دانلود پایان نامه حقوق با موضوع اموال غیر منقول

وصیت کننده یا فرد دیگری باشد، ولی در هر صورت امضای وصیت کننده باید زیر آن باشد. چنین وصیتنامه ای باید در اداره ثبت یا محل دیگری که آن اداره معین می کند به امانت گذاشته شود (شخص وصیت کننده هر وقت اراده کند می تواند وصیتنامه اش را از اداره ثبت پس بگیرد) این در حالی است که شخص بی سواد نمی تواند چنین وصیتنامه ای تنظیم کند.
وصیتنامه به این علت تنظیم می شود تا تکلیف بخشی از اموال موصی تعیین شود و آنچه موجب تحقق ارث می شود مرگ است که به دو نوع موت حقیقی و موت فرضی تقسیم می شود. منظور از موت حقیقی خارج شدن روح از بدن است و منظور از موت فرضی این است که شخص مدت ها غایب بوده و خبری از او نباشد.
البته به جز این شیوه های تنظیم وصیتنامه نوع دیگری نیز وجود دارد که به وصیتنامه در مواقع اضطراری معروف است. منظور از مواقع اضطراری زمان هایی است که حالت فوق العاده بر جامعه حاکم است، مثل شرایط جنگی، بمباران هوایی یا شیوع بیماری های مسری که در چنین حالتی شخص می تواند به طور شفاهی نزد ۲ شاهد وصیت کند به شرط آن که یکی از شاهدان مفاد وصیتنامه را با تاریخ روز، ماه و سال تنظیم کند و به امضای حاضران برساند. همچنین اشخاصی که وصیتنامه اضطراری نزد آنها تنظیم می شود باید در اولین فرصت وصیتنامه را در یکی از دفاتر اسناد رسمی به امانت بگذارد و علام کند که وصیت کننده آن را در سلامت عقل نوشته است. البته اگر به موضوع نوشتن وصیتنامه از ××× دیگر نیز آگاه شود ×××‌دو نوع عهدی و تملیکی تقسیم می شود. در وصیت عهدی، وصیت کننده فرد یا افرادی را برای اداره بخشی از اموال خود و نیز سرپرستی فرزندانش پس از مرگ تعیین می کند و مسئولیت را به آنها می سپارد. این در حالی است که در وصیت تملیکی شخص بخشی از اموال خود را پس از مرگ به فرد یا افرادی تملیک می کند که این فرد یا افراد می توانند فردی از خانواده یا فرد دیگری باشد.
۳-۱- تنظیم وصیت نامه
به دلیل تصرفات رایگان که انشاء‌کننده ممکن است در معرض فشار و تهدید و ترس واقع شود قانون گذار بر ای انشاء‌این اعمال، رعایت تشریفات خاصی را اجباری قرار داده است.
به ویژه در وصیت، که به طور معمول نزدیک به مرگ موصی انشاء می شود و ناتوانی مادی و معنوی به سودجویان، فرصت بیشتری را برای سوء‌استفاده می دهد، تشریفات تنظیم وصیتنامه را می توان ضامن حفظ آزادی و استقلال فکر موصی دانست.
همچنین باید دانست که مفاد وصیتنامه باید پس از مرگ موصی اجرا شود، پس اگر اصالت آن،‌مورد نزاع واقع گردد، به دلیل فوت امضاء‌کننده وصیتنامه، احراز اصالت آن دشوار است. قانون به این دشواری ها بی اعتنا نیست و برای جلوگیری از هرگونه الحاق و تزویر، رعایت تشریفات خاصی را در تنظیم وصیتنامه ضروری و اجباری قرار می دهد.
اما باید بدانیم که وصیت در حقوق ایران، نباید از اعمال تشریفاتی به معنی خاص شمرد زیرا نه تنها ایجاب وصیت با هر عبارت که دلالت بر قصد موصی کند بدون هیچ گونه قیدی واقع می شود. عدم رعایت تشریفات مربوط به تنظیم وصیت نامه، موجب بطلان عقد وصیت نیست و تنها پذیرش وصیتنامه را در دادگاه ممنوع می سازد. (ماده ۲۹۱ امور حسبی).
این ماده مقرر می دارد که هر وصیتی که به ترتیب مذکور در این فصل واقع شده باشد در مراجع رسمی پذیرفته نیست، مگر این که اشخاص ذی نفع در ترکه به صحت وصیت اقرار نمایند.
در فقه اسلام هیچ گونه تشریفات خاصی برای وصیت پیش بینی نشده است منتها، چون در فقه بنا به ملاحظات مذهبی و باور مردم به شهادت، اهمیت خاصی داده می شود، وصیت نیز باید بوسیله ی شهادت دو عادل اثبات شود و به گفته ی مشهور، نوشته ی موصی در صورتی موثر است که دو شاهد وقوع وصیت را تایید کنند یا موصی خود به صحت وصیتنامه نزد آنان اقرار کند.
باید افزود که اثبات وصیت به مال، آسان تر از وصیت به ولایت است زیرا در مال، شهادت یک تن به همراه سوگند و شهادت یک مرد و دو زن و شهادت انفرادی چهار زن، هر کدام برای اثبات یک چهارم از موصی به پذیرفته می شود ولی در مورد ولایت شهادت دو مرد عادل ضرورت است.
با وجود این، بسیاری از فقهای اسلام، وصیت کتبی را نیز برای اثبات وصیت کافی شمرده اند و حتی انشاء آن را به موجب نوشته مستجب می دانند.
گروهی از فقهای امامیه، مانند علامه حلی و عده ای از فقیهان عامه، معتقدند که چنان چه موصی قادر به تکلم باشد وصیت او توسط کتابت بلااثر است ولی مشهور فقهای امامیه، معتقدند که وصیت به کتابت نافذ است هرچند که موصی قادر به تکلم باشد نظر مشهور موجه است زیرا رضایت نفسانی، همان طور که با لفظ ابراز می گردد، با عمل کتابت نیز قابل ابراز است و عقلا برای افعال و اقوال، تفاوتی قائل نیستند.
فتوای فقیهان معاصر بر همین نظر استوار است. به موجب این نظریه چنان چه پس از مرگ شخصی، مکتوبی از او باقی بماند که با قرائن و شواهد ثابت شود که مکتوب به خط متوفی است و به قصد وصیت آن را نوشته است، وراث موظفند که آن را تنفیذ نموده و به آن عمل کنند.
در قانون مدنی، به تبعیت از فقه، اثبات وصیت در دادگاه تابع قواعد عمومی است بدین معنی که ذی نفع می تواند با استفاده از تمام دلایل پیش بینی شده برای اثبات قراردادها، وقوع وصیت را ثابت کند.
اما بعد از تصویت قانون ثبت اسناد و املاک به حکم مواد ۴۶ و ۴۷ و ۴۸ قانون مذبور، دائر بر عدم پذیرش اسناد عادی در مورد انتقال عین و منافع اموال غیر منقول، قابل اجرا باشد باید به صورت سند رسمی تنظیم گردد.
در قانون امور حسبی به تقلید از سایر قوانین به طور کلی دو نوع وصیتنامه پیش بینی شده است:
وصیت در موارد عادی- وصیت در موارد فوق العاده.
اجرای تشریفات مربوط به تنظیم وصیت، همیشه برای موصی امکان ندارد و در بعضی از موارد مثل مسافرت در دریا، بروز جنگ، یا مریض شدن موصی و یا به علت نداشتن وقت، نمی تواند به طریق عادی وصیت خود را با رعایت شرایط لازم انشاء‌کند، قانون نیز به همین دلیل در بعضی موارد موصی را از رعایت تشریفات معاف کرده و حتی وصیت شفاهی را نیز مورد قبول قرار داده است.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

۳-۱-۱- تنظیم وصیتنامه در موارد عادی
قانون امور حسبی، برای مواقع عادی سه نوع وصیتنامه پیش بینی کرده است:
رسمی- خودنوشت- سری (ماده ۲۷۶ امور حسبی)
وصیتنامه ها از جهات زیر با هم تفاوت دارند:
۱٫ وصیتنامه ها دارای قوه اثباتی و اعتبار مساوی نیست، و از این لحاظ وصیتنامه رسمی بر سایر اقسام وصیت، که به موجب سند عادی، تنظیم می شود برتری دارد.

۲٫ تکالیف و تشریفاتی که موصی یا اشخاص ذی نفع برای اجزاء وصیت باید انجام دهند، در این وصیتنامه ها یکسان نیست. موصی در انتخاب هر یک از این سه قسم، آزادی کامل دارد و می تواند وصیت خود را به صورت رسمی یا سری و یا خودنوشت، انشاء کند ولی این آزادی در صورتی وجود دارد که موصی شرایط مادی و معنوی لازم را برای وصیتنامه مورد انتخاب داشته باشد. برای مثال: شخصی که مایل است وصیتنامه سری تنظیم کند، باید علاوه بر داشتن سواد، قادر به نوشتن نیز باشد. از این مقررات استنباطی می شود که در وضع عادی، وصیت باید در تمامی موارد کتبی باشد. قانونی در این مورد حکم صریحی نداده است ولی از مجموعه مقررات و اشکال پیش بینی شده، چنین تعبیر می شود که وصیت شفاهی در دادگاه، قابل ترتیب اثر و اثبات نیست و فقط اشخاص ذی نفع می توانند با اقرار به صحت، آن وصیت را اجرا نمایند. (ماده ۲۹۱ قانون امور حسبی) یعنی با شهادت نمی توان وصیت را اثبات کرد و این درست مخالف قاعده ای است که در فقه شهرت دارد. شورای نگهبان بر پایه ی همین شهرت در نظر شماره ی ۲۶۳۹- ۴/۸/۶۷ اعلام کرده است که ماده ی ۲۹۱ قانون امور حسبی برخلاف موازین شرعی است ولی این اعلام، اعتبار قانون موجود را از بین نمی برد، هرچند که دادگاه مدنی خاصی آن را اجرا نکند.

