پایان نامه اثربخشی آموزش استرس‌زدایی مبتنی‌بر ذهن‌آگاهی (MBSR) در طرح‌واره‌های هیجانی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه خوارزمی

گروه روانشناسی

پایان نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی

 عنوان :

اثربخشی آموزش استرس زدایی مبتنی بر ذهن آگاهی (MBSR) در طرح واره های هیجانی، کاهش استرس ناباروری و نشانه های افسرده وار خانم های نابارور در اولین دوره IVF

۱۳۹۴ شمسی

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

مقدمه: ناباروری و بررسی های تشخیصی و درمانی آن به خصوص ناباروری ملزم به استفاده از لقاح آزمایشگاهی و ماهیت فن آوری کمک باروری بسیار پیچیده و استرس زا است. تشخیص ناباروری می تواند تاثیرات زیادی بر عملکرد های هیجانی فرد بگذارد و ابعاد روانی و اجتماعی زندگی فرد را درگیر کند.

هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش استرس زدایی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBSR) در طرح واره های هیجانی، کاهش استرس ناباروری و نشانه های افسرده وار در خانم های نابارور در اولین دوره IVF انجام شد.

روش: در این پژوهش از طرح تک آزمودنی استفاده شد و برای بررسی ملاک های ورود تشخیص ناباروری اولیه از طرف متخصص زنان و مصاحبه بالینی ساختاریافته برای اختلالات محور(SCID–I) I و مصاحبه بالینی برای اختلالات محورII (SCID-II)توسط روانشناس مرکزدرمانی صورت گرفت. و تعداد ۳ نفر وارد برنامه آموزش استرس زدایی مبتنی بر ذهن آگاهی شدند. ابزارهای پژوهش(پرسشنامه استرس ناباروری نیوتن، پرسشنامه افسردگی بک و نسخه فارسی پرسشنامه طرح واره های هیجانی) در مرحله پیش آزمون، جلسه چهارم، پس آزمون ومرحله پیگیری یک ماهه توسط شرکت کنندگان تکمیل گشت.

یافته ها: نتایج نشان داد آموزش استرس زدایی مبتنی بر ذهن آگاهی منجر به کاهش استرس ناباروری و کاهش نشانه های افسرده وار خانم های نابارور شد، همچنین آموزش استرس زدایی مبتنی بر ذهن آگاهی در تعدیل طرح واره های هیجانی اثرگذاری متوسط رو به بالا داشت. اثربخشی این آموزش در طرح واره هیجانی سرزنش، معنادار نبود.

نتیجه گیری: باتوجه به نتایج پژوهش، می توان نتیجه گرفت که. برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی(MBSR)می تواند برنامه ای موثر جهت کاهش استرس ناباروری، نشانه های افسرده وار و تعدیل طرح واره های هیجانی خانم های نابارور در اولین دوره IVF باشد.

مقدمه

شیوع جهانی ناباروری بین ۸-۱۲% است(ماسکارنهاس[۱]، فلاکسمن[۲]، بورما[۳]، واندرپول[۴] و استیون[۵]، ۲۰۱۲). ناباروری یکی از مشکلات عدیده پزشکی در دنیای امروز است و میزان آن در جهان از سال ۱۹۵۵ تا سال ۲۰۰۱ افزایش یافته است(الیویا[۶]، اسپیرا[۷] و مولتیگنر[۸]،۲۰۰۱). تخمین زده می شود که از هر شش زوج، یکی نابارور باشد(استوبر[۹] و سولومون[۱۰]،۲۰۰۸). ناباروری تقریبا ۱۲% زوج های در سن باروری را شامل می شود(انجمن پزشکی باروری آمریکا[۱۱]،۲۰۱۳). در مطالعه بووین[۱۲] و همکاران در سال ۲۰۰۷، شیوع ۱۲ ماهه ناباروری بین ۵/۳ تا ۷/۱۶ درصد در کشور های توسعه یافته و بین ۹/۶-۳/۹ درصد در کشور های کمتر توسعه یافته است. در مطالعه سیستماتیکی که در سال ۱۳۹۲ در ایران انجام گردید(دیرکوند مقدم، دل پیشه و سایه میری) میانگین کلی ناباروری در ایران ۲/۱۳% با فاصله اطمینان (۹۵)گزارش شد. همچنین فراوانی کلی ناباروری اولیه در ایران ۲/۵% و ناباروری ثانویه ۲/۳ % بود.

