برازش……………………………………………………………………………………………. ۱۰۰
۴-۵   آزمون فرضیات                                                                                            ۱۰۱
۴-۵-۱  آزمون فرضیه فرعی اول…………………………………………………………………………………. ۱۰۱
۴-۵-۲  آزمون فرضیه فرعی دوم………………………………………………………………………………… ۱۰۲
۴-۵-۳  آزمون فرضیه فرعی سوم………………………………………………………………………………… ۱۰۲
۴-۵-۴  آزمون فرضیه اصلی………………………………………………………………………………………. ۱۰۳
۴-۶   اختصار فصل                                                                                              ۱۰۶
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهاد ها
۵-۱   مقدمه……………………………………………………………………………………………………………….. ۱۰۸
۵-۲   نتایج و دستاوردهای حاصل از پژوهش………………………………………………………………………. ۱۰۸
۵-۲-۱  فرضیه ی فرعی اول……………………………………………………………………………………… ۱۰۸
۵-۲-۲  فرضیه ی فرعی دوم……………………………………………………………………………………… ۱۰۹
۵-۲-۳  فرضیه ی فرعی سوم…………………………………………………………………………………….. ۱۰۹
۵-۲-۴  فرضیه ی اصلی……………………………………………………………………………………………. ۱۰۹
۵-۳   پیشنهادهای کاربردی……………………………………………………………………………………………. ۱۰۹
۵-۴   پیشنهادهایی برای تحقیقات آینده……………………………………………………………………………. ۱۱۱
۵-۵   محدودیت های پژوهش…………………………………………………………………………………………. ۱۱۱
منابع   ………………………………………………………………………………………………………………………. ۱۱۳
منابع فارسی…………………………………………………………………………………………………………….. ۱۱۳
منابع لاتین            …………………………………………………………………………………………………. ۱۱۶
Abstract …………………………………………………….   ۱۱۸
فهرست جداول
عنوان                                                                                                        صفحه
جدول ‏۲‑۱: درآمدهای مالیاتی طی سال های ۱۳۸۴- ۱۳۸۹، ارقام: میلیون ریال ۲۱
جدول ‏۲‑۲: نسبت درآمدهای نفتی به کل درآمدهای دولت در سه دوره مختلف، ارقام: درصد……………………………………. ۲۲
جدول ‏۲‑۳: نرخ مالیات و نسبت درآمدهای مالیات بر ارزش افزوده به کل درآمدهای مالیاتی……………………………….. ۴۳
جدول ‏۲‑۴: نرخ مالیات بر ارزش افزوده و تعداد کشورهای جهان    ۴۳
جدول ‏۲‑۵: توزیع تعدد نرخ های VAT در کشورهای جهان….. ۴۵
جدول ‏۲‑۶: وضعیت پیاده سازی مالیات بر ارزش افزوده در کشورهای جهان ۴۶
جدول ‏۲‑۷: نرخ عوارض و مالیات  بر انواع کالاهای مصرفی.. ۴۸
جدول ‏۲‑۸: ویژگی های فرهنگ مالیاتی و راه های ارتقای آن در کشورهای مختلف…………………………………………. ۷۰
جدول ‏۲‑۹: اختصار پژوهش های انجام گرفته……………… ۷۵
جدول ‏۳‑۱: فراوانی و درصد نمونه پژوهش…………….. ۸۱
جدول ‏۳‑۲: ضریب آلفای کرونباخ پرسشنامه……………. ۸۵
جدول ‏۴‑۱: نتایج آزمون کولموگوروف اسمیرنوف………… ۹۳
جدول ‏۴‑۲: ضرایب رگرسیونی……………………….. ۹۹
جدول ‏۴‑۳: شاخص های برازش مدل ساختاری…………….. ۱۰۰
جدول ‏۴‑۴: نتایج آزمون تی (عوامل مرتبط با شغل و حرفه ی مؤدی)  ۱۰۱
جدول ‏۴‑۵: نتایج آزمون تی (عوامل فردی)……………. ۱۰۲
جدول ‏۴‑۶: نتایج آزمون تی (عوامل محیطی و فیزیکی و زیرساخت های آموزشی)……………………………………….. ۱۰۳
جدول ‏۴‑۷: نتایج آزمون فرض………………………. ۱۰۶
 
