آشنایی با مؤلفه های تکمیلی کارکردهای اجرایی

۱٫ مدل براون :
مدل ارائه شده به وسیله براون(۲۰۰۶)شامل شش خوشه از کارکردهای اجراییه و روش ای از معنی سازی کارکردهای اجرایی واسه همه افراده.هیچ کدوم از این خوشها یک متغیر واحد مثل ارتفاع، وزن یا فشار خون نیستن. هر خوشه بیشتر مثل یک سبده که شامل کارکردهای شناختی در ارتباط به هم و متنوعه.این خوشها عبارتند از:
۱-فعالیت : نظم ، اولویت بندی و فعالیت واسه کار، ایجاد، برنامه ریزی،تعیین هدف و ترتیب گذاری.
۲-متمرکز ساختن : تمرکز، پایداری و تغییر توجه در تکلیف.

۳-سعی : تنظیم هوشیاری، پایداری سعی ، سرعت پردازش، سرعت عمل، مدیریت زمان و مقاومت در برابر حواسپرتی .
۴ – هیجان : مدیریت شکست و تنظیم هیجانات .
۵- حافظه : مطلوبیت حافظه کاری، یادآوری در دسترس و استفاده از بازخورد.
۶- عمل(عمل) : کنترل و عمل خود تنظیمی، جلوگیری.
مثل اینکه هر کدوم از این خوشها به عنوان کارکردهای عملیاتی هستن که در تغییر سریع مجموعه نیروهای تعاملی که تا حدودی ناهشیار انجام می شن، تاثیردارن.این کارکردها وسعت متنوعی از تکالیف روزانه رو تنظیم می کنه که افراد باید پیش از کنترل خود از توجه و حافظه واسه هدایت عمل استفاده کنه(براون، ۲۰۰۶).
۲٫ مدل نورمن و شالیس :
مدل نورمن و شالیس ۱۹۹۸ مدلی رو ارائه کردن که در اون واسه توضیح کارکردهای اجرایی ساختاری رو عنوان کردن. برابر با این مدل رفتارها تحت اثر مجموعه ایی از طرحوارهای فکری یا عملی قرار دارن. یک طرح مجموعه ایی از اعمال و شناخت هاس که از راه تجربه به هم در ارتباط می شه. این طرحوارها از دو راه جدا از هم می تونن فعال شن:
اول :اونا می تونن به وسیله یک اتفاق بیرونی شروع شن مثلا وقتی که ما در حال رانندگی هستیم طرح ی ترمز کردن به وسیله دیدن چراغ قرمز فعال می شه. به راه افتادن محیطی طرحوارها، می تونه واسه به اتمام رساندن رفتارهای مناسب در شرایط معمولی کافی و بسنده باشه، مثل یادگیری ارتباطات بین رویدادهای خاص در محیط و روشای خاص رفتاری،با این در بعضی شرایط دیگه شامل شرایط جدید یا موقعیتایی که نیاز به جلوگیری جواب دارن، راه اندازیای محیطی مناسب نبوده و یک سیستم ثانوی واسه کاهش سطح فعالیتای طرح لازمه.نورمن و شالیس ۱۹۹۸ این سیستم رو یک “سیستم سرپرستی” نامیدند و عنوان کردن این سیستم به وسیله لب پیشانی مغز حمایت می شه. برابر با این مدل، رفتارهایی به وسیله طرحوارها کنترل می شه که به طور مناسبی به وسیله اطلاعات درک شده در شرایط روزمره، به راه می افتن.اما در شرایط غیر عادی سیستم سرپرستی به عنوان یک کاهش کننده سطح فعالیت، وارد عمل می شه(کوهن ۲۰۰۴).