برطبق گفته جامعه تکنیکی کمک باروریSART (2009)، حدود ۵۰% از زوج هایی که تشخیص ناباروری دریافت می کنند از این روش های درمان استفاده می کنند و طبق گفته جیمگ و همکاران، بیش از ۱۰% جمعیت نابارور به دنبال این هستند تا از روش‏های کمک باروری ART، از جمله لقاح مصنوعی، به ویژه IVF ، برای آبستن شدن استفاده نمایند (جینگ و همکاران، ۲۰۱۴). هنگامی که نمونه اسپرم طبیعی است و مشکل و سوء ظنی درمورد باروری تخمک گذاری نباشد، درمان باروری معمولا با درمان هورمونی آغاز می شود. که این درمان درابتدا متمرکز بر تحریک تخمک گذاری زن است. اگر هیچ علت دیگری که تاثیر منفی بر باروری دارد وجود نداشته باشد، شانس زیادی در باروری ایجاد می کند(ویلبک و ولف،۲۰۰۴). اگر درمان هورمونی کافی نبود، از روش های کمک باروری(ART)[13] مانند تکثیر کمکی[۱۴] و کاشت(تلقیح)[۱۵] و سایر روش ها استفاده می شود. درکاشت، اسپرم آماده در زمان تخمک گذاری به رحم زن تزریق می شود(سدراستروم[۱۶] و آنتیلا[۱۷]،۲۰۰۹). که متداول ترین آن تلقیح و در بارداری آزمایشگاهی[۱۸]،IVF است.

داشتن فرزند از طریق ART، عوارض بدنی و روانشناختی بسیاری دارد. درمانی که برای تعدیل هورمون ها در خانم ها استفاده می شود نشانه هایی چون: افزایش وزن، کاهش عملکرد جنسی و نشانه های یائسگی مانند: گرگرفتگی، خشکی واژن و خستگی است(دونی[۱۹] و مک کینی[۲۰]،۱۹۹۲). این درمان ها بصورت تزریق واژنی، مقعدی و یا زیر جلدی صورت می گیرد تا هورمون ها را تنظیم کرده و یا تخمک و پوشش رحم را تحریک کند.

ناباروری بر اساس مدل‏های کل‏نگرانه، ترکیبی از پدیده‏های بیولوژیک، روان‏شناختی و اجتماعی است. بر این علت، ناباروری را نمی‏توان انحصاراً یک ناتوانایی فیزیولوژیکی برای آبستن شدن، تلقی نمود (دیویدوا و پیچووا،۲۰۱۴). مهم­ترین دلایل فیزیولوژیکی آن شامل جنبه­های پزشکی است، واکنش­های فردی به ناباروری مثل افسردگی و اضطراب جزء جنبه‏های روانی است و کاربردهای اجتماعی مانند برچسب‏زنی و تابو که جنبه اجتماعی است با ناباروری مرتبط است (تورن، ۲۰۰۹).

تاکنون، بررسی‏های متمرکز بر پیامدهای روان‏شناختی ناباروری نتایج مختلفی را در برداشته است. اکثر زوج‏ها در برخورد با ناباروری توانایی تطابق و مقابله را دارند، اما همان‏طور که اشاره شد، پاسخ‏های هیجانی عده‏ای دیگر به این موضوع پاسخ‏هایی مسئله‏ساز همچون افسردگی، اضطراب و استرس است (گریل[۲۱] و همکاران، ۱۹۹۷؛ ورهاک[۲۲] و همکاران، ۲۰۰۷؛ اسمنک[۲۳] و همکاران، ۲۰۱۰؛ ولگستین[۲۴] و همکاران، ۲۰۰۸؛ به نقل از گالهاردو و همکاران، ۲۰۱۳؛ جینگ و همکاران، ۲۰۱۴).

پیامد روانشناختی این موضوع چند بعدی است و از طیفی از غم و اندوه تا آشفتگی روانی را شامل می شود. بعد از تشخیص ناباروری، آشفتگی هیجانی که زوج با آن مواجه می شود می تواند بسیار وحشتناک باشد. بعد از تشخیص، زوجی که برای درمان اقدام می کند مسیر متفاوتی از مسائل مالی و هیجانی را طی خواهد کرد. از این به بعد زندگی آنها در حواشی باردار شدن می چرخد (براور من[۲۵]،۱۹۹۷). ناباروری، مسئولیت والدینی که بخشی از زندگی بزرگسالی است را تهدید می کند و یکی از بحران های عمده زندگی است(میندس[۲۶]، اینگرام[۲۷]، کلیور[۲۸] و جیمز[۲۹]،۲۰۰۳). طبق پژوهش های انجام گرفته فاکتورهای روان‏شناختی چون نشانه‏های افسردگی، اضطراب، پریشانی و مکانیسم‏های مقابله‏ای خاص، دور باطلی از مشکلات را فراهم آورده و با کاهش شانس باروری (شرایت و لوون، ۲۰۱۳) در ارتباط‏اند.

