اهمیت امید در اسلام

۲-۱۸تفاوت رجاء با  آرزو (أمَل ) و طمع
آرزو “امل” گمان داشتن به وقوع چیزی است که حصول آن بعید است، امّا “طمع” گمان داشتن به وقوع چیزی است که حصول آن بعید نیست، و رجاء، حالتی بین أمَل و طمع میباشد. (مصطفوی ،۱۳۶۲)

۲-۱۹ اهمیت امید در اسلام
ازدیدگاه اسلام، امید و آرزو جایگاه رفیعی دارد، تا جایی که در روایات معصومان از امید به عنوان رحمت الهی یاد شده است. پیامبراعظم(ص) می فرماید: «الامل رحمه لامتی و لولاالامل ما رضعت والده ولدها و لاغرس غارس شجرها» امید و آرزو، رحمت برای امت من است و اگر امید و آرزو نبود، هیچ مادری فرزندش را شیر نمی داد و هیچ باغبانی نهالی نمی کاشت، (مجلسی ،۱۳۸۷ق )

مادر سمبل عاطفه و مهربانی است، اما آنچه که یک مادر را به مهربانی وا می دارد و باران عطوفت او را سرازیر می کند، امید است. اگر روزی امید را از وی بگیرند، حتی حاضر نخواهد شد نوزاد دلبندش را شیر دهد. در حدیثی از حضرت مسیح(ع) می خوانیم که آن حضرت در جایی نشسته بود و پیرمردی را مشاهده کرد که با کمک بیل و کلنگ به شکافتن زمین مشغول است. حضرت مسیح(ع) به پیشگاه خدا عرضه داشت: خدایا! امید و آرزو را از او بگیر. ناگهان پیرمرد بیل را به کناری انداخت و روی زمین دراز کشید و خوابید. کمی بعد حضرت مسیح(ع) عرضه داشت: بارالها! امید و آرزو را به او برگردان. ناگهان مشاهده کرد، پیرمرد برخاست و دوباره مشغول فعالیت و کار شد. حضرت مسیح(ع) از او سوال کرد که من دو حال مختلف از تو دیدم، یک بار بیل را به کنار افکندی و روی زمین خوابیدی، اما در مرحله دوم برخاستی و مشغول به کار شدی؟ پیرمرد در جواب گفت: در مرتبه اول فکر کردم پیر و ناتوان شده ام، چرا این همه به خود زحمت دهم و تلاش کنم؟ بیل را به کنار انداختم و بر زمین خوابیدم، ولی چیزی نگذشت که این فکر به خاطرم خطور کرد از کجا معلوم که سال های زیادی زنده نمانم؟ انسان تا زنده است باید برای خود و خانواده اش تلاش کند، از این رو برخاستم و بیل را گرفتم و مشغول کار شدم. (مجلسی ،۱۳۸۷ق) بنابراین امید جان مایه حرکت و تلاش انسان است برای دستیابی به انتظارات، آمال ها و آرزوهایی که او در سر می پروراند و به طور طبیعی بدون آنها فلسفه ای برای کار و تلاش و حرکت و یا حتی زنده ماندن باقی نمی ماند.(باقری ،۱۳۹۲ )

درادیان بزرگ امید را در کنار ایمان به خدا وامور خیریه سه رکن اساسی فضیلت انسانی می دانند  امید و محبت در دیدگاه بسیاری از مصلحان ،عصاره نیکی های زندگی اند . در اسلام به عنوان بزرگترین دین این مسله مطرح می شود. در قرآن وروایات اسلامی در هنگام شمردن صفات مومنین آنها را متصف به صفاتی کردهاند از قبیل :توکل ،تسلیم ،رضا ،خوف ورجاء(امید )و… و البته کسی که متصف به این صفات نباشد اهل ایمان نیست . (امام خمینی ،۱۳۸۰)

پشتیبانی معنوی ازبیمارانی که رشته های امید آنها از درمان قطع شده است می تواند امید به نجات رادر آنها زنده کند بنابراین ایجاد فضای معنوی رابطه با خداراتقویت وبذرامیدوآرامش رادر عمق جان بیمار بارور می سازد . (آرائی ،۱۳۹۱)

خدای رحمان و رحیم خواستار امید برای بندگانش است از نظر امام صادق دلیل  امید آنست که انسان به طرف مقصد برود. (مجلسی ،۱۳۸۷ق )

قرآن در جهت امیدوار کردن انسانها و ریشه کنی نا امیدی،در حوزه رفتار فردی زمینه های فراوانی را ایجاد نموده است:)موذنی ،۱۳۹۳)

۱- ممنوعیّت نا امیدی از رحمت الهی

یکی از تدابیری که قرآن در این زمینه بکار گرفته این است که همۀ انسانها را از نا امیدی منع نموده و به رحمت خداوند امیدوار کرده است. (همان )

قُلْ یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً… (زمر ،۵۳)

بگو: اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‏اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را مى‏آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.