 
 
فهرست نمودارها
عنوان                                                                                                        صفحه
نمودار ‏۲‑۱: نرخ مالیات بر ارزش افزوده و تعداد کشورهای جهان………………………………………….. ۴۴
نمودار ‏۲‑۲: توزیع تعدد نرخ های مالیات بر ارزش افزوده در کشورهای……………………………………. ۴۵
 
 
 
فهرست اشکال
عنوان                                                                                                          صفحه
شکل ‏۲‑۱: فرهنگ مالیاتی…………………………………………………………………………………………….. ۵۵
شکل ‏۲‑۲: انتقال مالیات در طول زنجیره…………………………………………………………………………… ۶۵
شکل ‏۲‑۳: محاسبات مالیات بر ارزش افزوده در یک پروسه ۳ مرحله ای تولید صندلی چوبی……….. ۶۶
شکل ‏۴‑۱: مدل ساختاری……………………………………………………………………………………………… ۹۸
 
 
چکیده
این پژوهش به دنبال مطالعه ارتباط بین آموزش مودیان مالیاتی و اثربخشی اجرای مالیات بر ارزش افزوده در استان ایلام وارائه راهکارهای جهت بهبود آن با رویکرد فازی AHP می باشد. پژوهش حاضر از نظر هدف، از نوع تحقیقات کاربردی بوده و با در نظر داشتن ماهیت موضوع، از لحاظ روش انجام پژوهش در زمره تحقیقات توصیفی و تحلیلی طبقه بندی می گردد. جامعه آماری پژوهش حاضر، خبرگان فن می باشند که شامل: کارکنان، ممیزین، کارشناسان و کارشناسان ارشد اداره مالیاتی استان ایلام، اساتید دانشگاه با زمینه تخصصی مالی و اقتصادی مسلط به قانون مالیات بر ارزش افزوده و آشنا با سازمان متولی اجرا و فرآیندهای اجرایی آن می باشد که در سال ۱۳۹۳ مورد مطالعه قرار گرفته می باشد. جهت انتخاب نمونه آماری از فرمول کوکران بهره گیری شده می باشد و تعداد ۱۰۰ نفر انتخاب گردید. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخت بهره گیری شده می باشد. برای آزمون فرضیات از آمار توصیفی (توزیع فراوانی، درصد فراوانی، درصد فراوانی تجمعی و جداول و نمودار) و آمار استنباطی (آزمون های آماری همبستگی پیرسون و اسپیرمن، آزمون نرمال بودن داده ها و معادلات ساختاری) بهره گیری شده می باشد. نتایج پژوهش حاکی از آن می باشد که آموزش مؤدیان مالیاتی بر اثربخشی اجرای مالیات بر ارزش افزوده در استان ایلام تأثیر معناداری دارد. همچنین عوامل مرتبط با شغل و حرفه ی مؤدی و عوامل محیطی و فیزیکی بر اثربخشی اجرای مالیات بر ارزش افزوده در استان ایلام تأثیر معناداری دارد.
 
واژگان کلیدی: آموزش مؤدیان مالیاتی، مالیات بر ارزش افزوده، استان ایلام
فصل اول
کلیات پژوهش
 
 

۱     فصل اول کلیات پژوهش

 

۱-۱         مقدمه

مالیات به عنوان یک ابزار مهم مالی، دولت را در انجام صحیح وظیفه توزیعی خود یاری می دهد و به عنوان یکی از مهم ترین منابع در آمد دولت ها بشمار می رود که از اعصار گذشته تاکنون با در نظر داشتن تحول و تطور وظایف دولت ها اهمیت روزافزونی داشته می باشد.
امروزه دولت ها علاوه بر ایفای تأثیر سنتی خود مبنی بر تأمین امنیت داخلی و خارجی دارای تأثیر و وظایف عمده ای در راستای نیل به رفاه اجتماعی می باشند، مالیات ها علاوه بر اینکه به عنوان منبع اصلی تأمین مالی نیازهای دولتی هستند، به عنوان ابزار اصلی جهت اجرای سیاست های مالی و تامین عدالت اجتماعی مورد بهره گیری گسترده دولت ها قرار می گیرند (مجله اقتصادی،۱۳۸۶،۷۱).
زمانی وظایف دولت ها محدود به تأمین امنیت و حفاظت از محدوده جغرافیایی خود بود و بالطبع هزینه های آن ها در سطح پایین تری قرار داشت اما به مرور زمان و با تحولات به وجود آمده در وظایف دولت ها مالیات به عنوان منبع مهمی از درآمد برای پوشش هزینه ها و ابزار مالی جهت اعمال تصدی گری و حاکمیت مطرح گردید (پژویان، ۱۳۸۱، ۷۸-۸۳).
دولت با اخذ مالیات و جمع آوری و هدایت آن در جهت انجام سرمایه گذاری ها در واقع تأثیر زیربنایی را در توسعه اقتصادی اعمال می کند تا بتواند موجبات رشد و توسعه اقتصادی را فراهم نماید (پورمقیم،۱۳۸۰،۵۷).
سال هاست که نظریه پردازان و عموم علاقه مندان به توسعه اقتصادی کشور بحث مالیات را مورد توجه قرار داده اند و همیشه مسئولین اقتصادی و اقتصاددانان تاکید داشته اند که سهم مالیات ها و تأثیر هدایتی و نظارتی دولت به گونه سرسام آوری گسترش یافته می باشد. چنانکه دولت عصر جدید پدیده ای می باشد جدید و با تصویری که طی هزاران سال از دولت در ذهن آدمیان تأثیر بسته بود کاملاً متفاوت می باشد و در نتیجه همگام با این دگرگونی گسترده که هنوز هم ادامه دارد، (به رغم اجرای برنامه های خصوصی سازی در بسیاری از کشورها) هزینه های بخش دولتی در بودجه کشورها روبه فزونی می باشد. بالطبع این مصارف به منابع عظیم جهت تأمین آن نیازمند می باشد و از بین منابع مختلف تأمین این مصارف، بهترین و منطقی ترین منبع در آمد مالیاتی می باشد که در جهان در بین اکثر کشورها به عنوان مهم ترین منبع درآمدی به شمار می رود و از این رو در تمام کشورها دست به کوشش گسترده ای جهت افزایش توان مالیاتی خود زده اند (دانشکده امور اقتصادی و دارایی، ۱۳۷۹،).
در تمام کشورها به مسئله مالیات اهمیت زیادی می دهند مثلاً در کشور هلند امر مالیاتی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار می باشد و سراسر زندگی مردم را تحت الشعاع قرار داده می باشد چنانچه هر اقدام مالی و اقتصادی و حتی ازدواج خود را با در نظر داشتن مسئله مالیات و حسابگری های مبتنی بر آن انجام می دهند. در چنین جوی طبعاً فکر اصلاح و رفع تنگناهای سیستم مالیاتی نیز فکرهای بسیاری را به خود مشغول خواهد نمود.
در حال حاضر در کشور ما قسمت اعظم بودجه عمومی از محل درآمدهای نفتی تأمین می گردد و مالیات ها عملاً سهم کمی در تأمین این بودجه دارند و به همین دلیل گاهی با کاهش درآمدهای نفتی کسری موازنه به وجود می آید که این امر ممکن می باشد باعث توقف و یا کند شدن اجرای برنامه های توسعه ای که از قبل پیش بینی گردیده، گردد و یا باعث کاهش ارزش پول پیش روی پول بین المللی گردد که صدمات بیشتری بر اقتصاد خواهد زد. (همان،۴۷) بر اساس قانون بودجه و برنامه سند چشم انداز ۲۰ ساله کشور بایستی درآمد مالیاتی به نوعی جایگزین درآمدهای نفتی گردد که زمانی به پایان خواهد رسید. به بیانی دیگر، بر اساس سند چشم انداز ۲۰ ساله کشور دولت بایستی تا پایان برنامه پنجم توسعه قادر باشد که هزینه های جاری خود را به گونه عمده از درآمد مالیاتی تأمین کند و از اتکای این بخش به درآمدهای نفتی بکاهد که اجرای کامل مالیات بر ارزش افزوده درآمد ثابت برای دولت ایجاد می کند (لنگرودی.۱۳۸۸/ص ۱۱۵).
چه بخواهیم و چه نخواهیم با این واقعیت که نفت این ثروت خدادادی روزی تمام خواهد گردید، روبه رو هستیم. نکته ای که مهم می باشد و بایستی به آن توجه نمود بحث پرداخت توسط مردم و سیستم اقتصادی که در کشور فعالیت می کند می باشد و اجرای صحیح و کامل نظام مالیاتی علی الخصوص مالیات بر ارزش افزوده هم مردم را در سازندگی شریک می سازد و هم دولت را در برنامه ریزی اقتصادی مطمئن می نماید.