در اغلب مراجعین نابارور، خانم ها دیسترس یا پریشانی[۳۰] بیشتری را ابراز می کنند چه خودشان عامل ناباروری باشند و چه نباشند(بنیامن[۳۱]، گورلن[۳۲] و کوکیا[۳۳]،۲۰۰۹). تحقیقات نشان داده است خانم هایی که ناباروری را تجربه می کنند استرس، اضطراب و افسردگی را در حد خانم هایی که سرطان، بیماری های قلبی و HIV مثبت دارند و تحت درمان هستند، حس می کنند(دومر[۳۴]،۲۰۰۷).

مطالعات رو به گسترشی وجود دارد که نشان داده اند که عوامل روانشناختی می تواند هم در ایجاد ناباروری دخالت داشته باشد و هم اینکه ناباروری می تواند پیامد روانشناختی بسیاری را با خود به همراه داشته باشد. بر اساس شواهد موجود، عوامل روانی می تواند در نتایج برخی از درمان های ناباروری نقش داشته باشد. برای مثال تجربه استرس از طریق تاخیر یا عدم تخمک گذاری می تواند در نتیجه درمان ناباروری اثر بگذارد(ابی[۳۵]،۱۹۹۸).

از آنجا که ناباروری یک عامل تنش زای ناخواسته و غیر برنامه ریزی شده است، می تواند باعث بحران ها و فشار های روانی نظیر افسردگی، اضطراب، مشکلات بین فردی، خشم سرکوب شده، ناامیدی، احساس پایین بودن نسبت به همکاران و احساس گناه به طور ناخودآگاه شود(اسچنید-کافمن،۲۰۰۵؛گکس،۲۰۰۶، به نقل از طلائی و همکاران،۱۳۹۳).

فرد نابارور با هیجانات منفی(پهلوانی،۱۳۷۵) و استرس ناباروری مواجه می گردد(ملائی نژاد و همکاران،۱۳۷۹). این هیجانات منفی و استرس ناباروری بر روی زندگی فرد و همینطور سیر درمان ناباروری وی، اختلال ایجاد می کند(ابی،۱۹۹۸). به طور کلی، آن‏چه که غالبا در زنجیره اختلالات اضطراب و افسردگی شایع در ناباروری مهم به نظر می‏رسد و بر اساس پژوهش‏های صورت گرفته مورد تایید است، نقص در مدیریت صحیح هیجانات‏ در برابر رویداد‏های روزمره زندگی )هوکسما[۳۶]، ۲۰۰۸)، ناتوانی در مدیریت اطلاعات هیجان‏آور و برانگیزاننده (بون[۳۷]، ۲۰۰۳؛  جاکوبز[۳۸] و همکاران، ۲۰۰۸سوگیری‏ در بازیابی و پردازش اطلاعات مربوط به محرک‏های فراخوان اضطراب (مک‏کابی[۳۹]،۱۹۹۹؛ به نقل از مشهدی و همکاران، ۱۳۹۲؛ کمپبل[۴۰] و همکاران،۲۰۰۶) و عدم پذیرش و آگاهی بدون قضاوت از محرک‏های محیطی است.

در سال های اخیر درمان های روانشناختی بسیاری روی افراد نابارور کار شده است(حمید،۱۳۹۰؛ فیلی و همکاران،۱۳۹۰). یکی از این گروه درمان ها، درمان های مبتنی بر ذهن آگاهی، موسوم به درمان های موج سوم رفتار درمانی هستند(شهرستانی و همکاران،۱۳۹۱). پژوهش حاضر به دنبال تاثیر آموزش استرس زدایی مبتنی بر ذهن آگاهی در طرح واره های هیجانی، کاهش استرس و نشانه های افسرده وار خانم های نابارور در اولین دوره IVF است، مولفه هایی که بررسی های متعدد نشان داده اند جزء لاینفک ناباروری هستند.

۱-۲ بیان مسأله

سازمان بهداشت جهانی، WHO، ناباروری را به عنوان ناتوانی در بارور شدن تعریف کرده است. برطبق WHO، یک زوج از نظر کلینیکی زمانی نابارور تلقی می شوند که حداقل یک سال از مقاربت بدون جلوگیری آنها گذشته باشد(WHO،۲۰۰۴و زگرس هوچشیلد[۴۱] و همکاران،۲۰۰۹). البته این زمان برای خانم زیر ۳۵ سال است و برای خانم بالای ۳۵ سال، این زمان به ۶ ماه تقلیل می یابد. در جمعیت‏شناسی، ناباروری یا ناتوانی در بچه‏دار شدن به‏طور غیرمستقیم بر اساس فراوانی زنان متاهلی تعریف‏ می‏شود که پس از یک دوره زمانی (غالباً ۵ سال) در بارداری یک بچه زنده، ناموفق بوده‏اند (نایس[۴۲] ،۲۰۱۳).

زوجی که هیچ وقت توانایی داشتن فرزند را نداشته است چه به دلیل عدم توانایی در باردار شدن و چه ناتوانی در به دنیا آوردن بچه زنده پس از باروری و یا کسانی که سقط جنین ناخواسته متناوب داشتند، همگی جزو ناباروری اولیه محسوب می شوند و وقتی زوج بارداری موفقیت آمیز قبلی را داشته است اما اکنون ناتوان از بارور شدن است، بارداری ثانویه نامیده می شود(WHO،۲۰۰۴).

جدول۱-۴

تعاریف منتشر شده ناباروری(گوروناث[۴۳]، پاندیان[۴۴] و همکاران،۲۰۰۱)

سازمان تعریف
موسسه ملی بهداشت، درمان و دستورالعمل تعالی بالینی[۴۵] ناباروری باید به عنوان شکست بعد از مقاربت جنسی منظم در طی ۲سال انگاشته شود، در صورت نبود آسیب شناسی در تولید مثل.
ASRM2008[46] ناباروری شکست در حاملگی موفقیت آمیز بعد از ۱۲ماه نزدیکی بدون جلوگیری محسوب می شود و برای خانم های بالای ۳۵ سال این زمان به ۶ ماه تقلیل می یابد.
کمیته بین المللی برای نظارت بر کمک باروری و سازمان بهداشت جهانی[۴۷] (تعریف کلینیکی) ناباروری: بیماری سیستم تولید مثل در شکست برای حاملگی، بعد از ۱۲ ماه یا بیشتر، از نزدیکی بدون جلوگیری است.
تعریف جمعیتی[۴۸] ناتوانی خانمی که از نظر جنسی فعال بوده و جلوگیری نمی کند در زاییدن فرزند زنده.

در متون کلینیکی، لغت «فرزند نداشتن غیر ارادی»[۴۹] مترادف ناباروری است. درحالیکه ناباروری ممکن است تنها برای شرایط پزشکی استفاده شود و نه جنبه های اجتماعی و روانشناختی(اینهورن[۵۰] و ون بلن[۵۱]،۲۰۰۲ ).

شیوع جهانی ناباروری بین ۸-۱۲% است(ماسکارنهاس[۵۲]، فلاکسمن[۵۳]، بورما[۵۴]، واندرپول[۵۵] و استیون[۵۶]، ۲۰۱۲) و در واقغ در حدود ۶۰ تا ۸۰ میلیون زوج در سرار جهان از فرزنددارنشدن رنج می‏برند (دی‏سوزا و همکاران، ۲۰۱۴). ناباروری یکی از مشکلات عدیده پزشکی در دنیای امروز است و میزان آن در جهان از سال ۱۹۵۵ تا سال۲۰۰۱ افزایش یافته است(الیویا[۵۷]، اسپیرا[۵۸] و مولتیگنر[۵۹]،۲۰۰۱). تخمین زده می شود که از هر شش زوج، یکی نابارور باشد(استوبر[۶۰] و سولومون[۶۱]، ۲۰۰۸). درصد علل ناباروری در منابع مختلف باهم متفاوت است، طبق گفته ماسکارنهاس و همکاران(۲۰۱۲)، ۲۵% از علل ناباروری مربوط به آقایان ، ۲۵% مربوط به خانم ها و ۲۵% مربوط به هردو می شود و ۲۵%سایر عوامل. در این موارد «فرزند نداشتن غیرقابل توضیح»[۶۲] مدنظر بوده است و طبق گفته دنیلوک[۶۳] و ترچنج[۶۴] (۲۰۰۷)، ۳۵% از ناباروری به خانم، ۳۵% به آقا و بطور پایه ۲۰% به هر دو و ۱۰% مراجعین به علل ناشناخته نابارور هستند. روی هم رفته تقریبا ۱۲% زوج های در سن باروری را شامل می شود(انجمن پزشکی باروری آمریکا[۶۵]، ۲۰۱۳).

