پایان نامه اثربخشی برنامه مداخله‌ای کودکان طلاق بر بهبود راهبردهای خودکنترلی و سازه‌های تاب‌آوری آنان

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

 دانشگاه آزاد اسلامی 

دانشگاه پیام نور

دانشکده علوم انسانی

مرکز تحصیلات تکمیلی

رساله برای دریافت مدرک دکتری تخصصی (p.h.D.)

رشته روانشناسی عمومی

عنوان:

اثربخشی برنامه مداخله ای کودکان طلاق بر بهبود راهبردهای خودکنترلی و سازه های تاب آوری آنان

خرداد ۱۳۹۴

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

عنوان                           صفحه

چکیـده ۱

مقدمـه ۲

فصل اول: کلیات پژوهش

۱ـ۱ بیان مساله ۵

۱ـ۲ اهمیت و ضرورت پژوهش… ۷

۱ـ۳ هدف ها، سوال و فرضیه ها ۹

۱-۳-۱ هدف کلی. ۹

۱-۳-۲ هدف های ویژه ۹

۱-۳-۳ فرضیه های پژوهش… ۱۰

۱ـ۴ متغیرها، مفاهیم و سازه ها ۱۰

۱ـ۴ـ۱ تعیین و نامگذاری متغیرها، نقش متغیرها ۱۱

۱ـ۵ تعریف های مفهومی و عملیاتی متغیرها ۱۳

۱ـ۵ـ۱ تعریف های مفهومی. ۱۳

۱ـ۵ـ۲تعریف های عملیاتی. ۱۴

فصل دوم: پیشینه و ادبیات پژوهش

مقدمه ۱۶

بخش اول: پایگاه نظری موضوع( بنیادها، دیدگاه ها و مفاهیم) ۱۸

۲ـ۱ تبیین پدیده طلاق. ۱۸

۲-۱-۱  مراحل شناختی-هیجانی بعد از طلاق. ۱۹

۲-۱-۲ طلاق در نگاه دین اسلام ۲۰

۲-۱-۳ مبانی نظری. ۲۰

۲-۱-۳-۱  نظریه رشد روانی – اجتماعی اریکسون. ۲۰

۲-۱-۳-۲  نظریه دلبستگی جان بالبی. ۲۱

۲-۱-۳-۳ دیدگاه سلیگمن. ۲۲

۲ـ۱ـ۴ عوامل موثر در وقوع طلاق. ۲۲

۲ـ۱ـ۵ تغییرات پس از طلاق. ۲۵

۲-۱-۶  پیامدهای طلاق در بعد خانواده ۲۹

۲-۱-۷ طلاق از نظر کودکان. ۳۰

۲-۱-۸ واکنش کودکان نسبت به طلاق والدینشان. ۳۴

۲-۱-۸-۱ نوزادان و کودکان پیش دبستانی. ۳۵

۲-۱-۸-۲ کودکان سن مدرسه (۶تا۱۱سال ) ۳۷

۲-۱-۸-۳ نوجوانی اول (۱۲تا۱۴سال) ۳۹

۲-۱-۸-۴ نوجوانان (۱۵تا ۱۸سال) ۴۰

۲-۱-۸-۵ جوانان (۱۸سال به بالا ) ۴۲

۲-۱-۸-۶ بزرگسالی. ۴۳

۲-۱-۹  اثرات طلاق بر کودکان. ۴۴

۲- ۱- ۱۰ تأثیرات متفاوت طلاق بر دختران و پسران. ۵۵

۲-۱-۱۱ تفاوتهای کودکان در پاسخ به طلاق  و مقوله سازگاری. ۵۶

۲-۱-۱۲ عوامل مرتبط با سازگاری پس از طلاق. ۵۸

۲-۱-۱۲-۱ عوامل قابل تغییر مرتبط با سازگاری کودکان پس از طلاق. ۶۰

۲-۱-۱۲-۲ عوامل قابل تغییر مرتبط با سازگاری کودکان پس از طلاق. ۶۲

۲-۱-۱۳ تعامل والد- کودک و تاثیرات پدیده طلاق برآن. ۶۵

۲-۱-۱۴  پایان دادن به فرایند طلاق. ۶۶

۲-۲  خودکنترلی و سازه های شناختی آن. ۶۷

۲ـ۲ـ۱ تعریف های متنوعی از خود کنترلی. ۶۷

