اهمیت و ضرورت ایجاد ارتباط:

روابط صمیمی با بقیه شاید درگیر کننده ترین تجارب زندگی باشن. عاشق شدن، داشتن دوستانی خوب، رابطۀ خوب با والدین، فرزندان و همشیران واسه همه دارای اهمیتند. بیشتر مردم داشتن روابط خوب با بقیه رو واسه خوشحالی خود تقریباً از هر چیز دیگری لازم تر می دونن. تحقیقات تجربی هم این موضوع رو ثابت کردن. کمپبل، کانورس و رادجرز[۱] (۱۹۷۶) این مسئله رو که اهمیت موضوعات جور واجور واسه مردم چقدره مطالعه کردن. اونا فهمیدن که در بیشتر پاسخها، داشتن دوستان خوب و ازدواج و زندگی خانوادگی کامروا بیشتر از پیشرفتهای مالی و حرفه ای اهمیت داشتن. (پی فرگاس، ترجمه بیگی، ۱۳۷۳)

ازدواج

هم اینکه علت های زیادی در دست ان مربوط به اینکه نبود اینطور روابط صمیمی و ساپورت گر می تونه نتیجه های جدی داشته باشه. آمارهای شورای بیمه زندگی آمریکا (۱۹۷۸) به شکل عجیبی نشون میدن که افراد تنها یا غیر دلبسته احتمال بیشتری داره که دچار معضلات سلامتی مثل سکته، سل، سرطان، الکلیسم و تصادفات گردند، و در مقایسه با افراد متأهلی که در شبکه ای از روابط صمیمی زندگی می کنندنرخ مرگ ومیر و خودکشی بالاتری دارن. تموم شدن یه رابطۀ صمیمی مثلاً بر اثر طلاق یا مرگ یکی از والدین، دوستان یا همسر یکی از استرس آمیزترین تجارب زندگیه. (پی فرگاس، ترجمه بیگی، ۱۳۷۳)

بدیش اینه، حالا شدیدترین نوع تنهایی در خونواده دیده می شه، نهادی که در اون، ارتباط در حال فروپاشیه. یا در قتلگاه هست. ازدواج، این پیچیده ترین شکل روابط انسانی، بدون ارتباط موثر نمی توند شکوفا شه. زندگی بیشتر زوجهایی که امیدوارن ازدواجی بارور داشته باشن به دلیل از دست دادن مهارتای ارتباطی نیاز به یه رابطۀ موازی بدون صمیمیت[۲] میرسه. ابیاتی از تی. اس الیوت شاعر، که بیشتر در این مورد نقل می شن، چیزی که رو که ممکنه تو یه زندگی معمولی دیده شه تبیین می ده:

خانواده

دو فردی که می دونن یکدیگر رو درک نمی کنن،

بچهایی می پرورند که درکشون نمی کنن،

و هیچوقت هم درکشون نمی کنن.

نزدیکی بدون صمیمیت، همیشه خراب کننده س. وقتی که ارتباط متوقف می شه انرژی عشق به آزردگی و خشم تبدیل می شه و در نتیجه، منازعهای زیاد، طعنهای خجل کننده، انتقادهای تکراری، نبود علایق جنسی و یا پناه بردن به سکوتی یخ گونه رو موجب می شه. زنی پس از تبیین الگوهای ارتباطی پریشون خونواده اش گفت: « من تو یه سیاهچال روانی زندگی می کنم نه تو یه خونه». (بولتون[۳]، ترجمه سهرابی،۱۳۸۱)

خانواده

واسه اداره کردن خونواده، ارتباط سالم از اهمیتی بسزا برخورداره. پدر یا مادر بودن می تونه واسه زوجهایی که در مهارتهای ارتباطی از کفایت لازم دارن یکی از پاداش دهنده ترین و شادی بخش ترین تجربه های زندگی باشه. اما وقتی که والدین بر مهارتهای لازم واسه ایجاد ارتباط درست و متناسب مسلط نیستن، استرس، احساس غریبگی و تنهایی به وجود اومده توسط اون، هم واسه اونا و هم واسه کودکان،به یه اندازه خراب کننده س.

خونواده

خوانندگان ستون نصایح خانوم اون لندرز، در مجلۀ سیراکوس هرالد، وقتی فهمیدن هفتاد درصد آدمایی که به زمینه پیدا کنی اون جواب دادن از داشتن بچه متأسفند دچار شوک روحی شدن. هر چند نمونۀ انتخابی اون نمونۀ واقعی جامعه نبود و گر چه لندرز اقرار نمود که خوانندگان دارای احساسات منفی، در مقایسه با افراد دارای احساسات مثبت، در جواب دادن به پرسشنامۀ اون احساس زور روانی بیشتری رو تجربه می کنن (ودر نتیجه بیشتر احتمال داردکه به اون جواب بدن)، اما علت های زیادی در ساپورت از یافته های کلی زمینه پیدا کنی اون هست. (بولتون، ترجمه سهرابی،۱۳۸۱)

ایجاد ارتباط سازنده قدم مؤثری جهت شکوفایی استعدادها و قابلیتهای کودکه، هرچه روابط مادر و بچه یا ارتباط کودک با بقیه اعضای خونواده دوستانه تر باشه و اونا از راه های مؤثر در ایجاد ارتباط بهره جویند کفایتها و قابلیتهای کودک بیشتر شده و واسه زندگی آینده مهیاتر می شه. (ابراهیمی قوام، ۱۳۷۴)

خونواده

تحقیقاتی نشون داده که سطح بالایی از ارتباط و مکالمۀ والد با نوجوون با سطح پایینی از ارتباط جنسی خطرناک (راجرز،۱۹۹۹) و مصرف مواد مخدر (صدیق سروستانی، ۱۳۸۲) در ارتباطه. هم اینکه، مطالعۀ آشبای ویلز و همکاران (۲۰۰۳) روی نوجوانان آمریکایی با میانگین سنی سیزده سال در مطالعه اثر عوامل خانوادگی بر به کار گیری مواد و رفتارای جنسی نشون داد که ارتباط والدین و نوجوانان با رفتار مصرف مواد و فعالیت جنسی ارتباط ای برعکس داره و کیفیت ارتباط با والدین با خودمون داری و ثبات کفایت ربط داره. (خسروی، ۱۳۸۶)

با یه ارتباط خوب میشه از معضلات و انحرافات رفتاری مثل اعتیاد (ر.ک خوب فرید و عبدالخالقی، ۱۳۸۶) معضلات جنسی (دی فریتاس، ترجمه سارا رئیسی طوسی، ۱۳۸۳) معضلات روانی مثل مشکل سلوک-گناه کاری، افسردگی، مشکل تغذیه، مشکل هویت جنسی، عزت نفس پایین ، شکل های جور واجور معضلات اضطرابی (واسه اطلاعات بیشتر درمورد این معضلات ر.ک: جانگسما و همکاران، ترجمه دکتر علی صاحبی و همکاران، ۱۳۸۵) و هزاران بلای در کمین دیگه، پیشگیری نمود. (محقق، ۱۳۸۸ )

داشتن ارتباط انسانی و درست، با کودک و نوجوون، لازم ترین مرحله کار و موثر ترین عامل موفقیت در تعلیم و تربیت اون حساب می شه .ارتباط انسانی موفق، ارتباط ایه که تغییرات مطلوب رو در فرد به وجودمیاره و بین دونفر تفاهم لازم رو به وجودمیاره . اول شما با کودک ارتباط مستقر می کنین و بعد تعلیم و تربیت اون شروع می شه. (به پژوه،۱۳۷۵)

ایجاد ارتباط، مهم ترین قدم در مراحل تغییر رفتاره. این یکی از اصول ابتدایی در مراحل درمان روان شناختی و مشاوره س. خیلی از رویکردهای روان درمانی و مشاوره، ارتباط رو مهم ترین جزء درمان یا مشاوره می دونن و می گن که علم و تخصص در درجۀ دوم اهمیت قرار داره. این اصل واسه بقیه آدما که نه دکتر و نه مشاورند هم صادقه. کلا، ما به کسائی اجازه اعلام نظر درمورد رفتار خودمون می دیم که با اونا آشنایی کم یا زیادی داشته باشیم و هر چی اندازه نزدیکی عاطفی ما با اونا بیشتر باشه، اندازه تاثیرگذاری اونا بر ما هم بیشتر هستش. (محقق، ۱۳۸۸)

ارتباط مایۀ زندگی هر ارتباط س. وقتی که ارتباطی بی پرده، روشن و با احساس روی میده، ارتباط تقویت می شه اما وقتی که به شکل دفاعی، خشن و نامؤثر مستقر می شه ارتباط رو ضعیف کردن می کنه. وقتی جریان ارتباط به شکل بزرگی بسته می شه، ارتباط به سرعت رو به خرابی میره و آخرسر می میره. در جایی که مهارتهای ارتباطی وجود نداره، عشق- میان همسران، عشاق، دوستان، والدین و فرزندان- به مقدار زیادی کم میشه. واسه ایجاد روابط خوب، بایستی روشهایی کشف شن که به ما کمک کنن تا دست کم روی بخشی از شکافای بین فردی ما و بقیه پل زده شه. (بولتون، ترجمه سهرابی،۱۳۸۱)

[۱] – Campbell, Converse And Rodgers

[۲] – Intimacy

[۳] – Bolton