اصطلاحات پزشکی در درک توضیح علل ناباروری پیچیده و دشوار است اما ویلیامز[۶۶]، بیچخوف[۶۷] و لودس[۶۸] (۱۹۹۲) دلایل ناباروری را برای افراد غیرحرفه ای[۶۹] بطور قابل درک توضیح دادند که برطبق گفته آنها، در مورد خانم ها بیشتر مشکل درخصوص عدم تولید و رهاشدن تخمک است و یا مشکلات لوله فالوپ و در آقایان پایین بودن سطح کیفیت و فعالیت اسپرم مشکل عمده محسوب می شود.

مرحله درمان با یک ارزیابی از علل احتمالی ناباروری آغاز می گردد. که این مرحله شامل یک پرس وجوی کامل از سابقه پزشکی زن و شوهر، یک نظرسنجی از وضعیت سبک زندگی و معاینات بالینی از هردو مرد و زن می باشد. رحم، تخمدان و لوله های فالوپ زن مورد بررسی قرار می گیرد و بررسی هورمونی شامل چرخه قاعدگی و تخمک گذاری می باشد. آزمایش اسپرموگرام یا آنالیز کیفیت جنبش و ساختار اسپرم[۷۰] در آقایان انجام می شود. این ارزیابی به عنوان پایه ای برای یافتن علت ناباروری مورد استفاده قرار می گیرد. و بعد باتوجه به درخواست زوج ها درمان برنامه ریزی می شود(ویلبک[۷۱] و ولف[۷۲]،۲۰۰۴).

زوجی که تحت درمان باروری قرار می گیرد در اغلب موارد از کاهش رضایت جنسی خبر می دهند. از دست دادن میل جنسی به علت اثر داروها، اضطراب عملکرد و کاهش حس خود بودن در یک زندگی جنسی سالم را منجر می گردد(لیبلوم[۷۳]،۱۹۹۷). در درمان ناباروری که لازم است در زمان های مشخص به منظور افزایش شانس بارداری نزدیکی صورت گیرد، احتمال کاهش میل جنسی افزایش می یابد. اختلال نعوظ و یا انزال زودرس نیز ممکن است به علت این فشارها رخ دهد، اختلال در ارگاسم و مرطوب شدن واژن نیز ممکن است در خانم ها به علت درمان های هورمونی رخ دهد، روابط جنسی به حالت مکانیکی تبدیل شود و صمیمیت و دلبستگی جایگاه خود را از دست بدهد. وقتی صمیمیت جنسی تبدیل به لذت باروری شود این احتمال می رود که رضایت جنسی در زوجی که در تلاش برای باروری هستند از بین برود(دنیلوک،۲۰۰۷). . این موارد خود منجر به تشدید استرس می گردد. استرس ناباروری مجموعه ای از نشانه هاست[۷۴] که به دنبال ابتلاء به ناباروری در افراد بروز می کند و مشابه بسیاری از علائم اختلالات ناشی از (PTSD)[75] می باشد و به ویژه در افکار و احساسات مربوط به ناباروری و تلاش برای رهایی از این افکار و احساسات صدق می کند(لین[۷۶]،۲۰۰۲).

ناباروری از مسائل مهم ایجاد نگرانی در زوجین نابارور است (دی سوزا[۷۷]، نورنها[۷۸] و نایاک[۷۹]؛ ۲۰۱۴). از نظر عوامل استرس زای زندگی، برخی نویسندگان ناباروری را معادل مرگ فرزند یا همسر دانسته اند(کدم[۸۰] و همکاران،۱۹۹۰؛ اسکارف[۸۱] و ونشل[۸۲]،۲۰۰۰) و به عنوان یک بحران زندگی فشار هیجانی‏اش برابر با وقایع آسیب‏زای زندگی است (جینگ و همکاران، ۲۰۱۴). تحقیقات متعدد نشان می دهد که فرآیندهای درمان ناباروری موجب ایجاد سطح بالایی از تنش روانی و استرس در زنان نابارور می گردد(اندرهیم[۸۳] و همکاران، ۲۰۰۵).

تجربه ناباروری منجر به حس از دست دادن[۸۴] می شود که این حس برای زوج محسوس و یا نامحسوس است. محسوس مانند شکست در فرآیند پزشکی و سقط جنین و نامحسوس مانند احساس نامطمئن از نتایج(دیاموند[۸۵] و همکاران،۱۹۹۹). همانطور که با هر از دست دادن غصه دار می شویم، عزاداری برای کودک متولد نشده پیچیده است. تا از دست دادن واقعی نباشد کسی نمی تواند سوگواری کند. بنابراین بسیاری از این زوج ها در برزخ هستند و از دست دادن مبهم یکی از زیان های استرس زایی است که زوج می تواند تجربه کند(باس[۸۶]،۱۹۹۹). ممکن است زوج‏های نابارور در کل از نظر سلامتی روانی نرمال باشتند ولی چندین مطالعه نشان داده است که مقابله با ناباروری با افزایش قابل توجه سطوح علائم روانی چون پریشانی، افسردگی و اضطراب همراه است (جینگ و همکاران، ۲۰۱۴).