۲-۲-۲ ابعاد شناختی – هیجانی خودکنترلی. ۶۸

۲-۲-۳ نقش و ضرورت خود کنترلی. ۷۰

۲-۲-۴ آموزش و تقویت خودکنترلی. ۷۱

۲-۲-۵  خودکنترلی از نگاه دین. ۷۱

۲-۲-۶ خودکنترلی در علوم گوناگون. ۷۲

۲-۲-۷ رابطه متقابل خودکنترلی با ابعاد دیگر شخصیت.. ۷۴

۲-۲-۸   پژوهش هایی در قلمرو طلاق و خودکنترلی. ۸۲

۲-۳ تاب آوری. ۸۵

۲-۳-۱ تاب آوری خانواده و مدل های شناختی- رفتاری و مداخله ای. ۸۸

۲ـ۳ـ۲ عناصر عمده  و مشترک نظریه های تاب آوری خانواده در بحران. ۸۹

۲ـ۳ـ۳  مدل های تاب آوری. ۹۲

۲-۳-۴ سه موقعیت اصلی تاب آوری. ۹۴

۲-۳-۵ کانون تاب آوری. ۹۵

۲-۳-۶ ویژگی های تاب آوری. ۹۶

۲ـ۳ـ۷ چه تفاوتی بین کنار آمدن و تاب آوری وجود دارد ؟ ۹۹

۲-۳-۸ شش  زمینه  تاب آوری. ۱۰۱

۲-۳-۹ ویژگی های افراد تاب آور ۱۰۱

۲-۳-۱۰ زیرمقیاس های تاب آوری. ۱۰۸

۲-۳-۱۰-۱  توانمندی اجتماعی. ۱۰۸

۲-۳-۱۰-۲  خودتنظیمی هیجانی. ۱۰۹

۲-۳-۱۰-۳   مسئولیت پذیری. ۱۱۰

۲-۳-۱۰-۴  همدلی. ۱۱۱

۲-۳-۱۱ طلاق والدین و تاب آوری کودکان. ۱۱۱

۲-۳-۱۲  منابع تاب آوری در فرایند طلاق. ۱۱۷

۲-۳-۱۳  فاکتورهای حمایتی و تاب آوری کودکان طلاق. ۱۱۸

۲-۳-۱۴  سیستم های حمایت اجتماعی فراخانوادگی برای تاب آوری کودکان طلاق. ۱۱۹

۲-۳-۱۵ آموزش و افزایش تاب آوری و برنامه های افزایش آن. ۱۲۱

۲-۳-۱۶ نگاهی اجمالی به پژوهش هایی در قلمرو تاب آوری. ۱۲۳

۲-۴ برنامه های مداخله ای برای کودکان طلاق. ۱۲۵

۲-۴-۱  هدف های برنامه CODIP. 131

۲-۴-۲  ملاحظات کلی در رابطه با اجرای برنامه CODIP. 136

۲-۶-  مطالعات انجام شده پیرامون اثر بخشی برنامه CODIP. 139

۲-۶-۱  پژوهش های داخلی. ۱۳۹

فصل سوم: روش و طرح پژوهش

مقدمـه ۱۴۵

۳-۱  روش پژوهش… ۱۴۶

۳-۲  ابزار پژوهش… ۱۴۸

۳-۳   تعیین اعتبار و روایی پرسشنامه تاب آوری. ۱۵۲

۳-۴  شیوه اجرای پژوهش… ۱۵۳

۳-۵  روش تجزیه و تحلیل داده ها در چهارچوب طرح پژوهش… ۱۵۴

۳-۶  قلمرو تحقیق( زمانی، مکانی، موضوعی) ۱۵۴

۳-۷  ملاحظات اخلاقی پژوهش… ۱۵۵

۳-۸  تکمیلی. ۱۵۵

۳-۸-۱  مقیاس سنجش عقاید کودکان درباره طلاق (CIADS) 156

۳-۸-۲  فرم ارزیابی والدین (PEF) 156

۳-۸-۳ فرم ارزیابی رهبر گروه (GLEF) 156

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده­ها

مقدمـه ۱۶۰

۴-۱  تعیین اعتبار و روایی پرسشنامه ۱۶۱

۴-۲  آمار توصیفی و اطلاعات جمعیت شناختی. ۱۶۹

مقدمـه ۱۸۹

فصل پنجم: نتیجه گیری و بحث

۵-۱ مروری بر مساله، پیشینه، هدف ها، چارچوب پژوهش انجام شده ۱۹۱

۵-۲ بیان مختصر یافته ها ۱۹۲

۵-۳ نتیجه، بحث، تبیین و تفسیر یافته ها به تفکیک فرضیه ها ۱۹۳

۵ـ۴ موانع و محدودیت ها ۲۰۶

۵ـ۵ پیشنهادها ۲۰۸

۵-۶ جمع بندی و نتیجه گیری نهایی. ۲۱۰

فهرست منابع………………………………………………………………………………………………………. ۲۱۳

پیوست ها ………………………………………………………………………………………………………….. ۲۳۶

Abstract     285

چکیـده

هدف:  پژوهش حاضر با هدف مطالعه مدل مداخله ای ویژه کودکان طلاق و اندازه گیری اثربخشی آن بر بهبود راهبردهای خودکنترلی و سازه های تاب آوری آنان انجام شد.

روش: بدین منظور ابتدا پرسشنامه توانمندی های اجتماعی – هیجانی و تاب اوری مرل (۲۰۰۸) روی ۱۳۰ دانش آموز مقطع ابتدایی با روش تحلیل عاملی، تعیین اعتبار و روایی شد. برای پژوهش اصلی از جامعه آماری ۱۹۳ نفری کودکان ۸ تا ۱۲ ساله طلاق شهرستان کاشمر در سال ۱۳۹۳، گروه نمونه  40 نفری( ۲۳ دختر و ۱۷ پسر) به روش نمونه گیری در دسترس و با حفظ معیارهای ورود به پژوهش انتخاب شدند و در گروه های آزمایش و کنترل قرار گرفتند. هر دو گروه به پرسشنامه خودکنترلی ادراک شده کودکان (هامفری، ۲۰۰۰) و پرسشنامه تاب اوری در پیش آزمون و پس آزمون و مرحله پیگیری  پاسخ دادند، در این میان ۱۵ جلسه برنامه مداخله ای به میزان سه روز در هفته و هر جلسه ۴۵ دقیقه به طور گروهی برای گروه آزمایش اجرا شد. در پایان، داده ها با فنون آماری در چارچوب یک طرح نیمه آزمایشی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

یافته ها: این برنامه مداخله ای موجب افزایش معنادار نمرات خودکنترلی، خودکنترلی میان فردی، خودسنجی، تاب آوری، وخودتنظیمی کودکان طلاق شد، این افزایش برای توانمندی اجتماعی معنادارنشد، در مقابل، این مداخله باعث کاهش نمره همدلی شد.با پیگیری سه ماهه، مشخص شد اثرتمام تغییرات ماندگار است . همچنین جنسیت کودک در اثربخشی مداخله بی تاثیر شناخته شد ولی جنسیت والدسرپرست بشرط اینکه مادر باشد توانست بر بهبود نمره تاب آوری اثربگذارد.

نتیجه گیری:  زندگی های دور از معنویت، صنعتی و پردغدغه امروز، روزبروز بر تعداد خانواده های طلاق می افزاید، و خیل عظیمی از آنان از اثرات منفی ناشی از آن  بر کودکان شان واقف نبوده و شیوه های صحیح برخورد با آنها را نمی دانند. بدون شک چنان چه مداخلاتی از این نوع ارائه شود قطعا از بروز برخی مشکلات عاطفی و رفتاری در این دسته از کودکان پیشگیری به عمل
 خواهد آمد.

کلیدواژه ها: برنامه مداخله ای ویژه کودکان طلاق، تاب آوری، خودکنترلی.

مقدمـه

خانواده کارکردهای مختلفی برای اعضای خود، مخصوصا کودکان دارد؛ مثل احساس تعلق
 و دلبستگی، فرهنگ پذیری و اجتماعی شدن، تکوین شخصیت، ارضای نیازهای عاطفی، شکل گیری هویت شخصی و جمعی. فرو پاشی خانواده مخصوصا در شکل طلاق در همه این کارکردها اختلال ایجاد می­کند و از آن جا که گروه کودکان، مهمترین مرحله تحولی را طی می کنند گزینه های مناسب تری برای دریافت بیشترین آسیب های طلاق هستند(داهل[۱]، هانسن[۲] و ویگنس[۳]، ۲۰۱۴).

ناکامی ها، نیازهای ارضا نشده، تعارض های شناختی و رفتاری کودکان خانواده های گسسته، پریشان و ناسازگار، زمینه های لازم بروز جرائم فردی و اجتماعی را مهیا می کند(حسینی نثار
و فیوضات، ۱۳۹۰). کمک به به­زیستی روانی و کیفیت بخشی به احساس و شناخت این کودکان
از گرفتار شدن آنان در چرخه معیوب تعاملات اجتماعی می کاهد.

بررسی مطالعات انجام شده درباره اثربخشی برنامه های گروهی برای کودکان طلاق نشان
 می­دهد که برخی مداخلات می توانند منجر به بهبودهای قابل توجهی در عملکرد کودکان
در زمینه های مختلف شوند. از بین همه مداخلات، برنامه مداخله ای ویژه کودکان طلاق[۴]
توانسته است بیشترین پیشینه و حمایت تجربی را از آن خود کند(گریچ[۵] و فینچام[۶]، ۲۰۰۸). 

این برنامه یک برنامه مداخله ای ۱۵ جلسه ای است که بر عوامل حمایتی مرتبط با به­زیستی
در کودکان بعد از طلاق تمرکز دارد و اساسا بر بهبود توانایی کودک برای مقابله با استرس­های مربوط به طلاق طراحی می­شود، به این صورت که محیط گروهی حمایتگری را برای یادگیری و تمرین مهارت ها ایجاد می­کند. این برنامه که یکی از موفقترین برنامه های کودک محور در رابطه با طلاق برای کودکان سن دبستان است، به­صورت گروهی اجرا می شود و طراحی شده است تا توانایی کودکان را برای مقابله موثر با چالشها و تغییرات فراوانی که همراه طلاق هستند افزایش دهد، در واقع هدف نهایی و مهم برنامه، ارتقای تاب آوری و سازگاری کودکان است(لی کروی[۷]، ۲۰۰۸). 

این پژوهش بر آن است تا تاثیر اجرای برنامه مداخله ای را بر خودکنترلی[۸] و تاب آوری[۹] کودکان طلاق و زیرمقیاس های آن بررسی کند.

۱ـ۱ بیان مساله

از دهه ۱۹۸۰، نرخ طلاق در همه کشورهای صنعتی و در بسیاری از کشورهای نیمه صنعتی، حتی در کشورهایی که موانع مذهبی و حقوقی محکمی دارند افزایش یافته است. در سالهای اخیر این معضل اجتماعی در کشور ما آمار رو به رشدی داشته است.

آماری که توسط مرکز آمار ایران منتشر می شود حاکی از رشد بیش از دو و نیم برابری میزان طلاق در یک فاصله ده ساله از سال ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۰ بوده است.

آمارهای موجود در خصوص ازدواج و طلاق در دنیا حاکی است که بالاترین نرخ طلاق دنیا در سال ۲۰۰۷، مربوط به کشور سوئد با ۹/۵۴ درصد طلاق می باشد و کشور آمریکا رتبه دوم را به خود اختصاص داده است، کشور ایران در این رتبه بندی، رتبه سی ویکم را دارد. آمار طلاق چنان رو به گسترش است که برطبق آمارهای ارائه شده توسط سازمان ثبت احوال کشور، در سال ۱۳۸۹ میزان طلاق نسبت به سال گذشته خود، ۱/۹درصد رشد داشته و نسبت ازدواج به طلاق ۵/۶ بوده است؛ یعنی در مقابل هر ۵/۶ ازدواج ثبت شده، یک طلاق به ثبت رسیده است در حالی­که این نسبت درسال۱۳۹۰، ۱/۵ بوده است، یعنی در قبال هر پنج ویک دهم ازدواج ثبت شده، یک طلاق ثبت شده است(توکلی، ۱۳۹۱).  

 طلاق می تواند زمینه ساز بسیاری از معضلات دیگر نظیر خودکشی، اعتیاد و جرم و … شود. بدین ترتیب است که طلاق بعنوان یک معضل مهم اجتماع، محل توجه گسترده دارد.

طلاق علت دامنه وسیعی از مشکلات رفتاری و هیجانی جدی و پایدار کودکان و نوجوانان است. تعداد، شدت و طول مدت جدائی ها و استرسورهای ایجاد شده توسط طلاق از یک کودک
 به کودک دیگر و از خانواده ای به خانواده دیگر و در طی زمان متفاوت است.

ماهیت جدایی، سازگاری والدین، منابع دردسترس، تضادها و همکاری بین والدین بعد از طلاق، ازدواج مجدد والدین، ثبات منابع مالی، و منابع روانی خود کودک در اینکه چگونه این استرسها
 بر کودک تاثیر بگذارد نقش بسزایی دارد(کلی[۱۰] و امری[۱۱]، ۲۰۰۳). اکثریت کودکان آمادگی هیجانی کمی برای جدایی دارند و با پریشانی و عصبانیت و اضطراب به طلاق واکنش نشان می­دهند، حتی در کودکانی که در ابتدا مشکلات اندکی دارند یا زودتر با طلاق سازگار می­شوند، مشکلات رفتاری
و روانی ناشی از طلاق، ممکن است بعدا در زندگی و در مواجهه با چالش ها و تکالیف رشدی جدید عود پیدا کند (هترینگتون[۱۲] و استنلی هاگان[۱۳]، ۲۰۰۹).

 پژوهشها نشان می دهد که کودکان طلاق در معرض خطر بیشتر مشکلات روانی، رفتاری
 و اجتماعی و تحصیلی هستند (آماتو[۱۴]، ۲۰۰۱).

بیشتر کودکان طلاق، دوره های پراسترسی را قبل از طلاق والدین تجربه کرده اند، زمانی
که والدین در روابط متقابل خود، سازگاری کافی ندارند، از نقش والدگری خود و تکالیف و وظایف آن غافل می شوند، لذا فرزندان این خانواده ها از حقوق اولیه رشدی خود مثل پذیرش نامشروط، مهرورزی، نظارت مناسب، تعامل صحیح با اعضای خانواده و نظایر آن، محروم می شوند.

لذا قابل انتظار است که نشانه های کودکان رشدیافته، تاب آور، سازگار، و خودکنترل را نداشته باشند یا کمتر درونی کرده باشند(اما[۱۵]، کارلی[۱۶]، میشل[۱۷] و لورا[۱۸]، ۲۰۱۵).

با توجه به آمار نگران کننده طلاق و کودکان بازمانده از طلاق کشورمان و آسیب های جدی
به پیکره جامعه و نسل آینده، پژوهش حاضر درصدد ارائه یک مدل نظری برای کاهش
 این آسیب هاست.

لذا پژوهشگر، با اجرای برنامه مداخله ای ویژه این کودکان، درنظر دارد اثربخشی آن را بر بهبود راهبردهای خودکنترلی و تقویت تاب آوری و سازه های چهارگانه آن(مسئولیت پذیری[۱۹]، توانمندی اجتماعی[۲۰]، خودتنظیمی هیجانی[۲۱]، همدلی[۲۲]) بسنجد و درصورت کار آمد بودن، این برنامه بتواند مورد استفاده خانواده ها، آموزش وپرورش، نهادهای مرتبط با طلاق و فرزندان طلاق قرار بگیرد.

۱ـ۲ اهمیت و ضرورت پژوهش

در دوران مدرن، ساختار اجتماعی در معرض تغییرات بی وقفه است، گرچه افراد سعی
در پایداری و ثبات دارند ولی رشد شتابان شهرنشینی، رشدجمعیت، رشد تکنولوژی و فناوری، تغییر نهاد آموزش و پرورش، پیدایش ارتباط همگانی(تلویزیون، اینترنت و ….) و بسیاری از تغییرات کوچک و بزرگی که در اطرافمان در حال رخ دادن هستند از پیامدهای موثر در نهاد خانواده دوران مدرن اند. در نتیجه زندگی شهری امروزی نوعی از زندگی است که گویا در بستر تغییرات اجتماعی عظیم طراحی شده است و نه تنها به­طور کلی در زندگی اجتماعی انسان ها اثر می گذارد، بلکه به­صورت مشخص خانواده به­عنوان یکی از نقاط استراتژیک و گلوگاه مواجهه با این حجم انبوه تغییرات اجتماعی محسوب می شود(کلانتری، ۱۳۹۳).

شواهد موجود در جامعه حاکی از این واقعیت است که

 ساختار خانواده در کشور دستخوش تحولاتی شده، بسیاری از کار ویژه های سنتی خانواده کم رنگ شده و تنش های زیادی در روابط خانوادگی بوجود آمده است، به­حدی که خانواده به­عنوان ضربه گیر مهم جامعه، در معرض ضربه های بسیاری قرارگرفته است. هرچند که بخش اعظم ضربه های وارد شده بر خانواده را می توان به سیل تازگی و تجدد، تنوع و کثرت جامعه امروز و نیز نوعی همگرایی در کنش های فرهنگی ناشی از تحولات تکنولوژی های اطلاعاتی و ارتباطی نسبت داد، اما به­هرحال از این هجوم گریزی نیست و زحمت نهاد خانواده برای مقاومت و پایداری در برابر تندبادها، بیشتر از دو چندان شده است(افسری و اسماعیل نیا، ۱۳۹۳).

آثار و عوارض طلاق فقط به افراد خانواده منتهی نمی­شود، بلکه از عوارض اجتماعی آن هم نباید غافل بود که در برخی موارد هزینه­هایی را به جامعه تحمیل می­کند، از جمله هزینه هایی که برای کنترل و پیشگیری جرایم و بزه های اجتماعی ناشی از طلاق توسط جامعه پرداخته می­­شود. بارزترین پیامد طلاق از نظر کمی و کیفی بر روی کودکان و زنان است.

برخی از مسائل و آسیب­های اجتماعی که از هم گسیختگی خانواده و نزاع درون آن برای کودکان به همراه دارد، گسترش بزه­کاری کودکان، فرار کودکان، خودکشی، کار خیابانی و مصرف مواد و الکل است. برخی از بزه­کاران جوان متعلق به خانواده هایی هستند که دچار تعارض و کشمکش های خانوادگی
و اختلالات روانی هستند. وجود این گونه تنش ها در خانواده می­تواند آن ها را وادار به فرار از خانه کند تا با گروه بزه­کاران همکاری کنند. در روانشناسی جنایی، بروز انحرافات اجتماعی یا جامعه زدگی
و تشکیل گروه آسیب دیدگان اجتماعی ثمره­ی جراحت عاطفی کودکان در خانواده های طلاق تشخیص داده می­شود. آمارها مؤید این نکته است که بیشتر جرم و بزه­کاری کودکان و نوجوانان ریشه در مسائل
و مشکلات خانوادگی و طلاق دارد. میزان جرایم و خودکشی در اطفال باقی مانده در طلاق به­نحو بارزی افزایش می­یابد. از این اطفال خیلی بیشتر از دیگر همسالان آنها سوء استفاده جنسی می­شوند
و اعتیاد نیز در میان آنان شیوع بیشتری دارد. تحقیقات انجام شده درباه علل بزه­کاری کودکان نشان
می­دهد که کودکان طلاق از امنیت روانی و عاطفی برخوردار نبوده و وجود جانشین مادر در محیط خانواده منجر به ناسازگاری، انحراف و فرار کودک از محیط خانواده می شود. برابر اظهارات مدیر کل امور آسیب دیدگان بهزیستی، ۹۵ درصد دختران فراری از فرزندان خانواده­های طلاق هستند.(کاملی، ۱۳۸۹). مطالعه های متعددی مثل یافته انجسین(۲۰۱۴)، کروی(۲۰۰۸)، حسینی یزدی(۱۳۹۲) و گزارش مرکز امور مددکاری زندان های کل کشور(۱۳۹۳) نشان می دهند اختلال های فردی، و تعاملی نامناسب که زمینه ساز افت تحصیلی، ترک تحصیل، گرایش به جرم، معیارهای نادرست انتخاب همسر، مشکلات رفتاری درونی و برونی سازی شده، استفاده از مکانیزم های جبرانی مخرب و نظایر آن حاصل خودپنداره پایین، خودکنترلی ضعیف، و سطح کم تاب آوری در کودکان آسیب دیده از خانواده های نابسامان است، لذا هر برنامه و مداخله و آموزشی که بتواند عوارض و پیامدهای درونی طلاق را بر این کودکان کم کند
و در مقابل، توانمندی های مقابله ای آنان مثل تاب آوری، خودکنترلی و خودپنداره آنان را بهبود ببخشد بالقوه از آسیب های بزرگتر فردی و اجتماعی پیشگیری خواهدکرد، امید است این پژوهش نیز با توجه
به ضرورتی که ذکر شد بتواند با افزایش سطح تاب آوری و خودکنترلی کودکان خانواده های طلاق،
از آسیب هایی که ذکر شد پیشگیری کند و خود کودکان، خانواده ها و جامعه، از آن بهره مند گردند. 

۱ـ۳ هدف ها، سوال و فرضیه ها

۱-۳-۱ هدف کلی

  1. بررسی اثربخشی برنامه مداخله ای ویژه کودکان طلاق بر بهبود راهبرد های خودکنترلی
    و سازه های تاب آوری آنان.

۱-۳-۲ هدف های ویژه

  1. اندازه گیری میزان خودکنترلی و تاب آوری کودکان طلاق
  2. مقایسه تاب آوری و خودکنترلی دختران و پسران طلاق
  3. بررسی اثربخشی برنامه مداخله ای ویژه کودکان طلاق بر بهبود خودکنترلی آنان و زیرمقیاس های آن(خودکنترلی درون فردی[۲۳]، خودکنترلی میان فردی[۲۴]، خودسنجی[۲۵])
  4. بررسی اثربخشی برنامه مداخله ای ویژه کودکان طلاق بر بهبود تاب آوری آنان و زیرمقیاس های آن(خودتنظیمی هیجانی، مسئولیت پذیری، توانمندی اجتماعی، همدلی).
  5. بررسی تاثیر جنسیت در اثربخشی برنامه مداخله ای ویژه بر خودکنترلی و تاب آوری کودکان طلاق.
  6. بررسی تاثیر جنسیت والد سرپرست بر نتایج حاصل از اجرای برنامه مداخله ای روی کودکان.
  7. مطالعه و اندازه گیری میزان ماندگاری تاثیر اجرای برنامه بر خودکنترلی و تاب آوری کودکان طلاق.
  8. بررسی تاثیر جنسیت والد سرپرست برمیزان ماندگاری نتایج حاصل از اجرای مداخله.

۱-۳-۳ فرضیه های پژوهش

  1. اجرای برنامه مداخله ای ویژه کودکان طلاق باعث افزایش خودکنترلی و زیرمقیاس های آن
    ( خودکنترلی درون فردی،  خودکنترلی میان فردی، و خودسنجی) در این کودکان می­شود.
  2. اجرای برنامه مداخله ای کودکان طلاق باعث بهبود تاب آوری و زیرمقیاس های آن
    (  خودتنظیمی،  توانمندی اجتماعی،  همدلی، و مسئولیت پذیری) در این کودکان می شود.
  3. میان دختران و پسران در تغییر خودکنترلی وتاب آوری حاصل از اجرای برنامه مداخله ای کودکان طلاق تفاوت معنادار وجود دارد.
  4. نوع جنسیت والدسرپرست، در میزان اثربخشی اجرای برنامه مداخله ای بر خودکنترلی و تاب اوری کودکان طلاق و زیرمقیاس های ان دو تاثیری معنادار دارد.

۱ـ۴ متغیرها، مفاهیم و سازه ها

با توجه به اهمیت رشد شناختی در دوره تحولی کودکی دوم، و از آنجا که در این دوره، رشد شناختی کودک دچار تغییرات عمده ای می شود و تفکر کودک راهبردها و سازمان دهی بیشتری دارد
و از نظم و منطق بیشتری برخوردار می شود لذا توانایی استفاده از منابع شناختی خود در فرایند حل مساله[۲۶] دارند(مایرز[۲۷]، ۲۰۰۹). از این رو متغیرهای شناختی و هیجانی- اجتماعی خودکنترلی
و تاب آوری به همراه همبسته های شناختی آن و یک برنامه به­عنوان مداخله جهت اجرای پژوهش حاضر به شکل زیر انتخاب شد.

۱ـ۴ـ۱ تعیین و نامگذاری متغیرها، نقش متغیرها

در این قسمت به معرفی متغیرها، تعیین نقش آن ها  و مقیاس های اندازه گیری آن ها می پردازیم:

·   متغیر وابسته[۲۸]: متغیر اصلی مورد توجه، متغیر پاسخ یا برون­داد است که مشاهده
یا اندازه­گیری می­شود تا تأثیر متغیر مستقل بر آن معلوم و مشخص شود. هدف محقق آن است
 که تغییرپذیری متغیر وابسته را تشریح و پیش­بینی کند. این متغیرها در این پژوهش عبارتنداز:

۱٫    خودکنترلی

۲٫    خودکنترلی درون فردی

۳٫    خودکنترلی میان فردی

۴٫    خودسنجی

۵٫    تاب آوری

۶٫    توانمندی اجتماعی

۷٫    خودتنظیمی هیجانی

۸٫    مسئولیت پذیری

۹٫    همدلی

·   متغیر آزمایشی و مستقل[۲۹]: متغیر مستقل، متغیر محرک درون­داد است که به وسیلۀ پژوهشگر اندازه­گیری، دستکاری یا انتخاب می­شود تا تأثیر یا ارتباط آن با متغیر دیگری معین شود. متغیر مستقل پیش­فرض متغیر وابسته است. به عبارت دیگر این متغیر، مقدمه و متغیر وابسته، نتیجه است. در تحقیق آزمایشی، متغیر مستقل به وسیله آزمایش­کننده دستکاری می­شود تا تأثیر تغییرات آن بر متغیر دیگری که وابسته فرض شده است، مشاهده و اندازه­گیری شود. به عبارت دیگر، تغییرپذیری یا نوسان در متغیر وابسته به حساب متغیر مستقل گذاشته می­شود(دلاور، ۱۳۹۳). در این پزوهش، برنامه ۱۵ جلسه ای مداخله ای ویژه کودکان طلاق، متغیر مستقل می باشد.

  • متغیر تعدیل­کننده:[۳۰] متغیری است که بر رابطه متغیر مستقل و متغیر وابسته تأثیر اقتضایی دارد. یعنی حضور متغیر سوم (متغیر تعدیل­کننده) می تواند رابطۀ مورد انتظار اصلی بین متغیرهای مستقل و وابسته را تغییر ­دهد. در پژوهش حاضر متغیرهای تعدیل کننده عبارتند از:
  1. جنسیت
  2. سن
  3. جنسیت والد سرپرست
  • متغیر کنترل[۳۱]: چون در یک پژوهش اثرات همه متغیرها قابل بررسی نیست، پژوهشگر اثرات برخی متغیرها را از طریق کنترل آماری یا کنترل های تحقیقی خنثی می کند، به عبارتی متغیری است که به­منظور حصول اطمینان از اینکه آیا روی روابط بین متغیرهای مستقل و وابسته تأثیر دارد یا خیر، ثابت نگه داشته می­شود(هومن، ۱۳۸۷). در اینجا متغیرهای کنترل عبارتند از:
  1. طلاق قانونی والدین
  2. زندگی کودک با یک والد
  3. واقع شدن در دو سال اول طلاق
  4. عدم ابتلا به بیماری مزمن و یا معلولیت جسمانی جدی
  5. عدم ابتلا به هیچ کدام از اختلالات عمده محورهای روانپزشکی

تعداد صفحه :۲۸۹

قیمت :۳۷۵۰۰ تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  minoofar.majedi@gmail.com