در کاران سازمانی را به خود جلب کرده می باشد. کلیه مدیران وکارگزاران وسرمایه گذاران در شرکتهای پذیرفته شده دربورس باتوجه به نتایج این پژوهش می توانند با سنجش سرمایه فکری به ارزش ذاتی شرکت نزدیک شده و با اطلاع از اندازه برخورداری شرکتها ازسرمایه فکری می توانند بازده مالی مالی مورد نظر را مناسب ترپیش بینی کنند.
۲-۱) اظهار مسئله پژوهش
در طول دهه ۱۹۸۰، مفروضات و عقاید نئوکلاسیک ها از سوی توجه مبتنی بر منابع به چالش کشیده گردید. بنابر اظهارات “پن روس ” مزیت رقابتی تنها با ترکیبات مختلفی از محصولات و بازارها در یک صــنعت معین به دست نمی آید ، بلــکه عمــدتاً از تفاوت در انواع مختلف منابع ســازمانی نشاٌت می گیرد .از آنجایی که منابع همیشه قابل انتقال ، قابل تقلید و یا جایگزینی نمی باشد؛ ضروری می باشد تا برای شناسایی منابع واقعی و پایدار به جای در نظر داشتن بیرون ، توجه جدی به درون شرکت ها به اقدام آورد. سازمان ها در حال وارد شدن به اقتصاد مبتنی بر دانش هستند.اقتصادی که درآن دانش و دارایی های نامشهود به عنوان مهمترین مزیت رقابتی سازمان ها شناخته شده می باشد. امروزه چگونگی ی بهره گیری از دارایی های نامشهود تاثیر بسیار مهمی در موفقیت وبقای سازمان ها دارد به طوری که این موضوع باعث به وجود آمدن حوزه مطالعاتی و تحقیقاتی جدیدی در مدیریت شده می باشد.در یک طبقه بندی ساده دارایی های نامشهود به دو دسته تقسیم می گردد که یکی از مهـمترین اجزاء آن سرمایه فکری می باشد که تاثیر مهمی بر روی عملکرد و پیاده سازی استراتژی های سازمانی دارد . از این رو شناسایی و اندازه گیری و مدیریت این سرمایه فکری دارای اهمیت خاص می باشد (گلدی صدقی ،۱۳۸۶،ص۲۵)۴٫
از سوی دیگر اغلب سرمایه های حسابداری فعلی از تأثیر و اهمیت فزاینده حق مالکیت معنوی و دانش در سازمانهای عصر جدید قافل بوده و از توان سنجش ارزش واقعی دارایی ها در محاسباتشان قاصرند. در حقیقت صورت های مالی در تشریح ارزش واقعی شرکت ها از محدودیت های بسیاری برخوردار هستند. در جوامع دانش محور کنونی ، بازده سرمایه فکری به کار گرفته شده بسیار بیشتر از بازده سرمایه های مالی به کار گرفته شده اهمیت یافته می باشد؛
این به این معناست که در مقایسه با سرمایه های فکری، تأثیر و اهمیت سرمایه های مالی در تعیین قابلیت سود آوری پایدار،کاهش چشمگیری یافته می باشد.بنابر این سرمایه فکری مظهر راهبرهای ارزش غیر محسوس شرکتها می باشد و تأثیر فزاینده ای در عملکرد مشترک عوامل تولید(عامل چهارم) اعمال می نماید(چان،۲۰۰۹،ص۱۲) .
در حقیقت مساله اصلی این پژوهش مطالعه تأثیر و اهمیت سرمایه فکری در بازده مالی شرکت ها می باشد. در حقیقت این پژوهش تلاشی برای ارزشگذاری سرمایه فکری در صورت های مالی به شمار می آید که به دنبال پاسخ به سولات اساسی به تبیین زیر می باشد:
۱) آیا بین سرمایه فکری و ارزش بازار بعنوان شاخص عملکرد مالی شرکت ارتباط ای هست ، این ارتباط چگونه می باشد؟
۲) آیا بین سرمایه فکری و نسبت های سودآوری بعنوان شاخص عملکرد مالی شرکت ارتباط هست ، این ارتباط چگونه می باشد؟
۳) آیا بین سرمایه فکری و نسبتهای فعالیت بعنوان شاخص عملکرد مالی شرکت ارتباط هست ، این ارتباط چگونه می باشد؟
۴) آیا بین سرمایه فکری و بازده سرمایه بعنوان شاخص عملکرد مالی شرکت ارتباط هست ، این ارتباط چگونه می باشد؟
۵) آیا بین سرمــایه فکری و شاخص مبتنی بر ارزش آفرینی بعنوان معیار عملــکرد مالی شرکت ارتباط هست و این ارتباط چگونه می باشد؟
۶) آیا بین هر یک از مولفه های سرمایه فکری و هریک از شاخص های عملکرد مالی شرکت آنها ارتباط هست ، این ارتباط چگونه می باشد؟
۷) و در نهایت اینکه تاثیر اندازه شرکت بر سرمایه فکری و عملکرد مالی شرکت چگونه می باشد ؟
۳-۱) چارچوب نظری
“دراکر” (۱۹۹۳) اندیشمند معروف مدیریت می گوید: ما در حال وارد شدن به یک جامعه دانشی هستیم که در آن منابع اقتصادی اصلی، دیگر سرمایه بیشتر،منابع طبیعی ونیروی کار بیشتر و… نیست .منابع اقتصادی اصلی دانش خواهد بود قرن ۲۱ ، قرن اقتصادی دانشی می باشد. قبل از اقتصاد دانشی ،اقتصاد صنعتی حاکم بوده که در این اقتصاد عوامل تولید ثروت اقتصادی، یکسری دارایی های فیزیکی و مشهود مانند زمین ، نیروی کار، پول و ماشین آلات و… بوده و از ترکیب این عوامل اقتصادی ،ثروت تولید می گردد.در این اقتصاد،بهره گیری از دانش به عنوان عامل تولید ، تأثیر کمی داشته می باشد اما در اقتصاد دانشی ، دانش یا سرمایه فکری به عنوان یک عامل تولید ثروت درمقایسه با سایردارایی های مشهود فیزیکی،ارجحیت بیشتری پیدا می کند دراین اقتصـاد، داراییهای فکری بخصوص سرمایه انسانی جزو مهمترین دارایی های سازمان محسوب میشود و موفقیت بالقوه سـازمانها ریشه درقابلیت های فکری آنها دارد تا دارایی های مشهود (گلدی ،۱۳۸۶،ص۱۰۵)۲٫
در طی دهه گذشته کسب و کارها ، اهمیت مدیریت دارایی های نامشهود خود را درک کرده اند و توسعه مارک ها ، روابط سهامداران ، شهرت و فرهنگ سازمان ها را به عنوان مهمترین منابع مزیت پایدار تجاری خود در نظر گرفته اند. در این اقتصاد توانایی خلق و بهره گیری از ارزش این دارایی های نامشهود ، یک شایستگی اصلی را برای سازمان ها به وجودمی آورد (کینگ هانگ ،۲۰۰۹،ص۱۰)۳٫
کندریک۴ یکی از مشهورترین اقتصاددانان مطرح آمریکاست، می گوید که در سال ۱۹۲۵، نسبت سرمایه های تجاری نامشهود به سرمایه های تجاری مشهود ۳۰ به ۷۰ بوده می باشد اما این نسبت در سال ۱۹۹۰ به اندازه ۶۳ به ۳۷ رسیده می باشد؛ همچنین “لئو” مطرح می سازد که فقط در حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد کل ارزش بازاری شرکت ها را تشکیل می دهند که هنوز هیچ کاری در مورد اندازه گیری انها صورت نگرفته می باشد)همان منبع).همچنین یکسری مطالعات انجام شده در سال ۱۹۹۹ در زمینه ترکیب دارایی های هزاران شرکت غیرمالی در طی سال های ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۸ نشان داد که ارتباط بین دارایی ها نامشهود و مشهود ۲۰ به ۸۰ بوده و در سال ۱۹۹۸ ، این نسبت تقریبا به ۸۰ به ۲۰ رسیده می باشد. این تغییرات قابل ملاحظه باعث ایجاد یکسری روش ها برای محاسبه ثروت شرکت هایی شده می باشد که مهمترین دارایی های آنها ، دارایی های نامشهود بویژه فکری و دانش بوده می باشد .
تعداد صفحه :۱۷۴
قیمت : هفده هزار و سیصد تومان۱۴۷۰۰۰

***

—-

پشتیبانی سایت :               [email protected]

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

***  **** ***