یکی از مواردی که در بین زوج های نابارور بسیار تحقیق و بررسی شده است، افسردگی است(دنیلوک و ترنچ[۸۷]،۲۰۰۷؛دیاموند[۸۸] و همکاران،۱۹۹۹؛ کرایج[۸۹]، گارنف اسکی [۹۰]و ولیت استرا[۹۱]، ۲۰۰۸؛ لیکریدو[۹۲]، گرونتی، دلتسیدو، لوترلدیس و وسلاماتزیس[۹۳]۲۰۰۹؛ نوربلا [۹۴]و همکاران،۲۰۰۸؛ مک کیلان، گریل،وایت و جکوب[۹۵]، ۲۰۰۳؛ شهید[۹۶]،۲۰۰۹؛ اسپکتور[۹۷]،۲۰۰۴ ؛ توزنده جانی و همکاران،۱۳۹۳؛ طلائی و همکاران، ۱۳۹۳). شهید در تحقیقی نشان داد که نرخ افسردگی در خانم های نابارور دو برابر بیشتر از خانم های بارور است. اخیرا در تحقیقی نوربلا[۹۸]و همکاران(۲۰۰۹) روی یک نمونه ایرانی انجام دادند، متوجه اختلالات روانپزشکی، اللخصوص افسردگی، حساسیت بین فردی و افکار پارانویید شدند که این خانم ها دوبرابر بیشتر از خانم های نابارور دارند. در تحقیقی که در سال ۱۹۹۱ توسط برگ و ویلسون [۹۹]انجام شد، نشان داد که افسردگی و حساسیت بین فردی همراه با نشانه های سایکوتیک در جمعیت خانم های نابارور بطور قابل ملاحظه ای بیشتر از جمعیت خانم های بارور بود.

افسردگی در بین خانم های تحت درمان باروری هستند، ممکن است بر اثر انباشته شدن ناامیدی ها و استرس هایی باشد که از یک سری شکست های درمان بوجود آمده است(دیاموند[۱۰۰] و همکاران، ۱۹۹۹). ناراحتی، خشم، ناامیدی و ناکامی حاصله از شکست در درمان، ممکن است منجر به افسردگی و سایر اختلالات روانشناختی شود چراکه زمانی برای ناراحتی و غصه خوردن در بین دوره های درمان باروری که زمان بر هست وجود ندارد و در حین این فرایند افزایش سن نیز اتفاق می افتد که این امر روی خوب بودن[۱۰۱] روانشناختی هم اثر خواهد گذاشت(برنادت[۱۰۲]،۲۰۱۰).

یکی از موضوعات مورد تاکید در پژوهش های اخیر طرح واره های هیجانی است که با بسیاری از اختلالات روانی از جمله اضطراب، استرس، افسردگی(لیهی،۲۰۱۱)، تعارضات زناشویی(لیهی،۲۰۰۴)، سندرم خستگی مزمن، سندرم روده تحریک پذیر، اختلال جسمانی سازی، اختلالات خوردن، فوبی اجتماعی، PTSD(لیهی،۲۰۰۲؛ ریمز[۱۰۳] و چالدر[۱۰۴]، ۲۰۱۰) و اختلالات شخصیت(لیهی و ناپولیتانو[۱۰۵]، ۲۰۰۵) ارتباط دارد.

درحالیکه عوامل روانشناختی بسیاری بر روی بیماران نابارور تاثیرگذار است اما سطح اضطراب، افسردگی و استرس افراد در طی دوره های مختلف درمان متفاوت است(ویلکینز[۱۰۶] و همکاران،۲۰۱۰؛ ویلیامز[۱۰۷] و زاپر[۱۰۸]،۲۰۰۶) و بسته به اینکه در کدام دوره درمان قرار دارند خانم ها در حالتی بین امیدواری و ناامیدی در نوسان اند(دومر[۱۰۹] و همکاران،۱۹۹۲؛ ادنس[۱۱۰] و همکاران،۱۹۹۹). پژوهش حاضر بر روی خانم های ناباروری انجام گرفت که در اولین دوره لقاح آزمایشگاهی(IVF) قرار می گیرند، چراکه تحقیقات نشان داده است که بیماران در اولین دوره IVF، سطح اضطراب و استرس و افسردگی متفاوتی از سایر سطوح درمان دریافت می کنند(ورهاک[۱۱۱] و همکاران،۲۰۰۱).

