در پرورش تفکر انتقادی از عناصر گوناگون نظام آموزشی مانند هدف[۱]، محتوی[۲] و روش تدریس[۳] می­توان استفاده کرد که در این جا بیشتر تاکید بر عنصر روش تدریس است. روش پرسش و پاسخ یکی از روش­های مناسب تدریس است که در پرورش تفکر انتقادی می­تواند نقش مطلوبی ایفا کند. زیرا که در این روش معلم به وسیله آن، شاگرد را به تفکر درباره مفهومی جدید یا بیان مطلبی تشویق می­کند. در این روش، شاگرد تلاش می­کند با کوشش­های ذهنی، از معلوم به مجهول حرکت کند. معلم در جلسات بحث با شاگردانش، ابتدا به انتقال اطلاعات یا پاسخ به سوال یا مساله­ای نمی­پرداخت، بلکه از طریق پرسش­های متوالی، افراد را به تفکر وامی داشت و آنان را قدم به قدم هدایت می­کرد تا خود جواب را به درست کشف کنند. هدف از روش پرسش و پاسخ، تشخیص و تحریک تفکر، توانایی­ها و علایق، تقویت قدرت استدلال، سنجش و قضاوت، استفاده از تجارب و دانسته­های گذشته و ایجاد اعتماد به نفس[۴] در شاگردان است(شعبانی، ۱۳۸۶، ۲۶۴). یکی دیگر از روش­های مناسب تدریس روش بحث گروهی می­باشد که در این روش معلم موضوع یا مساله خاصی را طرح می­کند و یادگیرندگان درباره آن به مطالعه، اندیشه، بحث و اظهار نظر می­پردازند و نتیجه می­گیرند؛ در این روش یادگیرندگان بصورت فعال در فعالیت­های آموزشی شرکت می­کند و مسئولیت یادگیری را بر عهده می­گیرد. روش بحث گروهی روشی است که به شاگردان فرصت می­دهد تا نظرها، عقاید و تجربیات خود را با دیگران در میان بگذارند و اندیشه­های خود را با دلایل مستند بیان می­کند(همان منبع، ۲۷۴). روش مساله یکی دیگر از روش­های مناسب تدریس است که در پرورش تفکر انتقادی می­تواند نقش موثری ایفا کند. در این روش، در حقیقت، نوعی آماده کردن فراگیران است برای زندگی؛ یعنی مواجهه شدن با مسائل و کوشش برای حل آنها. در این روش فعالیت­های آموزشی به گونه­ای تنظیم می­شود که در ذهن فراگیران مساله­ای ایجاد شود و او علاقمند شود با تلاش خود راه حلی برای آن مساله پیدا کند. محیط و شرایط آموزشی باید به گونه­ای تنظیم گردد که یادگیرنده با مشکل مواجه شود و آن را درک کند. این کار زمانی صورت می­گیرد که یادگیرنده قدرت تحلیل و استنتاج و نیز قدرت شتاخت مساله و ویژگی­های آن را داشته باشد و به این ترتیب، بتواند راه حل­های احتمالی را پیش­بینی کند(همان منبع، ۳۱۳). با وجود این که فرصت­های مناسبی در نظام آموزشی در زمینه تفکر انتقادی وجود دارد، نباید فراموش کرد که استفاده بهینه از این فرصت­ها، شرایط و ملزومات خاصی می­طلبید که مجریان نظام­های آموزشی و فراتر از آن دولت­مردان و سیاست­گذاران باید زمینه­های مناسب استفاده از این چنین فرصت­هایی را فراهم می­سازند. در این زمینه، اداره­ی متمرکز سیستم آموزش و پرورش، سیستم ارزشیابی مبتنی بر آزمون­های عینی در مقابل آزمون­های انشایی، ضعف مبانی نظری مجریان برنامه­های درسی و چندین عامل دیگر چالش­های هستند که بدون برطرف کردن آنها مسلما نیل به اهدافی همچون تفکر انتقادی و قضاوت صحیح دور از انتظار خواهد بود(جانعلیزاده جوبستی و همکاران، ۱۳۸۸).

 

۲-۴-۵- نقش و اهمیت تفکر انتقادی:

این فرض که فکر کردن راه را برا آموزش بیش­تر باز می­کند، به طور کلی پذیرفته شده است. بعضی از پدران و مادران تا این حد پیش می­روند که می­گویند: برای ما مهم نیست به بچه­های ما چه می­آموزند یا بچه­ها چه مطالعه می­کنند، موضوع مورد توجه ما این است که بچه­ها بیاموزند چگونه شخصا فکر کنند.آنها باید خود تصمیم بگیرند و قضاوت کنند(هولفیش و اسمیت[۵]، ۱۳۸۱). تفکر انتقادی، از طریق ایجاد روابط معقول بین انسان­ها، تصمیم­گیری بر اساس تحلیل عناصر یک موقعیت، و تفکیک عناصر مطلوب،­ نوید بخش زندگی توأم با آرامش و مهربانی نخواهد بود. بنابراین می­توان گفت، اگر مدرسه­های ما در آموزش این امر مهم ناموفق باشند، جامعه ما و در نهایت جامعه جهانی شکست خواهد خورد.

  • توسعه مهارت تفکر انتقادی در دانشجویان آنان را قادر می­سازد که توانایی بالاتری برای الف: تجزیه و تحلیل مجموعه اطلاعات؛ ب: تصمیم­گیری؛ ج: ارزیابی هر مشکل برای تصمیمی که اتخاذ می­شود، د: تصمیم­گیری برای مداخلات مقتضی برای هر موفقیت را کسب نماید.
  • ارتقای سطح مهارت­های تفکر انتقادی، یک نتیجه قابل انتظار از تحصیلات عالی دوره کارشناسی و بالاتر به حساب می­آید.
  • هدف عمده تجارب دانشگاهی کسب نوعی توانایی است که افراد خبره آن را تفکر انتقادی نامیده­اند.
  • رشد فرهنگی بدون تفکر انتقادی قابل تصور نیست.
  • آموزش تفکر انتقادی، موثرترین روش در افزایش کیفیت یادگیری است.
  • ایجاد مهارت­های تحلیل، ارزشیابی و گرایش و کاربرد بهترین راه­حل
  • ایجاد مهارت­های خودآگاهی، همدلی، ارتباط موثر، روابط بین­فردی، تصمیم­گیری، حل مسئله، تفکر انتقادی، تفکر خلاق، توانایی حل مسئله و توانایی مقابله با استرس(حیدری­دامانی، ۱۳۸۹).

۲-۴-۶ – مهارت­های تفکر انتقادی

پل[۶](۱۹۹۳)، تفکر انتقادی را داری حداقل دو عنصر اساسی می­داند: یکی عنصر بررسی و ارزیابی دلایل، که مستلزم کسب مهارت­های لازم برای درک درست و ارزیابی دلایل و ادعاهاست و دیگری روحیه انتقادی که شامل آمادگی­ها، نگرش­ها، خصوصیات ذهنی و صفات شخصی است. آنها همچنین مطرح می­کنند که مهارت­های تفکر انتقادی فقط مواقعی مثمرثمر است که دارای روحیه انتقادی باشد و گر نه به تنهایی بی­فایده است.

علاوه بر این اسمیت[۷](۱۹۹۲) تفکر انتقادی را به توانایی علمی و همچنین گرایش به تردید، تشکیک و مواجهه شدن با نتایج تردید و وابسته می­داند و آمادگی به تشکیک را به عنوان مجموعه­ای از عوامل شخصی مانند پشتکار، تحمل، آمادگی برای درنگ و توقف، منطقی بودن و تصور فرد از دیگران مرتبط می­کند.

 

 

علیپور و همکاران(۱۳۸۸) مهارت­های تفکر انتقادی را  مهارت­های شناختی که هسته تفکر انتقادی را تشکیل می­دهند شامل موارد ذیل می­دانند:

الف. تفسیر: درک و بیان معنی و با اهمیت انبوهی از بیانات، موقعیت­ها، اطلاعات، وقایع، قضاوت­ها، قراردادها، گمان­ها، قوانین، رویه­ها و معیار به کار می­رود و شامل خرده مهارت­های طبقه­بندی، رمز گشایی امور و معنی کردن دقیق می­باشد.

ب. تحلیل: مشخص کردن روابط استنباطی واقعی قصد شده و میان گفته­ها سوالات مفهوم­ها، توصیفات و یا شکل­های دیگر برای اظهار کردن گمان، قضاوت، تجارب، دلایل، اطلاعات یا عقاید می ­باشد.

ج. ارزشیابی کردن: تعیین و برآورد کردن اعتبار و صحت گفته­ها یا دیگر اشکال بیانی که نشانگر درک و فهم، تجربه، موقعیت باور و اعتقاد شخص بوده و نیز به تعیین و برآورد رابطه منطقی بین گفته­ها، توضیحات سوالات و دیگر گونه­های کلامی تاکید دارد.

د. استنباط: تشخیص دادن عناصر و شواهد مطمئن برای نتیجه­گیری می­باشد خرده مهارت­های آن شامل پرسش پر کردن از وقایع، حدس زدن متناوب و ترسیم کردن نتایج می­باشد.

ه. توضیح دادن: توانایی بیان اینکه چگونه به یک قضاوت دست می­یابیم و توانایی برای ارائه یک راه متقاعد کننده نتایجی از تفکر فردی می­باشد. خرده مهارت­های آن شامل متدها و قوانین، روش­های توجیهی، هدف داشتن با دلایل خوب و بیانیه­های مفهومی از وقایع یا دیدگاه ها و ارائه کامل و خوب مدلل شده از بحث­ها برای بیان بهترین فهم ممکن می­باشد.

علاوه بر این نیدلر[۸](۱۹۸۴)، مهارت­های تفکر انتقادی را شامل سه قسمت می­داند:

الف- مهارت تعریف و شفاف­سازی مسئله، که خود شامل: تشخیص دیدگاه­های اصلی یا مسئله، مقایسه شباهت­ها و تفاوت­ها، تشخیص اطلاعات مربوط به یک مسئله، تنظیم سوال­های مناسب است.

ب- مهارت قضاوت درباره اطلاعات مربوط به مسئله، که خود شامل: تمایز میان حقیقت، عقیده، قضاوت مستدل، بررسی توافق مفاهیم، تشخیص مفروضات بیان نشده، تشخیص چهارچوب­های کلیشه­ای و تشخیص عوامل احساسی، تبلیغی و مطالب سوگیری شده است.

ج- مهارت حل مسئله و استخراج نتایج، که خود شامل: تشخیص کفایت اطلاعات جمع­آوری شده و پیش­بینی نتایج احتمالی است(تفنگدار، ۱۳۸۶).

انیس( به نقل از عباسی، ۱۳۸۰) در فهرست خود دوازده عنصر از تفکر انتقادی را نام می­برد و بیر به آن نیز اشاره می­کند که یکی از کامل­ترین تحلیل­ها از تفکر انتقادی می­باشد که عبارتنداز:

۱) معنای یک عبارت را درک کنند.

۲ (قضاوت و داوری در مورد وجود یا عدم وجود ابهام در استدلال.

۳ (قضاوت بر تناقض­های موجود در عبارات.

۴ (قضاوت در مورد نتیجه­گیری.

۵ (قضاوت در مورد صراحت عبارت­ها.

۶ (قضاوت در مورد کاربرد اصل خاصی در عبارت­ها.

۷ (قضاوت بر اعتبار مشاهدات.

۸ (قضاوت در مورد تایید نتایج استقرایی.

۹ (قضاوت بر صریح و روشن نمودن مساله.

۱۰ (قضاوت در مورد مفروضات.

۱۱ (قضاوت در مورد کفایت تعریف.

۱۲ (قضاوت در مورد پذیرش عبارت­ها.

فاسیون[۹] (۱۹۹۷)، نیز مهارت­های تفکر انتقادی را شامل

الف- تعبیر و تفسیر: به معنی فهم و بیان مفهوم و تجربیات، موقعیت­ها، داده­ها، رویدادها، قضاوت­ها، اعتقادات و قوانین، رویه­ها یا معیارها می­باشد این مهارت خود را شامل یک سری از مهارت­های دیگر مانند گروه­بندی، اهمیت­بندی، و روشن­سازی مفهوم می­باشد.

ب- تجزیه و تحلیل: به عقیده کارشناسان شناسایی روابط قضاوتی واقعی و مورد نظر در میان جمله­های بیانی، پرسش­ها، شرح­ها یا دیگر شکل­های بازنمایی به منظور بیان عقیده، قضاوت، تجربیات، دلایل و اطلاعات، فرایندهای مربوط به تجزیه و تحلیل می­باشد مهارت تجزیه و تحلیل نیز، دو مهارت فرعی دیگر یعنی بررسی نظرها و شناسایی استدلال­ها را در بر می­گیرد.

ج- مهارت­های ارزیابی: ارزیابی جز مهارت­های شناختی است. ارزیابی اینگونه تعریف شده است که برآورد اعتبار بیانیه­ها یا دیگر نمودهایی که در قالب برداشت شخصی تجزیه و تحلیل موقعیت، قدرت، قضاوت یا توضیحاتی از قضاوت تجربه، موقعیت، باور، عقیده و همچنین برآورد قدرت منطقی میان روابط عمده یا قضاوتی در نظر گرفته شده بین گفته­ها، توضیحات، سوالات و دیگر نمودها را دارند، می­داند.

به طور کلی دیدگاه­های صاحب­نظران درباره مهارت­های تفکر انتقادی را می­توان به دو دسته تقسیم کرد. گروه اول معتقدند که تفکر انتقادی دارای مهارت­های ذهنی متمایز نیست و در فرآیند آموزش تفکر انتقادی آنچه بیشتر مورد نیاز است تغییر در خود فرد است نه کسب مهارت. در این گروه به بعد عاطفی بیش از بعد شناختی تفکر انتقادی اهمیت داده می­شود. گروه دوم به مهارت­های متمایز در تفکر انتقادی اعتقاد دارند و آن را متشکل از سه مهارت تعریف و شفاف­سازی مسئله، مهارت قضاوت درباره اطلاعات مربوط به حل مساله و استخراج نتایج که خود شامل تشخیص کفایت اطلاعات جمع­آوری شده و پیش­بینی نتایج احتمالی است( مهری­نژاد، ۱۳۸۶). اندیشمندان و نویسندگان بسیار زیادی مهارت­های تفکر انتقادی را برشمرده­اند که در صفحات قبل ذکر شد اما محقق با توجه مطالب بیان شده و پرسشنامه آزمون مهارت­های تفکر انتقادی حسن شعبانی از بین مولفه­های ذکر شده مهارت­ قضاوت یک عنصر کلیدی در تفکر انتقادی است. اکثر دانشمندان مهارت قضاوت را در فهرست مهارت­های تفکر انتقادی آورده­اند. به نظر محقق قضاوت اصطلاح مفیدی برای وصف جوهر انتقادی است. اعمال قضاوت را می­توان به طور اساسی برای تمام مهارت­های تفکر انتقادی به کار گرفت. و انتقادی بودن را نوعی تمرین کردن قضاوت دانست. یکی دیگر از مهارت­های تفکر انتقادی مقایسه می­باشد که این مقایسه نه تنها در برنامه درسی موجب دستیابی دانش­آموزان به مجموعه اهداف ناظر بر رشد عقلانی مانند درک ارتباط میان مطالب می­گردد بلکه در زمینه اجتماعی نیز موجب می­شود دانش­آموزان مهارت­های اجتماعی را بیاموزند. یکی دیگر از مهارت­ها که از نظر مهم بودن می­توان ذکر کرد مهارت تشخیص است. این مهارت در درک، فهم مطالب و توانایی استفاده در موقعیت­های مختلف را دارا می­باشد. چون در این مهارت صرفا از یادگیرنده خواسته می­شود مطالب را بدون دخل و تصرف زیاد در آن بیان کند.

[۱] -Purpose

[۲] -Contacte

[۳] -Teaching Method

[۴]–  Self-Confidenc

[۵] -Holfish and Smith

[۶] -Paul

[۷] -Smith

[۸] -Needler