۲- باز بودن راه توبه

ارتکاب گناه، به منزلۀ خراب کردن پلهای پشت سر و افتادن در مسیر هلاکت می باشد، امّا از آنجا که اسلام، برای نجات انسانها از تباهی نازل شده، راه بازگشت را برای گنهکاران، باز گذاشته تا امیدوارانه به جبران گذشته بپردازند. (همان )

وَ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ إِنَّ رَبِّی رَحِیمٌ وَدُود.(هود ،۹۰)

از پروردگار خود، آمرزش بطلبید و به سوى او بازگردید که پروردگارم مهربان و دوستدار بندگان توبه‏کار است.

این آیه خداوند را با دو صفت رحیم و ودود معرفی نموده که نشانگر عشق بی پایان او به بندگانش می باشد و این نکته بیانگر آن است که حتی با عظیم­ترین گناهان نیز راه تؤبه باز است.(مکارم شیرازی ،۱۳۷۴ )

۳- قبولی توبه و تبدیل سیّئات به حسنات

زمینۀ دیگری که در قرآن برای گسترش نور امید در نظر گرفته شده این است که علاوه بر باز بودن راه های توبه، نه تنها به بندگان، نوید قبولی توبه را داده بلکه به آنها بشارت تبدیل سیّئات به حسنات را نیز داده است.

غافِرِ الذَّنْبِ وَ قابِلِ التَّوْبِ شَدِیدِ الْعِقابِ … (غافر ،۳)

خداوندى که آمرزنده گناه، پذیرنده توبه، داراى مجازات سخت… است.‏

مجموع “غافِرِ الذَّنْبِ وَ قابِلِ التَّوْبِ” به منزله یک صفت است و به یک نوع از رفتار خدا با بندگان گنهکار، اشاره دارد و آن این است که ایشان را مى‏آمرزد، گاهى با توبه، و گاهى باشفاعت .  (طباطبایی، ۱۴۱۴)

. و اینکه خداوند توبه پذیر، گناهان تؤبه کنندگان را ، به حسنات تبدیل می نماید

إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیما

مگر کسانى که توبه کنند و ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند که خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدّل مى‏کند. (فرقان ،۷۰)

:  از نظر مفسرین، تبدیل گناهان به حسنات به سه طریق امکان دارد

الف ) با اصلاح رفتار ناپسند خود بعد از توبه

ب) خداوند سیئات اعمال او را محو مى‏کند، و به جاى آن حسنات مى‏نشاند

ج) منظور از سیئات‏، آثار سوئى است که از گناه بر روح انسان نشسته‏ که با توبه، تبدیل به آثار خیر مى‏گردد.(مکارم شیرازی ،۱۳۷۴)

۴- پاداش چندین برابر از ناحیۀ خداوند

یکی از اموری که باعث رشد اقتصادی و به گردش در آمدن چرخهای اقتصاد در جامعه می گردد، در نظر گرفتن پاداش برای فعالان اقتصادی می باشد، خداوند نیز در قرآن به کسانی که با او معامله نمایند و در راه او انفاق کنند وعدۀ سود چند برابر می دهد.(موذنی ،۱۳۹۳)

کیست که به خدا “قرض الحسنه‏اى” دهد،تا آن را براى او، چندین برابر کند؟(بقره /۲۴۵)

“اضعاف” جمع ” ضِعف” به معنى دو یا چند برابر کردن چیزى است، و چون این واژه به صورت جمع آمده و با کلمه”کثیره”، تاکید شده و جمله “یضاعف” نیز بر تاکید بیشترى، دلالت دارد، از مجموع این نکات، استفاده مى‏شود، که خداوند، براى انفاق کنندگان پاداش بسیار فراوانى قرار داده و اینگونه پاداش دادن از ناحیۀ خداوند سبب میشود که افراد جامعه، بدون دلهره و با امید مضاعف، به یاری هم نوعان خود بپردازند.(مکارم شیرازی،۱۳۷۴)

۵- جبران گناهان، با ابتلاء به گرفتاریها

برنامۀ دیگری که برای امیدوار کردن انسان در نظر گرفته شده این است که مؤمن با مبتلا شدن به مصیبت ها از ناحیۀ خداوند، خطاهای خود را جبران نموده و لذا با امید و احساس امنیّت بیشتری با آینده روبه رو میگردد، بنابر روایات متعدد، گناهان مؤمن با مبتلا شدن او به بلایا، بخشیده می شود و این باعث می شود که فرد با امید بیشتری به سوی سعادت گام بردارد.

امام صادق (ع)فرمودند :هیچ مؤمنی نیست مگر اینکه در بدنش دردی وجود دارد که تا زمان مرگ همراه اوست، که آن درد کفارّۀ گناهان او می باشد(مجلسی ،۱۳۸۷ق)

امام علی (ع) می فرماید :هرکس به دنیا دل بست در سه زیان آن افتاده

– حزن و اندوهی پیوسته و پایان ناپذیر

– آرزوئی دست نایافتنی