ناباروری از جمله استرس هایی است که ساختار روانی و روابط بین فردی شخص را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد(نجمی و همکاران، ۱۳۸۰). هرچند ناباروری در مراحل اولیه به عنوان یک وضعیت بالینی تلقی می گردد اما تشخیص آن می تواند تاثیرات زیادی بر عملکرد هیجانی زوجین درگیر در این مشکل بر جای بگذارد(ابی[۱۱۲] و همکاران،۱۹۹۸). این تاثیرات منفی در مطالعات متعدد نشان داده شده است(خیاتا[۱۱۳] و همکاران،۲۰۰۳؛ مونگا[۱۱۴] و همکاران، ۲۰۰۴؛ ابی و همکاران، ۱۹۹۲؛ فراهانی،۱۳۸۰؛ حسن پور ازغدی و همکاران،۱۳۹۲؛ نجمی و همکاران،۱۳۷۸).

از نظر روان‏شناختی، ناباروری یک دوره‏ی بحرانی است که از عدم تعادل شناختی و هیجانی بین زوج‏هایی که انتظار داشتن بچه را دارند و آنهایی که قادر نیستند به هدفشان برسند، ناشی می‏شود (نیکلز[۱۱۵] و همکاران، ۲۰۰۱؛ دس‏سوزا و همکاران، ۲۰۱۴). ناباروری می‏تواند نوعی بحران زندگی، بحران هویت، یک بیماری مزمن، یک آسیب، یا علتی از اندوه و سوگواری یا یک تجربه‏ی هستی‏گرایانه و آمیزه‏ای از همه‏ی اینها در نظر گرفته شود (دیاموند و همکاران، ۲۰۰۰). عده‏ای نیز بر این باورند که ناباروری در بیشتر موارد باعث تنش هیجانی می‏شود. آنها شدت هیجان ناشی از ناباروری را به عنوان بحران ناباروری توصیف می‏کنند و معتقدند که ناباروری، در تمام زمینه‏های شخصی، ارتباطی و شغلی زوج‏ها تاثیر می‏گذارد (تقوی و فتحی آشتیانی، ۱۳۸۸).

هنگامی که زوجی نابارور تشخیص داده می­شوند، عمدتا استرسورهای متنوعی را تجربه می­کنند که شامل؛ اختلال در زندگی فردی زوج و روابط زناشویی (اسچمیت، ۲۰۰۹؛ جانسون و جانسون، ۲۰۰۹؛ نیلفروشان و همکاران، ۱۳۸۴)، تغییرات در کیفیت هیجانی مثل اضطراب (فردریکسون، ۲۰۱۵) و افسردگی (تورن، ۲۰۰۹)، روابط جنسی و تغییر در روابط زوج با همکاران (نایس[۱۱۶]،۲۰۱۳)، خانواده و دوستان (خیاتا و همکاران، ۲۰۰۳؛ بلیت، ۲۰۰۳)، کاهش ارتباط با یکدیگر و اطرافیان، اشکال در فعالیت جنسی (علیزاده و همکاران، ۱۳۸۴)، کاهش حمایت عاطفی همسر (مستوبایشی و همکاران، ۲۰۰۴؛ دی‏سوزا و همکاران، ۲۰۱۴) و حمایت اطرافیان (ماری آنا و همکاران، ۲۰۱۱؛ کالن و هننسی، ۲۰۰۰) و وسواس در مورد باردار شدن، تصمیم­گیری در زندگی، اختلال عاطفی و هیجانی (مظاهری و همکاران، ۲۰۰۱) می­شود. هیجانات معمول همراه ناباروری طولانی مدت شامل؛ بروز رفتارهای تکانشی و خشم­های پراکنده، اضطراب، از دست‏دادن کنترل (نیلفروشان و همکاران، ۱۳۸۴)، به خود بستن شکست‏ها، از دست دادن مقبولیت اجتماعی (جاکوب، مک‏کویلان و گریل، ۲۰۰۷)، احساس تنهایی (کارل و همکاران، ۲۰۰۵)، احساس نارضایتی، احساس گناه، و حسادت (بویوین، گری‏فیث و ونیتیس، ۲۰۱۱) احساس درماندگی و احساس بی‏ارزشی و بی‏کفایتی، انکار، انزوا (نجمی و همکاران،۱۳۸۰) است. چرا که به بر اساس پژوهش‏های فراوانی، افرادی که تحت فشارهای عمده و مزمن قرار گرفته باشند بیش از همکاران در معرض ابتلا به بیماری­هایی مانند افسردگی (تورن، ۲۰۰۹؛ نایس ،۲۰۱۳)، اضطراب (نایس ،۲۰۱۳)، نارضایتی (خسروی، ۱۳۸۰) و اعتماد به نفس پایین (ماهلدست و همکاران، ۱۹۸۷؛ کرمی نوری، ۱۳۸۰) قرار دارند.

