اقسام عقل از نظر فیلسوفان ومتفکران

انسان به وسیله عقل نظری به معرفت اموری نائل می شود که شأن آنها عمل نیست . عقل عملی ( مبدأ تحریک ) تابع عقل نظری و ( مبدأ ادراک ) است . عقل نظری ، مقام امامت و روشنگری عقل عملی را بر عهده دارد ، در توزین و ارزیابی نهایی ، در حّد مقدّمه و وسیله برای عقل عملی است . عقل نظری دارای چهار مرتبه ی « عقل هیولانی ( یا بالقوه ) ، عقل بالملکه ، عقل بالفعل و عقل بالمستفاد » است  ( بهشتی ، ۱۳۸۶ ، صص ۱۰۲-۹۱ ) .

عقل عملی نیز مراتبی دارد از قبیل « تجلیه ، تخلیه ، تحلیه و فنا » است .

مرتبه اول : « تجلیه » ، یعنی عمل به شرایع نبوی و احکام الهی است .

 

مرتبه دوم : « تخلیه » ، از صفات پست اخلاقی است .

مرتبه سوم : « تحلیه » ، یعنی آراستگی به فضیلت های اخلاقی است .

مرتبه چهارم ، « فنا » است . خود فنا نیز سه مرتبه دارد :

فنا در افعال الهی ( مقام محو ) ، فنا در صفات ( مقام طمس ) ، فنا در ذات اقدس احدیّت ( مقام محق ) .

سه مرتبه نخست ، مراتب عملی و واپسین مرتبه ، مرتبه دریافت بی واسطه و قلبی حقایق یا شهود باطنی است ( بهشتی ، ۱۳۸۶، صص ۱۰۳-۱۰۲) .

برای عقل به تناسب معانی مختلف و کاربردهای متفاوت آن ، اصطلاحات گوناگونی وجود دارد . گاهی عقل اسم جنس برای ذات و عین است که از اندیشه و خرد بهره دارد و گاه اسم جنس برای وصف و معنای خرد ورزی و اندیشیدن است . معنای اوّل که اسم ذات است ، در برخی از اصطلاحات برای دلالت برای ذاتی به کار می رود . که به حسب ذات و کار خرد مجرد و غیر مادّی است . عقل هنگامی که اسم معنا باشد در دو معنای عام و خاص به کار می رود . در معنای عام بر مطلق اندیشیدن و به هر نوع کار ذهنی و علمی اطلاق می شود . عقل در این معنا ابزار برای هر نوع شناخت و تلاش ذهنی و علمی است . هم ابزار شناخت امور کلی و غیر طبیعی و هم ابزار شناخت جزئی و یا کلی امور حسی و تجربی است . عقل در معنای عام ، وسیله ای است که هم جامعه ی علمی برای شناخت علمی از آن استفاده می کند و هم عموم مردم در شناخت عرفی و عمومی خود از آن بهره می برند . عقل در معنای خاص فقط در تأملات فکری و فعالیت های روشمند علمی ای به کار می رود که به ادراک حقایق عام و کلی می پردازد . عقل در این معنا از روش قیاسی- برهانی استفاده می کند و به تناسب موضوعات و نوع احکامی که صادر می کند ، به دو قسم نظری و عملی تقسیم می شود . عقل در معنای عام خود هنگامی که به شتاخت امور جزئی می پردازد ، « عقل جزئی » نامیده می شود و در معنای عام ، هنگامی که توسط عموم مردم ، در ارتباطات و شناخت عمومی به کار برده می شود « عقل جمعی یا عقل عرفی » گفته می شود .