دسترسی متن کامل – ویژگی های روانسنجی پرسشنامه سازگاری و رابطه آن با هوش هیجانی دختران دبیرستانی شهر بابل۹۳- قسمت …

– بتواند نیازها و افکار و عواطف دیگران را بشناسد و پاسخ‌ها یا واکنش‌های متناسب از خود نشان بدهد.
– بیماری‌های جسمی نتواند شایستگی و فعالیت‌های او را کاهش دهد.
– بتواند با استفاده از امکانات وجودی خود و امکانات محیطش تا حد ممکن با مردم همکاری اقتصادی و اجتماعی داشته باشد.
– دانستن این نکته که عوامل خارجی را نمی‌توان متناسب با احتیاجات خود تغییر داد و پذیرفت و از آنهایی که
نمی‌توان تغییرشان داد، بدون رنجش عبور کرد.
– گسترش دادن صلاحیت و شایستگی خود برای تغییر اوضاع و کسب مهارت‌های لازم در روابط اجتماعی
– تصدیق و قبول کردن عواطف خود
– مشغول‌شدن شخص به کار سازنده‌ای که شخصاً آن را ارزشمند می‌داند.
– پرورش شوخ‌طبعی به خصوص درباره خود
– شرکت کردن در فعالیت‌ها و مسئولیت‌های اجتماعی
– انسان سازگار خود واقعی را منشأ اعمال، افکار و رفتار می‌داند.
– انسان سازگار یا سالم مسئولیت همه اعمال، افکار و رفتار خود را می‌پذیرد و عاقلانه به آن نتایج می‌اندیشد.
– خودداری از به کارگیری دائم و طولانی‌مدت مکانیزم‌های دفاعی: استفاده همیشگی از مکانیزم‌های دفاعی شخص را به تدریج از واقعیت دور می‌کند، در حالی که شخص سازگار مقدار معینی از اضطراب را می‌پذیرد و طبعاً وقتی وجود اضطراب را بپذیریم بسیار کم احتیاج به استفاده از روش‌های دفاعی خواهیم داشت.
– برای شناخت انگیزه‌های خود تلاش می‌کند.
– روش‌های کاهش تعارض و ناکامی را می‌داند و به کار می‌گیرد.
– شخص سازگار باید بپذیرد بعضی از ناکامی‌ها را تحمل کند، زیرا در حقیقت تحمل ناکامی مانند پذیرش اضطراب نشانه سازگاری مطلوب در شخص است و شخص سالم یاد می‌گیرد که ناکامی را به عنوان یک واقعیت عادی زندگی بپذیرد.
– سرگرم شدن به کارهای مفید یکی دیگر از نشانه‌های فرد سازگار و سالم است(والی پور، ۱۳۸۹).
۹-۲ عوامل موثر بر ناسازگاری
۱) عوامل پزشکی: ناسازگاری ممکن است به علت احساس محرومیت، فقدان یا نقص در عضو یا حسی از حواس پنجگانه باشد.
۲) عوامل تربیتی: براساس نظریه‌های روان پویشی، رفتارگرایی و سایر نظریه های روان شناسی، چگونگی رابطه‌ی اعضای خانواده با کودک و بخصوص مادر در سال های اول زندگی، از اساسی ترین عوامل رشد شخصیت شناخته شده است. هرگاه اختلال در این روابط عاطفی ایجاد شود، بالطبع امنیت عاطفی کودک مختل می‌شود و در نتیجه آثار آن در رفتار کودک منعکس می گردد.
۳) عوامل ارثی و ژنتیکی: فرد پاره ای از خصایص والدین خود را به ارث می برد و مسلماً این استعداد را خواهد داشت که روزی مانند والدین خود به اختلال هایی مبتلا شود. اما مسلّم است که رفتار بزهکارانه و ناسازگار از نظر اجتماعی به ارث برده نمی شود، بلکه آن چه به ارث برده می شود، ساختمان بدنی ، مزاج و گرایش به اجرای عمل در راهی خاص و آمادگی شخصی برای رفتار بزهکارانه است. این آمادگی سرشتی بر اثر برخورد با عوامل محیطی نامناسب ظاهر می گردد و در این مرحله است که آثار متقابل و مکمل عواملی مانند نیروهای بیولوژیکی و اجتماعی در سازگاری مشخص می گردند.
۴) عوامل محیطی و اجتماعی: تغییرات سریع و بزرگ اجتماعی مانند بیکاری، جنگ، از هم پاشیدگی کانون خانواده، فقر و گرسنگی، اعتیاد و تماس دایمی با معیارهای اخلاقی و فرهنگی مغایر با معیارهای خانوادگی احتمالاً به ناسازگاری کودک می انجامد. علاوه بر محیط خانواده ، مدرسه و اجتماع باید از نقش وسایل ارتباط جمعی نظیر سینما، تلویزیون ، رادیو، مطبوعات، ویدئو، ماهواره و غیره نیز یاد کرد (میلانی فر، ۱۳۸۰).
۱۰-۲ هوش هیجانی
هیجان‌ها بخش اعظمی از زندگی را در بر می‌گیرند. حضور مستقیم و غیرمستقیم هیجان‌ها را می‌توان در استدلال و عقلانیت مشاهده کرد. بی‌اعتنایی به هیجان‌ها، عدم ‌مدیریت آنها و مسامحه در بیان آنها می‌تواند هزینه‌های گزافی را برای انسان درپی داشته باشد. پژوهش‌های نوین نشان می‌دهند که فقدان هوش هیجانی می‌تواند آثار مخربی را در زمینه‌های فردی و اجتماعی ایجاد ‌کند و برعکس، تحصیل و تقویت آن، زمینه‌ساز موفقیت‌های بزرگ خواهد بود. آموزش هوش هیجانی می‌تواند بستر مناسبی برای اعتلای فردی و اجتماعی در حوزه‌های مختلف و متنوع فرهنگ فراهم آورد.
به اعتقاد برخی از صاحب‌نظران، هوش هیجانی در زندگی عادی اهمیت زیادی دارد. به نظر می‌رسد این فرض که برخی نمی‌توانند با هیجان‌های خود به خوبی کنار بیایند، روابط بین فردی مطلوبی ندارند، از سلامت روانی کمتری بهره‌مندند و موفقیت‌های شغلی کمتری را تجربه می‌نمایند، فرض معقولی است. حوزه هوش عاطفی به عنوان یک موضوع مورد مطالعه، از بطن روان‌شناسی علمی ظهور پیدا کرد، از این رو مربیان، روان‌پزشکان، متخصصان منابع انسانی و سایرین به این موضوع علاقمند شدند و بدین ترتیب، این حوزه توسعه یافت. از زمانی که مجله‌های معتبر علمی مقاله‌هایی در این زمینه به چاپ رساندند تا به امروز مجله‌ها و مقاله‌های پژوهشی، فعالیت‌های مربوط به این حوزه را گزارش می‌کنند(لامعی، ۱۳۹۰).
۱۱-۲ تعریف هوش هیجانی
می‌دانیم که در مغز ما چیزی به‌نام هوش‌بهر[۷۰] وجود دارد که سال‌ها فکر می‌کردیم که فرمانروای بدن است و رفتار ما براساس تشخیصی که او می‌دهد کنترل می‌شود، هرکجا رفتار خردمندانه‌ای از کسی سرمی‌زند یا برعکس، سریع به او هوش‌بهر بالا یا هوش‌بهر پایین می‌گوییم. اما در سال

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

۱۹۹۰ یکی از ناشناخته‌ها توسط دانیل گلمن[۷۱] کشف شد که به‌گونه‌ای گسترده به‌صورت بخشی از زبان روزمره درآمد و بحث‌های بسیاری را برانگیخت.
متفکران، مخترعان و به‌طور کلی روشنفکران تعاریف متفاوتی از هوش دارند و به ‌عنوان مثال فیلسوفان در تعریف هوش بر اندیشه‌های مجرد، زیست‌شناسان بر قدرت سازش و بقا، متخصصان تعلیم و تربیت بر توانایی و روانشناسان عمدتاً بر قدرت سازگاری فرد در محیط یا توانایی درک و استدلال تأکید دارند. (جردن[۷۲] و همکاران،۲۰۰۵، به نقل از یارمحمدیان،۱۳۹۰).
روانشناسان هوش‌های مختلفی را شناسایی کرده‌اند که بیشتر اینها می‌توانند در ۳ گروه دسته‌بندی شود: هوش عینی، هوش انتزاعی و هوش اجتماعی. هوش عینی، توانایی درک اشیاء و کار کردن با آنهاست، در حالی‌ که هوش انتزاعی توانایی در نشانه‌های کلامی و ریاضی است. شناسایی هوش اجتماعی به روان‌شناسان کمک می‌کند تا آنها بتوانند تشخیص دهند چه کسانی از توانایی درک اشخاص و ایجاد رابطه با دیگران برخوردارند که اولین‌بار توسط ثرندایک[۷۳] در سال ۱۹۲۰ تعریف شد. هوش هیجانی ریشه در تعریف هوش اجتماعی دارد (واگنر[۷۴]، ۲۰۰۵).
گلمن هوش هیجانی را چنین تعریف می‌کند. «هوش هیجانی نوعی دیگری از هوش است. این هوش مشتمل بر شناخت احساسات خویشتن و استفاده از آن برای اتخاذ تصمیم‌گیری‌های مناسب در زندگی است. عاملی که به‌هنگام شکست در شخص ایجاد انگیزه و امید می‌کند». او معتقد است که هوش‌بهر در بهترین حالت خود فقط عامل ۲۰ درصد از موفقیت‌های زندگی است، ۸۰ درصد موفقیت‌ها به عوامل دیگر وابسته است و سرنوشت افراد در بسیاری از موارد در گرو مهارت‌هایی است که هوش هیجانی را تشکیل می‌دهد(گلمن، ۱۹۹۹)
نظریه‌پردازان هیجانی معتقدند که هوش هیجانی[۷۵] به ما می‌گوید که چه کار می‌توانیم انجام دهیم، در واقع هوش هیجانی، یعنی داشتن مهارت‌هایی تا بدانیم کی هستیم، چه افکار، احساسات، عواطف و رفتاری داریم، یعنی شناخت عواطف خود و دیگران، تا بتوانیم براساس آن رفتاری مبتنی بر اخلاق وجدان اجتماعی داشته باشیم.
ما برای موفقیت در قبولی در دانشگاه نیازمند هوش بهر هستیم ولی برای موفقیت در زندگی فردی و شغلی به هوش هیجانی نیاز داریم. در محیط کار هوش هیجانی نقش بارزتری در داشتن عملکرد مطلوب نسبت به سایر قابلیت‌ها از قبیل هوش‌شناختی یا مهارت‌های فنی ایفا می‌کند، لذا با پرورش و رشد هیجانی و قابلیت‌های آن، هم سازمان و هم کارکنان از مزایای آن بهره‌مند می‌شوند.
هوش هیجانی مانند هوش بهر قابل اندازه‌گیری است، هوش هیجانی امکان آگاهی از هیجانات و به‌طور کلی کنترل، جهت‌دهی و مدیریت آن را فراهم می کند تعداد زیادی از افراد جامعه هوش بهر بالایی دارند اما کارهای احمقانه انجام می‌دهند، چون مدیریت هیجان ندارند (همان منبع).
در واقع، هیجان در موارد مختلف بر آنها مدیریت می‌کند. یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های هوش‌بهر با هوش هیجانی این است که هوش بهر از طریق ژنتیک اما هوش هیجانی از طریق آموزش ایجاد می‌شود. به‌نظر می‌رسد ساختار مغز انسان با وجود رشد سرسام‌آوری که در علوم ریاضیات و منطق داشته است از نظر عواطف با انسان‌های اولیه تفاوت چندانی نکرده است. هنوز در عکس‌العمل انسان درقبال خشم، جریان خون به سمت دست‌ها و تندتر شدن ضربان قلب است(مایر و همکاران، ۲۰۰۰؛ به نقل از علی اکبری دهکردی، ۱۳۹۱).
در برابر ترس، خون به عضلات پا جریان می‌یابد و گریختن را آسان می‌کند و درنتیجه صورت رنگ خود را از دست می‌دهد و در برابر عشق دچار انگیختگی پاراسمپاتیکی می‌شود که واکنش از آرامش کلی و خردمندی را پدید می‌آورد و درهنگام تعجب ابروها را بالا می‌اندازد تا میدان دید وسیع‌تری داشته باشد. در واقع با وجود رشد بسیار بالای خردورزی در انسان که فاصله زیاد با اجرا پیدا کرده است، قلب و عواطف و احساسات انسان‌ها تغییرات زیادی نکرده‌اند و انسان در این زمینه رشد چشمگیری نداشته است.
با وجود آن‌که خیلی پیش از آنکه مغز متفکر و منطقی پدید آید، مغز هیجانی وجود داشته است در واقع مسائل هیجانی مربوط به ادامه مغز است که به ‌عنوان مخزن خاطرات هیجانی عمل می‌کند. مغز انسان در قرن ۲۱ زندگی می‌کند، درصورتی‌که قلب او در دوران پارینه‌سنگی است(همان منبع).
۱۲-۲ اهمیت هوش هیجانی
هوش هیجانی پیش بینی کننده موفقیت افراد در زندگی و نحوه برخورد مناسب با استرس هاست. پرورش و رشد هوش هیجانی از اهمیت زیادی برخوردار است. موارد زیر را می توان به عنوان اهمیت هوش هیجانی بیان نمود.