بررسی رابطه کیفیت زندگی کاری و مدیریت ارتباط با مشتری مورد مطالعه …

– توجه به دانش و اطلاعات، خلاقیت های مربوط به باز طراحی شغل
– توجه به مشاغل مدیران و تأثیر آن ها در ر ضایت شغلی کارکنان
– کیفیت زندگی کاری یکی از ابعاد طراحی شغل است.

سیستم حقوق و مزایا

– در کارکنان انگیزش ایجاد می کند.
– یک استراتژی متداول در بهبود کیفیت زندگی کاری است.
– بر نگرش و رفتار کارکنان، ساختار و رویه های سازمانی تأثیر می گذارد.
– به سیستم ارتباطات و مشارکت بایستی توجه داشت زیرا بر نظام پرداخت تأثیر می گذارد.

طراحی و حفظ روابط کارکنان

– توجه به پویایی های روابط درون و بین گروهی
– افزایش و تقویت ارتباطات و تعاملات بین و درون گر وه ها
– کاهش رقابت های غیر سازنده
– برقراری ارتباط با تأکید ویژه بر اعتماد سازی بین کارکنان و مدیران
– ایجاد محیط کاری کیفی و سهیم ساختن کارکنان در اطلاعات

اقدامات مدیریتی

– مدیران رده سرپرستی به طور مستقیم بر رفتار سازمانی و میزان بهره وری کارکنان تأثیر می گذارند.
– کیفیت زندگی کاری از ویژگی های ساختار سازمان تأثیر می پذیرد.
– انسانی کردن ساختار سازمان در بهبود کیفیت زندگی کاری تأثیر دارد.
– اقدامات مدیریتی نباید با منافع کارکنان و ملاحظات انسانی درتضاد باشد.
– ارزشیابی اثربخش اقدامات مدیریت به طور مستقر انجام گیرد.

راهبردهای درونی و بیرونی تغییر

– استفاده از استراتژی های فوق الذکر مستلزم تدوین راهبردهایی است که به بهبود کیفیت زندگی کاری منتج می گردد. بهسازی یا بالندگی سازمانی، تشکل های کارگری و کارمندی، گروه های سیاسی یا ذی نفوذ و قوانین و مقررات از جمله راهبردهایی است که به این امر کمک می کند.

۲-۲-۴- اهداف کیفیت زندگی کاری
اهداف اساسی یک برنامه کیفیت زندگی کاری اثربخش، شرایط کاری بهبود یافته (به طور عمده از دیدگاه کارمندان) و اثربخشی سازمانی بیشتر (به طور عمده از دیدگاه کارفرمایان) می باشد. نتایج مثبت برنامه مذکور به وسیله شماری از مطالعات پیشین حمایت شده است که شامل کاهش غیبت گر ایی در سازمان، جابجایی پرسنلی کمتر، ارتقاء و رضایت شغلی بیشتر می باشد (Lau, 2002:2). چند نفر دیگر از نویسندگان در مقاله ای با عنوان «موج جدید کیفیت زندگی کاری» موج جدید تیم های کیفیت زندگی کاری را شامل تیم هایی از کارکنان می دانند که اهداف مربوط به کار خود را تعیین می کنند و معیارهای تعیین چنین اهدافی را به شرح زیر می دانند:
– بهبود روش های انجام کار به گونه ای که مورد رضایت ارباب رجوع (مشتری)، نیروی کار و مدیر باشد.
– باعث ایجاد درآمد یا کاهش هزینه می شود.
– باعث بهبود در ارائه خدمات به ارباب رجوع می شود.
– روحیه کارگروهی را ارتقاء می بخشد (تمجیدی، ۱۳۸۶: ۳۳).