سوالی در این باب مطرح می شود که آیا شورای نگهبان، حق نسخ یا ابطال قوانین موجود را دارد؟
شورای نگهبان از اختیاری که اصل چهارم قانون اساسی، درباره ی تمیز مشروع بودن قوانین به آن نهاد اعطا کرده نتیجه گرفته است که حق الغای قوانین موجود را نیز دارد.
ولی این اقدام که فراتر از نسخ قانون و در حکم ابطال آن است، قابل انتقاد به نظر می رسد زیرا استفاده از قوای عمومی، تنها راه تشریفات و آیین ویژه آن امکان دارد چنان که هیچ کس قاضی را در خیابان و منزل خود و خارج از پرونده ای که به او ارجاع شده دارای صلاحیت نمی داند و برای مردم کوچه و بازار با این که خداوند آنان را حاکم بر سرنوشت اجتماعی خویش، ساخته است حق وضع قانون نمی شناسد و تردید نیست که باید این قوه از طریق انتخابات و مجلس اعمال شود . شورای نگهبان نیز تنها از راه آیین ویژه ای که در قانون اساسی برای اعمال صلاحیت او پیش بینی شده و در همان حدود، می تواند از اختیار مندرج در اصل چهارم، که ناظر بر اصول کلی است استفاده کند.
پس ادعای داشتن اختیار ابطال قانون بر مبنای این اصول قابل پذیرش نیست. به ویژه که ابطال قانون بدون این که متنی جایگزین آن شود، نظام حقوقی را دچار خلاء‌می کند و باعث آشفتگی حقوقی است بر مبنای اصل چهارم قانون اساسی، می توان قوانینی را که از این پس نیز تصویب می شود ابطال کرد در حالی که هیچ کس این نتیجه را نمی پذیرد.
۳-۱-۲-وصیت نامه ی خودنوشت:
وصیت خودنوشت در اصطلاح قانون امور حسبی، وصیتی است که (تمام آن به خط موصی نوشته شده و دارای تاریخ روز و ماه و سال، به خط موصی بوده و به امضاء‌او رسیده باشد) (ماده ۲۷۸ امور حسبی) این شکل وصیت دارای منافع زیادی است از جمله:
از نظر تنظیم سند و عدول از آن برای موصی و به ویژه بیماران، ساده ترین اقسام وصیتنامه است برای تنظیم این وصیتنامه کافی است موصی باسواد باشد تا بتواند هیچ گونه تشریفاتی آخرین اراده ی خود را بیان کند. همچنین برای کسانی که میل دارند وصیت آنان پنهان بماند، وصیتنامه ی خودنوشت بهترین تضمین است و برای موصی هیچ هزینه ای هم ندارد و امروز معمول ترین اقسام وصیتنامه ها است تنها عیبی که وصیتنامه ی خودنوشت دارد عادی بودن سند است که به آسانی، تحریف می شود و قابل از بین بردن است: اشخاص ذی نفع و وارثان موصی به راحتی می توانند با از بین بردن وصیت نامه یا تحریف عبارت آن از اجرای اراده ی موصی جلوگیری کنند.
همچنین اگر این وصیتنامه به گونه ای از بین برود تهیه ی نسخه دیگر آن برای اشخاص ذی نفع امکان ندارد و چون ادعای فقدان وصیت نیز اصولا در دادگاه قابل امتناع ‌نیست (ماده ۲۹۸ قانون امور حسبی) فقدان وصیت، خواه قهری باشد یا به عمد وصیت را از بین می برد ولی وصیتنامه رسمی و سری این عیوب را ندارد.
این معایب با امانت گذاردن وصیتنامه نزد دوست یا خویشاوندی مورد اعتماد قابل جبران است.
۳-۱-۲-۱- تشریفات در تنظیم وصیتنامه خودنوشت
به موجب ماده ۲۷۸ قانون امور حسبی، در وصیتنامه ی خودنوشت سه شرط ضروری است:
۱٫ تنظیم و تحریر تمام محتویات وصیتنامه توسط شخص موصی
۲٫ تعیین تاریخ وصیت
۳٫ امضاء‌موصی
سایر تشریفاتی که به طور معمول در تنظیم این وصیت رعایت می شود از نظر قانونی زائد است.
مثلا: ضرورتی ندارد که موصی، محل تنظیم وصیتنامه را در آن قید کند.
تمام وصیتنامه باید به دست موصی تحریر شده باشد؛ یعنی موصی باید برای تنظیم وصیتنامه خودنوشت، باسواد باشد. نوع خط اهمیتی در اعتبار وصیتنامه ندارد حتی نابینایان می توانند به وسیله ی خط ویژه ای که برای بیان اراده ی آنان اختراع شده است وصیتنامه ی خودنوشت تنظیم کنند.
۳-۱-۲—۲- نوشتن وصیتنامه خودنوشت:
وسیله و افراز نوشتن نیز تاثیری در این عنصر ندارد شاید ارسال وصیتنامه به دادگاه صالح،

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *