پژوهش – بررسی نقش واسطه ای مدیریت کیفیت جامع در تعیین رابطه بین …

رابطه خلاقیت و نوآوری (تقوی و شریفی میلانی، ۱۳۸۹)
جدول۲-۱:تفاوت خلاقیت و نوآوری(خطیری، ۱۳۹۰).

خلاقیت نوآوری
خلاقیت نقطه ی آغاز نوآوری موفق است.
خلاقیت نیاز به پرورش و توسعه دارد.
خلاقیت به توانایی و قدرت پرورش افکار نو مربوط می شود.
نوآوری به معنای استفاده از افکار نو است.
نوآوری فرایند دریافت فکر خلاق و تبدیل ان به محصول خدمت یا شیوه ای نو برای انجام دادن کارهاست.
نوآوری بهره برداری موفقیت آمیز از ایده های نو است.
نوآوری را تبدیل یک ایده به شرکتی جدید محصولی نو، خدمتی جدید، فرایند نو با شیوه ای جدید در تولید تعریف کرده اند.

چهار P خلاقیت و نوآوری
برای ارتقا سطح نوآوری و خلاقیت شناخت چهار P دارای اهمیت است: محصول ، امکانات، فرایند (تکنیکها)، و خلاقیت فردی و گروهی. اولین P یعنی محصول یا نتیجه حادث نخواهد شد مگر انکه سه P دیگر وجود داشته باشند. اگر شرکت گروه یا سازمانی در جهت افزایش سطح نوآوری خودگان بر ندارد- یعنی اگر امکانات درست (فرهنگ درست سازمانی) را فراهم نسازد یا اعضای خود را در فرآیندهای خلاق فردی و گروهی درست و مناسب آموزش ندهد یا اگر سطوح خلاقیت فردی و گروهی اعضای خود را توسعه ندهد- قادر نخواهد بود از عهده ده چالش راهبردی که پیشتر ذکر کردیم برآید و همچنین نخواهد توانست دیگر مسائل خود را حل نماید. به عبارت دیگر این سازمان محصولاتی را که برای حفظ بقا و موفقیت نیاز دارد در اختیار ندارد. خلاقیت را می توان هم از طریق فراگیری فنون (فرآیندها) و هم از طریق افزایش خلاقیت فردی و گروهی ارتقا بخشید. اگر این امور در فرهنگ مناسب سازمانی روی دهند حاصل آن نوآوری خواهد بود چنانکه در نمابرگ ۲-۱ نشان داده شده است. (جیمز ام. هیگینز، ۱۳۸۸[۹]).
جدول ۲-۲: چگونگی رابطه چهار P با یکدیگر

خلاقیت + فرهنگ سازمانی + نوآوری
فرایندها (تکنیکها) خلاقیت فردی و گروهی امکانات محصول چهار نوع نوآوری: محصول، فرایند، بازاریابی، مدیریت

تاریخچه
خلاقیت زمانی به گونه ای جدی در عرصه روانشناسی مطرح شد که گیلفورد در ۱۹۶۱ در ضمن مطالعه ی هوش، دریافت که یک نوع تفکر به نام «واگرا» در فعالیت های ذهنی وجود دارد که فرآیندی غیرمنطقی است و در موقعیت های تازه و مبهم بروز می کند و پاسخ های متعددی را به وجود می آورد، در حالی که تفکر دیگری وجود دارد که «همگرا» و قیاسی است و به دنبال یافتن یک پاسخ مناسب برای مسئله است. گیلفورد به تحلیل محتوای این پدیده ی جدید پرداخت و در پی ساختار و مولفه های سازنده ی آن برآمد.پیش از گیلفورد والاس[۱۰] در سال ۱۹۲۶ فرایند خلاقیت را بررسی کرده و چهار مرحله ی مشهور آن را مشخص ساخته بود که ابتدا آماده سازی (تلاش اولیه برای حل مسئله) سپس نهفتگی (مسئله به حال خود رها می شود و ذهن به چیزهای دیگری متوجه می شود) مرحله بعدی اشراق (حالت درک آنی و روشن شدگی ذهن برای یافتن راه حل) و مرحله ی آخر ایده است (راه حل های به دست آمده بررسی و صحت و قسم آن ها ارزیابی می شود). گیلفورد و والاس هر دو به نکته ای اساسی اشاره دارن و آن حالت ادراک غیرمعمول و غیرمنطقی ای است که محدود به برنامه ریزی نیست در حالی که دیگر فرآیندهای شناختی به ویژه تفکر حاصل برنامه ریزی و جریانی حاصل است. (احمدی، ۱۳۸۸)
فرایند خلاقیت

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.