷)
۱٫ یکی از اصطلاحات در کلمه علوی این ‌است که هرکسی که از اولاد علی (ع) و فاطمه (س) باشد به آن علوی گویند. این اطلاق منشاء نسَبی دارد.
۲٫ اطلاق دیگری که در این کلمه رایج بوده است استعمال آن در مقابل کلمه عثمانی است. یعنی به کسانی علوی گفته می‌شود که پس از قتل عثمان، علی(ع) را در این قتل متهم ننموده و برای انتقام خون عثمان به عایشه و معاویه نپیوستند، و پیروان این طریقت را نیز علوی گویند، هرچند زمان علی (ع) و معاویه را درک نکرده باشند.
۳٫ اصطلاح سوم در کلمه علوی اطلاق آن بر فرقه‌هایی است که متهم به غلو درباره علی (ع) و برخی از امامان دیگر می‌باشند، و آن‌طوری که معروف است، این عنوان بر فرقه نصیریه و اهل حق اطلاق می‌شود و ممکن است بعضی‌ها فرقه بکتاشیه را نیز از علویان بشمارند، لکن این فرقه آن‌طوری که گفته شده است، یکی از فرقه‌های صوفیه شیعی مذهب می‌باشد که منسوب به «حاجی بکتاش ولی» به نام محمد بن ابراهیم و از مردم نیشابور خراسان بوده که در سال ۷۳۸ ه‍ در گذشته است. دراویش بکتاشی شیعی مذهب محبّ علی و در اقامه سوگواری ماه محرم کوشا هستند و در قرن پانزدهم میلادی در دولت عثمانی تشکیلات مرتّبی داشته و در آن مناطق دارای تکایا و خانقاه‌ها بوده‌اند.(دهخدا،بکتاشیه)
اما نصیریه که عنوان علوی تقریباً مساوی با آن می‌باشد، یکی از فرقه‌های غلات شمرده شده که برخی تاریخ پیدایش آن‌ ها را قرن پنجم هجری دانسته‌اند و به آنان انصاریه نیز گفته می‌شود.(ربانی گلپایگانی،۳۱۷)
در مؤسس و تاریخ پیدایش و محل پیدایش این فرقه اختلاف نظر وجود دارد. برخی گفته‌اند که این فرقه پیرو محمدبن نصیر نمیری است که امام علی‌النقی (ع) را «ربِّ» و خودش را رسول از طرف آن حضرت پنداشته است.(مشکور،فرهنگ فرق اسلامی،۴۴۲) عده‌ای دیگری معتقدند که ابن‌نصیر وکیل امام یازدهم بوده است(دهخدا،نصیریه) و پیرو او به نمیریه معروف می‌باشد.( معروف الحسینی،۸۰) و به نظر برخی دیگر فرقه نصیریه احتمالاً از بغداد سرچشمه گرفته و مؤسس واقعی آن شخصی بنام خصیبی بوده که در دوران زمامداران آل‌بویه ابتدا درکرخ، حومه شیعه‌نشین بغداد به کار اشتغال داشته، لکن بعد از آن زندگی خانه به دوشی را اختیار نموده، و تعالیم خود را در موصل و حلب ترویج داده است. او در سال۳۴۶ ق یا ۳۸۵ ق در گذشته است. و اعتقاد او توسط نوه‌اش طبرانی و شاگردان نوه‌اش در سال ۴۳۳ ق به لاذیقه در کرانه شمالی سوریه در مناطق سلسله جبال مرزی و دشت کیلیکیه منتشر گردیده و عده‌ای را به آیین نصیر درآوردند.( براند کاول،۴۲۳) در عصر حاضر فرقه نصیریه در سوریه (جبل انصاریه/جبل النصیریه) و در دشت کیلیکیه ترکیه و در اطراف ادنه و طرسوس و نیز در لبنان و جندالاردن شام و به خصوص در شهر طبریه ساکن هستند.( همان،۴۲۳؛ مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ۴۴۳)
اما اهل حق که بیشتر در غرب ایران خصوصاً در استان کرمانشاه زندگی می‌کنند، ‌برخی گفته‌اند که بعضی از نصیریان این اسم را برای خود برگزیده‌اند.( دهخدا، ۳/۳۶۶۷) طوائف اهل حق به نام‌های مختلف، ‌اهل حق اهل سرّ، یارستان، نصیری، علی‌اللّهی معروف می‌باشند که شارِب از نشانه‌های خاص آنان به شمار می‌آید.(مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ۷۸) ریشه تاریخی این فرقه را برخی قرن دوم هجری و برخی دیگر قرن چهارم هجری دانسته و مؤسس آن را شخصی به نام مبارک‌شاه ملقب به خُوَشین معرفی کرده‌اند که با پیروان خود در لرستان زندگی می‌کرده‌اند.(ربانی گلپایگانی،۷۸)
درباره وجوه تشابه و تمایز علویان با شیعیان، ‌می‌توانیم دو نظر مختلف متضاد را که از طرف محققین و نویسندگان درباره عقاید آنان مطرح شده، مبنا قرار داده و چنین نتیجه‌گیری کنیم:
۱٫ نظر اول این‌ است که علویان از فرقه‌های غالی به شمار می‌آید و غلو که در لغت به معنای گذشتن از حدّ و خارج شدن از حدّ اعتدال می‌باشد در مسائل نبوت و امامت موجب کفر و گمراهی می‌گردد. (مفید، ۱۰۹) و بنابر فرموده علامه مجلسی غلوّ در مسائل دینی و اعتقادی با امور زیر تحقق پیدا می‌کند.
۱٫ اعتقاد به الوهیت پیامبر یا ائمه طاهرین.
۲٫ شریک قرار دادن آنان با خداوند در معبودیت، ‌خالقیت و رازقیت.
۳٫ حلول یا اتحاد خدا با آنان.
۴٫ اعتقاد به آگاهی ائمه از غیب بدون وحی یا الهام الهی.
۵٫ اعتقاد به تناسخ ارواح ائمه در بدن‌های یکدیگر.
۶٫ عدم لزوم اطاعت خداوند با معرفت آنان.(مجلسی،۲۵/۳۶۴)
اگر علویان آن‌طوری که شهرستانی در ملل و نحل، ‌نوبختی در فرق‌الشیعه، عبدالقاهر بغدادی در الفرق بین الفرق، علی ربانی گلپایگانی در فرق و مذاهب کلامی، دکترجواد مشکور در فرهنگ فرق اسلامی، دهخدا در لغت نامه و… گفته‌اند واقعاً از فرقه‌های غالی باشند در این‌صورت علویان نه تنها هیچ تشابهی با شیعیان امامیه ندارند بلکه اصلاً از حوزه اسلام خارج می‌باشند و حتی از دیدگاه شریعت اسلام و معیارهای عقلی به حدّ نصاری و یهود هم نمی‌رسند.
۲٫ نظریه دوم بنابرآنچه که در ملل و نحل آیت‌الله سبحانی، در کتاب آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی و در فصلنامه طلوع ذکر گردیده،(برنجکار،۱۶۷؛ جوادی،۱۱-۳) این است که علویون هیچ تمایزی با شیعیان دوازده امامی ندارند بلکه آنان عین شیعه دوازده امامی هستند و مورد تهمت‌های ناروای مخالفین سنی مذهب خصوصاً عثمانیان قرار گرفته و غلوّ را به آنان نسبت داده‌اند.
۲-۱۱: بررسی رفتار فرق شیعی
شیعه نام عمومی تمام فرقه هایی است که قائل به امامت و خلافت بلافاصل حضرت علی(ع) پس از پیامبر(ص)بوده و اعتقاد دارند که امامت از اولاد وی خارج نمی شود. تمام فرقه های شیعی معتقد به وجوب تعیین امام از جانب خدا و پیامبر(ص) بوده و انبیا و امامان را از گناهان مبری و معصوم می دانند و به تولی و تبری اعتقاد دارند.(شهرستانی،۱/۱۴۶)
تا هنگام شهادت امام حسین (ع) شیعیان یکپارچگی خویش را حفظ کردند و انشعابی در این مذهب رخ ننمود (طباطبایی،۶۰) از آن پس بر اثر حوادث گوناگون، هر بار اقلیّتی از شیعیان، از اصول نخستین تشیّع روی برتافتند و راه خویش را از اکثریّت جدا کردند. شمار فِرَق شیعه را تا صد فرقه دانسته‌اند. امّا مشهورترین آن ها عبارت‌اند از: امامیّه، کیسانیّه، زیدیّه
۲-۱۱-۱: کیسانیه:
تشکیل فرقه در مکتب تشیع غالباً به خاطر انحراف از اصل امامت می‌باشد. عدم درک حقیقی از شناخت شخص و وظیفه امام و شنون ایشان مهمترین دلیل فرقه سازی در مکتب شیعه است (به طوری که دشمنی دیگران برای ساختن امامی کاذب در این مکتب مطرح نبوده) و همیشه با شکست مواجه می‌شده، زیرا اصولا در این مکتب، امام و جانشین پیامبر توسط پیامبر اکرم(ص) به حکم خدا منصوب و معرفی شده و وظیفه هر یک معین و به شخص ایشان اعلام شده و شئون هر یک از ایشان واضح شده به همین دلیل بر امامیه‌ای که شناخت صحیحی از مکتب خویش دارد هرگز بین صلح امام حسن(ع) و قیام امام حسین (ع)و نهضت علمی امام باقر(ع) و امام صادق(ع) و مبارزه و کناره گیری امام موسی بن جعفر(ع) از حکومت زمان و مبارزه امام با حکومت به طور علنی و ولایتعدی امام علی بن موسی الرضا(ع) و همچنین مهدودیت حضرت حجت (عج) و غیبت ایشان و…. تضاد و تناقض حاصل نمی‌شود، علاوه بر این که در تمام مسائل و عملکردهای مذکور دلیل نیز دارد. اما عدم درک واقعی که اکنون با توضیح فرقه کیسانیه اشاره می‌شود.
فرقه ای از شیعه که به امامت محمد بن حنفیه، فرزند علی(ع) قائل بوده اند . بنیانگذار این فرقه مختار ثقفی بود، که خود را وزیر و پشتیبان محمد حنفیه می دانست، و او را به عنوان مهدی می خواند و با بهره گرفتن از اهمیت مقام او در میان مردم، نفوذی بسیار به دست آورد و به خونخواهی امام حسین(ع) و شهدای کربلا برخاست. (مصاحب،۲/۲۳۳۶)
تمام فرق کیسانیه دارای عقایدی مشترک هستند که عبارت است از: اعتقاد به امامت محمد بن حنفیه فرزند علی بن ابی طالب(ع) با عقیده به مسأله بداء، اعتقاد به تناسخ و حلول، اعتقاد به رجعت و اعتقاد به نوعی غلو در حق ائمه و پیشوایان خویش.(رفیعی،۴/۲۷۹)
در وجه تسمیه این فرقه، نوبختی می نویسد: مختار را به کیسان نامی که شهرربان او بود و ابوعمره کنیه داشت، کیسان خواندند. برخی گفته اند، کیسان شاگرد محمد بن حنفیه بود. کیسانیه را خشبیه نیز خوانده اند و در کتاب های فرق و مقالات نام های فرق مذهب کیسانی به صورت های مختلف آمده است. مختار در رمضان سال ۶۷هجری در سن ۶۷ سالگی کشته شد.(به دست مصعب بن زبیر) از امام محمد باقر (ع) روایت شد که به مختار دشنام ندهید زیرا او کشندگان اهل بیت را کشت و انتقام ما را گرفت و بیوه زنان ما را شوهر داد و در هنگام تنگدستی ما از ما دستگیری می کرد.(باقری،۱۴/۲۸۹)
اهل بیت(ع) به شخصیت محمد بن حنفیه و مختار احترام قائلند و محمد بن حنفیه از فرماندهان لشگر علی (ع) و تابع امام حسن(ع) و امام حسین(ع) بوده است و در بنی‌هاشم او در حد ابن عباس محترم و مؤثر بود. چنانچه امام سجاد(ع) و امام صادق(ع) در مورد مختار دعا و طلب رحمت نمودند.(تقی الدین حلی،۵۱۳؛ علامه حلی،۱۱۶۸-۱۶۹) ولی در مورد باطل بودن این عقیده که قائل به امامت محمد بن حنفیه به طور آشکار بیان دارند(کلینی،۱/۲۹۱) و حتی امام زین العابدین(ع) با محمد بن الحنفیه در کنار حجر الاسود به اعجاز الهی ثابت کرد که، محمد امام نیست(همان،۱/۳۸۴) و هرگز با این عقیده مماشات و تساهل نشده است و امامت و رهبری به طور آشکار معرفی شده است. به طوری که این انحراف با شکست روبرو شد و به مرور زمان منقرض گشت و امروزه جز نامی از ایشان در کتب یافت نمی‌شود.

 

بررسی عوامل موثر بر نگرش به قوانین و مقرارات اداری در شهر خرم آباد- قسمت ۹

توانمندکردن جامعه برای برنامه ریزی و مدیریت امور خود (توسعه دهنده جامعه)

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

ارائه خدمت به جامعه از طریق تهیه سایت ها، خدمات و دانش (ارائه کننده خدمت)

 

 

 

بهبود اثربخشی بیرونی نهادهای محلی

 

 

بهبود کارآیی درونی نهادهای محلی

 

 

 

ایجاد اعتماد عمومی در دولت محلی از طریق پاسخگویی و فرایندهای شفاف و همچنین از طریق گفتگوی دموکراتیک

 

 

افزایش سطح رضایت افراد استفاده کننده از خدمات

 

 

منبع:(صانعی،۱۳۸۵: ۳۱-۳۰)
۲-۵- پاسخگویی[۱۶]
پاسخگویی یکی از چالشهایی است که دولتها امروزه با آن مواجه هستند. امروزه دولتهـــــا بایستی نسبت به خط مشی ها و اقداماتشان پاسخگو باشند. هر دولتی نیازمند یک سیستم پاسخگو است و لازمه دموکراسی، داشتن یک سیستم پاسخگویــی مناسب است. سازمان های دولتی، به وسیله مردم و برای مردم ایجاد می شوند و می بایست در برابر آنها پاسخگو باشند. رابطه بین دولت و شهروندان، سیستم پاسخگویی را شکل می دهد که به موجب آن، سازمان های دولتی وظایف مربوط را انجام می دهند و شهروندان اجازه می دهند که این وظایف انجام شوند، مشروط بر اینکه وکیل از حد خود تجاوز نکند و پاسخگو باشد(هیوز، ۱۳۷۷: ۲۸۹ – ۲۸۸).
با پذیرش تعریف هر پدیده قلمرو بحث آن مشخّص‏ می‏شود(میرسپاسی،۱۳۷۶: ۲۰) امّا پاسخ‏گویی یک‏ اصطلاح پیچیده و چند وجهی است(مولگان،۲۰۰۰: ۵۵۵). در تمامی ادبیّات موجود در خصوص موضوع پاسخ‏گویی‏ نمی‏توان یک تعریف یا دیدگاه مشترک از پاسخ‏گویی را یافت(آرتلی و دیگران،۲۰۰۱:۳).در واقع مفهوم‏ پاسخ‏گویی به یک دستگاه معنایی تبدیل شده و به عنوان‏ مترادف بسیاری از خواسته‏های سیاسی مطرح می‏شود(باونس،۲۰۰۴: ۳). بنابراین برای رسیدن به یک استنباط مشترک از این‏ مفهوم ضمن بیان نظرات چند صاحب نظر،کوشش خواهد شد تا یک نظر جامع انتخاب و ارائه شود.
به اعتقاد پائول[۱۷]، پاسخگویی نیروی پیش برنده است که بر بازیگران کلیدی فشار می آورد تا در برابر ارائه عملکرد خوب واطمینان از آن احساس مسئولیت نمایند(پائول،۱۹۹۱: ۵). اندرسون معتقد است که پاسخگویی تعهد یک فرد است برای پاسخگویی نسبت به انجام مسئولیتهایی که به او محول شده است، و توجیه کردن، گزارش دادن و تشریح کردن، جنبه های مهم پاسخگو هستند. پاسخگویی شناخت حقوق عمومی است تا اینکه بدانیم چه اعمالی باید انجام گیرد(اندرسون،۱۹۷۱). پاسخگویی مبنای مشروعیت برای تصمیماتی است که از جانب جمع گرفته شده میشود، یک تصمیم زمانی مشروع خواهد بود که از نظر عقلانی دلایلی از یک منظر خاص برای ان قابل ارائه باشد(جنسن،۲۰۰۰). هر کسی که به نام شخص یا گروهی عملی را انجام دهد، می بایست به همان شخص یا گروه نیز گزارش بدهد ویا به نوعی در برابر آنها مسئول باشد(هیوز،۱۳۷۷: ۱۷۹).
در فرهنگ سیاسیِ بومی، در رابطه با مفهوم و اصطلاح پاسخگویی، تأمل جدی در موضوع صورت نپذیرفته است، اما این واژه در فرهنگ علوم سیاسی، در ذیل مباحث چندی بررسی می‏شود؛ از جمله معادلهای بحث پاسخگویی در زبان انگلیسی واژه «Res ponsibility» است و نیز از کلمه‏ های قریب به بحث پاسخگویی واژه «Accountability» می‏باشد که به «مسؤولیت‏پذیری» نیز قابل ترجمه است و نیز در رابطه با همین بحث واژه‏ های(«Confidence»، اعتماد ـ اطمینان) و («Questions of» پرسشگری) نیز قابل مراجعه ‏اند.
بدون تأملِ جدی در واژه‏های یاد شده، مسؤولیت‏پذیری را در معنای قالب آن در دموکراسی‏ها بدین معنا می‏گیرند که اعمال کنندگان قدرت؛ اعم از حکّام، خواه منتخب و خواه منصوب از ناحیه دیگران، در یک معنا «وکیل» بوده و باید بتوانند نشان دهند که قدرتشان را چگونه اعمال نموده و تکالیفشان را بدرستی انجام داده‏ اند. و نکته برجسته در نگاه سیاسی به مسأله پاسخگویی آن است که اگر حکومت در برابر مردم پاسخگو است، باید به صورت مشخص افرادی باشند که در صورت مشکل بتوانند مورد اتهام قرار گرفته و برای سوء استفاده یا قصور و یا خطا و مشکلات در سیاستگزاری تنبیه شوند. مشکل بحث پاسخگویی در جایی ظهور می‏کند که مسؤولی پاسخگوی افعال و عملکرد نیروهایی باشد که به درستی نمی‏داند آنها چه کرده‏ اند؛ مثلاً رییس دولتی باید در مقابل عملکرد سوء نیروهایش، در کوچکترین حیطه مسؤولیتش، بدون اینکه دقیقاً در جریان امور قرار گیرد، پاسخگو باشد.
۲-۵-۱- مبادله قدرت بین دولت وجامعه در سیستم پاسخگویی
الگوی مدیریت نوین، روابط قدرت بین نظام اداری وجامعه را متحول نمود. این رابطه از دو منظر قابل بررسی است. منظر اول: نظریه کوچک سازی وکاهش تصدی گری دولت که نتیجه آن «حذف انحصار دولت از خدمات عمومی وکاهش وابستگی شهروندان به دولت» می باشد. و منظر دوم: در تحلیل روابط قدرت بین نظام اداری وجامعه، پاسخگویی مستقیم مدیران به مردم مطرح است. این امر امکان نفوذ واعمال قدرت شهروندان را بدنبال دارد که هیوز از آن به عنوان مبادله قدرت بین مردم ودولت نام می برد وفقدان آنرا موجب ظهور قدرت مسلط ومطلقه و در نهایت فساد می داند(هیوز،۱۳۷۷: ۲۸۳).
حق انتقاد و پرسشگری نسبت به تصمیمات اداری یکی از اهرمهای قدرت شهروندان در برابر نظام اداری است که نظریه مدیریت اداری علمی وتلقی کارایی به عنوان یک ارزش آن را از شهروندان گرفته بود.(میرسپاسی واعتباریان،۱۳۸۷: ۱۸۵). والدو[۱۸](۱۹۴۵)مدعی است«پذیرش غیر منتقدانه چشم انداز اداری بیانگر دست کشیدن از نظریه دموکراتیک است واین تنها یک مشکل اداری نیست بلکه یک مساله سیاسی- اجتماعی است»(والدو،۱۹۴۵: ۵۸). کاترین جی دنهارت با طرح نقد آزادانه تصمیمات اداری وپاسخگویی حرفه ایی تعریف جدیدی از اخلاق اداری ارائه نمود. از نظر وی اخلاق اداری فرایندی است که طی آن معیارهای تصمیمات بر اساس ارزشهای اجتماعی حاکم در سازمان بطور آزادانه مورد نقد قرار می گیرد وافراد باید در برابر آن از جایگاه ارزشهای حرفه ایی پاسخگو باشند(دنهارت،۱۹۸۸: ۲۶).
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
در مدل آلیسون، مدیریت مولفه های خارجی به عنوان بخشی از وظایف مدیریت دولتی،عبارتست از ارتباط با واحدهای بیرونی همان سازمان یا هماهنگ کردن بخشهای سازمان، ارتباط با سازمان های مستقل مثل سایربخشهای دولت- کسب و کار وگروه های ذینفع،ارتباط با مطبوعات و مردم(آلیسون، ۱۹۸۲: ۱۷) ارتباط باز با مردم، سازمان های مستقل وگروه های ذینفع به عنوان یک وظیفه مدیریتی در بخش دولتی، نشان از تغییر ریشه ای در توزیع قدرت بین جامعه و نظام اداری نسبت به الگوی سنتی اداره دارد.
در الگوی جدید به مدیران توصیه میشود که با شهروندان ورسانه ها به منظور تامین رضایت وتائید آنها در ارتباط باشند(آلیسون،۱۹۸۲: ۱۷). نظریه دنهارت از منتقدان مدیریت دولتی نوین است.به عقیده او تحقق منافع عمومی از طریق وجود یک ناظر کل وتن دادن به گفتمان امکان پذیر است. بنابر این او به جامعه متوازن معتقد است واین توازن را در وجود دولت به عنوان ناظر کل وجامعه مدنی به عنوان بستر گفتمان می داند. به نظر دنهارت،مشکل اساسی در رابطه بین شهروندان ودولت، بی اعتمادی شهروندان به دولت است وریشه این بی اعتمادی«کارایی» نیست بلکه«پاسخگویی» است(دنهارت ودلئون،۲۰۰۰). پیامد پاسخگویی دولت تامین منافع عمومی واعتماد واطمینان شهروندان به تصمیم گیرندگان اداری از جمله پیامدهای تغییر در روابط قدرت بین نظام اداری وجامعه از طریق پاسخگویی است. هیو معتقد است، پاسخگویی موجب شده که رابطه سازمانها با مشتریان به منظور کسب تایید آنها بهبود یابد(هیوز،۱۹۸۹: ۲۲۲).
 ۲-۵-۲- نشانه ها و نتایج مثبت پاسخگویی

 

 

    • اطمینان از عملکرد درست ومطابق با برنامه

 

    • تصحیح اشتباهات

 

    • تعیین ضعفها برای جلوگیری از تکرار آنها

 

    • تاثیر گذاشتن در رفتارها

 

    • کاربرد موثر منابع فیزیکی،مالی ونیروی انسانی وبه دست آوردن بیشترین کارایی

 

    • حفظ روحیه کارگزاران با علم به اینکه دیگران از زحمات آنها مطلعند وبه آنان ارج می نهند

 

    • بدست آوردن امکانات ومنابع با بهترین صرفه های اقتصادی
    • عکس مرتبط با اقتصاد

 

    • جلوگیری از سوء کاربرد مناع به صورت عمدی یا سهوی

 

    • ارائه به موقع وصحیح گزارشها در سلسله مراتب اداری

 

    • ارائه به موقع حقوق ومزایای دولتی

 

    • افزایش اثربخشی اقدامات

 

    • کسب رضایت ارباب رجوع هر دستگاه

 

    • اجرای صحیح قوانین ومقررات

 

  • احقاق حقوق ارباب رجوع

 

۲-۵-۳- نشانه ها و تبعات منفی عدم پاسخگویی

 

 

    • اتلاف منابع ملی وسازمانی

 

    • افزایش ناکارامدی اداری و بوروکراسی های زائد

 

    • بازدهی پایین دارایی ها

 

    • توسعه دامنه اختیارات ومسئولیت های دولت وعدم تامین مطالبات مردم

 

    • فقدان ارتباط منطقی وساختاری بین میزان پاسخگویی کارمندان دولت ووضعیت استخدامیشان

 

    • پیچیدگی قوانین ومقررات کشور وناآگاهی مردم از اطلاعات وگردش کند وناسالم اطلاعات

 

  • انجام برخی وظایف غیر ذاتی(تولید اتوموبیل)

 

۲-۵-۴- هدفهای پاسخگوئی
پاسخگوئی سه هدف عمده دارد: ۱) ابزاری است در جهت نظارت بر قدرت و پیشگیری از سوء استفاده از اختیارات عمومی. ۲) تضمینی است بر کاربرد صحیح‏ منابع ملی،تبعیت از قانون و صیانت از ارزش‏های خدمات عمومی. ۳) ابزار موثری‏ برای ارتقاء و بهبود زمامداری و مدیریت خدمات عمومی است(زارعی،۱۳۸۰: ۱۱۹).
۲-۵-۴-۱- پاسخگویی به عنوان ابزار کنترل قدرت: اکثر دولت‏ها در شرایطی به سر می‏برند و در بستری حکومت می‏کنند که باید به تقاضاهای روزافزون شهروندان آگاه،تشکل‏ها، گروه‏های ذینفع، نهضتهای اجتماعی، مطبوعات و وسایل ارتباطی جمعی پاسخگو باشند.امروزه پاسخگویی از جنبه نظارتی در همه نظام‏های سیاسی نقشی محوری دارد و سیاستمداران خواستار آنند که بخش اجرایی دولت از قدرت نامحدود و تهدید کننده‏ای که داراست سوء استفاده نکند. بنابراین در همه نظام‏ها فرایندها و ساز و کارهایی برای نظارت بر اعمال قدرت شاخهء اجرایی دولت پیش‏بینی شده است.
۲-۵-۴-۲- پاسخگویی به عنوان تضمین استفاده صحیح از منابع عمومی: مهمترین جنبه‏ پاسخگویی این است که مردم مطمئن شوند کارگزارن در بکارگیری و استفاده بهینه از منابع عمومی از حدود قوانین موضوعه و ارزش‏های خدمات عمومی عدول نکرده‏اند. از این رو نمایندگان منتخب مردم در مجلس قانونگذاری از سوی آنان بر کاربرد منابع‏ ملی نظارت می‏کنند.
۲-۵-۴-۳- پاسخگوئی ابزاری برای بهبود خدمات دولتی: نظارت بر قدرت و تضمین کاربرد صحیح منابع عمومی اغلب جنبه‏ه ای منفی و تنبیهی پاسخگویی را به ذهن تداعی‏ می‏کند.پاسخگویی به عنوان ابزار پیشرفت و بهبود مستمر خدمات به جنبه مثبت‏ خدمات دولتی اشاره دارد. این جنبه از پاسخگویی نوعی فرایند یادگیری نیز تلقی‏ می‏شود(آکوین،۲۰۰۰: ۵۳).
۲-۵-۵- انواع پاسخگویی
برای حقوق دانان، پاسخ گویی ابزار و وسیله ای است برای کنترل مأموران دولتی در چارچوب مقررات و قوانین و رویه های اداری. به عبارت دیگر، برای حقوق دانان، پاسخ گویی در خدمت اصول حاکمیت قانون، عدالت طبیعی و انصاف رویّه ای، اصول کلی حقوقی، اهداف قانون گذار و سیستم حقوق و تکالیف مردم است. آثار حقوقی این نوع پاسخ گویی در رابطه با مأموران و مدیران دولتی و حکومتی به نسبت شدت نقض قوانین و مقررات و اصول مذکور ممکن است بی اعتباری و ابطال تصمیم ها و اقدامات اداری، پرداخت خسارت به صدمه دیدگان، حبس، انفصال از مشاغل دولتی و … باشد(زارعی،۱۳۸۰: ۱۲۹).
برخی از طبقه بندی های ارائه شده در خصوص پاسخگویی عبارتند از: مارشال(۱۹۸۷) پاسخگویی را به پاسخگویی دموکراتیک،پاسخگویی قانونی وپاسخگویی مالی تقسیم بندی کرده است. استون (۱۹۹۳)انواع پاسخگویی را شامل سیاسی، مدیریتی، قانونی،حرفه ای وپاسخگویی در زمینه خرید بخش های دولتی دانسته است(استون،۱۹۹۳: ۲۹-۱۷). کلین وپرکینز(۱۹۹۶) پاسخگویی شغلی، حرفه ای، مدیریتی، بین وزارتخانه ای وپاسخگویی در برابر عامه مصرف کنندگان(کلین وپرکینز ،۱۹۶۶: ۷۵-۶۲). هیکس(۱۹۸۸): مدیریتی، سیاسی، عمومی، حرفه ای کارکنان سازمان های دولتی وقانونی. رمزک(۲۰۰۰) مدلی بر اساس میزان استقلال(کم یا زیاد) ومنبع نظارت(درونی، بیرونی) شامل: سازمانی، حرفه ای، قانونی وسیاسی(رمزک،۲۰۰۰: ۲۳۹).
زارعی(۱۳۸۰) نیز در مقاله ای بررسی انواع پاسخگویی پرداخته است. مدیران و مأموران به خدمات عمومی یا مستخدمین دولتی، در دنیای جدید، به سازمان ها و ارگان ها و گروه های مختلفی پاسخ گو هستند. در واقع، ماهیت پاسخ گویی حقوقی، سیاسی، اداری و … تعیین کننده سازمان هایی است که مسئول نظارت و کنترل هستند، از قبیل دادرسان، سیاستمداران، وزرا، سازمان های بازرسی و حسابرسی و… . وی به چهار نوع پاسخگویی شامل؛ پاسخگویی عمومی و شهروندی، پاسخگویی اداری، پاسخگویی حقوقی(الف) اصل قانونی بودن ب)اصل عدالت طبیعی) و پاسخگویی سیاسی، اشاره کرده که در ادامه به تعریف آنها خواهیم پرداخت.
۲-۵-۵-۱- پاسخگویی عمومی و شهروندی
در این نوع پاسخ گویی مدیران دولتی و وزرا درباره سیاست ها، تصمیم ها و اقداماتی که به نحوی با حقوق و منافع مردم به عنوان صاحبان حق[۱۹] مرتبط باشند، باید دلایل خود را به طور شفاف بیان کنند. برای ایجاد سیستمی مؤثر و مطلوب از نظارت شهروندی باید ابزارها و راه هایی برای نقد برنامه ها و تصمیم های مدیران و وزرا وجود داشته و در صورت لزوم به ضمانت های قضایی و سیاسی و اداری همراه باشد. شهروندان می توانند از طریق رسانه های جمعی، مطبوعات، انتخابات، گروه های سازمان یافته اجتماعی و سیاسی و اقتصادی، دیدگاه ای خود را در مورد اصلاح یا تأیید تصمیم ها و برنامه های دولتی اعلام نمایند(زارعی،۱۳۸۰: ۱۳۰).
۲-۵-۵-۲- پاسخگویی اداری
در این نوع پاسخ گویی، مأموران دولتی در مقابل مقامات غیرقضایی و غیرسیاسی یعنی مستخدمین دولتی دیگر و مقامات عالی اداری یا سازمان های اجرایی دیگر، مسئولیت دارند. این مأموران به وزرا، بازرسان و ذیحسابان پاسخ گو هستند. هدف از این نوع نظارت، تنظیم و کنترل تصمیم های اداری و اجرایی از حیث کیفیت خدمات و کالاهای دولتی، کارآیی تصمیم ها، حسن اجرای شرایط و مقررات مندرج در قوانین، و مصرف بهینه و قانونی بودجه دولتی است.
۲-۵-۵-۳- پاسخگویی حقوقی

مطالعه ارتباط بین ریسک ورشکستگی و محافظه کاری غیرشرطی حسابداری در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران- قسمت ۶

الف- مقوله رفتاری: بدبینی از خوشبینی بهتر است. به عنوان نمونه بر اساس رهنمودهای حسابداری بدهی های احتمالی (زیان های احتمالی) تحت شرایط خاص شناسایی می شوند در صورتی که این رهنمود ها در خصوص دارایی های احتمالی ( سودهای احتمالی) کاربرد ندارند.
حسابداری
ب- مقوله زمان : زودتر نشان دادن زیان ها و هزینه ها از دیرتر نشان دادن آنها بهتر است و دیرتر نشان دادن سودها و درآمدها از زودتر نشان دادن آنها بهتر است.
ج- مقوله ارزش : کمتر نشان دادن سودها و درآمدها از بیشتر نشان دادن آنها بهتر است و بیشتر نشان دادن زیان ها و هزینه ها از کمتر نشان دادن آنها بهتر است.
۲-۲-۱-۴ تفاسیر محافظه کاری
همانطور که قبلاً عنوان شد واتز (۲۰۰۳) ریشه محافظه کاری را در گزارشگری مالی ، دلایل اقتصادی می داند و ۴ عامل ذیل را در شکل گیری آن ذکر می کند. (رویچوداری و واتز[۱۶] ۲۰۰۶)
عکس مرتبط با اقتصاد

 

 

    1. قرارداد بین شرکت و اشخاصی که در استخدام آن هستند (مانند مدیران) و همچنین قراردادهایی که بین شرکت و طرف های خارج از شرکت وجود دارد (بدهی به سهامداران و سایر اعتبار دهندگان) (تفسیر قراردادی محافظه کاری)
    2. تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)

 

    1. افزایش در هزینه های دعاوی قضایی (تفسیر دعاوی قضایی محافظه کاری)

 

    1. دیدگاه قانونگذاران و تعدیل کنندگان حسابداری (مانند [۱۷]Sec و [۱۸]FASB ) (تفسیر قانونگذاری محافظه کاری).

 

  1. ارتباط بین سود گزارش شده و مالیات ( تفسیر مالیاتی محافظه کاری).

 

۲-۲-۱-۴-۱ تفسیر قراردادی
تفسیر قراردادی اشاره به تضاد منافع بین طرفهای قرارداد ، با واحد انتفاعی دارد . این قراردادها شامل قرارداد مدیران و قرارداد بدهی به سهامداران و سایر اعتبار دهندگان می باشد هر کدام از این طرف ها به دنبال منافع خود می باشند مثلاً سهامداران تمایل دارند که با بیشتر بیان شدن درآمدها و دارایی ها ، ثروت خود را در واحد اقتصادی افزایش دهند . همچنین مدیران تمایل دارند که با بالا نشان دادن عملکرد مالی و دریافت پاداش ثروت خود را افزایش دهند.
مدیران و حسابرسان شرکت ، بیشتر به خاطر زیاد بیان کردن عایدات و دارایی ها تحت پیگرد قرار می گیرند تا کمتر بیان کردن آن (کلاگ[۱۹] ۱۹۸۴). همچنین تعدیل کنندگان حسابداری ، هزینه ناشی از بیشتر بیان کردن عایدات و دارایی ها را از منافع آن بیشتر می دانند (واتز ۲۰۰۳) . علاوه بر این ارتباط بین سود گزارش شده و مالیات نیز می تواند تمایلاتی را در شناسایی متفاوت هزینه ها و عایدات بوجود آورد (شاکل رور و شولین[۲۰] ۲۰۰۱) .
بر اساس این تفسیر ، حسابداری محافظه کارانه برای نشان دادن و اشاره به کژمنشی بوجود آمده بوسیله گروه های مختلفی که اطلاعات نابرابر و نامتقارن ، حقوق و مزایای نابرابر ، افق های فکری محدود و مسئولیت محدود دارند می باشد. به طور مثال محافظه کاری می تواند رفتار فرصت طلبانه مدیر را در گزارشگری شاخص های حسابداری مورد استفاده در قراردادها محدود نماید.
در عمل محافظه کاری رفتار جانبدارانه مدیر را خنثی و شناسایی سود را به تأخیر می اندازد ، در نتیجه خالص دارایی ها و سود کمتر نشان داده می شود. در قراردادها ، اثرات مزبور ارزش شرکت را افزایش می دهد . زیرا محافظه کاری پرداخت های فرصت طلبانه مدیر به خود و سایر گروه ها نظیر سهامداران را محدود می نماید . ارزش افزایش یافته شرکت میان همه گروه های طرف قرارداد شرکت ، تقسیم و رفاه گروه افزایش می یابد . در این مفهوم ، محافظه کاری یک مکانیزم قراردادی کارآمد محسوب می شود . به نظر واتز تفسیر قراردادی با اهمیت ترین تفسیر محافظه کاری است زیرا اصلی ترین منبع محافظه کاری بشمار می رود. اگر چه تفسیر قراردادی از نظر ادبیات تأکید بر قرارداد بین طرفهای قرارداد (مانند قرارداد بدهی و قرارداد پاداش مدیریت) دارد ، اما گستره این تفاسیر به داخل سازمان (مانند حسابداری مدیریت و سیستم کنترلی) نیز مربوط می شود.
۲-۲-۱-۴-۲ تفسیر دعاوی قضایی
بیور[۲۱] (۱۹۹۳) و واتز[۲۲] (۱۹۹۳) هر دو بکارگیری محافظه کاری در فعالیت های مربوط به اوراق بهادار را مناسب می دانند. دلیل این امر به این خاطر است که دعاوی حقوقی بیشتر به دلیل بیشتر از واقع نشان دادن عایدات و دارایی ها ایجاد می شود ، تا کمتر از واقع نشان دادن آنها. کلاگ دریافت که دعاوی حقوقی خریداران اوراق بهادار علیه حسابرسان و واحدهای اقتصادی بیشتر از دعاوی حقوقی مربوط به فروشندگان اوراق بهادار می باشد ، که نسبت آن ۱۳ به ۱ است . از زمانی که حسابرسان و مدیران دریافتند که هزینه های دعاوی قضایی مربوط به بیشتر شناسایی کردن عایدات و دارایی ها بیشتر از هزینه های مربوط به کمتر شناسایی کردن آنها می باشد ، اشتیاق بیشتری برای کمتر شناسایی کردن آنها یافتند (واتز ۲۰۰۳).
۲-۲-۱-۴-۳ تفسیر مالیاتی
از آنجا که درآمد مشمول مالیات و روش های محاسبه درآمد مشمول مالیات، به سود گزارش شده وابسته است، در نتیجه محاسبه سود نیز تحت نفوذ و تحت دستکاری بوده است. واتز و زیمرمن[۲۳] (۱۹۷۹) می گویند قبول استهلاک به عنوان یک هزینه در آمریکا به دلیل الزام قانون مالیات بر درآمد شرکت ها ، مصوب خزانه داری آمریکا بوده است که براساس آن استهلاک باید به عنوان یک هزینه ، در صورت های مالی ثبت و گزارش شود.
گنتر و همکاران او (۱۹۷۷) عنوان می کنند که درآمد مشمول مالیات هنوز هم تحت تأثیر روش های حسابداری است ، البته به غیر از روش های استهلاک . فورد و همکاران (۲۰۰۱) نیز در تحقیق خود عنوان کردند که مالیات ها انگیزه هایی را برای شرکت ها فراهم می آورند که به موجب آن ، شرکت ها سود حسابداری را به گونه ای گزارش می کنند تا تشویق مالیاتی دریافت کنند . تا زمانیکه شرکت سودآور است ، درآمد مشمول مالیات دارد . ارتباط و وابستگی بین درآمد مشمول مالیات و سود گزارش شده انگیزه انتقال سود را به دوره های آتی فراهم می آورد ، با انتقال سود به دوره های آتی ارزش مالیاتها کاهش می یابد . رابطه بین سود گزارش شده و درآمد مشمول مالیات در تعدادی از شرکتهایی که به دنبال استرداد مالیات اضافی پرداخت شده خود به دلیل تقلب و فریب در گزارش سود حسابداری انجام داده اند ، مشاهده شده است . در این گونه موارد به واسطه گزارش بیش از واقع سود از محافظه کاری تخطی شده است . در موارد تقلب در گزارشگری سود ، ملاحظات گزارشگری بر ملاحظات مالیاتی اولویت دارد.
۲-۲-۱-۴-۴ تفسیر قانونگذاری
قوانین نیز انگیزه هایی را برای ارائه صورتهای مالی محافظه کارانه برای شرکت ها بوجود می آورد. واتز (۱۹۷۷) معتقد بود که ضرر ناشی از ارزیابی بیش از واقع دارایی ها و سود ، در مقایسه با منافع حاصل از ارزیابی کمتر از واقع دارایی ها و سود ، در فرایند سیاسی بیشتر مشاهده می شود . این پدیده انگیزه هایی را برای قانونگذاران و استانداردگذاران فراهم می آورد تا آنان همچنان محافظه کار باقی بمانند . ظاهراً این موضوع باعث شده است که کمیسیون بورس اوراق بهادار تجدید ارزیابی دارایی های شرکتها ، در ۳ سال اول فعالیتشان را ممنوع کند . بر اساس قوانین بورس اوراق بهادار ، حسابداری باید محافظه کارانه باشد و از اینکه حسابداری در سال ۱۹۲۹ ارزیابی بیش از واقع از سهام بورس اوراق بهادار نیویورک داشته است ، مورد انتقاد قرار می گیرد .
۲-۲-۱-۵ انتقاد از محافظه کاری
تاکنون انتقاداتی توسط گروه هایی مانند فعالان بازار سرمایه و استانداردگذاران و محققان آکادمیک از محافظه کاری صورت گرفته است. یکی از این انتقادات مربوط به رفتار نامتناسب در خصوص شناسایی عایدات و زیان ها می باشد. دلیل انتقاد این گروه ، این است که اگر در دوره جاری ، سود هایی به دلیل بکار گیری محافظه کاری حسابداری در اثر کمتر شناسایی کردن خالص دارایی ها ایجاد شود، در دوره آتی ، سود هایی شناسایی خواهد شد که ارتباطی به آن دوره ندارد (واتز ۲۰۰۳).
سایر انتقاداتی که به محافظه کاری وارد شده است به صورت زیر بیان می شود:
۲-۲-۱-۵-۱ نا اعتمادی
گستره ی محافظه کاری در صورت های مالی به خط مشی واحد تجاری مربوط می شود. این گستره می تواند وسیع یا کوچک باشد برای مثال ، هزینه های غیر عملیاتی پیش بینی شده را می توان ثبت کرد یا نکرد ، زیرا همواره می توان در انتظارات تجدید نظر کرد . مثلاً چنانچه واحد تجاری تجزیه و تحلیل خوشبینانه تر را ترجیح دهد ، می توان هزینه های غیر عملیاتی پیش بینی شده ناشی از دعاوی حقوقی را مردود دانست.
۲-۲-۱-۵-۲ پنهان کاری
با اینکه همه می دانند که روش های حسابداری محافظه کارانه هستند اما برای سرمایه گذاران مشکل است که بتوانند مبلغی را که دارائی ها کم بیان شده اند ، تعیین کنند. محافظه کاری سرمایه گذاران متوسط را در وضعیت نامساعد قرار می دهد و فرصت های ممتاز را در اختیار درون سازمانی ها می گذارد.
۲-۲-۱-۵-۳ نفی اصول حسابداری
همان گونه که استرلینگ[۲۴] بیان می کند ، هر گاه محافظه کاری با یک اصل حسابداری تضاد داشته باشد به آن چیره می شود ، به عنوان مثال ، اصل بهای تمام شده تاریخی (در مقابل اقل بهای تمام شده یا بازار) ، شناخت درآمد بر مبنای فروش ( در مقابل مبنای اقساطی شناخت درآمد) اصل تطابق ( در مقابل به هزینه منظور کردن مخارج تحقیق و توسعه) اصل ثبات رویه ( در مقابل تغییر از بهای تمام شده به قاعده اقل بهای تمام شده یا قیمت بازار) اصل افشا (در مقابل کمتر از واقع بیان کردن ارزش دارایی ها ).
۲-۲-۱-۵-۴ سوگیری
محافظه کاری به جای ارزیابی واقع گرایانه ، سوگیری منظمی در گزارشهای مالی ایجاد می کند . در نتیجه همچنان که هیئت استانداردهای حسابداری مالی اشاره می کند ، « محافظه کاری با ویژگی های کیفی مهم ، از قبیل بیان صادقانه ، بی طرفی و قابل مقایسه بودن (شامل ثبات رویه) تضاد دارد » در مورد مفید بودن داده های حسابداری مبنی بر خط مشی های محافظه کارانه می توان سؤالاتی جدید مطرح کرد . انجمن حسابداری امریکا[۲۵] استدلال می کند : « تصور نمی شود که سوگیری بتواند نیازهای مجموعه ای از استفاده کنندگان را برآورده کند ، به منافع سایرین کمک کند یا حتی به آن صدمه نزند . »
۲-۲-۱-۵-۵ امر ذهنی
استحکام محافظه کاری و حسابداری باعث شده که بیشتر از آنکه سازوکاری برای پاسخگویی به ابهام باشد ، نوعی نگرش حسابداران یا امری ذهنی است . احتمالاً اگر تردید جدی در مورد ارزشگذاری یک قلم وجود داشته باشد ، محافظه کاری به بازی گرفته می شود ، اما این تمام موضوع نیست ، محافظه کاری نگرش حسابداران در مورد تمام جنبه های حسابداری است.
۲-۲-۱-۶ دفاع از محافظه کاری
بطور طبیعی مدیران و مالکان گرایش دارند که نسبت به واحد تجاری بیش از اندازه خوشبین باشند . این خوشبینی زیاد موجب می شود که دارایی ها و درآمدها زیادتر بیان شود . نوشداروی لازم برای این خوشبینی بیش از حد ، محافظه کاری است . کارول دواین[۲۶] استدلال می کند که فرو نشاندن خوشبینی و القاء بدبینی مشکل است. خوشبینی ایجاد شده بوسیله یک ریال سود بیشتر از بدبینی ایجاد شده بوسیله یک ریال زیان است. پیامد های خوشبینی بیش از اندازه وخیم تر از پیامدهای بدبینی بیش از اندازه است. تحمل یک زیان واقعی در اثر تخمینی بیش از حد خوش بینانه نسبت به از دست دادن فرصت کسب سود ناشی از ارزشگذاری بیش از حد بدبینانه ، جدی تر است زیرا احتمالاً سرمایه گذاران ، حسابرس را برای زیان های بیش از اندازه بیان شدن ارزش خالص دارایی ها و نه کمتر از اندازه بیان شدن ارزش خالص دارایی ها مورد تعقیب قانونی قرار می دهند. حسابدار ممکن است مرتکب یکی از این دو اشتباه شود : اول رد اطلاعاتی که بعداً پی برده می شود درست است و دوم پذیرفتن اطلاعاتی که متعاقباً دریافت می شود که نادرست است . این اشتباهات مشابه اشتباهات تجزیه و تحلیل آماری است که به موجب آن اشتباه نوع اول ، رد فرضیه ای است که درست است و اشتباه نوع دوم پذیرش فرضیه ای که نادرست است. اشتباه دوم ، در حسابرسی «ریسک حسابرس» نامیده می شود. زیرا اگر حسابرس قضاوت کند که چیزی درست است در صورتی که نادرست باشد پیامدهای آن جدی تر از عکس آن است.
دواین استدلال می کند چنانچه حسابرس اقلامی را بپذیرد که نادرستند به احتمال زیاد به سرمایه گذاران زیان می رساند. با شناخت وجود این دو نوع ریسک می توان گفت که محافظه کاری با تجزیه و تحلیل احتمالات آماری مطابقت دارد و بنابراین راه منطقی رویارویی با ابهام است. استفاده کنندگان ، بخصوص اعتبار دهندگان نیاز دارند که بدانند وضعیت مالی واحد تجاری حداقل همان چیزی است که در صورت های مالی ارائه شده است. آنها نیاز به حاشیه ایمنی دارند تا خود را در مقابل تبعات منفی محافظت کنند. با وجود انتقادها ، طرفداران عقیده دارند که کماکان از محافظه کاری در عمل پیروی می شود. زیرا سال ها تجربه به حسابداران نشان داده که محافظه کاری میثاقی محتاطانه و مفید در محیطی پر از ابهام است.
۲-۲-۲ مروری بر ادبیات مربوط به ریسک ورشکستگی
۲-۲-۲-۱ تعریف ورشکستگی
ورشکستگی مقوله ای تقریباً باستانی است و به همین میزان هم شایع می باشد. ورشکستگی ممکن است در یک مغازه خرده فروشی کوچک که قادر به ایفای تعهد اجاره اش نیست و به همین دلیل بسته می شود و یا در یک شرکت تولیدی بزرگ به دلیل نداشتن نقدینگی مطلوب و زیان های مستمر سالانه رخ دهد .
حسابداران باید عللی را که ورشکستگی را پدید می آورند به خوبی درک کنند زیرا آنها می توانند قبل از وقوع ورشکستگی مدیریت را از آن آگاه کنند و راه حل هایی برای پیشگیری ارائه نمایند.
در ادبیات مالی واژه های متفاوتی برای ورشکستگی وجود دارد که برخی از آنها عبارتند از : وضع نامطلوب مالی ، شکست ، عدم موفقیت واحد تجاری ، وخامت ، عدم قدرت پرداخت دیون و غیره.
۲-۲-۲-۲ ماهیت ورشکستگی
بی شک همه واحد های تجاری برای رسیدن به موفقیت برنامه ریزی می نمایند و عملیات خود را نیز به سمت برنامه های خود رهبری می کنند اما بعضی از آنها برای رسیدن به اهداف خود دست به عملیات ریسک آور و خطرناکی می زنند که می تواند به ورشکستگی منتهی شود .
و همین جنبه غیر منتظره بودن ورشکستگی ، آن را خطرناکتر می سازد . در هر صورت همه واحد های تجاری که تداوم فعالیت ندارند ورشکسته تلقی نمی شوند ، زیرا بعضی از آنها با وجود عدم تداوم فعالیت به اهداف خود دست یافته اند.
۲-۲-۲-۳ دلایل ورشکستگی
تعیین دلیل یا دلایل دقیق ورشکستگی و مشکلات مالی در هر مورد خاص کار آسانی نیست . و در اغلب موارد دلایل گوناگونی با هم منجر به پدیده ورشکستگی می شوند . طبق تحقیق دان و براد استریت دلایل اصلی ورشکستگی مشکلات مالی و اقتصادی می باشد .
نیوتن (۱۹۹۸) دلایل ورشکستگی را به طور کلی به دو دسته درون سازمانی و برون سازمانی تقسیم کرده است. از نظر وی دلایل برون سازمانی عبارتند از :
۱- ویژگیهای سیستم اقتصادی ۲- رقابت ۳- تغییرات در تجارت و بهبودها و انتقالات در تقاضای عمومی ۴- نوسانات تجاری ۵- تأمین مالی ۶- تصادفات
وی عوامل درون سازمانی ورشکستگی واحدهای تجاری را عواملی می داند که می توان با برخی اقدامات واحد تجاری از آنها جلوگیری کرد و اغلب آنها ناشی از تصمیم گیری غلط است و مسئولیت آنها را باید مستقیماً متوجه خود واحد تجاری دانست. این عوامل عبارتند از : ایجاد و توسعه بیش از اندازه اعتبار ، مدیریت ناکارا ، سرمایه ناکافی ، خیانت و تقلب.
جوناآیابئی[۲۷] نیز شاخص های نشان دهنده ورشکستگی شرکت ها را به این صورت تقسیم کرده است:
کاهش سود نقدی ، بستن کارخانه ها یا شعبه های شرکت ، زیانها ، زیاد بودن فصول کم کاری و توقف عملیات ، استعفای مدیران ارشد ، افت قیمت سهام.
۲-۲-۲-۴ مراحل ورشکستگی
نیوتن (۱۹۹۸) مراحل نامطلوب شدن وضع مالی شرکت را به دوره نهفتگی ، کسری وجه نقد ، نبود قدرت پرداخت دیون مالی یا تجاری ، نبود قدرت پرداخت دیون کامل و در نهایت ورشکستگی تقسیم کرد . اغلب ورشکستگی ها از این مراحل پیروی می کنند اما برخی شرکت ها ممکن است بدون طی همه مراحل به ورشکستگی کامل برسند.
در مرحله نهفتگی ممکن است یک یا چند وضعیت نامطلوب بطور پنهانی برای واحد تجاری وجود داشته باشد بدون اینکه فوراً قابل شناسایی باشد مثلاً تغییر در تقاضای تولید ، استمرار افزایش در هزینه های سربار ، منسوخ شدن روش های تولید و… از این عوامل هستند . زیان اقتصادی اغلب در دوره نهفتگی رخ می دهد و همچنین بازده دارایی ها سقوط می کند . کشف مشکل در این مرحله بهترین وضع برای شرکت است . و همینطور ممکن است راه حل های آسانتری که در این مرحله مؤثر است در مراحل بعد پاسخگو نباشد و همچنین کشف و رفع مشکل در این مرحله اعتماد عمومی را دستخوش تزلزل نخواهد کرد . برطرف کردن مشکل در مراحل بعد باعث کاهش اعتماد عمومی به شرکت خواهد شد و در نتیجه دسترسی به وجوه دشوارتر می شود و شاید شرکت ناچار به رد پروژه های سودآور شود.
مرحله کسری نقد وقتی شروع می شود که شرکت برای اولین بار برای ایفای تعهدات جاری یا نیاز فوری خود به وجه نقد دسترسی نداشته باشد . اگر چه ممکن است دارایی های فیزیکی شرکت چند برابر نیازش باشد و سابقه سودآوری کافی هم داشته باشد. مسئله این است که دارایی ها به اندازه کافی قابل نقد شدن نیستند و سرمایه حبس شده است.
در مرحله نبود قدرت پرداخت دیون مالی یا تجاری ، شرکت می تواند وجه کافی را از کانال های مصرف بدست آورد و ابزارهای مناسب در اختیار مدیریت است مثلاً استفاده از افراد حرفه ای مالی یا تجاری ، کمیته اعتبار دهنده و تجدید ساختار در تکنیک های تأمین مالی . از طریق این روشها می توان مشکل را در این مرحله شناسایی و برطرف کرد.
در مرحله نبود قدرت پرداخت دیون کامل شرکت رو به نابودی رفته است . کل بدهی ها از ارزش دارایی ها ی شرکت بیشتر است و شرکت نمی تواند از ورشکستگی کامل خود اجتناب کند.
۲-۲-۳ بررسی قانون ورشکستگی در برخی کشورها
نتایج حاصل از تحقیقات در مورد علل ورشکستگی در بسیاری کشورهای سراسر جهان متفاوت است. ازجمله : لاپورتا[۲۸] ، لوپز[۲۹] ، دی سیلانز[۳۰] ، اشلیفر[۳۱] و ویشنی[۳۲] (۱۹۹۹) اختلافات بین کشورها در نوع قوانین ، مقررات و اجرای آن در مورد روش های ورشکستگی را بررسی کردند . نتایج یافته های آنها نشان می داد که کشورهای دارای سیستم قضایی قویتر و حفاظت از سرمایه گذار ، بازارهای اعتبار را تشویق می کنند. کلاسنس[۳۳]، جانکو[۳۴] و کلاپر[۳۵] (۲۰۰۲) دریافتند که در یک نمونه از کشورهای آسیای شرق بستانکاران بیشتر در معرض تحمل هزینه های ورشکستگی هستند (کلاسنس و دیگران ۲۰۰۰).
کلاپر (۲۰۰۱) ۳۷ کشور و داده های قانونی ، مالی و سایر مشخصه های آنها را که بر ورشکستگی قانونی شرکت ها تأثیر می گذارد بررسی کرد ، وی دریافت که اگر کارایی سیستم قضایی بالا باشد ، حقوق بستانکاران در کشور ، قوی ، سیستم مالی بازارگرا و روابط بانکی ضعیفتر باشد ، ورشکستگی های قانونی شرکت ها بیشتر خواهد بود.
۲-۲-۴ بررسی قانون و ورشکستگی ایران
طبق ماده ۱۴۱ لایحه اصلاحیه قسمتی از قانون تجارت مصوب سال ۱۳۴۷ وظایف شرکت در صورت ورشکستگی به شرح زیر بیان شده است :
اگر بر اثر زیان های وارده حداقل نصف سرمایه شرکت از میان برود ، هیئت مدیره مکلف است بلافاصله مجمع عمومی فوق العاده صاحبان سهام را دعوت نماید تا موضوع انحلال یا بقای شرکت مورد شور و رأی واقع شود. هر گاه مجمع مزبور رأی به انحلال شرکت ندهد باید در همان جلسه و با رعایت مقررات ماده ۶ این قانون ، سرمایه شرکت را به مبلغ سرمایه موجود کاهش دهد. در صورتی که هیئت مدیره بر خلاف این ماده به دعوت مجمع عمومی فوق العاده مبادرت نکند و یا مجمعی که دعوت می شود نتواند مطابق مقررات قانونی منعقد گردد هر ذینفع می تواند انحلال شرکت را از دادگاه صلاحیتدار درخواست کند.
طبق قانون تجارت ، شرکت ورشکسته شرکتی است که دارای زیان انباشته حداقل به میزان نصف کل سرمایه شرکت باشد. در این صورت باید مجمع عمومی فوق العاده تشکیل و در مورد انحلال یا ادامه فعالیت شرکت تصمیمگیری شود بنابراین قانون از ذینفعان و بخصوص اعتبار دهندگان حمایت اندکی می کند و شرکت را در مورد بقا یا انحلال مخیر می داند. در حالیکه امکان از دست رفتن کل سرمایه آنها بر اثر این تصمیمگیری وجود دارد. از طرف دیگر حتی تعریف ورشکستگی شرکت هم مبتنی بر منافع سهامداران بوده معیار را زیان انباشته و سرمایه اسمی می داند. قدرت پرداخت دیون شرکت به عنوان معیاری که برای تعیین وضع مالی شرکت و تداوم فعالیت آن نقش کلیدی دارد ، در قانون در نظر گرفته نشده است (منصور ،۱۳۷۹).
با این حال، ماده ۱۴۳ تا حدودی بر منافع اعتبار دهندگان (یا صاحبان دین) تکیه کرده است در این ماده تصریح می گردد:
در صورتی که شرکت ورشکسته شود یا هنگام انحلال معلوم شود که دارایی شرکت برای تأدیه دیون آن کافی نیست دادگاه صلاحیتدار می تواند به تقاضای هر ذینفع ، هریک از مدیران و یا مدیر عاملی را که ورشکستگی شرکت یا کافی نبودن دارایی شرکت به نحوی از انحاء ، معلول تخلفات او بوده منفرداً یا متضامناً به تأدیه آن قسمت از دیون که پرداخت آن از دارایی شرکت ممکن نیست ، محکوم کند (منصور،۱۳۷۹).
طبق این ماده شکایت از مسئولان ورشکستگی شرکت منوط به عدم قدرت پرداخت دیون است و به طور ضمنی این معیار در نظر گرفته شده است. علاوه بر این در ماده ۴۱۲ قانون فعلی نیز مختصراً به تأدیه دیون اشاره شده است در قسمتی از این ماده آمده است : ورشکستگی تاجر یا شرکت تجاری در نتیجه توقف از تأدیه وجوهی که بر عهده اوست حاصل می شود (منصور،۱۳۷۹).
در پیش نویس لایحه اصلاح قانون تجارت که در جریان تصویب است طبق ماده ۸۳۵ تشخیص سازمانی به نام سازمان بازسازی ، ملاک ادامه فعالیت طبق ضوابط بازسازی قرار گرفته است. در حالی که در قانون فعلی ناتوانی از پرداخت دیون ملاک ورشکستگی شناخته شده است.
در ماده ۸۳۵ آمده است : تاجری که توانایی پرداخت دیون خود را ندارد ولی ، به تشخیص سازمان بازسازی قادر به ادامه فعالیت تجارتی است مشمول بازسازی قرار می گیرد.
مشمولان این ماده مکلفند ظرف مدت ۳۰ روز از تاریخ شروع توقف در پرداخت دیون ، درخواست رسیدگی به سازمان بازسازی تسلیم نمایند. (ماده۸۳۶) یکی از تسهیلات قانون جدید برای اشخاص حقیقی و حقوقی در شرف ورشکستگی ، ایجاد یک مرحله میانی بنام بازسازی به منظور تأمین حقوق طلبکاران ضمن نظارت در ادامه فعالیت اجرایی و مالی شرکت یا تاجر جهت مساعدت و جلوگیری از ورشکستگی قطعی است ، که نکته حائز اهمیتی است که در قانون جدید مورد توجه قرار گرفته و آثار مثبت اقتصادی خواهد داشت.
همانطور که ملاحظه شد ورشکستگی تجاری ممکن است دلایل متعددی داشته باشد. در کشورهای توسعه یافته این مقوله از طریق سیستم های قانونی مورد توجه و نظارت قرار می گیرد اما در کشور های که ثبات تجاری و اقتصادی کمتر است، احتمال ورشکستگی بیشتر می شود ، خصوصاً اگر قانون نیز حمایت اندکی از ذینفعان ورشکستگی انجام دهد.
بنابراین لازم است روشی انتخاب شود که وضعیت مالی شرکت را ارزیابی کند ، ولی از آنجا که هیچ یک از روش های ارزیابی عملکرد در دنیا مدل کاملی ارائه نمی دهد و همواره در کنار یک مدل پیش بینی ، نیاز به قضاوت حرفه ای تصمیم گیرنده نیز می باشد ، اتکا به یک مدل پیش بینی ورشکستگی همیشه منتهی به تصمیم صحیح از طرف گروه های ذینفع نمی شود.
در مورد ورشکستگی در کشور ما کار علمی و قانونی اندکی انجام شده است و با توجه به شکوفایی هر چه بیشتر اقتصاد و تجارت در ایران ، آینده راه فراخی برای وقوع ورشکستگی های تجاری فراهم می سازد این در حالی است که هنوز تعریف شفاف و کاملی از ورشکستگی در کشور ما وجود ندارد.

 

برای