 شواهد بالینی و تجربی (بشلیده، مکتبی و تقی­پور، ۱۳۸۰؛ موسانی و سیلورمن، ۲۰۰۹؛ احسان‏پور و همکاران، ۲۰۰۹؛ دی‏سوزا و همکاران، ۲۰۱۴) بسیاری نشان می­دهند که ناباروری به­عنوان یک عامل فشارزا موجب بروز انواع اختلالات روانی یا رفتاری در شخص نابارور می‏گردد. از سویی دیگر، تحقیقات مختلف (پترسون و همکاران، ۲۰۰۸)، نشان داده­اند ناباروری انتظارات زندگی زوج نابارور را به چالش می­کشد و منجر به بروز مشکلاتی در ارتباط زناشویی می‏شود (اسچمیت، ۲۰۰۹) و زندگی آنها را با خطر جدایی و طلاق تهدیدی می‏کند (سودها و ردی، ۲۰۱۱). خاتمه ارتباط زناشویی ممکن است استرس­زا باشد. بررسی­های اسمینک و همکاران (۲۰۰۱)، نشان می­دهند زنان بارورشده با درمان‏های کمک بارداری هم‏چون افراد نابارور از اضطراب، افسردگی و ترس‏های مختلف که مرتبط با عارضه‏شان است، رنج می­برند، نتایج این پژوهش همسو با نتایج حاصل از مطالعات احسان‏پور و همکاران (۲۰۰۹) است.

برگ و ویلسون (۱۹۹۱، به نقل از رشیدی و همکاران، ۱۳۹۱) نشان دادند که؛ افرادی که تحت درمان IVF  قرار می‏گیرند، در مقایسه با دیگران به اضطراب (ورهاک و همکاران، ۲۰۰۷) و آسیب‏های عاطفی و هیجانی بیشتری مبتلا می‏شوند. اضطراب و افسردگی به عنوان شایع‏ترین اختلالات خلقی و اضطرابی، به عنوان علل احتمالی شکست اولین دوره IVF مطرح شده‏اند (اولیویوس و همکاران، ۲۰۰۴). البته هنوز معلوم نیست سطح بالای آسیب‏های روان‏شناختی در زوجین نابارور مربوط به IVF باشد (ییلاق‏بیگی و همکاران، ۱۳۹۳). هم‏چنین، ممکن است این آسیب‏ها به شرایط خاص دیگری هم مربوط باشند؛ به عنوان مثال سن در هنگام درمان عامل بسیار مهمی است (رشیدی، منتظری، عابدی‏نیا، شریعت، اشرفی و رمضان زاده، ۱۳۹۱). هم‏چنین، تحقیقات نشان می دهد که زنان تحت درمان ناباروری هیجاناتی مساوی یا بیشتر از بیماران سرطانی و قلبی دارند (موسانی و سیلورمن، ۲۰۰۹). زوج های نابارور تجربه ای طولانی مدت و مزمن از استرس در هر ماه را دارند. به عبارت دیگر، با رشد درمان‏های ناباروری و روش­های پیچیده‏تر، استرس به همان اندازه افزایش‏یافته و می‏تواند بر نتایج درمان نیز تأثیر بگذارد (موسانی و سیلورمن، ۲۰۰۹).

 فرآیند درمان ناباروری نیز پر استرس است (پیوندی و همکاران، ۱۳۹۰) و هیجانات و شناخت‏های فرد را متاثر می‏سازد (دیویدوا و پیچووا، ۲۰۱۴). برنامه­های درمانی غیر منعطف ناباروری (نیاز به رابطه جنسی صرفاً برای باروری نه به­خاطر احساس لذت از رابطه جنسی)، هم­چنین درمان­های طولانی و وقت­گیر، هزینه‏های فوق‏العاده زیاد درمانی و درمان­های رنج‏آور، به­ویژه هنگامی که منجر به شکست درمان می­شود، همگی ایجاد کننده استرس شدید در زوجین می‏باشند (فراهانی،۱۳۸۰).

تعداد صفحه :۱۵۹

قیمت :۳۷۵۰۰ تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  minoofar.majedi@gmail.com