امروزه با توجه به محدودیت­های موجود، استفاده مؤثر از منابع در فرآیند تولید کالا و خدمات یکی از اهداف بنیادی سازمان­ها به شمار می­آید. برای تحقق این هدف، تلاش سیستماتیک، ساختار یافته و همه جانبه عموم کارکنان در کلیه سطوح سازمانی در زمینه حذف فعالیت­های فاقد ارزش افزوده از طریق اصلاح فرآیندهای کاری و برقراری تعامل صحیح و منطقی بین اجزای این فرآیندها ضرورتی غیرقابل انکار است. کلیه واحدهای سازمانی، ضمن مشارکت جدی و فعال با ابداعات و نوآوری­های خود و انجام امور بصورت هوشمندانه در ارتقاء سطح بهره­وری سهیم بوده و موجبات رشد و تعالی سازمان را فراهم                  می­نمایند(هرناندز[۱]، ۲۰۰۸، ۱۸۷-۱۹۹).

در این حوزه خروجی­ها و یا دستاوردهای سازمان نسبت به ورودی­های سازمان مورد بررسی قرار گرفته و بدین ترتیب میزان توان سیستم در متناسب سازی معقول، منطقی و اقتصادی داده­ها یا ستانده­ها و نهایتاً میزان استفاده بهینه سازمان از منابع تخصیص داده شده مورد بررسی و تحلیل قرار می­گیرد، که این بررسی­ها و تحلیل ها از طریق پرداختن به موارد و پرسش­های ذیل صورت می­پذیرد:

۱) شاخص­های بهره­وری کل[۲] شرکت طی سنوات گذشته، روند آن و بررسی و تحلیل علل روندها.

۲) شاخص­های بهره­وری عوامل کل[۳] شرکت طی سنوات گذشته، روند آن و بررسی و تحلیل علل روندها.

۳) شاخص بهره­وری هر یک از عوامل به تفکیک:

۳-۱) بهره­وری منابع انسانی

۳-۲) بهره­وری سرمایه

۳-۳) بهره­وری مواد و قطعات

۳-۴) بهره­وری انرژی

۳-۵) بهره­وری هزینه­های کل تولید

۳-۶) تعریف یا عدم تعریف شاخص­های سنجش بهره­وری از شرکت

۴) نمودار تعریف شاخص­های بهره وری در سازمان

۵) وجود و یا عدم وجود نظام تحلیل نتایج اندازه گیری و بررسی سوابق تحلیل های صورت گرفته نتایج بهره وری

 

۲- حوزه سودآوری:

هدف کسب و کار، سودآوری و به عبارتی صریح­تر «پولسازی» است، اما بر سر راه این هدف موانعی وجود دارد که آن­ها را محدودیت[۴] یا گلوگاه می­نامیم، اگر یک بنگاه اقتصادی محدودیتی نداشته باشد، پس منطقاً باید بتواند بی­نهایت سودآوری داشته باشد، از آنجا که سودآوری بی­نهایت منطقاً منتفی است پس محدودیت­ها واقعی هستند و وجود دارند. اگر هدف سودآوری باشد سوال این است که:

– محدودیت­های سازمان شما چیست و کجاست؟

– چه عواملی شما را از دستیابی به سطح بالاتری از سودآوری باز می­دارد؟

– چگونه محدودیت­های سازمان خود را بشناسیم و چگونه آن­ها را در جهت بهره­وری و سودآوری مدیریت کنیم؟

پاسخ سؤالات فوق در ۵ گام تمرکز محدودیت­ها (TOC) در بهبود مستمر است. در زمان حاضر که رقابت تنگاتنگی بین شرکت­ها برای سهم بازار و نهایتاً سودآوری بیشتر در جریان است، سازمان­هایی موفق هستند که با شناسایی صحیح محدودیت­های خود و اجرای فرآیند بهبود مستمر بر مزیت­های رقابتی محصولات و خدماتشان بیافزایند. در زیر فقط به ذکر این ۵ گام تمرکز تئوری محدودیت­ها بسنده        می­کنیم(چانگ و شینگ بین[۵]، ۲۰۰۸):

  • یافتن محدودیت[۶]
  • بهره­برداری از محدودیت[۷]
  • تبعیت و حمایت از محدودیت[۸]
  • ارتقای محدودیت[۹]
  • ثبات بخشی[۱۰]

اجرای ۵ گام فوق ما را در جهت بهره­وری و نهایتاً سودآوری سازمان کمک خواهد کرد.

در این حوزه به بررسی تقابل درآمدها و هزینه­ها پرداخته می­شود. فلسفه وجود هر بنگاه اقتصادی تولید سود می­باشد و در این حوزه میزان موفقیت سازمان در خصوص تحقق این آرمان مورد بررسی قرار      می­گیرد. این امر با پرداختن به سئوالات و موارد ذیل صورت پذیرفته است.

۱) روند درآمدهای شرکت طی سال­های گذشته

۲) روند هزینه­های شرکت طی سال­های گذشته

۳) روند سودآوری کل شرکت طی سال­های گذشته

۴) روند ارزش افزوده شرکت طی سال­های گذشته

۵) حاشیه سود محصولات طی سال­های گذشته

۶) نسبت مالی مختلف طی سال­های گذشته

۷) مقایسه قیمت تمام شده و فروش محصولات نسبت به رقبا

۸) میزان تحقق اهداف درآمدی

۹) میزان تحقق اهداف سودآوری

 

۳- حوزه اثربخشی

مفهوم اثربخشی:

اثربخشی عبارتست از درجه و میزان نیل به اهداف تعیین شده. به بیان دیگر اثربخشی نشان می­دهد که تا چه میزان از تلاش­های انجام شده، نتایج مورد انتظار حاصل شده است.

