پایان نامه بررسی سبک های دلبستگی مادران دارای کودکان  مبتلا به اختلالات افسردگی-اضطراب با کودکان  عادی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد علوم تحقیقات واحد شاهرود

دانشکده علوم انسانی، گروه روانشناسی بالینی

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی (M.A)

گرایش: بالینی

عنوان :

بررسی و مقایسه سبک های دلبستگی مادران دارای کودکان  مبتلا به اختلالات افسردگی-اضطراب با کودکان  عادی سنین ۸-۱۲ سال

تابستان ۱۳۹۲

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست

عنوان           شماره صفحه

 چکیده ۱

فصل اول

۱-۱ مقدمه  2

۱-۲ بیان مسأله  4

۱-۳ اهمیت و ضرورت انجام تحقیق   5

۱-۴ اهداف مشخص تحقیق   6

۱-۵ سؤالات و فرضیه‏های تحقیق   6

۱-۶ تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای پژوهش     6

۱-۶-۱ تعاریف نظری.. ۶

۱-۶-۲ تعاریف عملیاتی.. ۷

فصل دوم

۱-۲ مقدمه  9

۲-۲ تحقیقات انجام شده در مورد دلبستگی : ۱۲

۲-۲-۱ تحقیقات داخلی.. ۱۲

۲-۲-۲ تحقیقات خارجی.. ۱۷

۲-۳ مفهوم شناسی دلبستگی : ۲۰

۲-۳-۱ سبکهای دلبستگی : ۲۱

۲-۳-۲ عوامل مؤثر بر سبک دلبستگی.. ۲۵

۲-۳-۳ شکل گیری دلبستگی در نوزادان. ۲۶

۲-۳-۴ تبیینهای نظری دلبستگی.. ۲۹

۲-۴ توصیف اضطراب    31

۲-۴-۱ طبقه بندی اختلالهای اضطرابی بر اساس DSM-IVTR.. 33

۲-۴-۲ سبب شناسی ترسها، نگرانیها و اضطراب در کودکان. ۴۲

               

۲-۵ توصیف افسردگی   47

۲-۵-۱افسردگی در کودکان و نوجوانان. ۴۸

۲-۵-۲ افسردگی و رشد. ۴۸

۲-۵-۳ تشریح افسردگی.. ۴۹

۲-۵-۴ الگوهای نظری افسردگی.. ۵۱

فصل سوم

۳-۱ مقدمه  58

۳-۲ روش پژوهش : ۵۸

۳-۳ جامعه آماری   58

۳-۴ روش نمونه گیری   60

۳-۵ روش اجرا ۶۰

۳-۶ متغیر ها ۶۰

۳-۷ ابزارپژوهش     60

۳-۸ روش ها و ابزار تجزیه و تحلیل داده ها ۶۶

۳-۹ ملاحظات اخلاقی   67

فصل چهارم

۴-۱ مقدّمه  68

۴-۲ آمار توصیفی   69

۴-۳ تحلیل داده ها (آمار استنباطی) ۷۵

۴-۳-۱ تحیل رگرسیون اضطراب… ۸۱

۴-۳-۲ تحلیل رگرسیون افسردگی.. ۸۳

فصل پنجم

۵-۱ مقدمه  85

۵-۲ بررسی فرضیه ها ۸۵

۵-۳ بحث و نتیجه گیری   89

۵-۴ محدودیت ها ۹۲

۵-۵ پیشنهادات    92

فهرست منابع  93

Abstrac  100

فهرست جدول ها

أ .         جدول شماره ۴ – ۱ توزیع متغیرهای تحقیق در گروه نمونه کل…………………………………………….. ۶۶ 

ب .     جدول شماره ۴ – ۸ خلاصه نتایج و ضرایب تحلیل رگرسیون افسردگی………………………………….. ۶۷

ت .     جدول شماره ۴-۳ فراوانی سطح تحصیلات کودکان دو گروه نمونه و گروه کل………………………..۶۹

ث .     جدول شماره ۴ – ۴ خلاصه نتایج آزمون t گروه های مستقل………………………………………………….۷۱

ج .      جدول شماره ۴ – ۵ ماتریس همبستگی متغیّرهای تحلیل رگرسیون اضطراب……………………………..۷۲

ح .      جدول شماره ۴ – ۶ خلاصه نتایج و ضرایب تحلیل رگرسیون اضطراب……………………………………۷۲

خ .      جدول شماره ۴ – ۷ ماتریس همبستگی متغیّرهای تحلیل رگرسیون افسردگی……………………………۷۴

د .        جدول شماره ۴ – ۲ توزیع متغیرهای تحقیق در دو گروه نمونه به تفکیک…………………………………۷۴

 

فهرست جدول ها

أ .         جدول شماره ۴ – ۱ توزیع متغیرهای تحقیق در گروه نمونه کل…………………………………………….. ۶۶ 

ب .     جدول شماره ۴ – ۸ خلاصه نتایج و ضرایب تحلیل رگرسیون افسردگی………………………………….. ۶۷

ت .     جدول شماره ۴-۳ فراوانی سطح تحصیلات کودکان دو گروه نمونه و گروه کل………………………..۶۹

ث .     جدول شماره ۴ – ۴ خلاصه نتایج آزمون t گروه های مستقل………………………………………………….۷۱

ج .      جدول شماره ۴ – ۵ ماتریس همبستگی متغیّرهای تحلیل رگرسیون اضطراب……………………………..۷۲

ح .      جدول شماره ۴ – ۶ خلاصه نتایج و ضرایب تحلیل رگرسیون اضطراب……………………………………۷۲

خ .      جدول شماره ۴ – ۷ ماتریس همبستگی متغیّرهای تحلیل رگرسیون افسردگی……………………………۷۴

د .        جدول شماره ۴ – ۲ توزیع متغیرهای تحقیق در دو گروه نمونه به تفکیک…………………………………۷۴

چکیده

مقدمه: در نظریه دلبستگی، رفتارمادرانه و واکنش های مادرانه به فرزند تحت تأثیر سبک دلبستگی است. هدف این پژوهش بررسی و مقایسه سبک دلبستگی، مادران دارای کودکان اختلالات اضطراب وافسردگی با مادران کودکان عادی  سنین ۸ تا۱۲ سال انجام شده است.

روش: پژوهش حاضر از نوع مطالعات علی- مقایسه ای است. نمونه مورد بررسی در این تحقیق شامل ۱۲۰ نفر از دانش آموزان دختر و پسر مقطع ابتدائی بودکه در خصوص مادران کودکان بهنجار، از روش نمونه گیری تصادفی و درخصوص مادران کودکان دارای اختلالات اضطرابی-افسردگی از روش نمونه گیری دردسترس استفاده شد. ابزارمورد استفاده در این مطالعه آزمون راترکودکان و پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسالان(RAAS) بود. داده های بدست آمده ازطریق روش آزمونهای آماری تی گروه های مستقل ورگرسیون لوجستیک موردبررسی قرارگرفت.

یافته ها: نتایج پژوهش،(t=4/23,p=0/000) در سبک دلبستگی اضطرابی ، (t=3/69,p=0/003) در سبک دلبستگی اجتنابی و (t=3/70,p=0/000) در سبک دلبستگی ایمن نشان می دهد، میان سبکهای دلبستگی اضطرابی، اجتنابی و ایمن مادران کودکان عادی ودارای اضطراب وافسردگی تفاوت معناداری وجود دارد . بعلاوه نتیجه تحلیل رگرسیون اضطراب نشان داد که سبکهای  دلبستگی اضطرابی، ایمن و اجتنابی می تواند به عنوان پیش بینی کننده های اضطراب به حساب آیند. وهمچنین تحلیل رگرسیون افسردگی نشان داد که سبکهای دلبستگی اضطرابی و اجتنابی مادران می تواند به عنوان پیش بینی کننده های افسردگی کودکان به حساب آیند.

نتیجه گیری: یافته های حاضر با حمایت از نظریه دلبستگی، اهمیت تعامل مادر-کودک را نشان می دهد. دلبستگی نا ایمن و اجتنابی مادران می تواند پیش بینی کننده مهمی برای ایجاد اختلالات افسردگی و اضطراب در کودکان باشد.

کلیدواژه: سبک دلبستگی مادران،کودکان اختلالات افسردگی- اضطراب،کودکان عادی  

۱-۱ مقدمه

سالهای اولیه ی زندگی یکی از بحرانی ترین مراحل رشد و تحول به شمار می رود و در طی این مرحله به خصوص سه سال اول زندگی، سیستم ایمنی کودک شکل گرفته، مغز و سیستم عصبی، ارتباط عصبی در مغز و سیستم اعصاب به سرعت رشد می کنند. از این رو می توان گفت که هر گونه آسیب وارده از نظر جسمی، روانی، تاثیرات پایداری را بر سایر مراحل رشد انسان  می گذارد (کوهن و همکاران، ۲۰۰۵).

از آنجایی که نوزاد انسان در بدو تولد از نوزاد هر موجود دیگری ناتوان تر است و زمان رشد او مدت بیشتری طول می کشد و باید سالیان دراز تحت مراقبت والدین بخصوص مادر قرار بگیرد بنابراین تعامل اجتماعی کودک  با مادر در طول مراحل رشد او نیز اهمیت بسزایی دارد. این تعامل، میان کودک و مادر باعث ایجاد یک جریان عاطفی عمیقی می شود که بالبی از آن به عنوان سبک دلبستگی یاد می کند (ریتچر[۱] ،۲۰۰۴).

اگر مادر یا مراقب اصلی، اطمینان و امنیت کافی را برآورده کند، کودک به رشد روان شناختی مثبت و کافی دست خواهد یافت. درصورتی که نیازهای کودکی ناکام شده باشند ،کودک  ناامن، متوقع ، حسود و خودخواه خواهد شد و از رشد روان شناختی او جلو گیری  می شود که تمام این مراحل می تواند باعث اضطراب شود  در واقع سبک دلبستگی که در دوران کودکی شکل گرفته، و یکی از مهمترین عوامل موثر در تعاملات بین فردی است، و در سنین بعدی ادامه می یابد. سبکهای دلبستگی نشانگر شخصیت است و این سبکها، نه تنها منشأ اثرات مهمی بر روی روان شناسی شخصیت و روان شناسی تحولی بوده بلکه تاثیر غیر قابل اغماضی بر آسیب شناسی دارد  (حمیدی ،۱۳۸۷).

به دنبال نظریات بالبی در مورد دلبستگی و مهم بودن این موضوع در سنین کودکی، ماری آینورث و همکارانش برای تشخیص کیفیت دلبستگی نوباوگان آزمایشی را طراحی کردند. این آزمایش، که موقعیت ناآشنا نام گرفت، که در بخشهای بعدی مورد بررسی قرار میگیرد. نظریه دلبستگی که برمبنای تحقیقات بالبی ادامه یافت، مبعث از دو رویکرد روان تحلیل گری و رفتاری- شناختی است (برک، ۱۳۸۳).

نظریه دلبستگی که توسط بالبی مطرح شد، امروزه، الهام بخش پژوهشهای فراوانی گردیده و دربارۀ نقش دلبستگی در تحول شخصیت، رشد اجتماعی و حتی، در بوجود آوردن انواع اختلالات روانی مانند اضطراب، اضطراب جدایی، مدرسه هراسی و افسردگی محرز گردیده (آرمسدن و همکاران[۲] ،۱۹۹۰؛ آبلا و همکاران[۳] ،۲۰۰۵).

گرایتون (۲۰۱۰) معتقداست که سبک دلبستگی، با سلامت روانی و میزان رضایت از زندگی در سالهای بعدی زندگی در ارتباط است .

ارتباط  انواع دلبستگی غیر ایمن با اختلالات عمده روان پزشکی و از جمله دسته ی اختلالات اضطرابی و افسردگی در کودکان بارها مورد تایید قرار گرفته است (آرمسدن و همکاران ،۱۹۹۰؛ آبلا و همکاران ،۲۰۰۵).

استی جیمز و رابرتس  به نقل از ابارشی (۱۳۸۹)، در پژوهشی که انجام دادند مشخص کردند که، ۵۱-۲۱ درصد کودکان در سالهای اولیه مدرسه دچار اختلالات اضطرابی، خلقی و رفتاری می شوند. و با توجه به این درصد بالا، (کالکینز وهمکاران[۴]، ۲۰۰۰به نقل از بارلو و همکاران، ۲۰۰۳)، معتقدند که این اختلالات هیجانی و رفتاری کودکان در سالهای اولیه زندگی، با رفتار و ارتباط مادر و استرس او در ارتباطند (هایز  و همکاران[۵]، ۲۰۰۸). و پذیرا نبودن والدین در امر مراقبت مطمئن کودکان، رابطۀ مستقیمی با بوجود آمدن اختلالات فوق الذکر دارد (نجفی و حسن زاده،۱۳۸۹).

پر واضح است که اختلالات عمدۀ  روانپزشکی مادران بر کیفیت ایجاد دلبستگی کودکان موثرند (آرمسدن و همکاران ،۱۹۹۰؛ آبلا و همکاران ،۲۰۰۵). بنابراین، اختلالات مادر در طی رشد و تکامل کودک می تواند آسیب شناسی روانی کودکش را توجیه کند . و یا اینکه می توان نتیجه گرفت که کودک دارای والدینی با اختلالات روانپزشکی، در ابعاد بیشتری آسیب پذیر هستند با تشخیص و درمان بموقع اختلالات روانپزشکی والدین، می توان کمک بسزایی به بهداشت روانی خانواده کرد، تا کودک از نظر  روانی- جسمی سالمتر بهبود یابد (اوکونر و همکاران[۶]،۲۰۰۵ ؛ بیدرمن و همکاران،۲۰۰۱).

با توجه به اینکه اختلالات روانی کودکان رو به افزایش است و ابتلای کودک به این اختلالات، بهزیستی وی را تحت الشعاع قرار می دهد، شناسایی آن برای پیشگیری و سنجش، گامی مثبت محسوب می شود. همانگونه که ذکر شد، وجود اختلالاتی، بر کیفیت روابط والد- کودک سایه می افکند و رشد شناختی و هیجانی کودک را پایه گذاری می کند (مانیتما[۷]، ۲۰۰۶ به نقل از ابارشی و همکاران،۱۳۸۹). بنابراین، در این پژوهش به این می خواهیم دریابیم که آیا سبک دلبستگی  مادر توانایی پیش بینی ابتلای  فرزند به اختلالات اضطراب و افسردگی را دارد ؟

۱بیان مسأله

دلبستگی به معنای پیوند عاطفی است که در کودکی بین کودک و مراقب اصلی وی شکل می گیرد و بر رشد اجتماعی و احساسی کودک موثر است. و همچنین روابط دلبستگی، نقش بسیار مهمی در احساس امنیت افراد دارد (گاردن،۲۰۰۸). یکی از اصول پایه ای دلبستگی این است که روابط دلبستگی اولیه بر طول زندگی فرد موثر است و بر روابط بعدی و عملکرد کودک اثر می گذارد (صفرزاده،۲۰۰۶). افراد با دلبستگی ایمن، سطح بالاتری از اعتماد و رضایت و سطح پایین تری از تعارضات دارند، در حالیکه افراد با دلبستگی دوسوگرا با عدم تعادل در احساسات و تعارضات بیشتر و افراد با دلبستگی اجتنابی با رضایت و صمیمیت کمتر و تعارضات بیشتر مشخص می شوند (کولینز و همکاران،۲۰۰۲).

به اعتقاد بالبی اکثر مشکلات دوران کودکی و بزرگسالی منتج از تجربیات واقعی دوران کودکی است (صفرزاده،۲۰۰۶). بالبی به صراحت پیش بینی کرده است که اختلال در رابطه دلبستگی، با ایجاد اضطراب فراگیر و بی اعتمادی در کودک می تواند به اختلال های روان شناختی بی انجامد.

تحقیقات نشان داده اند که دلبستگی ناایمن کودکان باعث ایجاد اختلالات هیجانی، رفتاری، مشکلات تحصیلی، اختلال در حافظه و یادگیری و اعتماد به نفس پایین می شود (۱۹۷۳ به نقل از رازقی و دیگران، ۱۳۸۵).

دلبستگی ممکن است به دلایلی از این قبیل به خطر بیافتد: گرفتاری های فکری زیاد والدین یا فرد مراقب، افسردگی پس از زایمان مادر، بستری شدن کودک و در نتیجه جدایی از والد، والدینی که در روابط خود دچار مشکلاتی هستند و در نتیجه از فرزند خود غافل می شوند، عوامل ژنتیکی، اختلالات رشدی، والدینی که نیازهایشان در دوره کودکی ارضا نشده و در نتیجه نیاز های فرزندشان خبر ندارند (خوشابی،۱۳۸۶). در این تحقیق بر آن شدیم تا بررسی کنیم آیا سبک دلبستگی مادران نیز ممکن است از عوامل ایجاد اختلال در سبک دلبستگی کودکان و در نتیجه باعث بروز اختلالات هیجانی از جمله اضطراب و افسردگی شود.

۱-۳ اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

یکی از شایع ترین اختلالات دوره کودکی، مشکلات اضطراب – افسردگی است (نایینیان و همکاران، ۱۳۸۳).

اطلاعات حاصل از تحقیقات اخیر نشان می دهند که والدین کودکان نابهنجار و حتی والدین کودکان مستعد، نیاز به مهارتهایی دارند تا با نیازهای ویژه کودک به خوبی کنار بیایند. و بکار بستن این مهارتها موجب کاهش استرس آنان شده، و سلامت خانواده را تسهیل می کند (بک من ۱۹۸۱، شانکوف و هاسر کرام، ۱۹۸۹). در برخی خانواده ها، چالشهای روزانه و فشارهای ناشی از بزرگ کردن یک کودک نابهنجار، ممکن است تاثیر منفی برکیفیت زندگی کودک بگذارد. و بدینوسیله، این کودک ممکن است بعدها متمایل به بدبینی، خشم، اضطراب، احساس گناه، فشار روحی، ناامیدی و یا افسردگی گردد (گودمن و گتلیب، ۲۰۰۲).

واقعیت این است که هرکودکی که در خانواده به دنیا می آید، از والدین خود تأثیر می پذیرد. بدین طریق، روشن است که زندگی اجتماعی و عاطفی او، زیر بنایی والدینی خواهد داشت (فیلدر[۸]، ۱۹۹۴). کمیته کودکان دارای مشکلات ناسازگاری (۲۰۰۱)،  معتقد است که، والدین نقش اساسی در تأمین سلامت و رفاه کودکان ایفاء می کند.

هیچ پدر و مادری دوست ندارد که فرزندش به اختلال روانی و از آن جمله اضطراب و  افسردگی مبتلا گردد، اما وقتی این اتفاق افتاد، والدین نیازمند تصحیح روابط گذشته اشان با فرزندانشان هستند (فرناندز[۹]، ۱۹۹۷).

به هنگام تولد یک کودک دارای اختلال روانی، کارکردهای روانشناختی خانواده را به هم می ریزد که در سطح کلان، سلامت روان، پویایی و هدفمندی خانواده را هدف قرار می دهد. و در سطحی خرد، نیز مهمترین کارکردهای روان شناختی خانواده را به چالش می کشاند: همچون ابراز کردن، حل تعارض، استقلال، پیشرفت، تفریح و سرگرمی، ارزش های اخلاقی و مذهبی، ساختار و سازمان، رفت و آمد با اطرافیان، اتحاد، کنترل، سلامت روانی و کیفیت زندگی تحت تاثیر خود قرار می دهد  (الیری و همکاران[۱۰]، ۲۰۰۱؛ به نقل از کیمیانی، ۱۳۸۷).

والدینی که به کودکان خود دلبستگی ایمن نشان می دهند، کودکانشان طرحواره هایی با معنای مهربانی و عاطفی دریافت می کنند. طرحواره هایی که شایستگی، محبوبیت و مراقب ایمن آنها را در قبال کودکان نشان می دهند (گنجی، ۱۳۸۳). شکل کلی دلبستگی در فرهنگهای مختلف را باید با احتیاط تعبیر کرد. البته به رغم تنوع فرهنگی، الگوی ایمنی رایجترین الگوی دلبستگی درکلیه جوامع است، که تا به امروز بررسی شده اند (سید محمدی، ۱۳۸۳).

۱-۴ اهداف مشخص تحقیق

بررسی نقش مادر در ایجاد اختلالات اضطرابی و افسردگی فرزندان

بررسی رابطه سبک دلبستگی مادر با اختلالات اضطرابی و افسردگی فرزند

مقایسه سبک دلبستگی مادران دارای کودکان اختلالات اضطرابی و افسردگی با مادران کودکان بهنجار

۱-۵ سؤالات و فرضیه‏های تحقیق

سوالات تحقیق حاضر بدین قرارند؛

آیا سبک دلبستگی مادران کودکان دارای اختلالات اضطرابی و افسردگی با سبک دلبستگی مادران کودکان عادی تفاوت دارد؟

آیا سبک دلبستگی مادر قادر است پیش بین خوبی برای ابتلای فرزند به اختلالات اضطرابی و افسردگی را باشد؟

با توجه به سوالات فوق و اهداف بیان شده فرضیات تحقیق حاضر بدین قرار است؛

بین سبک دلبستگی مادران کودکان دارای اختلالات اضطرابی و افسردگی با سبک دلبستگی مادران کودکان عادی تفاوت وجود دارد.