۱-۲         اظهار مسئله پژوهش

در طبقه بندی مالیات ها، مالیات بر ارزش افزوده نوعی مالیات غیرمستقیم بر مصرف و فروش داخلی کالاها و خدمات می باشد، این نوع مالیات، چند مرحله ای و در هر یک از مراحل تولید و تکمیل تا مصرف نهایی، بر حسب ارزش افزوده ایجاد می گردد؛ به بیانی دیگر، مالیات بر ارزش افزوده، نوعی مالیات بر فروش چند مرحله ای می باشد که خرید کالاها و خدمات واسطه ای را از پرداخت مالیات معاف می کند (کمیجانی،۱۳۷۴).
مـــالیات بر ارزش افـــزوده سابقه ۴۰ ساله در جهــان دارد و در سال ۱۹۴۸ فومن زیمنس در آلمان و در سال ۱۹۵۱ مشیل لوره در فرانسه برای نخستین بار در سال های اول پس از جنگ جهانی دوم به مقصود تأمین هزینه های بــازسازی و پــرداخت بدهی های دوران جنگ طرح جدید مالیاتی به نام مالیات بر ارزش افـــزوده را برای کشورهای خود پایه گذاری کردند و هم اکنون بیش از ۱۵۰ کشور از آن بهره گیری می کنند (نظری و گلدی سامان،۱۳۸۴).
این طرح برای نخستین بار در ایران تهیه و در دست مطالعه می باشد به عقیده طراحان لایحه مالیات بر ارزش افزوده دریافت مالیات به این نحو باهدف افزایش سهم مالیات در چرخه اقتصادی و جلوگیری از فرار مالیاتی به اجرا در می آید و تمامی زنجیر تولید کالا و خدمات را در بــر می گیرد؛ و در هر مرحله نسبت به ارزش افزوده ایجادشده برای کالا و خدمات مالیات جداگانه ای دریافت می گردد این روش جایگزین مالیات بر تولید و فروش می گردد که مالیات آن به جای محصول نهایی در مراحل مختلف محاسبه و دریافت می گردد (همان).
به موجب مطالعه های انجام گرفته، اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده راهی مناسب برای افزایش درآمد باثبات و تأمین قابل ملاحظه درآمد دولت به عنوان یک منبع درآمد باثبات و انعطاف پذیر، گسترش پایه های مالیاتی، از میان نرفتن انگیزه های سرمایه گذاری و تولید و هم چنین استقرار نظام مالیاتی خود اجرا و خود اظهاری می باشد که به شفاف سازی مبادلات و فعالیت های اقتصادی کمک کرده و موجب سهولت اجرای انواع مالیات های دیگر نیز می گردد اما این امر تنها با طراحی دقیق و اجرای صحیح سیستم مزبور به ویژه طراحی و اجرای سیستم آموزشی مناسب برای آموزش مؤدیان مالیاتی، قابل حصول خواهد بود. این نظام مالیاتی در مقایسه با مالیات ستانی سنتی، آموزش همه عوامل در گیر در اجرای آن را مانند کارکنان و مأموران مالیاتی گرفته تا مؤدیان، مصرف کنندگان، مشاغل حرفه ای مرتبط با آن (مثل حسابداران و حسابرسان) و کارکنان ذی ربط با بنگاه ها و مؤسسات اقتصادی (کارکنان بخش فروش، مأموران خرید و تدارکات و حسابداری) الزامی می سازد. مواد ۲۷ و ۲۸ قانون مالیات بر ارزش افزوده بهره گیری از خدمات سازمان حسابرسی، حسابداران و حسابرسان رسمی عضو جامعه حسابداران و مشاوران مالیاتی را در مساعدت به مؤدیان و سازمان امور مالیاتی پیش بینی کرده می باشد (نظری و گلدی سامان،۱۳۸۴).
هدف این پژوهش بهره گیری از روش فازی AHP در انتخاب موثرترین عامل بر آموزش مؤدیان مالیاتی در اثربخشی مالیات بر ارزش افزوده در استان ایلام می باشد در حیطه ی حسابداری و تجارت وضعیت های مبهم بسیار هستند که منجر به ایجاد اطلاعات غیرقطعی می گردد این ابهامات اطلاعات را از حالت دو ارزشی (هست یا نیست) خارج ساخته و ایجاد مدل های تحلیلی که ابهام را در اطلاعات حسابداری را دارد مدل های تصمیم گیری می نماید ضروری می سازد که ایجاد چنین مدل های بر مبنای منطق فازی صورت می گیرد.
بدیهی می باشد که با وسعت کار اجرای این نظام مالیاتی، سازمان امور مالیاتی ایلام (که خود مطمئناً با کمبود نیروی انسانی آموزش دیده در این نظام مواجه می باشد) به تنهایی قدرت و توان انجام کار گسترده آموزش مؤدیان و مصرف کنندگان را حداقل در کوتاه مدت ندارد اکنون با در نظر داشتن وصول بیش از حد انتظار این مالیات (به رغم معضلات به وجود آمده) به نظر می رسد دولت با اطمینان بیشتری می تواند بودجه و منابع پیش بینی شده در ماده ۳۵ قانون را به سازمان امور مالیاتی کشور برای تدوین و اجرای طرح های آموزشی، اجرای مالیات بر ارزش افزوده تخصیص می دهد. سازمان امور مالیاتی ایلام نیز بایستی به مقصود تسریع در آموزش مؤدیان، مصرف کنندگان و مشاغل حرفه ای مرتب با اجرای این نظام مالیاتی، شرایط مشارکت و فعالیت اشخاص حقیقی و حقوقی ذی صلاح و همگانی مورد نیاز را فراهم کند تا در این صورت بتواند بالا بردن کیفیت آموزشی مؤدیان مالیاتی از طریق گزینه های مختلف به اهداف این نظام مالیاتی دست یابد.

