اجتماع خوف و رجا چیست و چه تاثیری بر زندگی دارد؟

رجاء” در لغت به معنای گمان به وقوع چیزی است که موجب خوشحالی باشد که در فارسی از آن به امید، تعبیر می گردد.(راغب اصفهانی ، ۱۴۱۲)

“رجا، ” امیدواری و مظنه رسیدن به چیزی است که باعث مسرت باشد را گویند و این سرور، وقتی رجا است که بسیاری از اسباب رسیدن به محبوب را تحصیل کرده باشد اما توقع چیزی که هیچ یک از اسباب محبوب را مهیا نکرده آن را رجا نگویند، بلکه غرور و حماقت گویند. همانند کسی که انتظار گندم بکشد در حالی که تخم آن را در زمین شوره زاری که بی آب است افکنده باشد و اگر کسی بعضی اسباب را تحصیل نکرده که رسیدن به محبوب نزدیک باشد آرزو و تمنی گویند. مثل آن که دانه را در زمین مستعدی افکنده باشد اما در آب دادن کوتاهی کند. (نراقی ،۱۳۷۳)

بنابراین سزاوار است که بنده در قلب خویش، بذر ایمان پاشیده و با آب طاعات، سیرابش کند، و کشت خویش را از خار اخلاق پاک کند؛ و آنگاه از فضل خدای، امید ،ثبات قدم و خیر عاقبتی که منتهی به مغفرت شود، داشته باشد.چنین انتظاری «رجاء» نامیده می شود و پسندیده است.(جباران،  ۱۳۷۸)

۲-۹  خوف و رجاء

از جمله شناختهای انسان به خدا معرفت این حقیقت است که خدا نعمت هایی که به مادر این دنیا داده مانند عمر و صحت و سلامتی -دوستان-اولاد –اموال و غیره از وی پس می گیرد. و به عبارتی این نعمت ها را از او سلب می کند و نیز معرفت به این که وی قادر است در جهان ابدی اوراازنعمت ها محروم و به عذاب و رنج ابدی مبتلا و به دوری از بهشت و نعمت هایش و از همه بدتر به دوری از خداو رحمت خداگرفتارسازد ودر مقابل هم می تواندبه ادامه بارش رحمت ادامه و به آن بیافزاید .توجه به این معنی و شناخت به خدا دوحالت نفسانی خوف و رجاءرا بر ما برمی انگیزد. بنابراین خوف و رجاءبه آینده انسان مربوط می شود . برخلاف شکر که در مقابل نعمتهایی است که خدا قبلا به انسان داده است خووف حالتی است ناشی از شناخت به خدابه این لحاظ که اوقادر است نعمت هارا از ماسلب کند و از نعمتهای اخروی محروممان سازد ورجاءحالتی است ناشی از شناخت خدابه این لحاظ که قادر است در آینده به اعطاءنعمتها ی دنیوی ادامه دهد و از نظر کمی وکیفی بر آن بیفزاید . خوف از محرومیت رحمت خدا و امید به آینده بهتر در فطرت انسان ریشه دارد و عامل نیرومندی برای حرکت انسان به شمار می آید .( مصباح ،  ۱۳۸۶)

خوف و رجاء یا “بیم و امید” در آیات و روایات دو صفت از صفات خوب مؤمنان راستین است. اهل ایمان نه از غضب و عذاب خداوند ایمن می شوند و نه از رحمتش مأیوس و ناامید می گردند. توازن این بیم و امید که ضامن تکامل و پیشروی آنها در راه خدا است همواره در وجودشان حکمفرماست چرا که غلبه خوف بر امید، انسان را به یأس و سستی می کشاند و غلبه رجاء  و طمع، انسان را به غرور و غفلت وا می دارد و این هر دو دشمن حرکت تکاملی انسان در مسیر او به سوی خدا است. به وسیله دو بال خوف و امید انسان می تواند به اوج آسمان سعادت پرواز کند و مسیر تکامل را طی نماید. (انصاریان  ، ۱۳۸۶)

۲-۱۰-اجتماع خوف و رجا

منظور از اجتماع “خوف و رجا ء”بهره مندی آدمی از این دو ویژگی درونی است. به طوری که تعادل درونی خود را به طور مداوم حفظ کند و هرگاه غرور و غفلت دامنگیر او شد “خوف و ترس ” سراسر وجودش را فرا گیرد وهرگاه ناامیدی و افسردگی دامنگیر او شد رجاء و امید به رحمت دل او را لبریز کند لذا این دو باید در هر زمان در قلب انسان باشد تا آن تعادل مطلوب حاصل گردد و زمینه برای تکامل و صعود انسان به سوی سعادت ابدی و کمال فراهم گردد مانند کوهنوردی که در حال صعود از کوه باید هم بیم از سقوط داشته باشد و احتیاط کند و هم امیدوار به صعود با توانمندی و سلامتی باشد که از راه باز نایستد .(انصاریان ،۱۳۸۶)

طبق فرامین دینی ماترس و امید همراه هم هستند و انسان باید بین آنها تعادل را حفظ کند . خوف  و رجاءمثل دوبال پرنده هستند که نقص در یکی،دیگری رانیز ناقص می کند . (سلگی ،۱۳۷۶)

یَحْذَرُ الْآخِرَهَ وَیَرْجُو رَحْمَهَ رَبِّه.از آخرت می ترسد وبه رحمت پروردگارش امیدوار است .  (زمر۹)

حضرت على علیه السلام فرمودند: «خیرُ الاعمال اعتدال الرجاء والخوف؛ بهترین کارها، تساوی بین خوف و رجانسبت به خداوند است.(محمدی ری شهری ،۱۳۷۷)

در امور معنوى توازن ترس و امید، ضامن رشد و تکامل به سوى کردگار است. غلبه ترس بر امید، آدمى را به نومیدى و نیستى مى کشاند چنان که سنگینى امید بر ترس از پروردگار نیز او را به غرور و غفلت مى کشاند؛ در نتیجه سبب در جا زدن و مانع سیر تکاملى آدمى خواهد شد. بندگان خاص بیم و امید را در کنار هم دارند و خدا را با خوف وطمع مى خوانند.(مکارم شیرازی ،۱۳۷۴)

امام صادق علیه السلام در بخشى از وصیتنامه خود به ابن جندب، نجات یافتگان از عذاب الهى را کسانى معرفى مى کند که خوف و رجاء حقیقى متعادل در دل هایشان وجود دارد: یهلک المتکل على عمله… قلت فمن ینجو؟ قال الذینهم بین الرجاء والخوف…؛ کسى که به اعمال خود (اعمال خوب) تکیه نموده است به هلاکت مى رسد و کسى هم که به امید رحمت خداوند بر انجام گناهان جرات پیدا مى کند نجات نخواهد یافت. (ابن جندب) سؤال کرد پس چه کسى نجات پیدا مى کند؟ حضرت فرمودند: کسانى که حالشان میان خوف و رجاء باشد.(محمدی ری شهری ،۱۳۷۷)

خوف و رجاء امرى نسبی و دارای مراتبی است و حد نصابى دارد که حداقل مرتبه آن را باید مؤمن داشته باشد. اگر امید انسان به رحمت خداوند به گونه اى باشد که فکر کند آن قدر رحمت خدا واسع است که همه را کارهای ناپسند او رامى آمرزد، باعث مى شود تا انسان گستاخ شود و از ارتکاب گناهان باکى نداشته باشد. در واقع  خداوند از روى اعمال افراد، آن ها را مى آمرزد و به بهشت مى برد و یا عذاب نموده و به جهنم مى برد.(مصباح ، ۱۳۸۶)

عبادتی که از رجاء ناشی شود بهتر از عبادتی است که از” خوف ” سرچشمه می گیرد؛ چه این که نزدیکترین بندگان به خدا، محبوب ترین آنهاست، همچنین  محبّت موجب غلبه رجاء بر قلب می شود. و به همین خاطر است که در شرع مقدّس به حسن ظن و رجاء تشویق و ترغیب ها شده است، مخصوصاً به هنگام رسیدن مرگ.

حضرت امام علی (ع) در خطبه ۱۸۲ می فرمایند:

نَسْتَعِینُ بِهِ اسْتِعَانَهَ رَاجٍ لِفَضْلِهِ، …. ، وَنُؤْمِنُ بِهِ إیمَانَ مَنْ رَجَاهُ مُوقِناً

از خدا استعانت می جویم، همچون کسی که به فضل و رحمت خدا امید بسته است …، و بسان کسی که با یقین کامل به او امیدوار است، ایمان دارم.

و در جای دیگر می فرمایند:(نهج البلاغه خطبه ۱۱۵)

اللَّهُمَّ …. فَکُنْتَ الرَّجَاءَ لِلْمُبْتَئِسِ

خدایا… فقط تو، مایه امید هر بیچاره ای

و نیز می فرمایند:(نهج البلاغه خطبه۱۶۰)

وَ کُلُّ رَجاءٍ الّا رَجاءَاللهِ تَعالی ـ فَإنَّهُ مَدخُولٌ

هر امیدی، نا به جاست جز امید به خدای متعال

هرچند که انسان از یک طرف به “رجاء”  تشویق و ترغیب ها شده است؛ امّا نبایستی، از جهت دیگر، انسان، از رحمت خداوند متعال نا امید و مأیوس بشود.زیرا

:   قرآن کریم در این زمینه می فرماید

قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ اَسْرَفُوا عَلـی اَنفُسِهِمْ لاَ تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَهِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ . (زمر ۵۳)

بگو: ای بندگان من که برخود اسراف و ستم کرده اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است .

حضرت امام علی (ع) نیز می فرمایند:(نهج البلاغه حکمت ۳۷۷)

وَلَاتَیْأسَنَّ لِشَرِّ هذِهِ الْأُمَّهِ مِنْ رَوْحِ اللهِ لِقَولِهِ: إنَّهُ لَایَیْأسُ مِنْ رُوْحِ اللهِ اِلّا الْقَوْمِ الْکَافِرُونَ.

حتّی بدترین فرد نیز نباید از رحمت خدا مأیوس باشد ـ زیرا خداوند فرمود: جز کافران نباید از رحمت خدا مأیوس باشند( یوسف/۸۷).

امید و ترس افراد به میزان شناخت و نیازهایى که درک مى کنند، بستگى دارد. مثلاً ترس و امید یک کودک دو سه ساله فقط در محدوده خواسته هایى که دارد شکل مى گیرد. او هیچ وقت نسبت به مسائل بین المللى، مسائل اجتماعى، مسائل معنوى و اخروى و… ترس و امیدى ندارد زیرا هیچ تصورى از آن ها ندارد و یا مثلاً از یک سو، افراد عادى از بیمارى، فقر، گرفتارى هاى زندگى و… ترس دارند و از سوى دیگر، امید دارند که پول دار بشوند و همسر خوب، خانه خوب و موقعیت اجتماعى خوبى بدست آورند. افرادى که یک مقدار معرفت شان بیشتر است مسائل معنوى را هم در نظر مى گیرند. براى مثال از این که عقل و ایمان شان از بین برود، مى ترسند و امید دارند که بر معرفت و ایمان شان افزوده شود.آنها کسانى هستند که به آخرت ایمان دارند به ثواب هاى اخروى امید دارند و از عذاب هاى اخروى مى ترسند. (مصباح ،۱۳۸۴)

امید انسان به رحمت خدا  ،باید مثل زراعت یک زارع باشد که بذر سالم در زمین مناسب می کارد و تمام مراقبتهای لازم را انجام می دهد و به انتظار محصول می نشیند و نه اینکه بذر را در شوره زار بکارد یا بذر سالم نباشد ،چنین چیزی حماقت است پس انسان باید عمل همراه تقواداشته باشد و رعایت اخلاقیات نماید تا امیدرحمت داشته باشد نه این که کامرانی و شهوت رانی کند و امید رحمت و عفو داشته باشد . که مصداق آیه ۱۶۹سوره اعراف می شوند ،که در مقام توبیخ گفتار کسانی است که توجه به متاع دنیا دارند و انتظار مغفرت دارند . (موسوی همدانی ، ۱۳۶۳)