پایان نامه فسخ نکاح در حقوق مدنی ایران و مذاهب خمسه

۱- مرسله صدوق:«هرگاه زن پس از آگاهی از عنن شوهر خویش به دوام زندگی راضی باشد، دیگر خیار فسخ نخواهد داشت»

 

از روایت فوق برخی از فقها چنین استنباط کرده اند که اوّلاً خیار زن در صورت رضایت او پس از علم  به عنن ساقط می گردد، و ثانیاً در صورت عدم تمایل به دوام زندگی زن بایستی فوراً به دادگاه مراجعه نماید[۳].

بنظر می رسد که جهت اوّل روشن است، امّا  جهت دوّم قابل تأمّل می باشد. زیرا عدم مراجعه زن به دادگاه اعم است از رضایت وی؛ و هرچند بی تردید اعمال خیار فوری است، ولی متیقن آنست که زن با انقضاء مدّت یکسال پس از مراجعه در صورت تمایل به فسخ بایستی سریعاً  به اعمال حقّ خیار مبادرت نماید، در غیر این صورت حقّ وی ساقط خواهد شد؛ و با این حال دلیلی بر لزوم مبادرت به مرافعه پس از آگاهی بر عیب وجود ندارد.

۲- روایت محمّدبن مسلم از امام محمّدباقر(ع):« به عنین یکسال مهلت داده می شود، و پس از آن زوجه اش اگر بخواهد به زندگی با وی ادامه می دهد و در غیر این صورت جدا می شود[۴]».

۳- بختری از امام محّمد باقر(ع) نقل می کند که : « علی (ع) فرموده است: به عنین از تاریخ مرافعه یکسال مهلت داده می شود ، که در این مدّت چنانچه آثار بهبودی مشاهده نگشت، تفرقه امکان پذیر می گردد، و چنانچه زن راضی شود که مدّتی با وی زندگی و بعداً جدا شود، حقّ خیار وی ساقط خواهد شد.»

از روایات فوق و بسیاری احادیث دیگر، فقط استنباط کرده اند که عنن تنها عیبی است که بدون مراجعه و مرافعه به دادگاه خیار فسخ پدید نمی آید.[۵]

شافعیه و حنابله و حنیفه اعتقاد دارند که: اگر زوج از دخول به زوجه خود عاجز باشد برای زوجه خیار فسخ است، اگر چه بر دیگران قادر باشد زیرا این مرد نسبت به این زن عنین است و چه نفعی برای زوجه او دارد که با دیگران قادر به نزدیکی است.[۶]

مذاهب در این مورد اتفاق دارند که اگر زن مدعی شد که زوج او عنین است و مرد انکار کرد باید اقامه دلیل کند اگر مرد معترف به عنین شود. اگر زن شاهد و دلیلی ندارد باید به زنان عرضه شود تا اگر بکر است به قول آنها عمل شود و اگر بیوه است مرد باید قسم بخورد، زیرا او منکر است و زن مدعی وجود عیبی در مرد است که موجب خیار است، اگر مرد قسم بخورد دعوی رد می شود و اگر خودداری کرد زن قسم می خورد، سپس قاضی مرد را یکسال قمری مهلت دهد اگر در طول سال برای زن فایده نداشت، قاضی زن را پس از انتهای مدت یکسال مخیر می کند که با مرد بماند یا فسخ کند، زن اگر ماندن را با مرد اختیار کرد خود می داند و اگر فسخ را اختیار کرد خودش فسخ می کند و یا حاکم از طرف او فسخ می کند نزد امامیه و شافعیه و حنابله محتاج به طلاق نیست.[۷]

مالکیه در این مورد گفته اند: زن به امر قاضی خود را طلاق می دهد که در حقیقت قولشان به فسخ می دهد.

حنفیه گفته اند: قاضی زوج را به طلاق امر می کند اگر زوج خودداری کرد شخص حاکم طلاق می دهد.[۸]

به نظر می رسد که از دیدگاه تمام مذاهب اگر برای شخصی پس از عقد و قبل از دخول عنن عارض شد برای زن خیار فسخ نمی باشد. اما اگر پس ازعقد و قبل از دخول عنن عارض شد برای زن خیار فسخ می باشد چنانچه قبل از عقد عنین بوده است.

[۱] نجفی ، محمد حسن ، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام ، پیشین، ج ۳۰، ص ۳۳۸

[۲] خمینی ،روح الله،تحریر الوسیله،پیشین،۲۵۶

[۳] – نجفی ، محمد حسن ، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام ، پیشین ، ج ۳۰، ص ۳۵۸٫

[۴]- همان ، ج ۳۰، ص ۳۶۰٫

[۵]- حر العاملی , محمد بن الحسن, وسائل الشیعه،پیشین،ص۳۶۲

[۶] – زیدان،عبدالکریم،المفصل فی احکام المرأهء و البیت المسلم فی الشریعهء الإسلامیهء،پیشین،ص۱۳۰

[۷] – همان

[۸] – مالک،ابن انس،موطأ،دار احیاء التراث العربی،قاهره،بی تا؛ج۳،ص۲۳۶

متن کامل :

فسخ نکاح در حقوق مدنی ایران و مذاهب خمسه