۱-۳         اهمیت و ضرورت انجام پژوهش

دستگاه کنونی مالیات، ضمن بازنگری کامل قوانین موجود مالیاتی در چارچوب برنامه سوم توسعه اقتصادی اجتماعی و فرهنگی، در راستای اصلاح نظام مالیاتی، اقدام به معرفی یک نوع مالیات بر مصرف تحت عنوان مالیات بر ارزش افزوده کرده می باشد. مالیات بر ارزش افزوده با انتقال پایه مالیاتی از در آمد به مصرف، انگیزه های سرمایه گذاری را افزایش می دهد و منابع لازم را برای گسترش سرمایه گذاری ها از طریق افزایش امکانات پس انداز تأمین و از جابه جایی سرمایه از بخش های مولد به بخش های خدماتی جلوگیری می کند. با اجرای این پروسه مالیاتی، اختلال در تصمیمات تولیدی و سرمایه گذاری ها به حداقل می رسد و درآمدهای مالیاتی به دلیل گسترده بودن پایه این نوع مالیات، افزایش می یابد (پژویان،۱۳۸۴).
بی گمان اهمیت و تأثیر مالیات در حیات و چرخه ی کشور بر کسی پوشیده نیست و همه اقتصاددانان دنیا بر این باورند که درآمدهای