ضرورت و اهمیت نوآوری در سازمان – عوامل موثر در افزایش خلاقیت و نوآوری

پایان نامه نقش مشارکت مدیریت و قابلیت­های بازاریابی بر مزیت رقابتی (مطالعه موردی: بانک رفاه کارگران)

ضرورت و اهمیت نوآوری در سازمان

در خصوص ضرورت و اهمیت نوآوری در سازمان، دلایل متعددی ارائه گردیده است بدین معنی که خلاقیت و نوآوری موجب خواهد شد تا موارد ذیل تحقق یابد:

  • رشد و شکوفایی استعدادها و سوق یافتن آن­ها به سوی خودشکوفایی؛
  • نیل به موفقیت­های فردی، شغلی و اجتماعی؛
  • پیدایش تحرک در سازمان؛
  • افزایش در کمیت، کیفیت و تنوع تولیدات و خدمات؛
  • کاهش هزینه­ها، ضایعات و اتلاف منابع؛
  • افزایش انگیزش کاری کارکنان سازمان؛
  • ارتقای سطح بهداشت روانی و رضایت شغلی کارکنان سازمان؛
  • ارتقای بهره­وری سازمان؛
  • موفقیت مجموعه مدیریت و کارکنان سازمان؛
  • رشد و بالندگی سازمان؛
  • تحریک و تشویق حس رقابت؛
  • کاهش بوروکراسی اداری؛
  • تحریک و مهیاکردن عوامل تولید (محمدی، ۱۳۸۴، ۵).

 

۲-۲-۳-۴) عوامل موثر در افزایش خلاقیت و نوآوری

بهبود و تحول دارای ابعاد رفتار ی، ساختاری، فناوری، مالی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است. این عوامل نقش مهمی را در جهت افزایش خلاقیت و نوآوری ایفاء می­کنند. در زیر عوامل مزبور مورد تحلیل و بررسی قرار می­گیرند:

  • برنامه ریزی

مسیر ممتد خلاقیت و نوآوری با برنامه­ریزی آغاز می­شود. مدیران مأموریت و هدف­های راهبردی سازمانی را با تعیین آماج­ها و دستور جلسات به گونه­ای ترسیم می­کنند که تغییر خلاق و نوآور سازمان را هدایت کنند. آنان با تحلیل موقعیت، محیط را از نظر علامت­های خطر و فرصت­ها می­آزمایند و برای آگاهی از نقاط ضعف و قوت بالقوه سازمانی و برای غلبه بر مشکلات و یا بهره­برداری کردن از تغییرخلاق و نوآور    طرح­های مناسب را تنظیم می­کنند. برنامه­های سازمانی باید جسور، واقع بینانه و انعطاف­پذیری باشند تا بتوانند راه را برای نوآوری مطلوب هموار کنند و همچنین باید مسائل غیر قابل پیش­بینی را که غالبا در فرایند خلاقیت و نوآوری ظاهر می­شوند در نظر داشته باشند. هر چند، خلاقیت شامل چیزهایی است که هرگز قبلا تولید یا حتی تعریف نشده است هیچ برنامه­ای نمی­تواند کلیه احتمالات راپیش­بینی کند(فیضی، ۱۳۸۷، ۴۱۲).

  • فرهنگ سازمانی (بعد فرهنگی)

روان شناسان به مجموعه­ای از ویژگی­های نسبتاٌ ثابت هر فرد شخصیت می­گویند. وقتی افرادی گرم، خلاق، مهربان، محافظه کار و جزء آن نامیده می­شوند درواقع به ویژگی­های شخصیتی آنان اشاره می­شود. هر سازمان نیز شخصیتی دارد که فرهنگ سازمانی نامیده می­شود و منظور از آن نظام معنایی مشترک در سازمان است. همان طورکه در جوامع، فرهنگ­ها چگونگی ارتباط با افراد درون و بیرون از جامعه را تعیین می­کنند، سازمان­ها نیز فرهنگی دارند که چگونگی رفتار اعضا را معین می­سازد. در هر سازمانی نظام­ها و الگوهایی از ارزش­ها، نمادها، شعائر، اسطوره­ها و اعمالی وجود دارد که در طول زمان تکامل یافته است. این ارزش­های مشترک در سطحی وسیع، چگونگی نگرش کارکنان به مسائل و نحوه پاسخ دادن آنان را معین می­کند. فرهنگ به عنوان بستر نوآوری، ایفای نقش می­کند. در صورتی که فرهنگ حاکم، برای ایده­ها و           ایده­پردازی­ها ارزش قائل نبوده و به آن ارج نهند، هر نوآوری قبل از بروز در نطفه خفه می­شود. در چنین حالتی، فرهنگ به مانند سیستم ایمنی بدن عمل می­کند و وظیفه­اش از بین بردن هر تازه وارد است، قبل از آنکه به بدن آسیب برساند. فرهنگ می­تواند تغییر یابد اما این تغییر در یک فرایند کند رخ می­دهد. یکی از نویسندگان ضمن تاکید بر نقش و تاثیرفرهنگ سازمانی در ایجاد روحیه خلاقیت و نوآوری در سازمان، عقیده دارد در صورتی که فرهنگ سازمانی دارای مشخصات زیر باشد می­تواند زمینه ایجاد خلاقیت در سازمان را فراهم کند:

پذیرش ابهام :تأکید زیاد برعینیت و شرح جزئیات خلاقیت را محدود می­سازد.

تحمل غیرعملی بودن :افرادی که برای مسائل مختلف راه حل­های غیر عملی و حتی به ظاهر ساده لوحانه

می­یابند .سرکوب نمی­گردند، زیر انچه ابتدا، نشدنی به نظر می­آید، ممکن است سازمان را به راه حل­های نو رهنمون نماید.

نظارت­های خارجی کم :میزان قوانین، مقررات، خط مشی­ها و سایر نظارت­های مشابه بسیار کم است.

تحمل مخاطره :کارکنان برای تجربه کردن، تشویق می­شوند بدون آنکه نگران شکست در تجربیات خود باشند. اشتباه­ها به عنوان فرصت­های آموزشی تلقی می­گردند.

تأکید بر هدف به جای وسیله: اهداف روشنی وضع می­شوند و افراد تشویق می­شوند تا راه حل­های جایگزین برای دستیابی به هدفهای خود بیابند. تأکید بر هدف، نشان دهنده امکان وجود پاسخ­های درست متعدد برای هر مسئله است.

تأکید بر نظام باز :سازمان از نزدیک بر محیط نظارت دارد و در برابر دگرگونی­های محیطی به سرعت واکنش نشان می­دهد. وقتی مدیران عالی سازمان غرور لازم برای خلاقیت و نوآوری را در اعضای سازمان ایجاد کنند، آنان را برای دستیابی به موفقیت بیشتر تقویت می­کنند و به سوی عملکرد بهتر رهنمون می­شوند. در واقع، وقتی خلاقیت و نوآوری مورد انتظار کارکنان و مدیران باشد، این انتظار بر فرهنگ سازمان حکمفرما می­شود و فضایلی سرشار از تغییرات ایجاد می­کند(فیضی، ۱۳۸۷، ۴۱۳).