منبع پایان نامه ارشد درباره یابنده

شیء پیدا شده شامل چیزهای خوردنی باشد مانند: خرما و… یا آنچه که شبیه آن باشد. پس در این مورد تعریف واجب نیست. در این مورد سخن نبوی هنگام گذشتن از راه و دیدن خرما در راه است فرمود: همانا من می ترسم که آن را صدقه دهم یا که بخورم آن را. در ظاهر سخن دلالت می کند بر مباح بودن آنچه از خوردنی ها که یافت می شود، ولی معنی آن به این صورت است که اگر مالک آن را در دست ملتقط دید می تواند آن را از ملتقط بگیرد، همان طور که درباره غلاف و انار گفته شد. … و حنابله گفته است یابنده این چیزها بر آنها تملک پیدا می کند زیرا که صاحب آن دیگر از مالکیت آن خارج شده است، پس اینگونه مال ها مباح شده محسوب می شوند، همانطور که قبلاً ذکر کردیم. و حنابله گفته است یابنده این چیز ها بر آنها تملک پیدا نمی کند زیرا که صاحب آن دیگر از مالکیت آن خارج شده است پس این گونه مال ها مباح شده محسوب می شوند همانطور که قبلا ًذکر کردیم .
ج- هنگامی که یابنده ترس از ضایع شدن شی پیدا شده را توسط ظلم از طرف حاکم را داشته باشد جایز است که آن را نشناساند؛ تا جایی که شاخصی گفته اند: اگه یابنده حدس بزند که ظالمی آن را از او بگیرد شناساندن آن حرام است و آن به صورت امانتی در دست او است و این عاقلانه است زیرا هدف از شناساندن رساندن آن به دست صاحبش می باشد پس هنگامی که احتمال ضایع شدن آن برود شناساندن آن فایده ای ندارد و به جای نفع ضرر می رساند که باید از این کار خودداری شود.
۲- مدت زمان تعریف:
مدت زمان تعریف یک سال است. ومتوالی بودن آن شرط نیست پس اگر آن را در سه ماه یک سال طوری معرفی کند که عرفا گفته شود او در این مدت، آن را معرفی کرده است سپس به طورکلی تعریف را ترک کند و پس از آن در سال دیگر، سه ماه معرفی نماید و هکذا… تا آنکه مقدار یک سال درضمن چهار سال مثلا ، کامل شود در تحقق تعریف که شرط جواز تملک و تصدق است کفایت می کند و آنچه که بر او واجب بوده، از او ساقط می شود اگر چه در تاخیر آن تا این مقدار در صورتی که بدون عذر باشد، معصیت کرده است.(امام خمینی ۱۴۲۵ه ق ،ج۳،ص۴۰۳) و( لنکرانی ،۱۴۲۹ه ق،ص۳۱۵) اکثر روایات در مورد مدت تعریف بر واجب السنه کامل دلالت می کنند و از آن روایات می توان به روایت صحیحه الحلبی، از ابی عبدالله(ع) اشاره کرد که در حدیث آمده سوال شد از لقطه ای که پیداشده وآن را برداشته حضرت فرمودن: بشناسان آن راتایک سال، اگر صاحبش آمد آن را به او بده والا آن مثل باقی اموالت می باشد.(همان)
۳- محل و مکان تعریف: تعریف در مکان هایی انجام می گیرد که گمان و حدس می رود که خبر آن به صاحب شیء برسد و اولین مکان و با اولیت ترین مکان برای تعریف، جایی است که آن شیء پیدا شده است. زیرا غالباً صاحب آن در همان مکان از او سؤال می کند. پس در محل تجمع مردم مانند: بازار و درهای مسجدها و جایی که نمازگزاران خارج می شوند، در زمانی که اجازه داده نمی شود در مسجد تعریف انجام گیرد. زیرا مردم برای عبادت آمده اند نه برای تعریف شیء و یا پیدا کردن آن. و تعریف در صحرا و در نزدیکترین سرزمین ها به آن صورت می گیرد ، زیرا گمان می رود که کسی خواستار آن شود. (امام خمینی ،۱۴۲۲ه ق ، ص ۳۵۷)
۲-۱-۴-۱-۳-۱ مطالبه کردن لقطه در زمان تعریف وبعد از آن
چیز پیدا شده پس داده نمی شود مگر با دلیل و برهان آشکار و تنها ذکر ویژگی کفایت نمی کند. اگرچه ویژگی های آن باشد و هیچ کس جز صاحب آن از ویژگی ها با خبر نباشد ولی یابنده برای دادن آن به وصف کننده مانعی ندارد و مجبور هم نیست که آن را به او بدهد. پس در این صورت، اگر فرد دیگری آمد و دلیل آشکار به مالک بودن بیاورد، آن را از اولی سلب می کند و به او داده می شود. و اگر به دست آوردن برای او تضمین باشد، یابنده آن را باید برگرداند و برای پس گرفتن آن از وصف کننده اولی، با وجود اینکه نتوانست اعتراف کند که مالک آن بوده، باید تضمین کند که هیچ کس برای پیگیری آن نمی آید. (محقق حلی، ۱۴۰۸ هـ.ق، ج۲، ص۲۷۹)
بعد از گذشت زمان تعریف برای یابنده تملک در آن مجاز می باشد، بنابراین اگر صاحب آن آمده بعد از آن مدت برای او حق و نزاعی بر آن نمی باشد و تنها می تواند همانند آن یا پول و ارزش آن را خواستار شود، در صورتی که یابنده تقاضای او را مجاز بداند و بر او باز پس دهد و در لقطه حرم یابنده آن را صدقه می دهد یا به عنوان امانت نزد خود نگهداری می کند و تملکی بر آن ندارد. وقتی آن را صدقه دهد و صاحب آن بیاید، اجازه صدقه دادن آن را ندارد و در این مورد این دو گفته بر آن دو برتری دارد. (محقق حلی، ۱۴۰۸ هـ.ق، ج۲، ص۱۷۸-۱۷۷).
بعد از گذشت زمان تعریف برای یابنده تملک در آن مجاز می باشد، بنابراین اگر صاحب آن آمده بعد از آن مدت برای او حق و نزاعی بر آن نمی باشد و تنها می تواند همانند آن یا پول و ارزش آن را خواستار شود، در صورتی که یابنده تقاضای او را مجاز بداند و بر او بازپس دهد و در لقطه حرم یابنده آن را صدقه می دهد یا به عنوان امانت نزد خود نگهداری می کند و تملکی بر آن ندارد. وقتی آن را صدقه دهد و صاحب آن بیاید، اجازه صدقه دادن آن را ندارد و در این مورد این دو گفته بر آن دو برتری دارد. (محقق حلی، ۱۴۰۸ هـ.ق، ج۲، ص۱۷۸-۱۷۷)
۲-۱-۴-۱-۴حکم یافتن لقطه توسط کودک یا دیوانه بامجنون
هر گاه کودک یا دیوانه ای مالی را پیدا کند، در حکم لقطه است. و بر ولی اوست که وظایف ملتقط را انجام دهد. (سبحانی، ۱۴۳۹ هـ .ق، ص۴۴۳) (مکارم، ۱۴۲۴ هـ .ق، ص۴۲۶) (بهجت، هـ .ق، ص۴۰۹)

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

وظایف به این ترتیب است که مسئولیت تعریف را در یک سال به عهده بگیرد و حتی آن مال را نگهداری کند، زیرا طفل و دیوانه تملک بر حفظ و نگهداری و تعریف مال پیدا شده را ندارد و ایمان به این موضوع ندارد.
هرگاه یکسال تعریف را ادامه داد ولی صاحب آن پیدا نشد در این صورت می تواند به یکی از سه صورت زیر اقدام کند:
تملک کند؛
به نیت صاحبش صدقه دهد؛
به نیت امانت برای مالکش حفظ و نگهداری کند. (محقق حلی، ۱۴۰۸ هـ .ق، ج۳، ص۱۴۱۲)
شهید اول در لمعه همین نکته را بیان داشته است.

شهید ثانی در شرح لمعه می گوید: ولی کودک و دیوانه متولی تعریف لقطه می باشند. یابنده پیش از تمام شدن سال نمی تواند مالک آن بشود. (شهید ثانی، شرح لمعه)
یابندهی مال کسی است که شایستگی کسب کردن داشته باشد، اگرچه مکلف نباشد و بر ولیّ طفل واجب است مالی را که کودک پیدا می کند، حفظ کند. چنان که حفظ مال کودک بر او واجب است و آن را در اختیار کودک قرار نمی دهد، زیرا اطمینان به کودک وجود ندارد و مجنون نیز همین حکم را دارد. اگر آن مال نیاز به تعریف داشته باشد، ولی اقدام به تعریف آن می کند و سپس برای آن دو، میان صدقه دادن و تملک و به عنوان امانت نگهداری کردن، کاری را که برای آنان سودمند تر است، انجام می دهد. (همان)
۲-۱-۴-۲احکام لقیط
هر طفل گمشده ای است که کسی را نداشته باشد که متوجه تربیت او بشود. (محقق حلی، ۱۴۰۸ هـ.ق، ج۳ ص۱۳۷۸).
لقیط بچه ای را که گم شده و سرپرست ندارد و بر آنچه که مصلحت اوست و دفع آنچه که موجب ضرر و هلاکت او است، نمی تواند مستقلاً عمل نماید می گویند. (امام خمینی، ۱۴۲۵ هـ .ق، ج۳، ص۴۱۷)
برداشتن لقیط واجب کفایی است هر گاه از تلف شدن از بترسد. به خاطر آیه ۵-۲ سوره مائده که می فرماید: «تعاون علی البّر»و بعضی از مجتهدین این را سنت می دانند(دهکردی).و ملتقط (کسی که لقیط را برمیدارد) باید شرایطی داشته باشد که به شرح زیر است:
بلوغ و عقل می باشد.
آزاد باشد، چه برداشتن غلام بی اذن آقا صحیح نیست، مگر در وقتی که از تلف شدن طفل بترسد و کسی دیگر سوای او نباشد، چه در این صورت واجب است بر غلام برداشتن او.
مسلمان باشد. بعضی از مجتهدین، اسلام را شرط نمی دانند. چون غرض از التقاط محافظت است و آن با کافر نیز ممکن است و بعضی از مجتهدین شرط عدالت در بردارنده کرده اند. (عاملی ۱۴۲۹ هـ .ق، ص۵۸۸) (علامه حلی، ۱۴۲۰ هـ .ق ج۴ ، ص۴۴۸).
لقیط محکوم به کفر ترک می شود تا به دست ملتقط کافر برسد، به خلاف لقیط مسلمان و طفل زمانی محکوم به اسلام است که یکی از ابوین یا همه آنها مسلمان باشند و یا در بلاد اسلام یافت شود و یا در بلاد کفر در صورتی که در آنجا مسلمانی پیدا شود که احتمال داده شود لقیط از او متولد شده است، محکوم به اسلام است یا در آنجا مسلمانی اسیر باشد. (کیدری، ۱۴۱۶ هـ .ق، ص۳۲۷)
اگر در دارالکفر باشد و مسلمانی در آن نباشد یا مسلمان باشد ولی احتمال داده نشود که از اوست، به کفر او حکم می شود. و در جایی که محکوم به اسلام است، اگر بعد از بلوغ اظهار کفر از خودش بنماید، به کفر او حکم می شود. لیکن بنابر اقوی حکم مرتد فطری او جاری نمی شود. (امام خمینی، ۱۴۲۵ هـ .ق، ص۴۱۹)

اگر دو نفر با هم طفل را دیدند، حضانت و تربیت آن با کیست؟
اگر آن دو نفر در حریت و اسلام و امین بودن و مساوی باشند، پس طفل را به قید قرعه یکی از آن دو برمیدارند و اگر یکی از آن دو فاسق باشد و یا عبد باشد و یا مسافر و یا کافر، طفل را دیگری برمیدارد. (همان)
واجب نیست که ملتقط در برداشتن لقیط شاهد بگیرد و نفقه لقیط بر عهده ملتقط نیست، بله واجب است حضانت آن طفل را به عهده بگیرد، و نفقه می دهد از زمان لقیط زمانی که مالی داشته باشد، البته به اذن حاکم، پس زمانی که بدون اذن حاکم از مال طفل نفقه دهد، ضامن است مگر زمانی که ضرورت داشته باشد. مثل زمانی که دست رسی به حاکم نباشد و اگر لقیط مالی نداشته باشد، پس نفقه آن بر سلطان است که از بیت المال بدهد، و چنانچه معذور بود، از مسلمین برای نفقه دادن به لقیط کمک می گیرد. و اگر مقدور نباشد، خود شخص ملتقط از مال خود نفقه می دهد. (علامه حلی؛ ۱۴۲۰ هـ .ق،ج۴ ، ص۴۴۹)
و اگر نیت کند که نفقه را باز ستاند بلکه چون طفل غنی شود می تواند باز ستاند. و قول او معتبر است در مقدار آنچه نفقه کرده به حسب عادت و اگر چنانچه طفل بنده باشد در نفقه اش به تدریج بفروشند چون باز گرفتن آن میسر نباشد و آنچه با طفل برداشته از جامه و مانند آن ملک اوست و از آنجا مه او را نفقه نکند بی رخصت حاکم و اگر رخصت از حاکم میسر باشد.
اگر دو کس یا زیاده بر سر برداشتن طفل نزاع کنند سابق اول است و اگر به یک دفعه بردارند آن کس که از شهر باشد اول است به محافظت از آن که از دهکده باشد ،آن کس که در دهکده باشد اولاست از کسی که در صحرا منزل داشته باشد ،و همچنین اولاست مالدار از مفلس ،و ظاهر العداله از مجهول الحال. و اگر در جمیع آنچه مذکور شد مساوی باشند قرعه بزنند نام هرکدام که بیرون آید از آن کس است.(عاملی،۱۴۲۶ه ق،ص ۵۸۷)
اگر کسی دعوی نماید که طفل فرزند من است و ثابت سازد به او ملحق می شود و چنانچه طفل بعد از آن‌که بالغ شود، انکار کند فرزندی وی را، اعتبار ندارد. (عاملی ۱۴۲۹ هـ .ق، ص۴۹۰)
اگر کسی دعوی کند که لقیط بنده است، حکم به آزادی او داده می شود، چون اصل در هر کسی آن است که آزاد باشد. و چنانچه بندهی او را بکشد، بنده را در عوض او باید کشت، اما اگر آزادی او را بکشد، او را در عوض او نمی توان کشت، چون احتمال دارد که طفل بنده باشد و اگر کسی زخمی بر او زند، می تواند بعد از بلوغ بر زخم وارده بر خود، دیت بگیرد. (همان)
و عاقله او امام است هر گاه کسی میراث خوار و ضامن جریرهی او نباشد، پس دیت خطای او بر امام است. (همان).
۲-۱-۴-۳احکام ضاله
لفظ «ضاله» در عرف و لغت در خصوص حیوان و در هر گمشده ای هرچند حیوان نباشد، به کار می رود. در روایت نیز آمده است:«الحکمه ضاله المومن»(کلینی، ۱۳۸۹-۱۳۸۸ هـ

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *