جستجوی مقالات فارسی – ویژگی های روانسنجی پرسشنامه سازگاری و رابطه آن با هوش هیجانی دختران دبیرستانی شهر بابل۹۳- قسمت …

۱ – ایجاد حس مسئولیت پذیری
۲- ایجاد زندگی شاد و با نشاط
۳- برخورد با موقعیت های خطرناک
۴- ایجاد روحیه همکاری و کمک به دیگران
افرادی که از نظر هوش هیجانی در سطح بالاتری هستند، تحقیقات نشان داده است که ویژگی های زیر را دارا هستند:
۱- یادگیرندگان بهتری هستند.
۲- مشکلات رفتاری کمتری دارند.
۳- هیجان‌های خود را بخوبی بیان می کنند.
۴- به حرفهای دیگران خوب گوش می کنند.
۵- از خود خشونت کمتری نشان می دهند.
۶- دوستان زیادی پیدا می کنند.
۷- خوشحال و با نشاط هستند.
۸- تحمل مشکلات در آنها زیاد است.
۹- درباره اطرافیان خود احساس خوبی دارند (پلیتری[۷۶]، ۲۰۰۲؛ به نقل از علی اکبری دهکردی، ۱۳۹۱).
۱۳-۲ تفاوت هوش هیجانی و هوش شناختی
هوش هیجانی و هم هوش شناختی اندازه ای از توانایی هستند نه خود توانایی. نظریه پردازان هوش هیجانی معتقدند که هوش شناختی به ما می گوید چه کاری می توانیم انجام دهیم در حالیکه هوش هیجانی به ما می‌گوید چه کاری را باید انجام دهیم. هوش شناختی شامل توانایی های ما برای یادآوری، تفکر منطقی و انتزاعی می شود در حالیکه هوش هیجانی به ما می گوید چگونه از هوش شناختی درجهت موفقیت در زندگی استفاده کنیم. داده های موجود بیانگر این نکته است که هوش هیجانی می تواند به قدرت بهره هوش عمومی و حتی قوی تر از آن عمل کند، اما هنوز نمی توان گفت که میزان اهمیت هوش هیجانی در موفقیت چقدر است. بهره هوش عمومی در بهترین حالت خود ۲۰ درصد در عوامل تعیین کننده موفقیت در زندگی دخیل هستند و ۸۰ درصد به عوامل دیگر وابسته است که نمی توان میزان آن را در زندگی هر شخص تعیین کرد.
برای افراد در موقعیت های رهبری ۸۵ درصد توانمندی هایشان در حوزه هوش هیجانی بود.
وقتی تحقیقات به درون یک شغل یا حرفه می نگرد تا دریابد که چه چیز افراد را تا بالا می برد و چه چیز آنها را ثابت نگه می دارد و باعث سقوط آنها می گردد هوش هیجانی، پیش بینی کننده قویتری نسبت به بهره هوش عمومی خواهد بود(واحدی و مرادی، ۱۳۸۸).
تحلیل توانمندی های شغلی از سوی اسپنسر و اسپنسر[۷۷] (۲۰۰۰) در بیش از ۲۸۶ سازمان در دنیا نیز نشان داد که هجده توانمندی از بیست و یک توانمندی در مدل کلی تمایز برجستگان از افراد متوسط مبتنی برهوش هیجانی بودند. همه ما ترکیبی از هوش هیجانی داریم. در واقع بین هوش عمومی و برخی جنبه های هوش هیجانی همبستگی پایین وجود دارد و باید گفت این دو قلمرو اساساً مستقل هستند. بار- آن در مجموع هوش هیجانی و هوش شناختی را دارای سهمی برابر در هوش کلی یک فرد می داند که نشانه پتانسیل یک فرد برای موفقیت در زندگی است(به نقل از ملازاده، ۱۳۸۵).
۱۴-۲ الگوها و مولفه های هوش هیجانی
هوش هیجانی بنا بر ماهیتش ترکیبی از توانمندی های متعددی است که فرد را در تعاملات بین فردی یاری می‎رساند. از آنجا که شناسایی توانمندی های موجود در هوش هیجانی، بر اساس چارچوب های نظری متفاوتی انجام شده است، لذا قبل از ورود به بحث مولفه های هوش هیجانی، بیان الگوهای آن ضروری به نظر می‌رسد.
۱-۱۴-۲ الگوی ترکیبی هوش هیجانی گلمن و مولفه های آن
گلمن در سال ۱۹۹۵ در توضیح این الگو می گوید، این الگو ترکیبی از استعدادهای اجتماعی و هیجانی است. الگوی گلمن پنج حوزه ی وسیع آگاهی از هیجان ها، مدیریت هیجان ها، انگیزه دادن به خود، شناسایی هیجان‌های خود، شناسایی هیجان های دیگران و مدیریت روابط را در بر می گیرد. به نظر وی برخی ویژگی‌های رفتاری مبنی بر انگیزش هستند (مثل تحریک کردن کسی)، برخی مبتنی بر هیجان ها هستند(مثل شناسایی هیجان های دیگران) و بعضی از این ویژگی ها، برقراری ارتباط مناسب با دیگران را کنترل می کند. براساس این الگو گلمن به پنج مولفه ی خود آگاهی، مدیریت خود، آگاهی اجتماعی، مدیریت روابط و خودانگیزی اشاره می کند. او معتقد است که خود آگاهی و مدیریت خود با هوش درون فردی گاردنر و آگاهی اجتماعی و مدیریت روابط با هوش بین فردی گاردنر مطابقت دارد(گلمن، ۱۹۹۵؛ به نقل از مایر، ۲۰۰۰).
دکتر دانیل گلمن مولفه های هوش هیجانی را به شرح زیر بیان می کند:
۱- خود آگاهی: شناختن هیجان هایی که آن را احساس می کنیم و دلیلش را می دانیم. خود آگاهی، آگاه بودن از حالت روانی خود و تفکر ما درباره ی آن حالت است. و شامل آگاهی هیجانی و خود ارزیابی صحیح و خودباوری است.
۲- خود گردانی: تعادل هیجانی را خود گردانی می نامند. گاهی از خود گردانی به معنای کنترل احساسات، عواطف و تکانش ها یاد می کنند. خودگردانی یک قابلیت زیر بنایی است که در کنترل رفتارهای هیجانی نقش مهمی دارد و شامل خود کنترلی، وظیفه شناسی، قابل اعتماد بودن، انطباق پذیری و نوآوری است.
۳- انگیزش(خود انگیزی): به معنای مولد، اثربخش و خلاق بودن در زمینه کاری است. انگیزش توانایی انرژی دادن به دیگران و هدایت رفتار آنان بر خلاف داشتن روحیه‌ای ضعیف را دارد. در انگیزش از هیجان ها به عنوان ابزاری برای رسیدن به اهدافی استفاده می شود و شامل تعهد، رشدگرایی، ابتکار و خوش بینی است.
۴- همدلی(آگاهی اجتماعی): توانایی همدردی کردن با احساسات دیگران و شناخت دیدگاه آن ها را همدلی می‌گویند. همدلی توانایی شناخت و نفوذ بر حالت هیجانی دیگران یا آگاهی نسبت به احساسات، نیازها و علایق دیگران است. همدلی به بیان دیگر وارد شدن به حریم احساس دیگران می باشد و شامل شناخت و درک دیگران، بالندگی دیگران، خدمت مداری و هدایت تنوع است.
۵-

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

مهارت های ارتباطی یا اجتماعی: توانایی شناخت و همدلی با دیگران، برقرای ارتباط موثر، گوش دادن عمیق و پرسیدن سئوالات مهم، تشریک مساعی، مربیگری و مذاکره کردن از اجزای این مهارت محسوب می‌شود. به عبارت دیگر آگاهی و شناخت نسبت به هیجان ها و احساسات دیگران، مهارت گوش دادن به احساسات دیگران در زمانی که دیگران دچار هیجان و احساسات هستند و نیاز به گوش دادن حرف های آنان را دارند و شامل نفوذ گذاری، ارتباطات، مدیریت تضاد، رهبری، تسریع تغییر، پیوند سازی، تشریک سازی، مشارکت و ظرفیت‌های گروهی است(همان منبع).
۲-۱۴-۲ الگوی ترکیبی بار- آن
بار-آن، هوش هیجانی را بر اساس ویژگی های شخصیتی تعریف کرده است. طبق نظریه ی بار-آن، هوش هیجانی مجموعه ی توانایی ها، استعدادها و مهارت هایی را شامل می شود که دانش لازم برای برخورد موثر در زندگی را در اختیار فرد قرار می دهد. بار-آن آنچه را که به عنوان توانایی ذهنی تعریف شده است، با دیگر ویژگی ها از قبیل استقلال فردی، حرمت نفس ترکیب می کند (به نقل از علی اکبری دهکردی، ۱۳۹۱).
پنج حوزه ی وسیع عملکرد مرتبط با موفقیت که از دید بار-آن می توان توسط این الگو آن را پیش بینی کرد عبارتند از:
۱- بهره ی هیجانی درون فردی شامل:
– خودآگاهی هیجانی (بازشناسی و فهم احساسات خود)
– جرأت (ابراز احساسات، عقاید، تفکرات و دفاع از حقوق شخصی به شیوه‌ای سازنده)
– خود تنظیمی (آگاهی، فهم، پذیرش و احترام به خویشتن)
– خود شکوفایی (تحقق بخشیدن به استعدادهای بالقوه ی خویشتن)
– استقلال(خود فرمانی و خود کنترلی در تفکر و عمل شخصی و رهایی از وابستگی هیجانی)