لاعاتی در شرکتهای فعال دربورس اوراق بهادارتهران بین سالهای ۱۳۸۷ الی ۱۳۹۱ انجام گرفت. هدف اصلی این پژوهش شناسایی جنبه های مختلف ترکیب سهامداران با عدم تقارن اطلاعاتی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و اهداف فرعی ارائه راهکاری جدید برای گسترش چگونگی ترکیب سهامداران بر عدم تقارن اطلاعاتی شرکتها، مطالعه تاثیر ترکیب سهامداران بر سایر سرمایه گذاران و تعیین مهمترین شاخص های عدم تقارن اطلاعاتی در شرکتهای بورس اوراق بهادار می باشد. پژوهش پیش رو از لحاظ هدف کاربردی بوده و از بعد روش شناسی از نوع تحقیقات توصیفی- همبستگی می باشد. این پژوهش شامل چهار فرضیه می باشد، جهت آزمون فرضیات ازآزمون رگرسیون خطی چند متغیره به صورت ترکیبی (سال- شرکت) بهره گیری شده می باشد.
یافته های این پژوهش نشان داد که در شرکت هایی که مالکیت نهادی آنها زیاد می باشد، در مقایسه با شرکت هایی که ماکیت نهادی در آنها کم می باشد، تقارن اطلاعات بیشتری هست. نتایج حاکی از ارتباط معنی دار و معکوس بین درصد ترکیب سهامدارن و عدم تقارن اطلاعاتی می باشد. پس می توان نتیجه گرفت حضور مالکان نهادی، شرکتهارا از وضعیت بحرانی و ورشکستگی به دور نگه می دارد بدین ترتیب فرضیه نظارت کارآمد در ارتباط با سرمایه گذاران نهادی مورد تایید می گیرد. نتایج حاصله با کنترل متغییرهای اندازه شرکت و اهرم مالی، کماکان به قوت خود باقی ماند.
 
واژگان کلیدی:  ترکیب سهامدارن، مالکیت نهادی، تمرکز مالکیت، مالکیت حقیقی، عدم تقارن اطلاعاتی.
 
۱-۱) مقدمه
وجود عدم تقارن اطلاعاتی در بازار ، پیامدهای جمعی و فردی نامطلوبی نظیر مشارکت حداقلی سرمایه گذاران ، هزینه های معاملاتی بالا، بازارهای رقیق و کاهش سود ناشی از معاملات را به همراه خواهد داشت و با در نظر داشتن پروسه افشای اطلاعات، سرمایه گذاران (معامله گران) با مشکل عدم تقارن اطلاعاتی رو به رو هستند. این مشکل زمانی به وجود می آید که یکی از طرفین معامله نسبت به طرف دیگر، دارای اطلاعاتی بیش از طرف مقابل باشد و تأثیر متولیان افشای اطلاعات در حاکمیت شرکتی متبلور می گردد که در بر گیرنده کنترل و رویه هایی برای اطمینان از عدم حرکت مدیریت شرکت در جهت منافع شخصی و حرکت در مسیر حداکثر کردن منافع سهامداران و ارزش شرکت می باشد.
ترکیب سهامداران شرکت های مختلف، متفاوت می باشد. بخشی از مالکیت شرکت ها در اختیار سهامداران جزء و اشخاص حقیقی قرار دارد. این گروه برای نظارت بر عملکرد مدیران اکثرا به اطلاعات در دسترس عموم، همانند صورتهای مالی منتشره انکا می کنند. مقصود از سرمایه گذاران نهادی شامل سرمایه گذاران بزرگ نظیر بانک ها، شرکت های بیمه، موسسات مالی، صندوق های سرمایه گذاری و…هستند که در سایر شرکت های سهامی عام سرمایه گذاری می کنند(نمازی و دیگران، ۱۳۸۸). سرمایه گذاران نهادی معمولا به دلیل در اختیار داشتن درصد قابل توجهی از سهام شرکتها و همچنین حرفه ای بودن در امر سرمایه گذاری، توان و انگیزه لازم برای نظارت بر شرکت ها را دارا می باشند. عموما این گونه تصور می گردد که حضور سرمایه گذاران نهادی ممکن می باشد به تغییر رفتار و عملکرد شرکتها منجر گردد، این امر از فعالیت های نظارتی که این سرمایه گذاران انجام می دهند نشات می گیرد (کردلر و دیگران، ۱۳۸۹). این در حالی می باشد که بخش دیگری از مالکیت شرکت در اختیار سهامداران حرفه ای عمده قرار دارد که بر خلاف سهامداران نوع اول، اطلاعات داخلی با ارزشی درمورد چشم اندازهای آتی و راهبردهای تجاری و غیره شرکت، از طریق ارتباط مستقیم با مدیران شرکت در اختیارشان قرار می گیرد، عمومااین گونه تصور می گردد که حضور سهامداران نهادی ممکن می باشد موجب تغییر رفتار سرمایه گذاران گردد. در سال های اخیر حضور سرمایه گذاران نهادی در جمع سهامداران شرکت های سهامی عام در بورس اوراق بهادار تهران رشد چشم گیری داشته می باشد. کمیت و کیفیت حضور این سرمایه گذاران در جمع مالکین به لحاظ تاثیر پذیری که بر ساختار مالکیت و نیز چگونگی حاکمیت بر جای می گذارند درخور توجه می باشد. سرمایه گذاران نهادی یکی از سازوکارهای حاکمیت شرکتی می باشد که می توانند بر مدیریت شرکت نفوذی چشم گیر داشته باشند و هم می توانند منافع گروه سهامداران را همسو نمایند. راه  هایی که به آن وسیله سهامداران می توانند بر مدیریت نظارت کنند، عموما در چارچوب نظریه نمایندگی معرفی می گردد. که معضلات نمایندگی را کنترل می کند و طرفداری از سرمایه گذاران را بهبود می بخشد. با وجود این چنین تمرکزی می تواند اثرات منفی هم داشته باشد، مانند دسترسی به اطلاعات محرمانه که عدم تقارن اطلاعات را بین آنان و سهامداران کوچکتر ایجاد می کند. یعنی تضاد منافع بین مدیران و سهامداران اقلیت و اکثریت تغییر می یابد (نوروش و ابراهیمی کردلر، ۱۳۸۴).
عدم افشای بموقع و صحیح، منجر به افزایش هزینه انتخاب نا مطلوب و خطر اخلاقی به عنوان عناصر حاصل از عدم تقارن اطلاعاتی و در نهایت افزایش هزینه مبادله می گردد. افزایش هزینه مبادله، کاهش قیمت سهام، توقف بازار و در نهایت، خروج بعضی از سرمایه گذاران از چرخه بازار را به دنبال دارد. هر چه عدم تقارن اطلاعاتی در بازار بیشتر باشد، حجم معاملات که بیانگر نقدشوندگی اوراق بهادار موجود در آن بازار می باشد، کاهش خواهد پیدا نمود. پژوهش های اخیرنشان میدهد که کاهش عدم تقارن اطلاعاتی، کاهش هزینه انتخاب نا مطلوب و خطر اخلاقی و افزایش نقدشوندگی بازار را به دنبال خواهد داشت. بر مبنای یافته های این دو جریان فکری، می توان گفت که نقدشوندگی بازار ارتباط مثبت با کیفیت راهبری شرکتی بنگاه دارد و سازو کارهای حاکمیت شرکتی بر اطلاعات افشا شده توسط شرکت برای سهامداران آن اثر می گذارند و احتمال عدم افشای کامل و مطلوبیت اطلاعات و افشای اطلاعات کم اعتبار را کاهش می دهند. تحقیقات نشان می دهد در صورت وجود نظارت موثرتر هیأت مدیره بر مدیریت، کیفیت و کفایت اطلاعات چاپ گردیده توسط مدیریت افزایش می یابد. بهبود کیفیت افشای شرکت باعث کاهش عدم تقارن اطلاعاتی می گردد و کاهش عدم تقارن اطلاعاتی مدیریت سود کمتر را به همراه دارد.
 
***ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل و با فرمت ورد موجود می باشد***

متن کامل را می توانید دانلود نمائید

زیرا فقط تکه هایی از متن پایان نامه در این صفحه درج شده (به گونه نمونه)

اما در فایل دانلودی متن کامل پایان نامه

 با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند

موجود می باشد

تعداد صفحه : ۱۲۶
قیمت : هفده هزار و سیصد تومان ۱۴۷۰۰
 

***

—-

پشتیبانی سایت :               [email protected]

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

***  **** ***