علمی : بررسی و تبیین تطبیقی علیّت از دیدگاه ابن‌رشد و غزالی با تأکید بر …

همانطور که گذشت یکی از موارد اشتراک رویکرد غزالی و ابن‌رشد، انتقادات و اشکالاتی است که به ابن‌سینا در موارد مختلف وارد کرده‌اند. هر چند حمله‌های ابن‌رشد به ابن‌سینا، در واقع به منظور دفاع از ارسطو صورت می‌پذیرد و از نظر ابن‌رشد، ابن‌سینا از اندیشه‌های ارسطو فاصله گرفته است و در مقابل، حملات متکلمانی چون غزالی و فخررازی به این دلیل است که از نظر آنها ابن‌سینا به ارسطو نزدیک شده‌ است‌ و به جهت منحرف شدن ابن‌سینا از اصول‌ و‌ عقاید اسلامی اظهار نگرانی می‌کنند.
۴-۲-۲٫ عدم تبیین مناسب از ارتباط معجزه و علیّت
هم غزالی و هم ابن‌رشد در ارائه‌ی تبیینی دقیق از ارتباط معجزه و علیّت ناتوان بوده‌اند و در مقایسه با تحلیل دیگر متفکرین مسلمان از جمله ابن‌سینا توفیق چندانی در این راه نداشته‌اند.
۴-۲-۳٫ رد قاعده‌ی الواحد
یکی دیگر از نقاط اشتراک غزالی و ابن‌رشد، رد قاعده‌ی الواحد در مورد خداوند متعال است. غزالی می‌گوید هر کس این قاعده را بپذیرد هرگز نمی‌تواند این را بپذیرد که جهان فعل خدا و خداوند فاعل آن است. ابن‌رشد نیز با این قاعده درباره‌ی خداوند متعال موافق نیست، هر چند وی این قاعده را در عالم مشهود آشکارتر از عالم غیرمشهود می‌داند.
۴-۲-۴٫ اثبات علیّت در رابطه‌ی بین خداوند و معلولات
یکی از نقاط اشتراک غزالی و ابن‌رشد در بحث علیّت، قبول علیّت در رابطه‌ی بین خداوند و مخلوقات است. در مورد ابن‌رشد این مطلب واضح است؛ همانطور که گذشت ابن‌رشد در این مسأله با توجه به مبانی خود در بحث علیّت، در رابطه‌ی بین خداوند و معلولات نیز رابطه‌ی علیّت را قبول می‌کند. اما درباره‌ی غزالی همانطور که گذشت، غزالی رابطه‌ی علیّت را در اجسام جاری نمی‌داند ولی درباره‌ی خداوند و مخلوقاتش این رابطه را نفی نکرده بلکه تمام همت او صرف اثبات این مطلب شده است که خداوند تنها علّت در عالم وجود و جهان طبیعت است و سایر پدیده‌های طبیعی جز رخدادهایی که به واسطه‌ی اراده‌ی الهی در کنار هم رخ می‌دهند نیستند.
۴-۳٫ اختلاف نظرات غزالی و ابن‌رشد
در این بخش به موارد اختلاف نظرات غزالی و ابن‌رشد می‌پردازیم. از موارد اختلاف نظر غزالی و ابن‌رشد می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:
۴-۳-۱٫ اصل علیّت عامه
از موارد اختلاف نظر میان غزالی و ابن‌رشد اصل علیّت عامه است؛ با توجه به تحلیلی که در همین فصل گذشت و ضرورتی به طرح مجدد آن نیست، روشن شد که از لوازم نظرات غزالی، رد اصل علیّت است و ابن‌رشد هم در این باب انتقاداتی به غزالی وارد ساخته و سعی در اثبات این اصل داشت.
۴-۳-۲٫ ضرورت علّی و معلولی
یکی از فروع قاعده‌ی علیّت اصل ضرورت علّی و معلولی است که غزالی این مطلب را صریحاً رد کرده است و از دیگر سو ابن‌رشد در این مطلب با غزالی به مخالفت پرداخته و سعی در اثبات این اصل می‌نماید.
۴-۳-۳٫ سنخیّت علّت و معلول
با توجه به مطالب و تحلیل‌هایی که از ارتباط اصل سنخیّت و اصل ضرورت علّی و معلولی در این پژوهش گذشت اختلاف نظر غزالی و ابن‌رشد در بحث سنخیّت علّت و معلول نیز مشهود است.
۴-۳-۴٫ تعریف فاعل
در تعریف فاعل غزالی اعتقادی به فاعلیّت در جمادات ندارد ولی ابن‌رشد بر خلاف غزالی به فاعلیّت در جمادات معتقد است.
۴-۳-۵٫ ملاک نیاز معلول به علّت
یکی دیگر از موارد اختلاف نظر میان غزالی و ابن‌رشد در بحث علیّت ملاک نیاز معلول به علّت است. همانطور که بررسی شد یافتیم که غزالی ملاک نیاز معلول به علّت را حدوث و ابن‌رشد نیز این ملاک را در وجود ضعیف و بالقوه‌ی معلول معرفی می‌کند.
۴-۳-۶٫ قدم زمانی عالم
غزالی با رد قدیم بودن عالم نه تنها به ابن‌سینا در این مسأله نقد و اشکال جدی دارد، بلکه او را تکفیر نیز می‌کند. اما ابن‌رشد بر اساس مبانی خود که جهان را همیشه در حال حرکت می‌داند، قدم زمانی عالم را می‌پذیرد.
۴-۳-۷٫ رابطه‌ی ضرورت علّی و صانع بودن خدا
ابن‌رشد از جمله کسانی است که تلاش کرد تمام نقض و نقدهایی که غزالی بر فلاسفه وارد کرده پاسخ دهد. یکی از نقدهای کلامی ابن‌رشد بر غزالی و متکلمان، مسأله‌ی روابط علیت و صانع بودن خداوند است که موضع ابن‌رشد درست نقطه‌ی مقابل غزالی است. غزالی یکی از توالی فاسد نظریه‌ی ضرورت رابطه‌ی میان علت و معلول را نفی صانع بودن خدا نسبت به موجودات جهان می‌داند اما ابن‌رشد، در نقطه مقابل او ادعا کرده که اگر کسی رابطه ضروری میان علت و معلول را انکار کند در واقع این انکار، موجب انکار صانع بودن خدا نسبت به موجودات جهان می‌شود.
ابن‌رشد تصریح می‌کند وقتی ما روابط ضروری میان علّت و معلول را انکار کردیم و پذیرفتیم که روابط میان اشیاء صرفاً مبتنی بر اقتران و احتمال است، قاعدتاً یکی از احتمالات این است که شی، صرفاً بر اساس اتفاق به وجود آمده و هیچ سببی در پیدایش آن دخیل نیست. این مسأله را می‌توان تعمیم داد و گفت که کل جهان خلقت، صرفاً بر اساس اتفاق به وجود آمده و هیچ علّتی که رابطه ضروری با جهان خلقت داشته باشد، وجود ندارد؛ لذا صانع به طور کل منتفی می‌شود.[۳۳۷]
۴-۳-۸٫ ابن‌رشدِ ذات گرا و غزالیِ نومینالیست
از مجموع اظهارات ابن‌رشد و غزالی در باب علیّت می‌توان به یکی از تفاوت‌های مبنایی این دو متفکر جهان اسل
ام پی برد. جایی که ابن‌رشد به عنوان فیلسوفی ارسطویی مقابل غزالی با مسلکِ اشعری می‌ایستد و بر همین مبنا از علیّت دفاع می‌کند. ابن‌رشد با قبول ذات گرایی بر مبنای فلسفه‌ی ارسطویی در مقابل اشعری مشربی چون غزالی پاسخ‌هایی نظیر اینکه هر چیزی دارای طبیعت مخصوص و فعل معین است و اینکه نفی ضرورت علّی سبب می‌شود که اشیاء از یکدیگر قابل تمییز نباشند و همه، بسان شی‏ء واحد شوند و چون هر یک از اشیاء دارای ذات و صفات مخصوص به خود هستند و همین ذات [طبیعت] اقتضا می‏کند که افعال خاصی از اشیاء خاص صادر شود. و در مقابل، غزالی چنین مبنایی را قبول ندارد.
۴-۴٫ خاتمه؛ داوری در جدال غزالی و ابن‌رشد در بحث علیّت و فروع آن
در بخش‌ پایانی این پژوهش با توجه به تقریر نظرات غزالی و ابن‌رشد و نیز تحلیلی که در این فصل ارائه کردیم، نوبت به داوریِ جدال غزالی و ابن‌رشد در بحث علیّت و ارائه‌ی نتیجه‌ی می‌رسد.
۴-۴-۱٫ داوری میان غزالی و ابن‌رشد در بحث علیّت عامه
در بحث علیّت عامه می‌توان حق را به ابن‌رشد داد. از نظر ابن‌رشد، نمی‌توان تردید کرد که ما چیزهایی را مشاهده می‌کنیم که بر روی چیزهای دیگر عمل می‌کنند یا آنها را ایجاد می‌کنند. هر چند شاید راه برای غزالی باز باشد که بگوید تجربه‌ی حسی تنها این را اثبات می‌کند که معلول همراه با علّت به وقوع می‌پیوندد نه از طریق آن، اما تحلیل پاسخ ابن‌رشد که در بحث ضرورت علّی گذشت، می‌تواند پاسخگوی این شبهه‌ی غزالی نیز باشد. اگر به تحلیل نظرات غزالی درباره‌ی ضرورت علّی و نقد نظریه‌ی عادت، که در ادامه خواهد آمد توجه کنیم، بی‌گمان به سستی نظرات غزالی در بحث علیّت و به حق نزدیک‌تر بودن نظرات ابن‌رشد حکم خواهیم کرد.
۴-۴-۲٫ داوری میان غزالی و ابن‌رشد در بحث ضرورت علّی و معلولی
با توجه به تحلیل‌هایی که از نظرات غزالی و ابن‌رشد در این بحث ارائه کردیم و فارغ از آنچه که ابن‌رشد می‌توانست به عنوان یک فیلسوف مشائی مطرح کند ولی مطرح نکرد، می‌توان ابن‌رشد را به حقیقت نزدیک‌تر دانست. غزالی در ردّ ضرورت علّی و معلولی به مواردی اشاره کرده است که از سوی فیلسوفان مسلمان با پاسخ‌هایی قاطع و محکم روبرو شده است.
۴-۴-۳٫ داوری میان غزالی و ابن‌رشد در بحث معجزه
به نظر می‌رسد با توجه به تحلیل‌های فوق هیچ کدام از این دو متفکر جهان اسلام تبیینی دقیق از ارتباط بحث علیّت و معجزه ارائه نکرده‌اند؛ نه غزالی به عنوان متکلم راه صحیحی را در عنوان کردن نفی معجزه به عنوان تالی باطل بحث ضرورت علّی پیموده و نه ابن‌رشد توانسته انتظارات را از یک فیلسوف مشائی در تحلیل این مسأله برآورده سازد.
۴-۴-۴٫ داوری میان غزالی و ابن‌رشد در تعریف فاعل
با توجه به تحلیلی که گذشت، هر چند غزالی می‌تواند معیار خود را در تعریف فاعل، علم و اختیار قرار دهد و به دیگر علّت‌ها نام فاعل را اطلاق نکند و با نام‌هایی همچون سبب و … از آنها یاد کند، اما اگر این بمعنای نفی هر گونه فعلیت و علّیتی هر چند در حد علّت مُعد باشد، به نظر قول صحیحی نیست و در این مسأله نیز ابن‌رشد تعریفی دقیق‌تر ارائه کرده‌ است. اگر آتش نسوزاند، و خورشید روشن نمی‌کند، پس معنای مورد نظر غزالی از «سبب» که درباره‌ی این قسم فاعل‌ها اراده کرده است چیست؟
۴-۴-۵٫ داوری میان غزالی و ابن‌رشد در بحث قاعده‌ی الواحد
با توضیحاتی که در فصل دوم و سوم این پژوهش پیرامون قاعده‌ی الواحد از منظر غزالی و ابن‌رشد بیان شد و همچنین تحلیلی که در این فصل از نظرات این دو متفکر ارائه شد، می‌توان گفت که هیچ کدام از این دو متفکر جهان اسلام راه صحیحی را در درک و تبیین قاعده‌ی الواحد از منظر ابن‌سینا طی نکرده‌اند. نه غزالی در بیان محدود شدن قدرت خداوند و نفی خالقیت خداوند به عنوان تالی باطل قاعده‌ی الواحد، راه صحیحی را رفته است و نه ابن‌رشد در قول قیاس فاعل محسوس با فاعل غیرمحسوس توسط ابن‌سینا در این بحث بیان دقیقی را آورده است. به نظر می‌رسد قول هر دو متفکر در بحث قاعده‌ی الواحد، بنیان سستی دارد.

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.