با مطالعات علمی باید به این پرسش پاسخ داد که چگونه می­توان اثربخشی فرآیندهای سازمان را بهبود بخشید. صاحبنظران معتقدند یکی از راه­های افزایش اثربخشی سازمان، بهبود کیفیت خدمات و منظور از آن تأمین نیازها و انتظارات مشتریان است. بنابراین با افزایش کیفیت خدمات، رضایت مشتریان بالا می­رود و بدین طریق اثربخشی سازمان ارتقاء می­یابد. به همین خاطر می­توان یکی از شاخص­های اثربخشی سازمان را، رضایت مشتری دانست(چانگ و شینگ بین، ۲۰۰۸).

در این حوزه میزان تطابق عملکردهای سازمان با برنامه­ها و اهداف پیش بینی شده، مورد بررسی و تحلیل قرار می­گیرد. این بررسی­ها و تحلیل­ها از طریق پرداختن به موارد و پرسش­های ذیل صورت می­پذیرد.

۱) درصد تحقق اهداف تولید به تفکیک محصولات

۲) درصد تحقق اهداف درآمدی شرکت

۳) میزان تأخیر در تحقق اهداف تولیدی

۴) میزان تأخیر در تحقق اهداف درآمدی

۵) فعالیت­های گذشته سازمان در خصوص تشخیص فعالیت­های ضروری از غیر ضروری

۶) بررسی و تحلیل علل عدم تحقق اهداف تولیدی

۷) تطابق نوع، میزان و ترکیب محصولات تولید شده با برنامه تولید و خواست مشتریان

۸) فهرست محصولات حذف شده از تولیدات سازمان به علت روند نزولی تقاضا، ارزش افزوده و سودآوری آن.

۴- حوزه کارایی:

کارایی از نظر فنی عبارتست از نسبت ورودی به خروجی نیرو (انرژی یا کار در واحد زمان) که بصورت درصد بیان می­شود. تولید کارایی عبارتست از خروجی که در عمل به آن دست یافته­ایم به خروجی استاندارد مورد نظر.

راه­های افزایش کارایی:

– آموزش: آموزش به عنوان یکی از وظایف مهم سازمانی و مدیران محسوب می­شود. در اداره امور یک سازمان، وظیفه مدیریت است که آموزش لازم را به کارکنان سازمانی بدهد و در آن­ها انگیزه­های لازم را ایجاد کند.

– چرخش شغلی: روش متداولی است که مستلزم حرکت کارکنان از یک شغل به شغل دیگر به منظور افزایش تجارب آن­هاست. جابجایی و گردش شغلی افراد مخصوصاً اگر با ترفیع در مقام همراه باشد می­تواند بر رضایت شغلی و در نتیجه افزایش کارایی آنان همراه باشد.

– غنی سازی شغل: بر این اصل استوار است که شغل باید غنی، با معنی و دارای اختیارات کافی باشد، به طوریکه شاغلان بتوانند در آن شغل با استقلال کار کرده، و زمینه مساعدی برای رشد و خلاقیت داشته باشند، در این صورت کارکنان هر روز با اشتیاق سر کار می­آیند که باعث افزایش کارایی آن­ها و در نتیجه سازمان می­شود.

در این حوزه از طریق مقایسه میزان منابع مصرف شده واقعی برای تولید به میزان منابع پیش بینی شده برای تولید به ارزیابی و تحلیل کارآئی سازمان پرداخته می­شود. علاوه بر این میزان استفاده از ظرفیت­های در دسترس سازمان در رابطه با تولید و بازار و همچنین علل عدم استفاده از ظرفیت­های مورد تحلیل قرار   می­گیرد.

۱) کل هزینه­های سازمان

۲) روند هزینه­های تولید

۳) نسبت هزینه­های واقعی به هزینه­های پیش بینی شده

۴) تحلیل روندهای استفاده از منابع و هزینه­ها

۵) نحوه ارزیابی و تحلیل هزینه­های ضروری و غیرضروری

۶) روند توفقات و تأخیر در انجام فعالیت­ها و نهایتاً در تحویل محصولات به مشتریان

۷) میزان فعالیت سازمان برای تصحیح روش­های انجام کار در جهت کاهش هزینه­ها و سوابق آن­ها

۸) میزان تطابق منابع مصرفی برای تولید با برنامه و استاندارد

۹) بررسی سوابق حذف یا تصحیح منابع یا عوامل که اثربخشی کم ولی هزینه زیاد داشته­اند.

۱۰) نرخ ضایعات مواد و قطعات و محصولات و اقدامات صورت پذیرفته برای کاهش آن.

۱۱) میزان استفاده از ظرفیت تولید

۱۲) میزان و روند سهم بازار(الوگبود، رودری و بیس[۱۱]، ۲۰۰۷، ۶۴۱- ۶۴۸).

[۱] Hernandez

[۲] TP

[۳] TFP

[۴]  Constraint

[۵] Chong X., Sheng-bin Z

[۶] Identify

[۷] Exploit

[۸] subordinate

[۹] Elevate