سبک دلبستگی مادر، توانایی پیش بینی ابتلای فرزند به اختلالات اضطرابی و افسردگی را دارد.

۱-۶ تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای پژوهش

۱-۶-۱ تعاریف نظری

اختلال اضطراب کودکی: اضطراب یک حالت خلقی است که مشخصه آن، بروز هیجان منفی شدید و تنش های جسمانی است. که در آن، فرد با ترس ونگرانی، خطر یا حادثه ناگواری را پیش بینی می کند (بارلو،۲۰۰۲).

اختلال افسردگی کودکی: اختلال افسردگی کودکی، دورهای طولانی اندوه، یعنی ملال[۱۱] هستند. آن ها از کارهایی که انجام می دهند، لذت کمی می برند و علاقه خود را تقریباً به همه فعالیت ها از دست می دهند- حالتی که دلمردگی[۱۲] نامیده می شود (همان منبع).

دلبستگی: دلبستگی عبارت از پیوند یا رابطه هیجانی با یک فرد دیگر است. جان بالبی، روان شناس، نخستین نظریه پرداز دلبستگی بود. او دلبستگی را چنین توصیف کرده است: «ارتباط روانی پایدار بین دو انسان» (بالبی، ۱۹۶۹). دلبستگی مبنای تکاملی و زیستی دارد و فطری است (دیوس، ۲۰۰۴ ؛ رهولز و سمپسون، ۲۰۰۴).

سبک دلبستگی ایمن:

افرادی با این سبک دلبستگی، دیدگاهی  مثبت در مورد خود یا دیگران دارند و روابطی عاطفی پایدار برقرار می کنند (کرین ، ۱۳۸۴).

سبک دلبستگی اجتنابی : این افراد که نظری منفی در مورد خود دارند به شدت از برقراری  یک ارتباط صمیمانه ” گریزانند. و معتقدند در زندگی نیازی به حمایت دیگران ندارند (دیویس،۲۰۰۴؛ رهولز ،۲۰۰۴) .

سبک دلبستگی اضطرابی (اضطراب  دوسوگرایی ): بزرگسالانی  با این  سبک دلبستگی،  به دلیل  احساس عدم شایستگی که نسبت به خود تجربه  می کنند، عمدتاً در جریان روابط صمیمانه اشان اضطراب احساس طرد و از دست رفتن بسیاری را تجربه کرده و دائما نگران طرد شدن از جانب دیگران هستند ( رهولز، ۲۰۰۴ ) .

۱-۶-۲ تعاریف عملیاتی

تعریف عملیاتی اضطراب: اختلال اضطراب در این پژوهش نمره ای است که افراد (کودکان) در آزمون راتر به دست می آورند .

تعریف عملیاتی افسردگی: اختلال افسردگی در این پژوهش نمره ای است که افراد (کودکان) در آزمون راتر به دست می آورند .

تعریف عملیاتی دلبستگی: دلبستگی در این پژوهش نمره ای است که افراد در پرسشنامه دلبستگی بزرگسالان کولینز و رید به دست می آورند .

تعریف عملیاتی سبک دلبستگی ایمن: در این پژوهش، سبکهای دلبستگی، نمراتی هستنند که از طریق پرسشنامه سبکهای  دلبستگی  بزرگسالان کولینز و رید بدست می آیند. 

تعریف عملیاتی سبک دلبستگی اجتنابی: در این پژوهش، سبکهای  دلبستگی نمراتی هستند  که از طریق پرسشنامه سبکهای دلبستگی  بزرگسالان  کولینز و رید بدست می آیند .

تعریف عملیاتی سبک دلبستگی اضطرابی: در این پژوهش، سبکهای  دلبستگی  نمراتی هستند که از طریق پرسشنامه  سبکهای  دلبستگی  بزرگسالان کولینز و رید بدست می آیند .

تعداد صفحه :۱۰۵

قیمت :۳۷۵۰۰ تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  minoofar.majedi@gmail.com